
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های سه شنبه
13 خرداد 1393 ساعت 7:36
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
روزنامه کیهان مطلبی را با عنوان«شناسنامه 15 خرداد»در ستون یادداشت میزبان خود برگرفته از سخنرانی حضرت امام خمینی(ره) در روز 15خرداد 1358 به چاپ رساند که در ادامه میخوانید:
پانزده خرداد چرا به وجود آمد؟ و مبدأ وجود آن چه بود؟ و دنباله آن در سابق چه بود؟ و الان چیست؟ و بعدها چه خواهد بود؟ 15 خرداد را کی به وجود آورد؟ و دنباله آن را کی تعقیب کرد؟ و الان کی همان دنباله را تعقیب میکند؟ و پس از این امید به کیست؟ 15 خرداد برای چه مقصدی بود؟ و تاکنون برای چه مقصدی است؟ و بعدها برای چه مقصدی خواهد بود؟ 15 خرداد را بشناسید؛ و مقصد 15 خرداد را بشناسید؛ و کسانی که 15 خرداد را به وجود آوردند بشناسید؛ و کسانی که 15 خرداد را دنبال کردند بشناسید؛ و کسانی که از این به بعد امید تعقیب آنها هست بشناسید؛ و مخالفین 15 خرداد، و مقصد 15 خرداد را بشناسید.
15 خرداد از همین مدرسه شروع شد. عصر عاشورا در همین مدرسه - فیضیه- اجتماع عظیم بود؛ و بعد از اینکه صحبتهایی و افشاگریهایی شد، دنباله آن منتهی به 15 خرداد شد. 15 خرداد برای اسلام بود و به اسم اسلام بود و به مبدأیت اسلام و راهنمایی روحانیت و همین جمعیتها که الان اینجا هستند. اینها بودند که 15 خرداد را به وجود آوردند. همین سنخ جمعیت بودند که 15 خرداد را به وجود آوردند. و همین سنخ جمعیت بودند که کشته شدند. همین طبقه از افراد اسلامی بودند که برای اسلام قیام کردند و هیچ نظری جز اسلام نداشتند و به طوری که مشهور است پانزده هزار فدایی دادند.
... آنهایی که دنباله 15 خرداد را تاکنون رساندند، آنهایی که برای شکستن سد رژیم فعالیت کردند، آنهایی که به خیابانها ریختند و فریاد «اللهاکبر» سر دادند، همین قشر از جمعیت بودند. حق مال همین قشر از جمعیت است؛ دیگران هیچ حقی ندارند. الان کی منحرف دارد میکند مسیر ملت ما را؟ چه گروههایی هستند که ملت ما را از این مسیر میخواهند منحرف کنند؟ چه جمعیتهایی هستند که نهضت اسلامی را میخواهند از اسلامیتش منحرف کنند؟ اینها گروههایی هستند که عدهای از آنها نمیدانند قضایا را، جاهلند؛ و عدهای هستند عالما عامدا با اسلام مخالفند. آنهایی که جاهلند باید هدایت کرد، باید گفت به آنها که ای آقایان! که خیال میکنید به غیر از اسلام در ایران میتواند چیزی پیش ببرد، ای کسانی که گمان میکنید [قدرتی] غیر اسلام رژیم را ساقط کرده است، ای کسانی که احتمال میدهید که غیر مسلمین و غیر اسلام کس دیگر دخالت داشته است، شما مطالعه کنید، بررسی کنید اشخاصی که در 15 خرداد جان دادند، سنگهای قبرهای آنها را ببینید کی بودند اینها. اگر یک سنگ قبر از این قشرهای دیگر غیر اسلامی پیدا کردید، آنها هم شرکت داشتهاند.
اگر یک سنگ قبر از آن درجههای بالا پیدا کردید، آنها هم شرکت داشتهاند. ولی پیدا نمیکنید. هر چه هست این قشر پایین است، این قشر کشاورز است، این قشر کارگر است، این تاجر مسلم است؛ این کاسب مسلم است؛ این روحانی متعهد است. هر چه هست از این قشر است. پس 15 خرداد را به تبع اسلام اینها به وجود آوردند و به تبع اسلام اینها حفظ کردند؛ و به تبع اسلام اینها نگهداری میکنند. کسانی که گمان میکنند غیر قدرت اسلام میتوانست یک همچو سدی را بشکند در خطا هستند.و اما آن قشری که به واسطه مخالفت با اسلام با ما مخالفت میکنند، آنها را باید به هدایت- اگر ممکن است- علاج کرد؛ و الا با همان مشتی که رژیم را از بین بردید این وابستهها را هم از بین خواهید برد. از 15 خرداد تاکنون آنچه شده است، آنچه تحقق پیدا کرده است، با فعالیت همین قشر و با جاننثاری همین جمعیت و با خون دادن همین طبقه بوده است. اینها حق دارند در همه چیزهایی که باید تحقق پیدا بکند رای بدهند. آنهایی که در خارج بودند و حالا آمدهاند و آنهایی که در خارج صف بودهاند و حالا وارد صف شدهاند هیچ حقی در این نهضت ندارند و نظر آنها هیچ اعتباری ندارد. نظر آن ملتی که نهضت را به وجود آورد و قدرتهای بزرگ را شکست و بعد از این هم دنبال همین قدرت خواهد بود، تمام حظ مال اینهاست.
نظرهای اینها میزان است. نظرهای دیگران اگر موافق با نظر اینهاست، اگر دنباله اسلام است، اگر با حفظ اسلام و احکام است، اهلا و مرحبا؛ و اگر انحراف است آنها باید بروند آنجایی که قبلا بودهاند. انحرافات را از کجا بشناسیم؟ از کجا بدانیم که [تفاوت] قشر نهضت به وجودآور، با قشرهای مخالف نهضت چیست؟ از کجا بفهمیم؟ از نوشتههای آنها، از گفتار آنها، از اجتماعات آنها، از میتینگهای آنها.
هر اجتماعی که بر اساس اسلام و قوانین اسلام است، بر مسیر این ملت است. و هر اجتماع و هر نطق و هر خطابه و هر قلمفرسایی که برخلاف مسیر اسلام است، هر چه باشد خلاف این نهضت است. مخالفین شما میخواهند خون را شما دادید، استفاده را آنها ببرند. مخالفین شما میخواهند زحمتها را شما کشیدید، میوهها را آنها بچینند. مخالفین شما ملت ستمدیده هیچ رنجی نبردند، در زمان طاغوت هم هیچ رنجی نبردند؛ برای اینکه تبع بودند؛ موافق بودند یا ساکت بودند. حالا که شما سفره را پهن کردید، اینها به دور سفره نشستهاند برای استفاده. کاش میگفتند شما هم شریک، لکن میگویند ما و شما نه. و روحانیت نه. ما و قشرهای دیگر نه. همه چیز را برای خودشان میخواهند. ما و اسلام نه!...
ای غربزدهها! ای اجنبیزدهها! ای انسانهای میانتهی! ای انسانهای بیمحتوا! به خود آیید همه چیز خودتان را غربی نکنید. ملاحظه کنید چیزهایی که در غرب است، چیزهای خوبی که در غرب است، ملاحظه کنید جمعیت حقوق بشر که در غرب است، ببینید چه اشخاصی هستند و چه مقاصدی دارند. اینها حقوق بشر را میخواهند ملاحظه کنند، یا حقوق ابرقدرتها را؟ اینها دنبال ابرقدرتها هستند و حقوق ابرقدرتها را میخواهند تامین کنند. شما ای حقوقدانهای ما! ای جمعیت حقوق بشر! دنباله این حقوقدانها نروید. شما مثل این قشر، این قشر زحمتکش، حقوق را اجرا کنید. اینها جمعیت حقوق بشر هستند. اینها برای حقوق بشر زحمت میکشند. اینها تامین آسایش بشر را میکنند. و شما صحبت میکنید! اینها عمل میکنند. این کارگرها، این دهقانها، اینها جمعیت حقوق بشر و حقوقدان هستند. اینها عمل میکنند و شما مینویسید. هیچ یک از شما در راه رسیدن بشر به حقوق خودش فعالیت ندارد. آنکه فعالیت دارد همین جمعیتی هستند که امروز قیام کرده و 15 خرداد قیام کرد. اینها برای بشر دلسوزند؛ برای اینکه مسلمند. اینها مسلمند. اسلام برای بشر دلسوز است. شما که مسیرتان غیر اسلام است برای بشر هیچ کاری نمیکنید، مینویسید و میخواهید نهضت را منحرف کنید، میگویید تا نهضت را منحرف کنید...
اگر ما امروز قوانین اسلام را اجرا نکنیم، کی اجرا بکنیم؟ آقایانی که میگویید نمیشود، پس کی میشود؟ پس بگویید هیچ وقت اسلام نه! بگویید نهضت منهای اسلام. همان طوری که گفتید اسلام منهای روحانیت، حالا هم بگویید نهضت منهای اسلام. اگر با این نهضت اسلام را متحقق نکنید و احکام اسلام را مو به مو جاری نکنید، مأیوس باشید دیگر نخواهد شد. آنهایی که به اسلام عقیده دارند، آنهایی که دلشان برای قرآن میتپد، امروز باید فعالیت کنند. 15 خرداد برای همین بود...آقایان! توجه کنید به گفتههای خودتان، توجه کنید به نوشتههای خودتان، توجه کنید که شما را اسلام از قید و بند آزاد کرد. توجه کنید که شما را اسلام از بلاد خارج به داخل کشاند. توجه کنید که اسلام شما را از زاویهها بیرون کشید؛ از کنج خانهها بیرون کشید. توجه کنید که اسلام قلم شما را آزاد کرد. توجه کنید که اسلام بیان شما را آزاد کرد. حالا بر ضد اسلام؟! مسلمین میتوانند تحمل کنند که اسلام و خون مسلمین شما را آزاد کرد، و حالا بر ضد اسلام قیام میکنید؟ چیز مینویسید؟ این کفران نعمت است. خداوند این نعمت را به شما داد. شکرانه این نعمت این است که تبعیت کنید از اسلام. توبه کنید از حرفهایی که میزنید. توبه کنید از نوشتههایی که مینویسید.
گرایش کنید به اسلام. گرایش کنید به طبقات پایینی که شما پایین میدانید و از شما بالاترند. اینها چهره نورانی اسلام و مسلمیناند. اینها چهرههایی هستند که رسول خدا آنها را میپذیرد. اینها چهرههایی هستند که محبوب خدا هستند. شما هم وارد اینها بشوید؛ چهره خودتان را با اینها منطبق کنید؛ آراء خودتان را با اینها منطبق کنید. هیدم از غرب چقدر میزنید! چقدر میان تهی شدید! باید احکام اسلام را با احکام غرب بسنجیم! چه غلطی است! شکر نعمت این است که به اسلام وفادار باشید. من به شما اخطار میکنم که به اسلام وفادار باشید، من شما را نصیحت میکنم. من در همین مدرسه شاه را نصیحت کردم و نشنید، شما که چیزی نیستید.
روحاللهالموسویالخمینی
مهدی یار احمدی خراسانی ستون یادداشت روز،روزنامه خراسان را به مطلبی با عنوان«بعد از امام»اختصاص داد:
آقا سيد روح ا... خميني مردي از سلاله زهراي اطهر، اهل علم، هجرت و مجاهدت، وارث سجاياى اخلاقي اجداد خويش بـود. روحيه مبارزه و جهاد در راه خدا ريشه در بينش اعتقادى، تربيت خانوادگى و شرايط سياسى و اجتماعى دوران زندگى وي داشت. مبارزات او از نوجوانى آغاز و سير تکاملى آن به موازات تکامل ابعاد روحى و علمى ايشان و همچنين اوضاع سياسى و اجتماعى ايران و جوامع اسلامى در اشکال مختلف ادامه يافت. مبارزه بي چون و چرا با استعمار و استکبار به علاوه مهارت ادراکي بالاي وي در مديريت بحران ها و پيش بيني اتفاقات آتي در بسياري از موارد حتي دشمنان انقلاب اسلامي را وادار به ستايش مي کرد. به هرحال اين ابرمرد تاريخ در 14 خردادماه 1368 چشم از جهان فروبست و انقلاب اسلامي و ارزش هاي ناب آن را براي همه آزادگان جهان و نسل هاي بعدي انقلاب به عنوان امانت به يادگار گذاشت. بعد از رحلت امام تا کنون اتفاقات بسياري در عرصه داخلي و بين الملل رخ داده که برخي از مهمترين آن ها به شرح زير است:
اصول و ارزش هاي امام: علي رغم فراز و نشيب هايي که بعد از رحلت امام خميني(ره) انقلاب اسلامي به خود ديده است اما اصول اساسي آن يعني ارزش هايي همچون؛ علاقه و توجه به آموزه هاي اسلامي، استقلال و وحدت ملي، دفاع از مظلومان و مستضعفان جهان، باور "ما مي توانيم" و... کماکان در انديشه و رفتار اکثريت اعضاي جامعه اسلامي به چشم مي خورد و در مقاطع حساسي که کشور با آن روبرو مي شود به خوبي متجلي مي گردد. اما متأسفانه امروز که سال ها از حيات آن عزيز سفر کرده مي گذرد برخي ارزش ها از مباني جامعه آرماني که آن رهبر عاليقدر براي تحقق جامعه اسلامي بنيان گذاري کرده بود کمرنگ شده و مواردي همچون؛ ساده زيستي و پرهيز از تجملات در بين مردم و مسئولان، استقلال فرهنگي، سلامت اداري سازمان هاي دولتي، مسئولاني که شيفته خدمت باشند، عدالت اجتماعي و اقتصادي و... نياز به روحي تازه و حياتي مجدد دارد.
ريزش ها: بعد از امام برخي اتفاقات زمان رحلت پيامبر اعظم(ص) تکرار شد و انقلاب اسلامي ريزش هايي را به خود ديد. به قسمي که برخي از چهره ها که در زمان حيات امام از ياران انقلاب اسلامي بودند بعد از رحلت وي نتوانستند به آرمان هاي وي وفادار باشند. اين ريزش ها بيشتر شامل افرادي است که علي رغم سياست جذب حداکثري مقام معظم رهبري چنان عمل کرده اند که يا ديگر جايي در ميان دوستداران ايران اسلامي نداشته و يا اينکه اميدي به بازگشت آن ها نيست. همان هايي که اکنون يا در خارج از کشور آب به آسياب دشمن مي ريزند، يا در داخل با به راه انداختن فتنه اي ناجوانمردانه انقلاب اسلامي را تا لبه پرتگاه به پيش بردند و همچنان بر اين مسير نادرست خود اصرار دارند.
رويش ها: بي شک بعد از امام چندين برابر ريزش هاي انقلاب اسلامي رويش هاي آن بوده است. چه در ميان دايره نخبگان جامعه و افرادي که دوران حيات امام را درک نموده اند و چه در ميان نسل هاي بعدي يعني همان جوان ها و نوجوان هايي که بدون آن که امام را ديده باشند چنان علاقه و اشتياقي به امام و آرمان هاي مورد نظر ايشان از خود نشان مي دهند که گويي از مجالست و هم صحبتي وي بهره مند گشته اند.
صدور انقلاب امام: به طور کلي انقلاب اسلاميِ امام انسان ها را به سوي دين، معنويت و خداوند رهنمون مي شود. ديني که جهانشمول است و جهان بينيِ آرمان ساز و آرمان خواه دارد. در اوايل انقلاب در چگونگي راهبرد صدور انقلاب، بحث هاي بسياري مطرح بود تا اينکه امام تکليف اين بحث ها را با تأکيد بر «صدور معنوي انقلاب» يکسره کردند. امروز که سال ها از رحلت امام مي گذرد نشانه هايي از صدور ماهوي و معنوي انقلاب در مبارزه با استکبار جهاني و حکومت هاي طاغوتي سرسپرده مشاهده مي گردد.
راه امام: امام در برابر انديشه هايي که با شعارهاي نوگرايي، تجددطلبي و... مدرنيته و ساختار ليبرال دموکراتيکِ آن را آرمان زندگي بشري معرفي مي کردند، مدل نويني از نظام سياسي ارائه داد که ساختار اسلامي داشت. امروز سال ها بعد از رحلت امام با نمايان شدن ماهيت واقعي هر دو بلوک سرمايه داري و سوسياليستي، داعيه ايشان مبني بر فروپاشي قطب بندي حاکم بر نظام جهاني و ترسيم "راه سوم" فراسوي ملت هاي مظلوم و جنبش هاي آزادي بخش و ايفاي نقش "ام القري" تا حدي رنگ واقعيت به خود گرفته و پايه هاي ساختارهاي مسلط بين المللي را تغيير داده است.
ايران اسلامي: اکنون که سال هاست امام خميني(ره) در بين ما نيست ايران اسلامي علي رغم تحريم ها، کارشکني ها و دشمني هاي فراواني که عليه او مي شود توانسته است باالهام از مباني فکري وي در عرصه هاي مختلف علمي همچون؛ سلول هاي بنيادي، انرژي هسته اي، ماهواره هاي فضايي و ... به پيشرفت هاي زيادي دست يافته و در عرصه هاي سياست بين المللي ضمن حفظ رويکرد مستقل خود در سايه "عزت، حکمت و مصلحت" به عنوان يک کشور مقتدر ظهور و بروز داشته باشد. به گونه اي که دنيا نمي تواند ايران را در معادلات منطقه استراتژيک خاورميانه ناديده بگيرد.
سخن پاياني اين که اکنون بيش از دو دهه است مسلمانان و آزادگان جهان در فراق عبد صالح و نيايشگر گريان نيمه شب ها خميني کبير(ره) به سر مي برند اما کماکان ديدگاه ها و آرمان هاي جهان شمول وي براي آن ها فروزان و هدايت گر است. رهبر معظم انقلاب با اذعان به اهميت بررسي و تحليل تحولات گسترده اي که امام(ره) در عرصه جهاني پديد آورده اند بارها به تبيين مقوله «عصر امام خميني (ره)» پرداخته اند. ايشان دراين باره مي فرمايند: «امروز يک عصر و يک دوران جديد به وجود آمده است ، دوران جديد را بايد دوران امام خميني ناميد. با آغاز دوران جديد نه تنها در ايران يا کشور هاي اسلامي مردم به باورهاي الهي بازگشته اند بلکه در سطح جهان «عقيده مذهبي» وگرايش معنوي درميان جوامعي که ده ها سال تحت سلطه حکومت هاي ضد مذهب زندگي کرده بودند رشد نموده است» امروز اگر امام نيست، خداي او، راه او، آرمان ها و رهنمودهاي او و انگشت نوراني اشاره هاي او که ما را به راه راست هدايت مي کرد، هست و مهم اين است که ما کار بزرگ امام را بشناسيم، قدر بدانيم و به امام و شهداي راه امام وفادار باشيم.
کد مطلب: 33915
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcamone.49ne615kk4.html