زاهدان ۲۲ بهمن پر اقتخارتر از همیشه؛

مردم زاهدان باری دیگر حماسه آفریدند

22 بهمن 1404 ساعت 8:28

صبح ۲۲ بهمن، زاهدان زودتر از خورشید بیدار شد؛ خیابان‌ها پر شد از قدم‌هایی که آمده بودند تاریخ را دوباره امضا کنند.


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «زاهدنیوز»، صبح هنوز کاملاً قد نکشیده بود که خیابان‌های زاهدان، آرام‌آرام رنگ گرفت. پرچم‌ها مثل پرنده‌هایی سرخ و سبز و سفید، بر شانه‌های مردم نشسته بودند. پیر و جوان، کودک و مادر، کارگر و دانشجو، کنار هم ایستاده بودند؛ گویی شهر، یک‌دل شده بود تا تولد انقلاب را جشن بگیرد. صدای سرودها با نفس‌های گرم مردم درهم می‌آمیخت و خیابان، به رودخانه‌ای از امید تبدیل شده بود.

در میان جمعیت، چهره‌ها داستان داشتند. چشم‌هایی که برق ایمان در آن موج می‌زد، دست‌هایی که پرچم را محکم گرفته بودند، لبخندهایی که خستگی سال‌ها را پنهان می‌کرد. اینجا فقط راهپیمایی نبود؛ روایت زنده‌ی وفاداری بود. مردم آمده بودند تا بگویند هنوز پای عهدشان ایستاده‌اند، هنوز دلشان برای ایران می‌تپد.

پیش از آن‌که خیابان‌ها پر شود و شعارها جان بگیرد، زاهدان در سکوتی کوتاه نفس می‌کشید؛ سکوتی شبیه لحظه قبل از تولد. مغازه‌ها نیمه‌باز بودند، باد سرد صبحگاهی آرام پرچم‌ها را تکان می‌داد و مردم، آرام‌آرام از کوچه‌ها بیرون می‌آمدند؛ با دل‌هایی پر از حرف، با قدم‌هایی پر از تصمیم. گویی شهر می‌دانست امروز، روز روایت دوباره خودش است.

در آن صبح زمستانی، زمان انگار مکث کرده بود تا شاهد یک قرار جمعی باشد؛ قراری میان مردم و خاطره‌ها، میان امروز و دیروز، میان امید و ایستادگی. هر قدم، امضایی تازه بود پای یک عهد قدیمی. زاهدان آماده می‌شد تا یک‌بار دیگر، با صدای مردمش، با حضور گرم فرزندانش، تولد انقلاب را نه فقط جشن بگیرد، بلکه زندگی کند.

محمدرضا حسینی، دانشجوی ۲۲ ساله، با پرچمی بر دوش گفت: هر سال میام، چون فکر می‌کنم این حضور یعنی ما هنوز صاحب این انقلاب هستیم. یعنی هنوز مسئولیم. امروز حس می‌کنم جزئی از تاریخم، نه فقط تماشاگر.

کمی آن‌طرف‌تر، زهرا براهویی، مادر سه فرزند، دست کودک خردسالش را گرفته بود و لبخند می‌زد. گفت: می‌خواهم بچه‌هایم بدانند آزادی و امنیت الکی به دست نیامده است. ما با حضورمون داریم بهشون درس می‌دهیم. این راهپیمایی برای من فقط جشن نیست، یک تعهده.

صدای شعارها مثل موج، از سر خیابان تا انتهای مسیر می‌دوید. پلاکاردها بالا می‌رفتند، دل‌ها نزدیک‌تر می‌شدند. حاج عبدالرحمن نارویی، رزمنده دوران دفاع مقدس، با صدایی آرام اما محکم گفت: ما برای این انقلاب خون دادیم، رفیق دادیم. امروز که می‌بینم جوانها این‌طور پرشور امدن، خیالم راحت است. این پرچم زمین نمی‌ماند

آفتاب بالا آمده بود و سایه‌ها کوتاه شده بودند، اما شور مردم هنوز بلند بود. زاهدان، در آن روز، فقط یک شهر نبود؛ یک قلب تپنده بود. قلبی که با هر شعار، با هر قدم، با هر لبخند، می‌گفت: انقلاب هنوز زنده است، هنوز نفس می‌کشد، هنوز در جان مردم جاری است.

راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، در زاهدان، روایت ساده‌ای نبود از حضور؛ قصه‌ای بود از وفاداری، از امید، از نسلی که آمده تا پرچم را محکم‌تر از گذشته نگه دارد. شهری که آن روز، با پرچم نفس کشید و با ایمان، تاریخ را دوباره امضا کرد.

انتهای خبر/


کد مطلب: 66939

آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdccooqe.2bqe18laa2.html

زاهد نیوز
  https://www.zahednews.ir