
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های شنبه
27 ارديبهشت 1393 ساعت 7:30
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
در ابتدا مطلبی را با عنوان«مذاکرات وین به کجا میانجامد؟»نوشته شده توسط محمد ایمانی میخوانید که در ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان به چاپ رسید:
1- نگرانی یا اطمینان نسبت به سرنوشت مذاکرات هستهای منوط به ارزیابی از روند این مذاکرات و متن و حواشی آن است. اینکه کسانی بگویند چون مذاکرات تحت نظارت کلی رهبر معظم انقلاب انجام میشود پس نباید هیچ دغدغهای داشت، تحلیل دقیقی نیست. فرماندهی سپاه اسلام در 2 نبرد بدر و احد با پیامبر اعظم(ص) بود اما دو گونه رفتار سپاه خودی باعث شد سرنوشت این دو نبرد متفاوت از هم باشد. در جنگ جمل و صفین نیز فرماندهی با امیر مومنان علیهالسلام بود اما به اعتبار عملکرد متفاوت برخی فرماندهان میانی و لشکریان، این دو جنگ پایان متفاوتی پیدا کرد. به عبارت دیگر، نوع عملکرد خواص در چالشهای گوناگون با جبهه خصم میتواند تاثیرات مهمی در نتیجه پایانی برجای بگذارد. در حقیقت این، میزان انسجام و تبعیت از مدیریت کلان ولی امر است که پیروزی را تضمین میکند.گاه ممکن است رشادت و عمل مجاهدانه و به هنگام یک نفر یا یک جمع کوچک، تهدیدی بزرگ را از سر راه بردارد و یا برعکس، فریبخوردگی یا کمهمتی یک یا چند نفر کمشمار اما موثر، تهدید بزرگی را متوجه جبهه خودی کند. امیر مومنان(ع) در جنگ احزاب (خندق) یک ضربت بیش بر پهلوان سپاه خصم فرود نیاورد اما مفسران شیعه و سنی متفقالقولند که خداوند درباره همان یک ضربت، آیه 25 سوره احزاب را نازل کرد. «...و کفیالله المومنین القتال... خداوند کافران را با غیظشان و بیآنکه به خیری برسند بازگرداند و مومنان را از جنگ [به واسطه رشادت علی علیهالسلام] بینیاز کرد.» در نقطه مقابل چنین اطاعتی از ولی امر، تیپ و شخصیتی مانند اشعث بن قیس وجود دارد که ابن ابیالحدید عالم سنی معتزلی درباره خیانت وی در صفین و ماجرای حکمیت تصریح میکند «هر رخنه و تباهی و پریشانی که در خلافت امیر مومنان پیش آمد، اصل آن اشعث بود.» آن روز که اشعث لاف زد «یا امیرالمومنین سخنی که گفتی به زیان تو بود و نه سود و صلاح تو»، امام سوابق خیانت او به قبیله خویش را یادآور شد و فرمود «تو چه میدانی که چه چیز سود من است و چه چیز زیان من. لعنت خدا و لعنتکنندگان بر تو باد!... مردی که شمشیر دشمن را به سوی قوم خود دلالت و راهنمایی کند و مرگ را به سوی آنان بکشاند، سزاوار است که خویشاوندانش او را دشمن دارند و غریبهها از شر او ایمن نباشند.» (خطبه 19 نهجالبلاغه)چالش بزرگ ما با جبهه استکبار - که چالش هستهای ذیل آن قرار میگیرد - از این قاعده کلی مستثنا نیست.
2- توافق ژنو پس از حدود 6 ماه به ایستگاه وین و چهارمین دور مذاکرات رسیده است. خبرها کاملا متناقضند. از فضاسازیهایی که میگویند طرفین به نگارش متن توافق نهایی نزدیک شدهاند تا گزارشهای متعددی نظیر اظهارات آقای عراقچی که میگوید در 13 مورد اختلاف وجود دارد یا گزارش اکونومیست مبنی بر اینکه «به رغم لبخندها در وین، شکافها بر سر موضوعاتی نظیر کاهش تعداد سانتریفیوژهای ایران از 19 هزار به 3 هزار دستگاه و مدت زمانی 5 ساله یا 20 ساله توافق، نحوه افزایش نظارت بر تاسیسات هستهای ایران، عملکرد راکتور آب سنگین اراک و نحوه طراحی مجدد آن بسیار است.» برخی خبرها حاکی است که ایران درصدد توسعه تعداد سانتریفیوژها به 50 یا 100 هزار و به کارگیری سانتریفیوژهای پیشرفته است و در مقابل آمریکا و غرب مایلند با کاهش این رقم به یک تا 3 هزار دستگاه، عملا دکور و ماکتی از غنیسازی در ایران را بپذیرند؛ همچنان که گفته میشود در صورت تحقق توقع غرب درباره راکتور آب سنگین اراک، عملا این راکتور خاصیت خود را از دست داده و تبدیل به راکتور آب سبک خواهد شد. هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا چهارشنبه گذشته در نشست کمیته یهودیان آمریکا گفته «پرزیدنت اوباما شانس توافق جامع با ایران را 50-50 یا کمتر دانسته ولی من شخصاً تردید دارم.»
اما سرگرم شدن در جزئیات با وجود همه اهمیت هر یک از آنها، بدون داشتن نقشه راه کلی و مدالیته (چهارچوب) کلان به غایت گمراهکننده است. شاید گفته شود توافق موقت ژنو، خود یک مدالیته است. این حرف منطبق با واقعیت نمیتواند باشد. مراد از مدالیته این است که طرفین مذاکره در متنی راهبردی تمام دعاوی و اختلافات را به شکل جامع و مانع فهرست کرده باشند به نحوی که بهانه ابهام یا راه در رو و «صفر کردن هزینهها و قدمهای اعتمادساز» وجود نداشته باشد. توافق ژنو که به مذاکرات وین امتداد یافته و مذاکرات وین روی همان ریل غلط حرکت میکند، اولا ایران را در موضع اتهام قرار داده و طرف غربی را با همه جنایات هستهای و جنگی در موقعیت مدعیالعموم قرار داده، ثانیا معلوم نمیکند در ازای امتیازات نقد و روشنی که ایران میدهد، دو توقع اصلی کشورمان در زمینه «رسمیت و حفظ توانمندی هستهای ایران» و «لغو تحریمها» چگونه تضمین میشود، ثالثا با وجود دادن امتیازاتی نظیر تعلیق فعالیت فردو و از بین بردن همه ذخایر سوخت 20 درصد، تاکید میکند «تا در مورد همه چیز توافق نشود، در خصوص هیچ چیزی توافق حاصل نشده است»!
به عبارت دیگر آمریکا و غرب در حالی که امتیازات نقد و جبرانناپذیری میگیرند- که مایلند در توافقات بعدی ادامه پیدا کند- هر جا که خواستند میتوانند مانند بازی مار و پله، بازی را برای طرف مقابل صفر کنند. به تعبیر کنت پولاک تحلیلگر سابق سازمان سیا در نیویورک تایمز «آمریکا میتواند طبق توافق ژنو تا 30 یا 50 سال دیگر توقع اعتمادسازی از ایران داشته باشد و تحریمها را تا آن موقع حفظ یا به شکل موقت تعلیق کند.»! دقیقا به خاطر همین ریلگذاری اشتباه است که پس از توقف فعالیت تاسیسات غنیسازی فردو و در حالی که ادعا میشد این تاسیسات خطر مهمی است، محافل سیاسی در اروپا و آمریکا ادعا کردند فردو به خودی خود اهمیت چندانی ندارد و موضوع مهمتر، راکتور اراک است! در عین حال هنگامی که گزارشاتی مبنی بر موافقت تیم مذاکرهکننده ایرانی با طراحی مجدد این راکتور و تغییر نوع فعالیت آن منتشر شد همان محافل گفتند راکتور اراک نیز چندان اهمیتی ندارد و موضوع مهم خود ظرفیت غنیسازی در ایران و نزدیک شدن آن به مرحله بریک آوت (فرار هستهای) است و بنابراین باید این ظرفیت را فعلا به یک بیستم کاهش داد! اکنون موضوع موشکهای دوربرد، نقش اثرگذار ایران در تحولات منطقه به ویژه سوریه و... نیز به این بهانهجوییها اضافه شده است. در حقیقت غرب در نقشه کلان و راهبردی خود قصد دارد اگر نمیتواند برنامه هستهای ایران را به طور یکجا اوراق کند، با تقطیع و زمانبندی پروژه، همین کار را- به زعم باطل خود- در میان مدت انجام دهد. مثالی که وجود دارد این است که اگر یک تانک را نشود یکجا از یک منطقه تحت حفاظت خارج کرد، میتوان همین کار را با تقطیع آن به شکل تدریجی انجام داد.
3- رفتار آمریکا و غرب در مذاکرات 6-7 ماه اخیر شبیه رفتار کلاهبرداران نزولخوار است که چند برابر وام پرداختی را بازپس میگیرند اما وامگیرنده همچنان به اندازه اصل وام یا بیشتر بدهکار میماند؛ با این تفاوت که آمریکا و غرب چیزی به ایران نداده و با این وجود، برای هیچ امتیازی که ندادهاند مدام طلبهای جدید میتراشند! آنها مذاکرات را گروگان گرفتهاند چون به خطای راهبردی طیفی از دولتمردان در پیوند زدن مذاکرات هستهای به تحریمها و گشایش اقتصادی پی بردهاند. در این میان برخی مدعیان حمایت از دولت- که یا سادهاند و یا ماموریت دارند- مدام دولت و تیم مذاکرهکننده را بدهکارتر کرده و به سمت دستپاچگی و ابراز اشتیاق برای بستن سریع پرونده به هر قیمت هل دادهاند. در حالی که چارچوب و مدالیتهای به عنوان سرانجام روند اعتمادسازی یکطرفه وجود ندارد، انجام هر اقدام اعتمادسازی نظیر تعلیق فردو، افزایش بازرسیها، پرداختن به مطالعات ادعایی، تعلیق و طراحی دوباره راکتور اراک، توقف نصب سانتریفیوژهای پیشرفته یا کاهش تعداد سانتریفیوژهای موجود و... آب در هاون کوبیدن است.
کیسهای با ظرفیت 50 کیلو را در نظر بگیرید که ته آن سوراخ است. اگر توانستید ولو با ریختن تدریجی 50 تن شن چنین کیسهای را پر کنید، حتما میتوان در ظرف اوپن ژنو و وین نیز حل چالش هستهای را با دو ویژگی حفظ برنامه هستهای (حق غنیسازی صنعتی ایران) و لغو تحریمها متصور بود. متاسفانه باید گفت رصدگران اطلاعاتی غرب، دست طیف خوشباور و امید محض بسته به مذاکرات را خوانده و دلیلی نمیبینند که به جای ادامه کجدار و مریز همین روند اخذ امتیاز و تبدیل ماجرا به استخوان لای زخم، به توقعات به حق طرف مقابل ترتیب اثر بدهند.
اکنون قریب 6-7 ماه از زمانی که آقای هاشمی با برخی رسانههای زنجیرهای همکلام شد و ضمن میانهرو توصیف کردن اوباما گفت در مذاکرات با آمریکا تابو شکست، میگذرد. شاکله تحریمها همان گونه که اوباما به صهیونیستها تعهد داده بود، سر جای خود باقی است. دولت اوباما متعهد است به طور اتوماتیک روند مذاکرات را به صهیونیستها گزارش دهد و کسب تکلیف کند. حتی دموکراتهای کنگره نیز بر سر چنین بزنگاههایی از لابی ایپک رهنمود میگیرند و برخلاف فضاسازیهای جعلی رسانهای در ایران، خود را با لابی ایپک هماهنگ میکنند. حقیقت تلخی است؛ از زمانی که گفتند تابو شکست و فصل آشتی با آمریکا رسید، 7 ماه میگذرد. آمریکا در این مدت بیش از همیشه گزینه نظامی روی میز را به رخ کشیده است. توهینآمیزتر از همه اینکه بیش از 3 ماه است آقای ابوطالبی نماینده جدید ایران در سازمان ملل (معاون سیاسی دفتر رئیسجمهور و برگزیده آقای روحانی) را به نیویورک راه نمیدهد. تلخ است اما واقعیت دارد که کسانی با خوشخیالی و بدفهمی و طیفهایی بر اساس ماموریت، دشمن را به طمع انداختند و دولت را تبدیل به حریف از پیش بازنده در برابر غرب کردند. تا این روند به انحراف کشیده شده اصلاح نشود، نمیتوان امیدی به احقاق حقوق ایران در مذاکرات وین و مشابه آن داشت، مگر اینکه کسی بگوید شیوه تانک دادن و کلاشینکف گرفتن نیز نوعی غنیمتگیری است!
کورش شجاعی ستون سرمقاله روزنامه خراسان را به مطلبی با عنوان«آشتي با سلام»اختصاص داد که در ادامه میخوانید:
گر چه خيلي از وقت ها «ناگهان خيلي زود دير مي شود» اما براي مهرباني کردن و محبت ورزيدن و جبران مهرباني نکردن ها شايد هيچ وقت دير نباشد آن هم براي ما ايراني هاي آريايي تبار که عشق ورزيدن و محبت کردن از ويژگي هاي بارز فرهنگي تمدني ما محسوب مي شود و حتي قبل از آن که اکمل اديان، آيين خاتم پيامبران و اعظم پيغام آوران الهي، اسلام عزيز را برگزينيم به زيور فهم و آگاهي و دانش و خرد و عشق ورزي و محبت آراسته بوده ايم و اسلام گرانقدر نيز هم غايت و هدف متعالي عشق ورزي و محبت و هم مفهوم و درونمايه گرانبهاي عشق و محبت را به بهترين شکل تفسير و تبيين کرد و آنچه در سخن سخندانان و گهرگوياني همچون مولانا و حافظ و سعدي و فردوسي و... به سان مرواريد بر درياي زلال انديشه و معرفت مي غلتد، ميراث گرانسنگ معرفت اسلامي و ديرينگي فرهنگ و تمدن اين سرزمين است.
و اما مهرباني کردن و عشق ورزيدن و بزم محبت آراستن در ميان مردمان اين سرزمين جلوه هاي گونه گوني دارد از نوع آداب معاشرت گرفته تا مهماني دادن ها و دوستي ها و خانواده داري و همزيستي مسالمت آميز اقوام و اديان و نوع خواستگاري و تشکيل خانواده دادن و غيره از جمله زيباترين جلوه هاي فرهنگي که در آداب معاشرت ايرانيان نهادينه شده است هنگامه به هم رسيدن است که با يکي از اسامي و نام هاي خداوند مهربان و خالق همه زيبايي ها و مهرباني ها مزين مي شود. دير زماني است که پس از روي آوري خردمند مردمان ايران زمين به اسلام عزيز، هنگامه به هم رسيدن با کلام بس زيبا و پر از مهر و پرمغز «سلام» دل ها به هم گره مي خورد زيرا که سلام تنها يک اداي احترام ساده نيست بلکه ريشه اين کلمه «سلم» و درستي، صلح و دوستي، مهرباني و محبت و آرزوي سلامت است و پيام جانانه محبت و احترام و باز کردن دروازه دل به روي دوست و همکار و هموطن و پدر و مادر و برادر و همسر و فرزند و همه انسان هاي کرامند عالم است و از همه مهم تر اين که سلام گفتن علاوه بر همه اين ها جاري کردن مدام نام خدا بر زبان و دل و جان است و چه نيکو آغازي در بين مسلمانان و ايرانيان به ارشاد اعظم پيامبران حضرت محمد مصطفي(ص) که درود هماره خداوند و ملائک و مومنان از ازل تا ابد بر او جاري است بنيان نهاده شد. سرآغازي که پر از اداي احترام و صلح و دوستي و مهرباني و آشتي و پر از زيبايي معنوي و لبريز از نام خداوند يکتاي جهانيان است که هم سرآغاز است و هم احترام و آرزوي سلامت و هم پيام دوستي و رأفت و هم دعاي خير و خير خواستن براي او که سلام را به او هديه مي کنيم و چه گرانبها هديه اي که خدا و رسولش و ائمه طاهرين آن را امضا کرده اند و بر آن سيره مشي فرموده اند. آن بزرگ خداي مهربان که ذات کبريايي اش يگانه است و مانند ندارد به گاه ارسال جبرئيل به حبيب اش محمد مصطفي(ص) سلام مي کند و چه آن که پيامبر اکرم رحمة للعالمين، آن فخر آسمان و زمين، گل سرسبد آفرينش، مايه مباهات کائنات، خود اهل سلام و بهترين اهل سلام است، آن قدر وجود نازنين پيامبر بر سلام گفتن همت مي گماردند که آرزوي «سبقت سلام» بر پيامبر بر دل همه دوستدارانش ماند. آن وجود نازنين آن فخر آسمان و زمين حتي به کودکان سلام مي کرد و اين سيره مبارک را آل محمد و ائمه طاهرين نيز به بهترين شکل ادامه دادند و چنين شد که سلام که نام زيباي خداست اينچنين بر فراز دل ها و زبان ها همچون تاجي نشست و بر گفت وگوها و برخوردها و به هم رسيدن ها نيکو سرآغازي شد.
هزاران نيکويي و خير و برکت در روايات براي سلام برشمردند و ۶۹ حصه از حسنه و نيکويي را به حساب سلام کننده واريز مي کنند و يک از آن ۷۰ حصه را سهم پاسخ دهنده سلام مي دانند و بر وجوب جواب سلام آنچنان اصرار ورزيده شده که حتي به هنگامه اداي فريضه واجب الهي «نماز» آن ستون دين، واجب آمد که پاسخ سلام کننده حتي در بين نماز داده شود و چه بگويم از سلام و هزاران ثمر صلح و دوستي و آشتي و رفق و مداراي آن و صدها اثر جامعه شناسي و روانشناسي آن و از تأثير سلام بر گسترش حس نوع دوستي، مردم داري، عشق ورزي و فروتني و از تأثير سلام اين نام زيباي خدا بر تلطيف فضاي محيط هاي خانوادگي، اداري و حتي جامعه و از تأثير سلام اين سنت الهي بر از بين بردن کدورت ها و قهرها و پيشگيري از زد و خوردها و دعواها و چالش ها و از تاثير زينت سلام بر ادب و حرمت داري بين مردمان و از هزاران برکتي که اين نام خدا و اين هديه الهي بر رفتارها و زندگي مردمان جاري مي کند خدا را سپاس به پاس همه نعمت هاي بي شمارش و به خاطر نام زيباي سلام«اش» که به انسان ها هديه کرد که چه قهرها و کدورت هايي را که مي توان با يک سلام به صلح و آشتي رساند.
اما نمي دانم چرا برخي از ما اين روزها يا سلام را فراموش مي کنيم يا حرمت آن را آنچنان که شايسته و بايسته است نگاه نمي داريم و برخي از ما منتظر سلام کردن ديگران مي مانيم و گاه برخي گستاخانه چشم به چشم حتي بزرگترها و ريش سفيدان و پيشکسوتان و ... مي دوزيم تا آن ها سلاممان کنند! نمي دانم چرا برخي از ما و برخي مسئولان فکر مي کنيم همه بايد به ما سلام کنند و ما تنها پاسخ دهنده سلام باشيم آن هم گاه جواب سلامي از سر غرور و نخوت، واي بر اين گونه افراد! و خدا نکند ما جزو اين قبيله باشيم! بعضي ها را چه شده است که سرآغازي چنين نيکو و هديه اي چنين گران مقدار که نام زيباي خداست را از وجود خود دريغ مي کنند کدام يک از حتي علما و دانشمندان و فرهيختگان و متخصصان و مسئولان و ... گرد پاي حبيب خدا حضرت محمد مصطفي(ص) هستند که برخي شان چنين در سلام کردن سنگين و متفرعن هستند اسف بار اين که حتي برخي از روحانيون که بايد شبيه ترين باشند در گفتار و سلوک و رفتار به پيامبر و ائمه اطهار و الگويي مثال زدني در همه عرصه هاي گفتاري و رفتاري باشند براي مردمان، خود در سلام کردن بخل مي ورزند و منتظر سلام ديگران مي مانند. باشد که اين نوشته ناقابل تلنگري باشد براي احياي هر چه بيشتر و ترويج هر چه ناب تر ، سلام اين نام زيباي الهي و سنت زيباي نبوي و علوي در زندگي و جامعه.
اما مروري بر رهنمودهاي حضرت امام خميني (ره) و حضرت آيتالله خامنهاي در ساليان گذشته، نشان ميدهد كه نگاه و كلام بلندامام(ره) و مقام معظم رهبري به امر تعليم و تربيت، آنچنان كه انتظار ميرفت و مي رود، توسط مسئولان و دولتمردان جامهعمل به خود نپوشيده است و براي تحقق و عينيت يافتن بسياري از اين رهنمودهاي كارگشا، راهكاري پيشبيني نشده و در نتيجه به اجرا درنيامده است. چندان كه اين واقعيت بارها مورد گلايه رهبر عزيز نيز قرار گرفته است. به همين دليل و نيز با توجه به اهميت رهنمودهاي امسال رهبر فرزانه و به منظور پيشگيري از تكرار غفلتهاي گذشته، بايد چارهانديشي كرد و از جمله آنكه ميتوان با بهرهگيري از شاخصه مردم سالاري ديني نظام اسلامي، تدابيري انديشيد و با يادآوري و پيگيري مستمر اين رهنمودها، از در حاشيه قرار گرفتن و فراموش شدن آنها ممانعت به عمل آورد. خوشبختانه جامعه فرهنگيان از نظر كمي و كيفي، از ظرفيتي فراتر از حد تصور برخوردار است و اگر با برنامهريزي و سازماندهي، اين ظرفيت به كار گرفته شود، كاهش مشكلات آموزش و پرورش و فرهنگيان و دستيابي به جايگاه والاي معلم در جامعه دور از ذهن نيست.
رهنمودهاي امسال رهبر گرانقدر پيرامون مسائل تعليم و تربيت را ميتوان به چند گروه تقسيم كرد: گروه اول مسائلي است كه راهحل آنها را بايد در درون وزارت آموزش و پرورش جست نظير مسئوليت معلم در سه عرصه علمآموزي، تفكرآموزي و اخلاقآموزي يا مسئله كارآمدي و اعتلاي دانشگاه فرهنگيان، اولويت مقطع ابتدايي و فعاليتهاي پرورشي. كه در اين زمينهها فرهنگيان فرهيخته، گروهها و انجمنهاي تخصصي و تشكلهاي انقلابي و ولايتمدار فرهنگيان، ميتوانند ضمن ارائه پيشنهادهاي اجرايي، پيگيري آنها را نيز از مديران ارشد وزارتخانه مطالبه نمايند. اما موضوع مهمتر و دشوارتر مربوط به گروه دوم است يعني مسائلي كه مسئولان وزارت آموزش و پرورش، به تنهايي قادر به حل آنها نيستند نظير رفع مشكلات اقتصادي و معيشتي معلمان، يا ارتقاي جايگاه معلم در جامعه. در اين موارد نيز اولا بايد بستري براي دريافت و شناسايي راهكارهاي پيشنهادي و منطقي، با استفاده از تجربيات ديگر نهادها و دستگاهها، فراهم ساخت و در مرحله بعدي آنها را در قالب برنامه، طرح و لايحه، جهت تصويب به مراجع قانوني ارائه داد و مسئله مهم آن است كه در اين مرحله بايد از نفوذ و ظرفيت جامعه فرهنگيان در مراجع تصميمگير و نهادهاي قانونگذار، حداكثر بهرهبرداري را كرد. نكته ديگر آنكه هرچند خوشبختانه وزير محترم آموزش و پرورش طي نامهاي ضمن تشكر از رهنمودهاي مقام معظم رهبري آمادگي كامل خويش را براي تحقق منويات معظم له اعلام كرد اما واقعيت آن است كه چه در ارتباط با دو گروه مسائل فوقالذكر و چه در ارتباط با ديگر مسائل نظير ممنوعيت نگاه گروهي و حزبي و سياسي در مديريت آموزش و پرورش، در عمل مقاومتهايي پديد خواهد آمد كه باز هم با پيگيري قانونمند جامعه فرهنگيان و با پشتيباني ديگر دستگاهها اين موانع از سر راه برداشته خواهد شد.
به عنوان يك مثال عيني يادآور ميشود كه در سال 1385 وزارت آموزش و پرورش موفق شد مصوبه اعتبار چشمگير چهار ميليارد دلاري را براي نوسازي و مقاومسازي مدارس از مجلس شوراي اسلامي بگيرد. اين تجربه موفق كه براي وزارتخانههاي دستاندركار عمران و اقتصاد كشور، شگفتانگيز بود و با همكاري مشترك بين مديران صف و ستاد در آموزش و پرورش و نيز استفاده از ظرفيت فرهنگيان مجلس به دست آمد.
با توجه به موارد فوق انتظار ميرود تمامي فرهنگيان عزيز و همه كساني كه دل در گرو سرنوشت و نسل آينده كشور دارند ظرفيت، نفوذ و توان خويش را در دستگاههاي اجرايي و در رسانهها براي به اجرا درآمدن رهنمودهاي رهبر عزيز بهكار بگيرند. مهمترين محورهاي مطالبات معظم له عبارتند از:
1- تكريم معلم در جامعه
2- رسالت فرهنگي تربيتي معلم
3- اجراي سند تحول
4- توسعه منابع مالي آموزش و پرورش به منظور رفع مشكلات معيشتي معلمان
5- اتقان كتابهاي درسي
6- ممنوعيت نگاه حزبي و سياسي در مديريت آموزش و پرورش
7- دانشگاه فرهنگيان
8 - معاونت پرورشي
9- اولويت مقطع ابتدايي
10- بهكارگيري نيروهاي پرانگيزه، بانشاط، جوان، متدين و انقلابي.
کد مطلب: 33401
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdca6yne.49new15kk4.html