کد مطلب: 53900
 
حقوق شهروندی کجایی؟
لب های تشنه رسالتی ها چشم انتظار تدبیر/ 30 سال انتظار برای داشتن آب لوله کشی در زاهدان/ حاشیه نشینان در رویای آبرسانی به سر می برند+ فیلم
مسئولان بدانند که وعده و وعید هایی که رنگ و بوی سیاست و انتخاباتی دارند برای مردم محروم آب و نان نمی شود و مادامی که برروی صندلی خدمت می نشینند باید در قیامت جوابگوی کوچکترین کوتاهی در حق رفع این محرومیت ها باشند چرا که حاشیه نشینان زاهدانی 30 سال است که از داشتن آب لوله کشی محرومند.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۴۶
 
به گزارش زاهدانه، سالهاست اهالی این منطقه بویی از پاکیزگی، آرامش و آسایش استشمام نکرده اند. از کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ خاکی و سراشیبی روی کوه و انبوه زباله ها گرفته تا عدم لوله کشی برای استفاده از کمترین امکانات نظیر آب شرب.
به گفته اهالی محل هر روز صبح تمام اعضای خانواده یک گالن آب دستشان گرفته و کیلومترها راه برای یافتن آب شرب طی می کنند البته اگر شانس بیاورند و در آن صف طولانی نوبت به آنها برسد یا شهرداری آب را قطع نکند.


دردهایشان یکی دو تا نیست؛ این اهالی علاوه بر اینکه محل زندگیشان فاقد آب لوله کشی ، روشنایی معابر یا ارائه خدمات شهری و غیره است مقابل قبرستان قدیمی زندگی می کنند که پاتوق معتادان و اراذل و اوباش می باشد گویا زنان و دخترانشان هم امنیت ندارند.

مسئولان زیر پونز نقشه شهر را در نقشه اتاق کارشان نگاه کنند!
آری اینجا زاهدان مرکز کلانشهر استان پهناور سیستان وبلوچستان است؛ زیر پونز نقشه شهر خیابانی وجود دارد که مسئولان شاید گذری بر آن انداخته و با بی خیالی مسیر خود را طی کرده باشند چرا که به گفته اهالی سی سال می گذرد و آنها همچنان چشم انتظارند اما هیچ اتفاقی نیفتاده و استفاده از آب لوله کشی در منزل بدون هیچ دردسری برای آنها به رویایی دست نیافتنی تبدیل شده است.


اینجا خیابان رسالت است یکی از مناطق حاشیه نشین شهر که اگر مسئولان سر خود را کمی تکان دهند شاید آنجا را در همان نقشه محل کارشان ببینند. گرچه این قبیل مشکلات در نقاط حاشیه شهر زاهدان همچون بلوار کشاورز و همچنین شهرک های جهاد، برق و گاوداران بیداد می کند بگونه ای که اهالی آن از آب شرب بهداشتی محروم هستند و به ناچار باید آب مصرفی خود را به وسیله تانکر و یا گالن های 20 لیتری از کنار خیابان تامین کنند.

برای تامین آب مصرفی گالن های 20 لیتری را باید از کوه بالا ببریم
زبیده خانم یکی از زنان این محله که نمی خواهد نام و نشانی از وی درج یا تصویرش منتشر شود به خبرنگار زاهدانه می گوید: شما نیز مانند مسئولان شهر در رفاه و آسایش زندگی می کنید هر چه بگویم درک کرده و پس از چند روز به باد فراموشی می سپارید.


شما چه می دانید در گرما و سرما هر روز صبح اهالی خانه باید گالنی در دست گرفته و برای تامین آب شرب مورد نیاز خانواده در طی شبانه روز این کوه را پایین بیایند و بعد با 20 لیتری آب دوباره از کوه بالا بروند تا آب را به خانه برسانند.
گرچه آسانسور و پله برقی برای جابجایی ندارند تا از بالا و پایین رفتن کوه آن هم با وسایل روزمره برای زندگی از آن استفاده کنند اما یک روز با آنها بودن دل شیر می خواهد؛ باور کنید رفتن به آنجا و بودن در کنارشان هیچ هزینه ای برایتان ایجاد نخواهد کرد از میز کار فاصله بگیرید و با درد مردم زندگی کنید.

اینجا کسی از آمدن باران، بهار و تابستان خوشحال نمی شود
وی بیان می کند: اگر شما یک روز در جای ما توانستید این اوضاع را تحمل کنید آن وقت می فهمید درد، محرومیت، فقر و غیره یعنی چه؟ می فهمید وقتی باران می بارد نباید خوشحال باشید بلکه هراس دارید که مبادا همین سقف خاک و گلی را هم از دست بدهید. از آمدن بهار یا پاییز و زمستان دیگر خوشحال نمی شوید زیرا تابستان و بهار و پاییز فقط بوی نامطبوع استشمام و با انواع و اقسام جانورها دست و پنجه نرم می کنید. زمستان و تحمل سوز سرمای آن که به جای خود؛ تا وقتی شیر خانه هایتان باز و از آب گرم و سرد برای رُفت و روب، شستشو و استحمام استفاده می کنید چه می دانید شستن ظرف ها در وسط حیاط با آب یخ یعنی چه؟


بودن در کنار این اهالی بسیار دردناک است چرا که ما حتی تاب و توان شنیدن دردهایشان را هم نداریم چه برسد به اینکه بخواهیم یک روز جای آنها زندگی کنیم. آن هم ساکنانی که هر روز باید از کوه بالا و پایین بروند و بر سر زندگی خود جدال کنند خانواده هایی که حتی فرزندانشان نمی دانند آب لوله کشی چیست و در کجای خانه می توان یک شیرآب نصب کرد.

فقر همچنان پابرجاست، عدالتی در کار نیست
براستی که اینجا محرومیت واژه غریبی نیست جایی‌که دیوارها و سقفش خشت و گلی است و کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ و تاریکش خاکی و گل آلود؛ مردمانی که غربتشان با آب و برق و جاده مانوس شده و تنها دارایی‌شان شناسنامه و یارانه است.
در این خطه از شهر زاهدان مشکلات فراوان است، کمبودها بیداد می کند، فقر همچنان پابرجاست، عدالتی هم در کار نیست، هر کسی به نحوی گلایه می کند که البته به حق هم هست چرا که اگر خود را لحظه ای به جای آنان بگذاریم دوام نخواهیم آورد.


شیر آب را باز کنید خودتان ببینید
وقتی از اهالی رسالت می پرسم وضعیت آب چگونه است می گویند خودتان شیر آب را باز کنید تا ببینید. اگر صبح زود به این محله بیایید یک صف طولانی مشاهده می کنید که همه گالن به دست منتظر نوبت هستند و در سرمای استخوان سوز زمستان با آه نفس هایشان خدا را در دل صدا می کنند که امروز به آنها آب برسد.


این اهالی و فرزندانشان خوب می دانند بی آبی یعنی چه؟ چرا که فرزندانشان هر روز به جنگ برای آب می روند در صورتی که خیلی هایمان نمی دانیم و زمان شستن دست و صورت شیر را تا انتها باز می گذاریم و اگر بدانیم آبی که بر پای گیاهانمان می رود می تواند چند روز این اهالی را سیراب کند شاید کمی به فکر باشیم.


خدا باید به دادمان برسد و گرنه حیاتمان در خطر است
در این میان ناراحتی را می توان از چشمان زنی فهمید که در این سرما مشغول جمع آوری آب باران از پشت بام خانه اش است وقتی از شرایط زندگی کردن در این محل از وی می پرسم، می گوید: شما نیز همچون سایرین گزارشتان را تهیه می کنید و می روید چه کسی برای ما دل می سوزاند.
نگاهش به آسمان دوخته می شود و ادامه می دهد: خدا باید به دادمان برسد و گرنه حیاتمان در خطر است.


حاشیه نشینی یکی از معضلات و مشکلات شهری زاهدان است که اهالی آن در مناطق کریم آباد، شیرآباد، همت آباد و بلوار رسالت به دلیل نبود امکانات رفاهی، تفریحی، آموزشی و حتی خدمات شهری مطلوب و غیره در فقرو محرومیت بسر می برند.
ساکنان محلاتی که عمر خود را در خانه های خشت و گلی غیر مجاز به سر می برند به گونه ای که اگر گذری بر این مناطق داشته باشید ناخودآگاه متوجه می شوید که رد پای ادارات در این مکان ها کمرنگ است و علی رغم کوچه های خاکی، تجمع معتادان به ویژه معتادان خیابانی، تکثر واحدهای مرغ پرکنی در جوار خیابان ها و پراکندگی زباله ها هم بوی متعفنی از خود ایجاد کرده است.


مردم شهر در حد یک روستا از دولتمردان تقاضای یاری دارند
در این شرایط مردم از دولت تدبیر و امید انتظار دارند که شعارها را محقق کنند و این را باید گفت که هر چند خدمات دهی برای آنها کار دشواریست اما در حد امکان مردم انتظار آن را دارند که باید انجام شود، چون شعار دولت های ما در ابتدای کاندیدا شدن همین است که روستاهای را خدمات دهی می کنند و نیازهایشان را در اولویت قرار می دهند گرچه این محدوده از شهر، روستا نیست اما مردمش در حد یک روستا از مسئولین انتظار یاری دارند.

نصب المان های میلیاردی مهمتر است یا مهیا کردن آب برای حاشیه نشینان
علی ای حال تا زمانی که در خانه های خود از تمام امکانات رفاهی نظیر آب، برق، وسایل گرمایشی- سرمایشی یا آب گرم و سرد برخوردار باشیم نمی توانیم درک کنیم که داشتن روزانه ۲۰دقیقه آب شرب برای آشامیدن، پختن، شستن، استحمام و غیره یعنی چه؟


در پایان بد نیست اگر بگوییم مردم حاشیه نشین کلان شهر زاهدان در حالی در فقر، محرومیت و مظلومیت بهسر می برند که برخی مسئولان اعتبارات میلیاردی را صرف ساختن چند المان و آبنما می کنند بگونه ای که تنها برای آبنمای میدان آزادی این شهرستان که مزین به جام انیمیشن شهر سوخته سیستان و سفال کلپورگان بلوچستان است هزینه ای به اعتبار 2 میلیارد و 300 میلیون ریال صرف شده است.


بد نیست اگرمسئولین یک روز را در میان این مردم بگذرانند و کمی از میز فاصله بگیرند آن وقت شاید به جای صرف هزینه های میلیاردی برای یک المان درد مردم را در مرکز شهر دوا کنند و آب لوله کشی که رویای دست نیفتی آنان است را برایشان مهیا کنند.
گرچه این گزارش را پایانی نیست اما از درد این مردم گفتن تاب و توانی می خواهد که ما تحملش را نداریم؛ انتهای پیام/
Share/Save/Bookmark
 
 
{DOC_FEEDBACK_FORM}