
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های پنجشنبه
14 آذر 1392 ساعت 3:05
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ... را میتوانید در این قسمت بخوانید.
حسین شمسیان در مطلبی که با عنوان«اباحیگری هنر نیست !»در ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان به چاپ رساند اینگونه نوشت:
چند شب قبل، همان شبی که قرار بود رئیسجمهور محترم گزارشی از یکصد روز فعالیت دولت ارائه کند، سخنانی مطرح شد که واکنشهای متفاوتی را برانگیخت، اینکه در آن انشاء چه خوانده شد و گزارش عملکرد کدام دولت ارائه شد، موضوع این مقال نیست. اما همان شب در حوزه فرهنگ نظریاتی ارائه شد که بیاختیار یادآور ادبیات کسانی بود که در دوره اصلاحات با فراغ بال و آسودگی کامل، تیشه به ریشه فرهنگ و هویت دینی و اخلاقی جامعه میزدند و به نظر میرسد همان افراد و وابستگان آنها، امروز آن نظریات را در قالب مشاوره و همراهی، از زبان رئیسجمهور محترم بیان میکنند!
این همه درحالی است که میدانیم هیچ مکتب و آیینی نیست که در آن به اهمیت روح روان آدمی توجه نشده باشد و تأمین سلامت روان و تعالی روح در آنها مورد عنایت نباشد. این حساسیت استثناء ندارد و مادیترین مکاتب و آیینهای خودساخته هم به آن توجه دارند حتی بسیاری از این آیینها- که ساخته و پرداخته غولهای ثروت و سیاست صهیونیستی هستند- با خوراکدهی به اذهان مردم سعی در تسلط روانی بر آنها و بهرهکشی از ملل عالم را دارند. در چنین شرایطی دعوت به اباحیگری و بیان حرفهای تبلیغاتی و البته فاقد هرگونه پشتوانه علمی مانند اینکه «همه چیز آزاد باشد و مردم خودشان انتخاب کنند!» مفهومی جز نشناختن عرصه و تسلیم میدان به دشمن ندارد! ظاهراً معتقدین به این مشی و روش، برای روح انسان ارزشی- حتی درحد جسم او- قائل نیستند وگرنه در جهانی که هزاران قاعده و استاندارد درمورد حیات مادی انسان تدوین و همه چیز بر مدار آنها تنظیم شده، سخن از بیدر و پیکری در موضوعات اخلاقی و فکری چه معنایی میتواند داشته باشد؟!
وقتی برای کنترل بیماریهای واگیردار دامی مثل تب برفکی پروتکلهای بینالمللی وجود دارد و دولتها همه کار میکنند تا دامهای آلوده سبب بیماری دامهای سالم نشوند و حتی آنها را میسوزانند، وقتی برای ساخت مسکن و کوچه و خیابان استاندارد وجود دارد، وقتی برای اشتغال به یک شغل خدماتی یا تولیدی- هر چند ساده- چندین و چند پیش شرط و ویژگی لازم است و بالاخره وقتی برای تولید یک بطری آب معدنی چندین استاندارد تدوین و ناظرانی مأمور کنترل آن ضوابط و اطمینان از رعایت آن مقررات شدهاند، چه کسی میتواند بپذیرد که روح و فکر مردم یک کشور با هر روشی و توسط هر کسی تغذیه شود؟! آیا قائلان این روش حاضرند فرزندان آنها در یک محیط آلوده به انواع بیماری واگیردار قرار بگیرند و صرفا آنها را به انتخاب فرد سالم از فرد بیمار توصیه کنند؟!
البته آفت تئوری پردازی و اظهار نظر در همه امور در سالهای گذشته هم گریبان برخی مقامات اجرایی را گرفته و باعث شده بود که عدهای به جای پرداختن به وظیفه اصلی خود یعنی اجرای قانون، به دنبال تئوریپردازیهای عجیب و غریب بروند که سوگمندانه باید گفت اغلب این نظریات حرف «دیگران» بود که از زبان مقامات رسمی کشور بیان میشد! همین نظریه و موارد مشابه قبلی آن - که برخلاف نصوص صریح دینی و نظریات امام راحل و رهبر معظم انقلاب است - در مقاطعی آثار زیانباری را در پی داشته و واکنشهایی را برانگیخته است. چند سال قبل و در دوره اصلاحات، سیاستمداری که بر کرسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این کشور تکیه زده بود و امروزه به دامان انگلیس پناه برده است، قائل به روشی شبیه سخنان همین روزها در حوزه فرهنگ و اندیشه بود و برای اجرای نظریاتش تلاش میکرد! در واکنش به این تفکر، رهبر معظم انقلاب اینچنین فرمودند: «...بیمبالاتی جایز نیست. من به آقایان مسئولان مسائل فرهنگی هم دائماً این نکته را گفتهام و باز هم میگویم که ما بایستی بدانیم یک دولت، همچنان که نسبت به بسیاری از امور مردم مسئول است مسئول وضع معیشتشان، وضع اقتصادشان، وضع سیاستشان، وضع فرهنگشان، وضع تحصیلاتشان، وضع بهداشتشان؛ مسئول وضع ذهنشان هم هست.
یعنی اگر دیدیم که فرضاً در جامعه ما کتابی هست که هنرش فقط این است که احساسات جنسی را در جوانان تحریک کند، این مضر است. این را نمی شود به عنوان اینکه یک فرآورده فرهنگی است، آزاد بگذاریم که هر که خواست، تولید و عرضه کند؛ نه، این بحث خواست نیست؛ مثل مواد مخدر است. مواد مخدر هم خیلی طالب دارد. خیلیها هستند که اگر شما مواد مخدر را به آنها دادید، استقبال میکنند و مصرف میکنند؛ اما بعد که معتاد شدند، شما را لعنت میکنند...بنابراین، خواست، یک امر مطلق نیست؛ آن خواستی که بر طبق مصلحت است، مطلوب است.»... اما آن چیزی که گمراه کننده و فاسد کننده است، ما نباید اجازه بدهیم وارد میدان شود. این، وظیفه ماست، وظیفه دولت است، وظیفه وزارت ارشاد است».
یکسال بعد و در واکنش به استمرار برخی روشهای ضددینی که نارضایتی شدید مردم متدین را ایجاد کرده بود ایشان بار دیگر دلسوزانه هشدار دادند: «من کار فرهنگی منفی را به سه نوع تقسیم میکنم: یک نوع، آن نوشته یا کتابی است که یک منطق یا سخنی را ارائه میدهد که ازنظر ما آن سخن غلط است... صاحب آن نظر مخالف، در فکر این است که نظر مخالف خودش را مطرح کند و هیچ انگیزهای دنبال آن نیست. طرح چنین فکر مخالف و غلطی- ازنظر ما- در جامعه، مفید است.... نوع دوم کار که غلط است، این است که انگیزه آن صرفاً ارائه یک سخن علمی یا یک نظر فلسفی یا اجتماعی یا سیاسی نیست؛ بلکه جزئی از چارچوب یک طرح براندازی است. نشر این هم مضر است. دشمن وقتی که میخواهد با ابزار فرهنگی به کشور و جامعه و نظامی حمله کند، چیزهایی را هدف میگیرد، که به نظر من امروز در کشور ما چنین چیزهایی هست. هم در عالم کتاب هست، هم در عالم مطبوعات هست، هم در عالم هنر هست.
... نوع سوم، آن کار فرهنگیای است که اثرش آنی است و قابل پاسخگویی نیست. مثل این که در جامعهای بیایند عکسهای مستهجن جنسی را به شکل وسیعی در میان جوانان پخش کنند! شما چطور میخواهید این را جواب دهید؟! اصلاً قابل جواب دادن است؟! این اصلاً قابل جواب دادن نیست. وقتی که یک اثر هنری و یک نوشته و یک عکس، یک تأثیر ویرانگر اخلاقی دارد، این قابل پاسخگویی نیست. جلو این کار فرهنگی را باید گرفت؛ این آن ممیزی واجب است.... این هیچ ربطی ندارد به اینکه ما با فکر آزاد موافقیم یا مخالفیم. طبیعی است که ما با آزادیهایی مخالفیم؛ مگر کسی شک دارد؟ ما با بعضی از آزادیها مخالفیم. ما با آزادیهای جنسی مخالفیم؛ ما با آزادی گناه مخالفیم
... این یک مسئله فکری نیست که ما بگوییم حالا این کتاب منتشر شود، ما هم جوابش را منتشر کنیم؛ این جواب ندارد!»
اکنون و با این نظرات صریح که از متن قرآن مبین و اندیشههای معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام راحل عظیمالشان(ره) برگرفته شده، چه دلیلی دارد که به وسوسه کسانی که از اول هم همسو با دین و فرهنگ این مردم نبودهاند، نظراتی که پایه علمی و دینی ندارد مطرح شود؟ در غربی که برای عدهای قبله مقصود و مدینه فاضله است، از تحصیل دختران باسواد و خوش استعداد به دلیل حجاب اسلامی جلوگیری میشود! از چاپ کتابهای تاریخی مربوط به هولوکاست جلوگیری میشود و نویسندگان آنها را به زندان میافکنند آنها هیچ شرمی هم از کارهایشان ندارند و خود را آزادترین ملل و دول عالم میدانند پس چرا ما در دین خودمان و اصول ارزشی اسلام عزیزمان سستی کنیم؟! چرا آنها بر باطلشان متحد و همپیمانند و عدهای بر احکام صریح شریعت سست و مردد؟!
متأسفانه در اثر غفلت از اجرای قانون و عدم پایبندی عملی به موازین اسلام در سالهای گذشته و با سیاست مذموم و غیر دینی «راضی نگه داشتن همه» شاهد آنیم که آثار ویرانگر و مخربی به اسم هنر و فرهنگ روانه اجتماع شده و امروز بجای آنکه بر اجرای قانون و پایمردی بر سوگندی که برای پاسداری از آرمانها و ارزشهای انقلاب خورده شده تأکید شود، از رفع چتر امنیتی حوزه فرهنگ سخن گفته میشود؟! فراموش نکنیم که انتخابات چند ماه قبل تمام شده است!
روزنامه خراسان ستون سرمقاله روزنامه خود را به مطلبی نوشته شده توسط دکتر مهدی مطهر نیا با عنوان««ايران باوري» به جاي «ايران هراسي»»اختصاص داد:
تور عربي محمدجواد ظريف با سفر به چند کشور عربي منطقه خليج فارس همچنان ادامه دارد و وزير خارجه ديروز نيز با سفر به امارات که وزير خارجه اش چند روز قبل به تهران آمده بود با مقام هاي اين کشور ديدار و گفت وگو کرد. در اين ميان دعوت از ايران براي حضور در اجلاس امنيتي منامه و مواضع نسبتاً ملايم تر اکثر کشورهاي عربي حوزه خليج فارس در قبال ايران - به جز عربستان - اين سوال را پديد آورده است که چه تغييري در رويکرد اين کشورها نسبت به ايران و همين طور چشم انداز روابط دوجانبه پديد آمده است؟
براي رسيدن به رهيافتي دقيق درا ين باره بايد يک واقعيت عيني را در ارتباط با منطقه و برخي از دولت هاي عربي همواره در نظر داشته باشيم که سياست خارجي اين کشورها از مفهوم« متغير مستقل »تبعيت نمي کند. اين معنا را نه در جنبه مطلق بلکه از جنبه هاي نسبي هم مورد توجه قرار مي دهند . اين قابل قبول است که سياست خارجي همه کشورهاي دنيا از محيط داخلي، منطقه اي و بين المللي و لايه هاي گوناگون آن تأثير مي پذيرد، اما بعضي از کشورها و دولت هاي حاکم بر آن ها اين تأثيرپذيري را در حد بالايي از نظام بين المللي دارند و بيش از هر چيز تابع متغير مستقلي به نام قدرت در نظام بين الملل و روابط خارجي کشورهاي فرادستي هستند. از اين منظر برخي از دولت هاي عربي در منطقه ما چارچوب سياست خارجي شان متوجه همين معنا است. بنابراين با تأثيرپذيري از جايگاه ايران و قدرت هاي بزرگ در نظام بين الملل، تحت تأثير فراز و نشيب هاي ناشي از آن قرار مي گيرند.
با روي کار آمدن دولت روحاني به عنوان يک دولت اصول گراي اصلاح طلب با هويتي اعتدالي، نظام بين الملل نگاهي مثبت به دکترين تعامل سازنده دولت يازدهم داشته است و اين موضوع موجب شده که جمهوري اسلامي ايران در پرونده هسته اي بتواند به سرعت قابل قبولي به يک توافق اوليه در گام نخست موضوع هسته اي در ژنو ۳ دست يابد که اين مسئله تأثير به سزايي در برداشت هاي کشورهاي عربي نسبت به ايران به وجود آورد ه و خواه ناخواه تأثير خود را بر اين مسير به جاي مي گذارد. هم اکنون ما شاهد هستيم که آرام آرام کشورهاي عربي تلاش مي کنند خود را با بافت موقعيتي کنوني ناشي از همين تغيير و تحولات هماهنگ کنند. در اين ميان البته از اين که ايران پس از موضوع هسته اي ديگر مسائل خود را نيز با آمريکا حل کند، نگراني هايي دارند و بر آن هستند که با قرابت و نزديکي با ايران در برخي از مسائل زمينه هايي را ايجاد کنند که در صورت اين نزديکي و با توجه به جايگاه بلند ايران در جغرافياي منطقه «نو هارت لند» و «هارت لند نو» امتيازهاي خاص خود را از دست ندهند.
و به قول پايگاه اطلاع رساني المانيتور اينک زمان آن فرا رسيده که تهران و رياض و کشورهاي "شوراي همکاري خليج فارس " به جاي صحبت کردن از يکديگر "با يکديگر" صحبت کنند. هر چند بايد بپذيريم با توجه به فراز و نشيب هاي دهه اخير برخي از اين دولت ها در پي اين هستند که در پس پرده در چارچوب سياست هاي پنهان خود اين روند را کند کرده و سرعت شتاب اين جريان را به نفع خود کنترل کنند. برخي کشورهاي عربي منطقه آرام آرام نشان مي دهند که به جاي تمرکز بيشتر بر يک محوريت دروني در خود ،در مسير تبعيت بيشتر از محوريت آمريکا و کشورهاي غربي حرکت کنند. اين کشورها و دولت هاي عربي به خوبي دريافته اند که دولت عربستان در واقع نمي تواند در تحليل نهايي ستاره قطبي تعيين مسير حرکت سياست خارجي آنها در منطقه خاورميانه باشد .
بنابراين مخالفت اوليه و هم اکنون تلويحي کشور عربستان با تحرکات ايران در چارچوب پرونده هسته اي چندان نتوانسته تأثير محوري در تحرک ديگر کشورهاي عربي در ارتباط با جمهوري اسلامي ايران باقي بگذارد و ما شاهد اين امر هستيم که ايران هم فضاي مثبت به وجود آمده را غنيمت شمرده و با توجه به اينکه کشورهاي عربي منطقه را برادران مسلمان خود و دوستان همسايه خويش مي داند تلاش مي کند تا رسوبات ناشي از دکترين جنگ هاي نامتعادل عليه ايران را در منطقه که بر محوريت «ايران هراسي» ايجاد شده بود را کم کرد ه و به سمت ايجاد فضاي مثبت با مفهوم «ايران باوري» حرکت کند.
دولت روحاني همانگونه که در حوزه بين المللي بسيار فعال است بايد در حوزه منطقه اي نيز اين حرکت فعالانه را ايجاد کند تا کشورهايي مانند عربستان مثل ترکيه مسائل خود را به سمت و سوي همگرايي پيش ببرند. اگر ايران توجه خود را فقط روي مسائل بين المللي معطوف کند و از منطقه غافل بماند، دکترين سازنده يک «موجوديت نامتوازن »شکل مي گيرد که خود در اين حرکت نامتوازن گرفتار خواهد شد. بنابراين بايد اندام واره اين دکترين سازنده با يکديگر هماهنگ و تقريباً هم گام پيش رود تا بستر ساز يک توسعه همه جانبه در مسير پياده سازي دکترين تعامل سازنده باشد. بي ترديد سفرهاي وزير خارجه ايران به کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس در اين حوزه تعريف مي شود.
دکتر روحاني با توجه به سابقه ديپلماتيکي که داراست و دکتر ظريف با توجه به تجربه و علمي که در اين زمينه آموخته به خوبي مي دانند که اگر بخواهند نسبت به منطقه تغافل کنند ممکن است از همين مسير نزديک ضربه هايي را شاهد باشند که آنچه را که در حوزه بين المللي به دست آورده اند از دست بدهند. بنابراين دولت بايد به طور متوازن نسبت به آنچه که تحت عنوان تعامل سازنده در صحنه بين المللي انجام مي دهد در صحنه منطقه اي نيز بپردازد تا اصطکاک هاي موجود در چارچوب رسوب کردن «ايران هراسي» را در دهه گذشته تغيير داده و در حوزه بين المللي جمهوري اسلامي ايران را به سمت «اسلام باوري» و در حوزه منطقه اي به سمت «ايران باوري» سوق دهد.
کد مطلب: 28272
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcauunu.49na015kk4.html