کد مطلب: 60655
 
یادداشت/
قتل به مثابه جنسینگی
جوامع سنتی تاریخ متفاوتی در مواجه با جنس زن دارند؛کنترل جنسی زنان توسط مردان در چنین جوامعی همراه با موج شدید خشونت همراه است و این حس برای مردان همراه با حس عمیق اظطراب و گناه است.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۰۸:۱۹
 
به گزارش زاهدنیوز، روابط در خانواده بین زن و شوهر، فرزندان و والدینشان در جوامع، تغییرات متعدد و متفاوتی در فرهنگ ها و بافت های فرهنگی مختلف تجربه کرده است. به همان نسبت که روابط عاطفی و عمیق در خانواده ها می تواند شکل بگیرد ؛تعارضات و تنشهای شدیدی نیز میتواند جایگزین آن شود.

جوامع سنتی تاریخ متفاوتی در مواجه با جنس زن دارند؛کنترل جنسی زنان توسط مردان در چنین جوامعی همراه با موج شدید خشونت همراه است و این حس برای مردان همراه با حس عمیق اظطراب و گناه است.

وکیل: یکی سر خواهرشو بریده بود گذاشته بود تو گونی، برده بود پاسگاه. بعد با کمال افتخار گفته بود: کشتمش که آبرومو بخرم. باور کن هیچ چیز خطرناک تر از اعتقادات و سنت های غلطی نیست که تو ذهن آدما جا بیفته. اون وقت اگه بخوان آدم بکُشن با خیال راحت می کشن. در حالی که نه فقط برای خودشون و دور و وری هاشون قاتل نیستن، بلکه قهرمانن ... «خواهرمو کشتم چون پشت سرش حرف می زدن»، «دخترعمومو کشتم چون می خواست زن غریبه بشه»، «از ناموسم دفاع کردم» چی کارش می خوای بکنی؟

پرویز: مادرِ دختره چی؟ اونم شکایت نمی کنه؟

وکیل: نه، اونم شکایتی نداره چون هر چی هم که دلش بسوزه مجبوره خودشو با نظم و نظام عشیره وفق بده ...

دیالوگ فوق از فیلم«عروس آتش» بخوبی نمایی از نگاه به جنس زن را در فیلمی از دریچه نگاه سنت در خوزستان را به نمایش میگذارد و اکنون نیز در این استان شاهد قتلی با همان کیفیت و نگاه موجود در متن فیلم هستیم.

شرف و ناموس، و آبرو از ارزشهای مثبت و قابل تائید در نظام قبیله ای و در کلان در جوامع سنتی است.
 
وفق دادن با نظام قبیله در واقع تبعیت از الگوهای اجتماعی تثبیت شده ای است که قرنها توسط کنش های متقابل اجتماعی متعدد با رنگ وبوی مذهبی نسل به نسل در چنین خرده فرهنگهایی انتقال می یابد. همدستی و توافق برادر مقتول و شوهر در واقع نوعی توافق بر سر نظام ارزشی قبیله و عشیره ای در مواجه با مسائل جنسینگی زنان است.

در دیدگاه سوسیوژنیک قتل می تواند پیامد ناکامی باشد، این نظریه مدعی است افرادی که بشدت دچار ناکامی شده اند و اگر این کنش تبدیل به کنش پرخاشگرانه دیگر شود دیگر کشی را انتخاب می کنند.

همسر قاتل دختر جوان اهوازی طبق این رویکرد به سبب انتشار عکسهای همسرش و الگوگیری از نظام قبیله ای و دینی مواجه با انتظارات بسیاری از سمت جامعه فرهنگی خود گردید و در تلاش همنوا کردن مطالبات و انتظارات قبیله طبق قوانین خاص خود در مواجه با آن چنین حادثه هولناکی را به وجود آورد.

به بیان دیگر میزان کنترل اجتماعی که بر فرد تحمیل میشود و کسانی که از چنین کنترل های شدیدی رنج کشیده باشند بیشتر به دیگر کشی تمایل پیدا می کنند، در نتیجه همسر و برادر مقتول مدتها از طرف دیگران بشدت بابت چنین موضوعی سرزنش میشدند و چرخاندن سر همسر و خواهر در ملا عام نمایانگر ارضای حس سرکوب شده اجتماعی این دو قاتل در آن جامعه سرزنشگر محسوب می شود.

در مجموع قتلهایی این چنین را سوای از پدیده روانی باید در ساختار اجتماعی قبیله و عشیره ای در آن مکان جستجو کرد؛ و قتل زن جوان اهوازی همسر و برادر مقتول و عاملان این جنایت در ساختارعشیره ای و سنتی اجتماعی شده تعریف می شود و برای تثبیت خود قویا تحت فشار بیرونی و ساختار اجتماعی قبیله قرار داشتند و در نهایت اینکه ساختارهای اجتماعی نوعی قرارداد بر سر پیوندهای بین خانواده است و بسته به فرهنگ ها سیمای کاملا متفاوتی را ایجاد خواهند کرد و وقایعی اینچنین، در هر جامعه ای متناسب با چارچوب اخلاقی همان جامعه تفسیر و تاویل می شود.

حسن میرشکار _ جامعه شناس
Share/Save/Bookmark
 
{DOC_FEEDBACK_FORM}