
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های یکشنبه
11 اسفند 1392 ساعت 7:33
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
مطلبی که در زیر میخوانید نوشته ایست که حسین شریعتمداری در ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان با عنوان«حمایت است نه تضعیف!»به چاپ رساند:
1- وقتی برای اولینبار، بعد از انتشار متن توافقنامه ژنو به تحلیل محتوای آن پرداختیم و به اسناد و شواهدی اشاره کردیم که نشان میداد امتیاز دادهایم و حتی وعده نسیه هم نگرفتهایم، برخی از مسئولان محترم و شماری از جریانات سیاسی - تقریبا همه - با سلیقههای متفاوت و حتی متضاد به کیهان حمله کردند که چرا ساز مخالف کوک میکند و تلاش بیوقفه و پیگیر تیم هستهای کشورمان و دستاورد بزرگی را که بعد از چالش ده ساله به دست آمده، نادیده میگیرد؟! و این در حالی بود که کیهان تلاش و زحمات تیم مذاکرهکننده را شایسته تقدیر میدانست ولی اسنادی را ارائه میکرد که نشان میداد، حریف از خوشبینی و صداقت آنان سوءاستفاده کرده و آرزوهای برزمین مانده خود درباره فعالیت هستهای جمهوری اسلامی ایران را با بهرهگیری از لبخندهای فریبکارانه در توافقنامه ژنو گنجانده است. آنان که توافقنامه را مثبت و برخوردار از دستاوردهای بیسابقه ارزیابی میکردند، به جای پاسخ در مقابل استدلالهای متکی بر اسنادی که کیهان ارائه کرده بود، به مخالفت اسرائیل با توافقنامه استناد میکردند! و حتی برخی از مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه، به توصیه روزنامه انگلیسی گاردین، شعار «کیهان، اسرائیل پیوندتانمبارک»! سردادند!
و البته کیهان دیدگاه و برداشت مستند خود درباره توافقنامه ژنو را تغییر نداد و به ابعاد دیگری از این توافقنامه که نشان میداد تنها دستاورد آن اثبات چندباره «غیر قابل اعتماد بودن آمریکاست» نیز اشاره کرد.بزرگنمایی درباره توافقنامه ژنو تا آنجا پیش رفت که آقای دکتر روحانی رئیس جمهور محترم کشورمان در جمع مردم خوزستان گفت؛ «میدانید توافقنامه ژنو یعنی چه؟ یعنی تسلیم قدرتهای بزرگ جهان در مقابل ملت ایران»! و چند ساعت بعد «جی کارنی» سخنگوی کاخ سفید درباره اظهارات آقای روحانی به خبرنگاران گفت «سخنان رئیس جمهور ایران مصرف داخلی دارد»! و تأکید کرد «این مسئله برای ما تعجبآور نیست و نباید باعث تعجب شما نیز بشود. آنچه مقامات ایرانی میگویند، اهمیتی ندارد، بلکه آنچه انجام میدهند، مهم است»! و...
2- اما، چند هفتهای است که بزرگنمایی درباره توافقنامه ژنو از تبوتاب افتاده است و مسئولان محترم در اظهارنظرهای خود، از اغراق به واقعیات کوچ کردهاند. از جمله آن که دیروز آقای عراقچی مذاکره کننده ارشد تیم هستهای کشورمان در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا، «حسن نیت» و «اراده لازم» در طرف مقابل را مورد تردید قرار داده و تصریح کرد که نسبت به نتیجه مذاکرات پیشروی خوشبین نیست.ایشان چند هفته قبل در مصاحبه با شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز، نظرات مشابهی ابراز کرده بود. ضمن آن که در مصاحبهها و اظهارنظرهای اخیر آقای ظریف، وزیر محترم امور خارجه کشورمان هم از خوشبینیهای قبلی نشانه چندانی به چشم نمیخورد، که این تغییر فاز با توجه به جدیت تیم محترم مذاکره کننده هستهای کشورمان برای حفظ منافع ملی و پاسداشت عزت و اقتدار نظام اسلامی، بایستی به فال نیک گرفته میشد. چرا که این نگاه متفاوت نسبت به توافقنامه ژنو میتوانست زمینه را برای نقد منصفانه و مستند آنچه دادهایم - یا قرار است بدهیم- و آنچه گرفتهایم - یا قرار است بگیریم - فراهم آورد و کمترین دستاورد آن، ارسال این پیام به حریف بود که ایران اسلامی و مردم آن علیرغم سلیقههای سیاسی متفاوت - غیراز اصحاب فتنه که ابواب جمعی طرف مقابل هستند و فقط شناسنامه ایرانی دارند - تمام قد به حمایت از تیم مذاکرهکننده هستهای کشورمان ایستادهاند و ترفندهای باجخواهانه آمریکا و متحدانش را با هوشمندی برخاسته از عقل جمعی ناکام میگذارند. اما...
3- ماه گذشته - 15 بهمن ماه - رئیسجمهور محترم کشورمان که در جمع روسای دانشگاهها و مراکز آموزشی و پژوهشی سخن میگفت، با ادبیاتی غیرمحترمانه، منتقدان توافقنامه ژنو را «یک عده بیسواد»! دانست که «از بخشهای خاص پول میگیرند»! و از اساتید دانشگاه گلایه کرده و به ملامت خطاب به آنان گفت «چرا وقتی یک اتفاق بینالمللی رخ میدهد، فریاد نمیزنید؟ چرا وارد میدان نمیشوید؟» منظور آقای روحانی همانگونه که از سخنان ایشان به وضوح قابل درک است، این بود که چرا اساتید دانشگاهها به حمایت از توافقنامه ژنو فریاد نمیزنند؟! و عرصه را برای یک مشت کمسواد که از جای خاص پول میگیرند، خالی گذاشتهاند!... چند روز بعد - 23 بهمن ماه - آقای دکتر روحانی که به ادبیات غیرمحترمانه خود پی برده بود، از حقوقدانان برای بررسی توافقنامه و اطلاعرسانی به مردم دعوت کرد. این دعوت با استقبال منتقدان که گفتنیهای مستند فراوانی برای ارائه داشتند روبرو شد اما، صداوسیما که اصلیترین وظیفه و مأموریت تعریف شده در این زمینه را داشت، درهای رسانه ملی را بهروی منتقدان نگشود.
4- اواخر ماه گذشته 19 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با ارسال نامهای خطاب به آقای ضرغامی، ریاستمحترم سازمان صدا و سیما و با اشاره به وعده رئیسجمهور خواستار بحث و بررسی توافقنامه با حضور موافقان و منتقدان شدند و دیروز آقای ضرغامی در پاسخ به درخواست نمایندگان تاکید کرد که قاعدتا در کنار پخش اظهارنظر رئیسجمهور محترم، باید حقی برای پاسخگویی و طرح نظرات متفاوت با قرائت رسمی دولت وجود داشته باشد ولی یادآور شد که «در این مقطع زمانی، سیاست رسانه ملی در موضوع مذاکرات هستهای، کاملا تبینی و حمایتی است و تضعیف دولت و دستگاه دیپلماسی کشور با به چالش کشیدن سیاستها و اقدامات درحال انجام به صلاح کشور نمیباشد.
درباره پاسخ برادر عزیزمان جناب آقای ضرغامی که دلبستگی همراه با از خودگذشتگی ایشان در دفاع از اسلام و انقلاب و نظام بر کسی پوشیده نیست اشاره به چند نکته ضروری است.
الف: همانگونه که آقای ضرغامی اشاره کردهاند، تضعیف دولت محترم و دستگاه دیپلماسی کشور که در خطمقدم مقابله با دشمنان تابلودار نظام و مردم این مرز و بوم ایستادهاند، نه فقط امروزه، بلکه هیچگاه به صلاح کشور نبوده و نخواهد بود، اما بررسی و ارزیابی توافقنامه ژنو تضعیف دولت و به چالش کشیدن سیاستها و اقدامات در حال انجام کشور نیست. چرا که دستاندرکاران دیپلماسی و از جمله تیم محترم مذاکرهکننده هستهای بهعنوان فرزندان انقلاب همه توان خود را برای حفظ منافع ملی کشورمان در مذاکرات به کار گرفتهاند، بنابراین بررسی توافقنامه ژنو و نتیجهای که این بررسی در پی خواهد داشت، هر چه باشد، نمیتواند، در اعتبار تیم محترم و اعتماد مردم به آنان کمترین خدشهای وارد کند.
ب: در نقد و بررسی احتمالی توافقنامه ژنو، حساب اصحاب فتنه نظیر آن نماینده مجلس ششم که با ادبیاتی وطنفروشانه از تریبون مجلس فریادزد «19 سال است که درباره فعالیت هستهای خود به دنیا دروغ گفتهایم»! از منتقدان دلسوز جداست و بدیهی است که اینگونه افراد - که از قضا حرفی هم برای گفتن ندارند - نبایستی به تریبون رسانه ملی دسترسی داشتهباشند و مانند همیشه برای خوشامد دشمن خودشیرینی کنند. منظور از نقد و بررسی توافقنامه، فراهم آوردن تریبون برای منتقدانی است که با دولت و تیم هستهای کشورمان در حفظ منافع ملی و ضرورت برخورداری ایران اسلامی از دانش و تکنولوژی هستهای اشتراک نظر دارند ولی برای پیشبرد این هدف مشترک راهکارهای متفاوتی ارائه میدهند. از این روی، نگرانی احتمالی رئیس محترم و متعهد صداوسیما نسبت به حضور حرمتشکنان جایی ندارد.
ج: حضور منتقدان دلسوز در برنامه نقد و بررسی توافقنامه ژنو، میتواند اولا؛ برخی از سوءتفاهمهای احتمالی را که این روزها در سطح گستردهای به آن دامن زده شده و میشود، برطرف سازد ثانیا؛ میتواند کاستیها و احیانا قصورها - و نه تقصیرها - در تدوین توافقنامه را آشکار کرده و راهکارهای لازم برای عبور از این کاستیها را ارائه دهد.در این حالت، نقد و بررسی توافقنامه، نه فقط تضعیف دولت محترم و تیم هستهای کشورمان نیست، بلکه بهرهگیری از «عقل جمعی» در حلوفصل موضوع مورد چالش نیز هست و به قول حضرت امیرعلیهالسلام؛ کسی که با دیگران به مشورت مینشیند، از عقل و اندیشه آنان بهرهگرفته است.
د: برپایی جلسات نقد و بررسی توافقنامه در میدان دید عمومی این پیام قطعی را برای حریف در پی خواهد داشت که فعالیت هستهای و تیم مذاکرهکننده کشورمان از حمایت و پشتیبانی تمام قد مردم برخوردار است و مذاکرهکنندگان در مقابل باجخواهی و زورگوییهای آمریکا و متحدانش، تنها نیستند.
هـ - نظر اعلام شده برادر عزیزم جناب آقای ضرغامی که برنامههای نقد و بررسی توافقنامه ژنو را، تضعیف دولت و دستگاه دیپلماسی کشور دانستهاند، بیآن که بخواهند، تضعیف آشکار دولت و دیپلماسی هستهای تلقی میشود. زیرا سخن آقای ضرغامی میتواند اینگونه تفسیر شود که در توافقنامه ژنو و دیپلماسی دولت محترم، اشکالات و ضعفهایی وجود دارد که مطرح شدن آن به صلاح کشور نبوده و باعث تضعیف دولت خواهد بود! و...
علیرضا رضاخواه در مطلبی با عنوان«اوکراين؛ "دوئل حيثيت" يا "رولت روسي"»چاپ شده در ستون یادداشت روز،روزنامه خراسان اینطور نوشت:
روس ها علاقه عجيبي به دوئل کردن دارند. به ويژه اگر مسئله حيثيتي باشد. الکساندر پوشکين شاعر معروف روس جانش را بر سر همين مسئله از دست داد. ميخائيل يوريويچ لرمانتوف، شاعر معروف ديگر روسي، يکي از کساني بود که پوشکين را به خاطر اين کارش تحقير مي کرد اما در نهايت همان بلايي بر سرش آمد که بر سر پوشکين آمده بود. شايد باورش سخت باشد اگر وساطت دوستان نبود تولستوينويسنده بزرگ روس هم در يک دوئل حيثيتي کشته مي شد. علاقه به دوئل از جمله ويژگي هاي مشترک روس ها و آمريکايي هاست . براي اثبات علاقه مندي آمريکايي ها به دوئل کردن لازم نيست سراغ فيلم هاي وسترن يا گاوچران ها در غرب وحشي برويم، هفت تير کشي هاي روزانه در خيابان هاي آمريکا خود شاهدي براي اين مدعا است. مسئله اوکراين اين روزها به يک دوئل حيثيتي ميان روس ها و آمريکايي ها تبديل شده است. «زبيگنيو برژينسکي» سالها پيش گفته بود: «روسيه بدون اوکراين ديگر امپراتوري به حساب نمي آيد». «برژينسکي» همچنين، اوکراين را ترن سياست منطقه اي پس از گسترش «اتحاديه اروپا» مي داند.خود روس ها نيز کمابيش چنين برداشتي دارند، درست اواخر بحران انقلاب نارنجي اوکراين، يکي از مشاورين روس در «کاخ کرملين» گفته بود: "اگر اوکراين را از دست بدهيم، غربي ها با ما همانند يکي از آن جمهوري هاي "موز" ي (آمريکاي لاتين) برخورد خواهند کرد."
گاز پروم، شرکت نفت و گاز روسيه از کي يف خواسته بدهي يک و نيم ميليارد دلاري اش را به مسکو بپردازد، در غير اين صورت مانند آن چه در سال 2006 رخ داد بار ديگر شيرهاي انتقال گاز به اوکراين بسته خواهد شد. روسيه رسما تبادلات اقتصادي خود با اوکراين را متوقف کرده است و اين براي کشوري که بيش از نيمي از اقتصادش وابسته به همسايه شرقي است، فاجعه بار است. استفاده پوتين از اهرم اقتصادي در حالي است که دولت اوکراين دولتي ورشکسته است که نياز فوري به وام خارجي براي تامين هزينه هايش دارد. اما غربي ها هم به اين راحتي به کسي وام نمي دهند. همه کمک هاي غرب منوط به ايجاد دولت جديد و اصلاحات ساختاري شده است. اوباما ديروز به روسيه هشدار داد که هرگونه مداخله نظامي در اوکراين براي مسکو هزينه بر خواهد بود. با اين حال روسيه تا کنون 6000 نيروي نظامي وارد خاک کريمه کرده است و دوما نيز ديشب به پوتين مجوز مداخله نظامي در کريمه را داد. وجود بيش از يک و نيم ميليون روس تبار در کريمه (نزديک به دو سوم جمعيت کريمه) و همچنين ناوگان بزرگ روسيه در اين شبه جزيره باعث شده تا پوتين با اعزام زره پوش هاي روسي به کريمه غرب را به دوئلي حيثيتي دعوت کند.
واقعيت اين است که دوئل مسکو- واشنگتن براي اوکرايني ها چيزي جز يک "رولت روسي" نيست. رولت روسي نوعي بازي مرگ بار است که طي آن شرکت کنندگان يک گلوله در اسلحه رولور قرار مي دهند و مابقي خشاب را خالي مي گذارند. سپس خشاب چندين بار چرخانده مي شود تا نتوان فهميد گلوله کجاست و آيا هم راستاي خان اسلحه قرار گرفته يا چکاندن ماشه بي حاصل است. سپس لوله هفت تير را بر روي شقيقه خود يا ديگري مي گذارند و ماشه را مي کشند. عبارت «رولت روسي» نخستين بار توسط نويسنده اي آمريکايي در ۱۹۳۷م. به کار رفت. در حالت کلاسيک پس از هر بار فشردن ماشه (و دادن هفت تير به نفر بعد) خشاب دوباره چرخانده مي شود.
اسلحه رولور به قاعده رولت روسي اين روزها ميان هواداران غرب و روسيه دست به دست مي چرخد. يک روز بر شقيقه عاشقان اروپا و روز ديگر بر شقيقه هواداران مسکو. تحولات روزهاي گذشته در شبه جزيره کريمه به شدت نگران کننده است. در اين منطقه حساس و استراتژيک که سابقه تاريخي طولاني از جنگ ها را در کارنامه خود دارد روس تبارها، تاتارها، ترک ها، اوکرايني ها و اقوام ديگري با درصدهاي مختلف زندگي مي کنند. با اين همه اکثريت متعلق به روس تبارها، روس زبان ها با مذهب ارتدوکس است. نگراني عمده در اين شبه جزيره بروز درگيري مسلحانه ميان اين اقوام متفاوت با مذهب و زبان مختلف است که مي تواند نمونه کوچکي از آنچه ممکن است در مقياس بزرگتر درخصوص خود اوکراين اتفاق بيفتد، باشد. در حدود 12 درصد از جمعيت دو ميليون نفري شبه جزيره کريمه را تاتارهايي تشکيل مي دهند که هم از نظر نژادي، هم از نظر زباني و هم از نظر مذهبي و حتي از نظر گرايش نيز در اقليت کامل قرار دارند.
تاتارها به هيچ وجه از مسکو دلخوشي ندارند و از آنجا که تقريباً از سوي کرملين در گروه مسلمانان راديکال محسوب مي شوند مسکو هم دل خوشي از آنها ندارد. آنها در تحولات اخير جانب غربگراها را گرفته بودندو برخي از شخصيت هاي سياسي و فعالان آنها نيز در تحولات اخير کي يف حضور داشته اند. درکنار تاتارها اوکرايني هاي کاتوليک مذهب نيز در اين شبه جزيره مقيم هستند که آنها نيز متمايل به غرب و اتحاديه اروپا هستند. ترک ها نيز گرايشات ضد روسي دارند. در شبه جزيره کريمه همه چيز براي شليک آماده است و فقط بايد ماشه کشيده شود. اين خطر در مقياس بزرگتري براي خود اوکراين نيز محتمل است. بخش غربي اوکراين را کاتوليک هاي غربگرا تشکيل مي دهند حال آنکه عمده شرق نشينان ارتدوکس مذهباني هستند که گرايش به روسيه دارند چراکه هم زبان و هم نژادشان روس است. در جنوب نيز اکثريت با همين بخش است. در اين ميان تحليل گران نسبت به اراده آمريکا براي وقوع جنگي طايفه اي هشدار داده اند.
«جورج فريدمن» - رئيس مرکز برآورد اطلاعاتي راهبردي استراتفور- اخيراً که اعتراضات اوکراين دوباره اوج گرفت، با مرور خاطرات حضورش در جريان انقلاب نارنجي نوشته: «من با گروهي از تجار و تحليلگران مالي اوکراين ديدار کردم. آنها پيشنهاد دادند که اوکراين به دو کشور تقسيم شود، شرق و غرب. اين ايده برخي در داخل و خارج اوکراين است. اين امر، با رسم هميشگي اوکرايني ها براي در حاشيه بودن و تقسيم شدن بين روسيه و اروپا مطابقت دارد. مشکل اين است که مرز جغرافيايي مشخصي وجود ندارد که بتوان ميان دو گروه تعريف کرد». روس ها به فکر دوئلي حيثيتي هستند آمريکايي ها هم از دوئل بدشان نمي آيد اما نکته اينجاست که اوباما در تعريف يک آمريکايي نمي گنجد، نه سفيد است نه آنگلوساکسون نه گاوچران و نه علاقه مند به دوئل، او به "رولت روسي" علاقه بيشتري دارد.
روزنامه رسالت مطلبی را با عنوان«يك مملكت دو خزانه»در ستون سرمقاله خود و با قلم محمد کاظم انبارلویی به چاپ رساند که به شرح زیر است:همه کشورها در حوزه سياست خارجي تلاش دارند که روابط خود را با کشورهاي همسايه به ويژه کشورهاي هممرز افزايش داده و مسائل امنيتي را در مسيري منطقي دنبال کنند زيرا تنش با کشورهاي همسايه بخش عمدهاي از انرژي سياست خارجي کشورها را به خود معطوف ميکند. براي هر کشوري در حوزه سياست خارجي حوزه پيراموني براي تامين امنيت ملي، منافع ملي و حقوق شهروندان خود اهميت دارد زيرا تعاملات شهروندان کشورهاي همسايه نسبت به کشورهاي فراپيراموني بيشتر است. بنابراين از وظايف اصلي هر دولتي اين است که در حوزه ديپلماسي روابط خود را ابتدا با کشورهاي همسايه هماهنگ کند. ايران هم از اين قاعده خارج نيست. براي دستيابي به پيشرفت در روابط خارجي و اقتصادي بايد در ابتدا روابط با کشورهاي همسايه در دستور کار قرار بگيرد. البته نوع دولت و جناح آن فرق نميکند چون ارتقاي سطح تعاملات منطقهاي جزو الزامات ژئوپليتيک هر دولتي است.
وجود اشتراکات اقتصادي، فرهنگي، مذهبي و تاريخي نقش موثري در توسعه روابط و حل و فصل مسائل طرفين دارد. البته در حوزه پيرامون ايران همه متغيرها را يکجا نداريم. يکي از مشکلات سياست خارجي ايران اين است که همگرايي سياسي، اقتصادي و فرهنگي منطقه کمتر بوده است. بخشي از تنشهاي حوزه پيراموني به وجود همين عوامل مربوط ميشود. هر چند در اين مسير موانعي وجود دارد اما دولت ايران بايد با کشورهاي منطقه روابط خود را تنظيم کند.در روابط بينالملل نظريه کارکردگرايي بيان ميكند که کشورهاي همسايهايكه دچار تنشهاي سياسي و امنيتي هستند، ميتوانند براي حل و فصل مشکلات خود ابتدا در حوزه اقتصادي همکاري کنند و به تدريج اين همکاريها را به سطح همکاريهاي سياسي و امنيتي سوق دهند زيرا مشکلات سياسي و امنيتي جزو سياستهاي عالي(high politic) و مسايل اقتصادي جزو سياستهاي پايين(low politic) است به همين دليل افزايش سطح همکاري، ذهنيت دولتمردان را به همديگر نزديک كرده و سوء تفاهمات را كم كرده و سطح روابط را افزايش ميدهد و حتي ميتواند به اتحاد استراتژيک منجر شود. ايران هم ميتواند اين مسير را دنبال کند.
مشکل ايران با کشورهاي همسايه ظرفيتهاي اقتصادي اين کشورهاست زيرا اقتصاد آنها شبيه به هم نيست. اين کشورها اقتصادهاي وابسته و ضعيف دارند و عمدتا متکي بر صادرات مواد خام و اوليه هستند و اقتصاد مکمل کمتري دارند پس ايجاد وابستگي اقتصادي بين اين کشورها کار مشکلي است. با اين وجود دراين راستا ما بايد ظرفيتهاي اقتصادي تک تک اين کشورها را شناسايي کرده و مزيتهاي نسبي آنها را استخراج کنيم و از سويي مزيتهاي كشور خود را به منطقه معرفي كنيم. مزيت نسبي ايران نيروي انساني و متخصص آن است که اين مزيت جزو نيازهاي كشورهاي منطقه است. در سياستهاي كلي اقتصاد مقاومتي ابلاغ شده توسط رهبري هم بر ايجاد قوانين صادرات، تامين نيازهاي کشور از طريق توليدات کشورهاي ديگر، شناساندن توليدات خود و شناسايي فرصتهاي سرمايه گذاري تاکيد شده است. البته اين سياستها در دستور کار جمهوري اسلامي بوده و هست كه ما بايد با قدرت بيشتري اين سياستها را پيگيري كنيم. ديپلماسي عمومي نقش بسيار تعيين کنندهاي در توسعه روابط با كشورهاي همسايه دارد.
در واقع عمدتا سياست خارجي ايران در سطح منطقه بر محور سياستهاي رسمي بوده و بنابراين ميتوان از طريق ايجاد امکانات ديپلماسي عمومي مثل سفرهاي دو طرفه، تسهيل و روانسازي ورود و خروج اتباع کشورهاي منطقه، راهاندازي يا همکاري رسانهاي با کشورهاي همسايه ، ايجاد کرسيهاي علمي در دانشگاههاي ايران و دعوت از مقامات علمي کشورهاي منطقه، تبادل دانشجو، توسعه مراکز آموزش عالي ايران در خارج از کشوراستفاده كرد.در واقع ميتوان با اين راهها به کمک ديپلماسي رسمي آمد تا ذهنيت مردم منطقه که در شرايط فعلي اسير تبليغات برخي رسانههاي جهتدار هستند، اصلاح شود. در پايان بايد به اين نكته اشاره كرد كه بهبود روابط ملتها ميتواند بر روي سياست دولتها هم تاثيرگذار باشد.NGO ها ميتوانند سياستهاي رسمي دولتها را تحت تاثير قرار داده و اکنون ديپلماسي عمومي اين قدرت را دارد که نقش موثري بر ديپلماسي رسمي داشته باشد.
کد مطلب: 31054
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcc0xq1.2bqsp8laa2.html