زاهد نیوز 1 شهريور 1392 ساعت 12:41 http://zahednews.ir/vdca6ynu.49nwy15kk4.html -------------------------------------------------- عنوان : بهاییت زاییده توهم بابیت -------------------------------------------------- متن : زاهدانه: وبلاگ " یاس کبود " نوشت : میرزا حسینعلی نوری که به تازگی از کسوت درویشی و گوشه عزلت بیرون آمده و به دامن پر مهر یحیی صبح ازل بازگشته بود از این احساس حقارتی که داشت عقده ای بر دل داشت تا بتواند برنامه ریزی توطئه ای جدید را شروع کند او با توجه به کتاب بیان و بشارت هایی که درباره ظهور من یظهره الله داده بود ادعای خود را در بهار سال 1280 مطرح نمود. علیمحمد شیرازی جوان شیرازی که در زمان ولیعهدی ناصرالدین شاه قاجار  بر اثر اغلاط شیخ احمد احسایی و اشتباهات سید کاظم رشتی و تحریک جاسوس روسی کینیاز دالگورکی ادعای بابیت امام زمان علیه السلام  در 28 شهعبان 1264را نمود پس از یک هفته از ادعای خود دستگیر و به اشتباه خود اعتراف و به توبه اقرار نمود. [1] این اولین باری نبود که او مدعی موهومات خود بود او در اواخر همان سال با طرح ادعای خود به نوشتن کتاب بیان مشغول شد و در جلسات خویش را اینگونه معرفی میکرد: من همان قائم موعودی هستم که هزار سال است منتظر ظهور او هستید [2] و نام ادعای خود را مهدویت میگفت. [3] او که با این ادعا خود را از جرگه شیعه بیرون آورده بود با مدعایت جدید خود را از دایره اسلام هم بیرون آورد او در مرحله سوم با اتمام کتاب بیان مدعی نبوت و پیامبری شد  و در چهارمین مرحله از مدعیات خود با نوشتن لوح هیکل الدین مدعی مقام الوهیت شد. [4] اودرباره اظهار نبوتش چنین نوشت که : در هر زمان خداوند عزوجل، کتاب و حجتی از برای خلق مقدر فرموده و می‏فرماید. و در سنه هزار و دویست و هفتاد از بعثت محمد رسول الله کتاب را، بیان و حجت را، ذات حروف سبع (علیمحمد که هفت حرف است) قرار داد  [5]  وچنین مدعی شد و در ظهور قائم و بیان (خود و کتابش) همان رسول الله... و همان فرقان است  [6] . در همین ایام که در حال رشد و ترقی جایگاه به نبوت بود در کتابش بشارت به آمدن شخصی به نام من یظهره الله میکند و سفارش میکند همگان در هنگام ظهورش حکم او را گردن نهند و درباره او چنین میگوید که : قسم به ذات الهی که اگر کسی یک آیه از او بشنود بهتر از آن که هزار بار بیان را تلاوت نماید.» [7] اما یک نکته عجیب در این دستور وجود دارد و آن اینکه میگوید به صرف ادعا از او بپذیرید حتی اگر بر فرض او من یظهره الله هم نبود ولی اگر ادعای آن را داشت باز مامور هستید که بپذیرید[8] . او زمان ظهور او را هم اعلام میکند و  میگوید که من یظهره الله در سال عدد غیاث (1511 سال بعد) ظهور میکند اما اگر نشد زمان دیگری به نام عدد مستغاث (2001 سال پس از او) ظهور خواهد کرد .[9] اما در اینکه آن شخص کیست و منظور از من یظهره الله چیست چنین میگوید : من یظهره الله اسمش محمد است او اذکر الله محمدا و مظاهره امره است [10]  که محل ظهور او مسجدالحرام است. [11] میرزا حسینعلی نوری که به تازگی از کسوت درویشی و گوشه عزلت بیرون آمده و به دامن پر مهر یحیی صبح ازل بازگشته بود از این احساس حقارتی که داشت عقده ای بر دل داشت تا بتواند برنامه ریزی توطئه ای جدید را شروع کند او با توجه به کتاب بیان و بشارت هایی که درباره ظهور من یظهره الله داده بود ادعای خود را در بهار سال 1280 مطرح نمود [12] او با اینکه هیچکدام از شرایط اعلام من یظهره اللهی را نداشت خود را موعود بیان نامید و در باغ نجیب پاشا در بغداد با حمایت دولت روسیه خود را من یظهره الله معرفی کرد  . او در نامه ای که به ناصرالدین شاه قاجار نوشته چنین میگوید : پادشاها من همچون یکی از بندگان عادی به سرم می‏برم و به بستر خفته بودم که به من نسیم‏های سبحانی وزید، مرا دانش هستی آموخت... و من علوم بشری را نخوانده‏ام و به مدارس نرفته‏ام و اگر می‏خواهی از همشهریانم بپرس.  [13] میرزا حسینعلی برای اینکه نبوت خود را به دیگران بقبولاند خواست خود را همچون پیامبر گرامی اسلام امی و بیسواد جلوه دهد و چنین مدعی میشود که: ما به مدارس داخل نشده‏ایم و مباحث گوناگون را نخوانده‏ایم [14] اما پس از او مبلغان بهایی در اختلاف افتاده و هریک چیزی میگویند برخی مانند احمد یزدانی مبلغ بهایی چنین میگوید : به هیچ وجه تحصیل علم و تلمذ در مدرسه‏ای نکرده بود [15] ، و برخی نیز نتوانسته اند این مدعا را ثابت کنند و به ناچار چنین نوشته اند که : از قرار معلوم نوشتن و خواندن را نزد پدر و بستگان خود آموخته است. [16] مهمترین سندی که امروزه در دست میباشد و میتوان این ادعای بی سوادی او را باطل کرد نوشته عزیه خانم خواهر میرزا حسینعلی نوری است که به تنبیه النائمین معروف شده است او به عبدالبها چنین مینویسد : جناب میرزا (عباس یا همان  عبدالبهاء) ابوی (میرزا حسینعلی) که از بدایت عمر به حد بلوغ رسید به واسطه‏ی فراهم بودن اسباب و گردآمدن اصحاب، اشتغال به درس و اهتمام به مشق داشته، آنی خود را تحصیل مقدمات فارغ نمی‏گذاشته... [17] با این که در این نامه آشکارا و به وضوح نوشته شده که او درس خوانده بوده عبدالبهاء در نهایت بی شرمی و وقاحت برای تکیه زدن بر اریکه قدرت جانشینی بهاء الله ادعای او را تایید و چنین میگوید : نزد جمیع اهالی ایران مسلم که در مدرسه، علمی نیاموختند و با علماء و فضلا معاشرت ننمودند [18] اکنون به مناسبت بحثی که پیش آمد جا دارد این سوال را مطرح کنیم که آیا از افرادی که هرکدام دروغی بهم بافته تا مقام خود را اثبات کند میتوان پیروی پیروی کرد و تبعیت نمود و آیا تبعیت از افراد خطاکار و نادرست شما را به کدامین ره هدایت میکند راه صواب و درست یا راه نادرست ؟؟؟ در این ایام در باغ بغداد بنابر سیاستی که داشت و نمیخواست نامش بر سر زبان ها بیفتد او را با لقب اعطایی زرین تاج یعنی بهاء الله که تمام هویت او بدان نام بود صدایش میزدند در این ایام دستور داد جشنی برپا نمایند و در اجتماع بزرگ بابیان اعلان کرد که وصایت ازل از پایه بی اساس است و خود او با میرزا عبدالکریم قزوینی کاتب این داستان را ساخته بودند و برای مصالحی این کار انجام شده بوده  است . این ادعا در حالی از طرف بهاء الله مطرح میشود که بر اساس کتاب بیان و نوشته های علیمحمد باب میرزا یحیی صبح ازل جانشین باب بوده است [19] او ضمن رد ادعای حسینعلی چنین میگوید : برادرم هوس ریاست دارد، می‏خواهد بدین شیوه جای مرا بگیرد. زیرا در چنین فاصله‏ی کمی هیچ شریعتی منسوخ نمی‏گردد و هنوز مواعید کتاب بیان عملی نشده تا مظهر بعد ظاهر شود. [20] . در کتاب تنبیه النائمین هم میخوانیم که عزیه خانم  که خواهر هردو جناب میباشد ادعای حسینعلی را موهوم و تقلبی معرفی میکند .[21] گزشته از این کلام عزیه خانم و صبح ازل اگر بخواهیم منصفانه هم به قضیه نگاه کنیم آنچه بهاء الله مدعی شده باطل میباشد چنانچه در کتاب بیان مدعی شده که فاصله هر نبوت هزار سال است و یا اینکه من یظهره الله بعد از عدد مستغاث می آید ، اما ادعای حسینعلی دو سال پس از مرگ باب این ادعا را میکند پی نوشت : 1.کشف الغطا ص 205 - 204. 2.مطلع الانوار ص 320. 3.وقتی علما از داعیه‏ ی او سؤال می‏کنند فورا اظهار می‏دارد مهدویت (الکواکب الدریه: 1 / 224). 4.در صفحه 5 بیان عربی چاپ شده است. 5.بیان عربی اثر علی محمد ص 3. 6.بیان فارسی ص 55. 7.بیان فارسی ص 163. 8.بیان فارسی باب اول از واحد دوم. 9.بیان فارسی ص 61. 10.بیان فارسی ص 309. 11.بیان فارسی ص309. 12.خاطرات انحطاط و سقوط فضل الله صبحی مهتدی ص 80 13.بهائیت در ایران ص 144. 14.اقدس نوشته‏ ی بهاء ص 29. 15.نظر اجمالی در دیانت بهائی اثر احمد یزدانی ص 14. 16.بهاءالله نوشته محمد علی فیضی مبلغ بهایی ص 18 به طوری دیگر در اسرار الاثار اثر اسدالله مازندرانی بهایی دیگر ص 193 - 191 آمده است. 17.تنبیه النائمین ص 4. 18.النور الابهی فی مفاوضات عبدالبهاء ص21. 19.در صورتی که علیمحمد سال چنین فتنه‏ ای را (1511) یا (2011)  سال بعدش معین کرده بود و میرزا حسینعلی در بهار سال 1280  دو سال بعد از باب مدعی جانشینی باب شد. 20.بهائیان ص 327. 21.تنبیه النائمین ص  4، 44، 34. انتهای پیام/