
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های شنبه
17 خرداد 1393 ساعت 7:37
سرمقاله روزنامه های،کیهان،خراسان، و ...را میتوانید در این قسمت بخواتید:
در ابتدا مطلبی را نوشته شده توسط حسین شمسیان با عنوان«خورشیدی که غروب نمیکند»در ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان میخوانید که به شرح زیر است:
حضور میلیونی و چشمگیر مردم در بیست وپنجمین مراسم سالگرد ارتحال امام راحل عظیمالشأن، سرشار از صحنههای عشق و دلدادگی بود که قلم را یارای توصیف آن نیست. خیل عاشقان و دلدادگانی که از سراسر کشور، به عشق مراد سفر کرده به تهران آمده بودند، ثابت کرد که انقلاب امام، جای خود را در دلهای مردم باز کرده و پرچمی که او برافراشته، به دست خلف صالحش و با حمایت مردم، همچنان در اهتزاز است. به جرأت میتوان گفت که در هیچ یک از نظامهای سیاسی جهان، با هر رویکرد و ادعایی، چنین عشق و دلدادگی- حتی در مقیاسهای بسیار بسیار کوچکتر- وجود ندارد و عشق مردم به مرادشان، نسخه منحصربهفردی است که بدلی ندارد و آکنده از راز و رمزی است که دشمنان ما هرگز به آن پی نخواهند برد.
آنها البته از همان اول نفهمیدند که چه خبر است و در ایران چه رخ داده و میدهد! به لحاظ محاسبات مادی، پیروزی مردمی دست خالی با رهبری دور از وطن و در تبعید بر نظامی مستقر و مسلح، که لقب ژاندارمی منطقه را به او داده بودند ممکن نبود اما امام(ره) آن را ممکن کرد! از دید آنها اداره کشوری نوپا و دست خالی در جنگی هشت ساله شدنی نبود! کدام محاسبه زمینی میپذیرد در یک سو یک کشور باشد و در اوج تنهایی و تحریم و فشار و در دیگر سو، کشوری به نمایندگی و با حمایت از همه کشورهای شرق و غرب! فرجام این جنگ از همان ابتدا مشخص بود و پیروزی ایران ممکن نبود اما امام(ره) پیروزی را ممکن ساخت! در نگاه مکاتب مادی، برخی از رخدادها و وقایع نظیر حادثه تروریستی انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخستوزیری که شهادت دهها مسئول برجسته نظام را در پی داشت، کافی بود تا یک نظام مقتدر را از درون متلاشی کند، از نظر آنها ادامه کار ایران بعد از آن وقایع ممکن نبود اما امام(ره) آن را ممکن ساخت! اگر فرصت باشد و مجال این مقال اجازه دهد از این دست توفیقات محیرالعقول و بر خلاف تمامی محاسبات مادی و بشری، صدها نمونه از دوران نورانی حیات امام(ره) و پس از آن در دوره زعامت رهبر معظم انقلاب میتوان نگاشت. اما، این نوشتار در پی آن نیست و لاجرم باید آن را واگذارد!
مراد از این یادآوریها چیست؟ همه حرف بر سر این است که اگر روزی مردی به خدا تکیه کرد و در حالی که میدانست حتی یک مدیر سابقهدار در امر اداره کشور در کنارش نیست، بزرگترین تحول بشری در سدههای اخیر را رقم زد و غرب و شرق را مبهوت و حیران برق نگاه نافذش و پیروزی برقآسا و غرورآفرینش کرد، و جهان را با طرحی جدید برای حاکمیت و اداره کشور آشنا کرد، یقینا نقشه راهی داشته و اندیشههای الهی در سر داشته وگرنه گشودن این فصل نوین در تاریخ بشریت، اتفاقی و از سر حادثه ممکن و میسر نبوده و نیست. اموری مثل تکیه تمام عیار به الطاف الهی، باور همه جانبه و عمیق مردم و تکیه بر آنها برای مدیریت امور، رشادت و شجاعت در برابر دشمنان، هوشمندی و پیشبینی تحرکات و تحولات جبهه دشمن و دهها و صدها ویژگی منحصر به فرد و ممتاز، همان صفاتی است که امام را رهبری بینظیر و انقلاب او را حرکتی امیدبخش برای مستضعفین جهان کرد.
25 سال پس از فراق جانگداز او، انقلاب هنوز در دلهای جهانیان نور امید میتاباند. فلسطین و لبنان، عراق و سوریه، دورترها آمریکای لاتین، مسلمانان اروپا و... از انقلاب ما الهام میگیرند و نگاهشان به ماست تا ببینند این الگوی خاص و این نمونه منحصر به فرد چه میکند! این ربع قرن استمرار و پیشرفت روزافزون انقلاب را مدیون کسی هستیم که همان ویژگیهای امام را دارد و با جان و دل و از سر اخلاص در تحقق آن آرمانها کوشیده است. رهبر عزیزی که به معنای واقع عز اسلام است و خار چشم دشمنان. به یقین ایستادگی منحصر به فرد او بود که انقلاب را پس از امام در طوفانی 25 ساله، از گردنهها و مهالک گوناگون عبور داد. بعضیها جا ماندند، برخی که مدعی بودند و هستند، سالهاست از راهی که آمدهاند پشیمان شدهاند! یا خستهاند یا چرب و شیرین دنیا چنان گرفتارشان کرده که نمیتوانند در الگوی ترسیم شده امام و رهبری ادامه دهند و اگر نبود ایستادگی آقا، آنها ریل انقلاب را عوض کرده بودند! اما چه باید کرد!؟ چه باید کرد تا انقلاب در تندباد حوادث و در ریزشها و رویشهایش، دچار قلب ماهیت و انحراف از مسیر نشود؟ چاره کار پنهان و پیچیده نیست، نقشه راه را باید از روی دست امام راحل و پس از او امام حاضر دید و با هر گونه انحرافی قاطعانه و هوشمندانه برخورد کرد.
سالها قبل رهبر معظم انقلاب در وصف آن عزیز سفر کرده فرموده بود: «حقیقتاً خدا میداند که آن بزرگوار در این دنیای تاریک ظلمانی، مثل یک خورشید، چند صباحی آمد، درخشید و رفت تا مردم بدانند که خورشیدی هم هست» این تعبیر بلند و دلنشین از خورشید انقلاب الزامات و اقتضائاتی دارد که سه روز قبل حضرت آقا به آن اشاراتی داشتند: «این واقعیت (نظام اسلامی) ساخته و پرداخته دست معمار بزرگ است... آنچه در اختیار ملت ایران و در معرض فکر و دید ملتها در سراسر عالم است، ساخته و پرداخته آن دست تواناست... نقشه او نقشهای نبود که فقط از ذهن انسان صادر بشود، قطعا مؤید من عندالله بود... ما مواظب باشیم آن نقشه را بشناسیم تا بتوانیم راه را ادامه بدهیم... برای این که به هدف برسیم باید راه را گم نکنیم. برای این که راه را گم نکنیم، باید نقشه اصلی و اساسی جلوی چشممان باشد» این کلام فصلالخطاب از زبان کسی است که درایت، تیزبینی، تقوا و توکلش، سالهاست که ما را از هر طوفانی عبور داده و شعله امید را در دلها زنده کرده است. اگر او میگوید راه فقط راه امام(ره) است حتما همین است و سعادت در سایه حرکت در راه او به اشاره دست جانشین اوست. همین معیار و شاخص است که تکلیف همه آنها که از راه امام برگشتهاند و سعی دارند تصویر دروغین و تحریف شدهای را به جای امام حقیقی بنشانند، روشن میکند. مدتهاست عدهای سعی دارند امام را مصادره کنند! خود را خط امامی مینامند و دیگران را از خط خارج شده! با دشمنان مردم و آرمانهای امام(ره) نرد عشق میبازند و با پررویی دَم از خط امام(ره) میزنند! آنها از نام امام(ره) نان میخورند! اما همزمان، آگاهانه یا ناخودآگاه سر در خط دشمنان دیرینه امام دارند! معیار شناسایی آنها هم به فرموده رهبر عزیز مقایسه قول و فعل آنهاست با قول و فعل امام(ره).
امام، آمریکا را دشمن شماره یک مردم ما میدانستند و او را شیطان بزرگ مینامیدند، اما برخی از اینان در تلاش برای پذیرش ابرقدرتی آمریکا و بدست آوردن دل اویند، به هر قیمتی، امام رمز پیروزی را در تکیه بر تودههای مردم و بکارگیری توان، سرمایه و ایمان آنان در مواجهه با مشکلات میدانستند، اینان راه همه گشایشها و راحتیها را در برقراری رابطه با آمریکا و به حساب نیاوردن توان و ظرفیت داخلی میدانند! امام مهمترین هدف انبیا و به تبع آنان، مهمترین هدف نظام اسلامی را تعالی فکری، فرهنگی و عقیدتی و اخلاقی مردم میدانستند و در این باره قاطعانه با هر انحراف و کژی برخورد میکردند (مانند برخورد در ماجرای سلمان رشدی) و اینان، صراحتا از وادادگی کامل و رها کردن فرهنگ و ترویج اباحیگری سخن میگویند و معتقدند هر کس آزاد است هر کاری بکند و حاکم اسلامی هم تماشاچی است! امام قاطعانه بر سر سادهزیستی و قناعت و عدم تطاول و دستدرازی به بیتالمال اصرار داشتند و هرگز سر سوزنی از بیتالمال را برای خود و اطرافیانشان صرف نکردند ولی برخی از این مدعیان دروغین، بیتالمال را مالالبیت میدانند و مانند اعیان و اشراف زندگی میکنند و در همان حال، ژست دروغین خط امامی به خود میگیرند! امام اجازه ذرهای تخطی از احکام اسلام و اهانت به آن را نمیدادند (مانند برخورد ایشان در ماجرای لایحه قصاص و جبهه ملی) و اینان احکام بدیهی اسلام را به بهانه آزادی و حقوقبشر و... نادیده میگیرند!
مقایسه روش و منش امام با مدعیان دروغین به درازا خواهد کشید و برای آنها آبرویی نخواهد گذاشت. باید قبول کرد که راه امام، چیزی نیست که با دروغ و تظاهر بتوان مدعی آن بود، راه نورانی او آنقدر روشن است که منحرفان از آن به سادگی و آسانی رسوا میشوند و در امتحانات گوناگون مانند سادهزیستی و ولایتپذیری مردود و مفتضح میشوند.
کورش شجاعی ستون سرمقاله روزنامه خراسان را به مطلبی با عنوان«آقاي رئيس جمهور صداي جوانان جوياي کار را بشنويد»اختصاص داد که در ادامه میخوانید:
آقاي رئيس جمهور اساسي ترين خواست و مطالبه مردم از مجموعه حاکميت و خصوصا دولت، اشتغال است گرچه مبارزه با غول گراني و شکستن شاخ تورم، ديگر انتظار جدي مردم است اما شما و اعضاي دولت و نمايندگان مجلس به خوبي مي دانيد که ايجاد اشتغال و پايين آوردن نرخ بيکاري و رونق فضاي کسب و کار نه تنها مي تواند بر مهار تورم و گراني موثر باشد بلکه اشتغال عامل اساسي اميد جوانان به آينده، ترغيب آنان به ازدواج و تشکيل خانواده است. همچنين کاملا بديهي و روشن است که استفاده از سرمايه عظيم و گرانقدر جوانان در جهت رشد توليد، توسعه و پيشرفت کشور، علاوه بر افزايش احساس مفيد بودن جوانان و تقويت اعتماد به نفس و عزت نفس آنان موجب کاهش بسياري از ناهنجاري ها و کاهش گرايش به مصرف موادمخدر و اعتياد مي شود. بر اين اساس موضوع مهم اشتغال بايد به عنوان يکي از اساسي ترين نيازهاي جامعه مورد توجه دولت و مجلس قرار گيرد و اگرچه مسئله يارانه ها بر سر بسياري از مسائل و موضوعات کشور سايه انداخته است، اما رونق فضاي کسب و کار و کاهش آمار بيکاري علاوه بر منافع پيش گفته مي تواند تا حدودي سايه سنگين يارانه ها را از سر مسائل اساسي کشور بردارد.
البته مسلم است که معضل بيکاري به سادگي قابل حل نيست و نيازمند برنامه هاي اساسي و اجراي طرح هاي موثر و کارآمد ميان مدت و بلندمدت است، اما پرواضح است تا اين مسئله اساسي کشور و خصوصا نسل جوان براي مسئولان به دغدغه اي بسيار جدي تبديل نشود مشکل همچنان به قوت خود باقي خواهد ماند. بنابراين لازم است دولت و مجلس با عزمي جزم و همفکري تمامي نخبگان و استفاده از ظرفيت و تجربه کارآفرينان و صاحبان طرح ها و ايده هاي نو و کارآمد براي فائق آمدن بر مشکل بيکاري طرحي نو دراندازن د که قطعا افزايش اشتغال ثمرات بسياري براي کشور و جامعه به دنبال خواهد داشت.
۱ - در اين راستا لازم است براي جذب سرمايه گذاران خارجي در کنار ايجاد و تقويت احساس امنيت هرچه بيشتر براي توليدکنندگان و سرمايه گذاران داخلي و همچنين براي هزاران ايراني داراي سرمايه هاي کلان که به دلايلي در خارج از کشور زندگي مي کنند از جمله چند هزار تاجر و سرمايه گذار ايراني که در شيخ نشين امارات مشغول فعاليت هستند و هزاران ايراني سرمايه داري که در آمريکا، آلمان و برخي ديگر از کشورهاي اروپايي مشغول فعاليت اند، تلاش جدي تر و موثرتري انجام شود.
۲ - گرچه کشور ما در منطقه خشک و نيمه خشک قرار دارد و بخش زيادي از آن با کم آبي مواجه است، اما در صورت استفاده بهينه از همين آب و جلوگيري از هدررفت هفتاددرصدي از نوددرصد آب کشور که در بخش کشاورزي مصرف مي شود، مي توانيم علاوه بر خودکفايي در توليد بسياري از محصولات و حتي تبديل شدن به صادر کننده محصولات کشاورزي، هزاران فرصت شغلي را در کشور ايجاد کنيم اين در حالي است که در حال حاضر به خاطر غفلت از اين ظرفيت گران بها تعداد قابل توجهي از کشاورزان دست از اين کار کشيده اند و به سکونت در حاشيه شهرها و انجام کارهاي کاذب تن داده اند.
۳ - اگر صنعت کشورمان در رشته هاي گوناگون مورد توجه اساسي قرار گيرد و مشکلات نقدينگي و مصرف بهينه انرژي در آن به دغدغه اي جدي تبديل شود و افزايش کيفيت توليدات داخلي وجهه همت توليدکنندگان قرار گيرد، اين بخش عظيم نيز مي تواند علاوه بر تأمين بسياري از نيازهاي کشور، اشتغال قابل توجهي ايجاد کند در صورتي که بر اساس آمار، تعداد زيادي از واحدهاي بزرگ و کوچک توليدي با پنجاه درصد و حتي يک سوم ظرفيت خود مشغول به کارند. اين وضعيت تا کي مي تواند ادامه پيدا کند؟ وضعيتي که به خاطر نامناسب بودن شرايط و کارآمد و موثر نبودن برخي طرح ها و برنامه ها، بسياري از توليدکنندگان خرد و کلان از توليد دست کشيده اند و به سفته بازي و دلالي رو آورده اند.
۴ - آقاي رئيس جمهور، شما، مسئولان و نمايندگان به خوبي از جايگاه کشورمان در برخورداري از منابع عظيم طبيعي مطلع هستيد. گذشته از اين که ايران مقام دوم جهان در برخورداري از ذخاير عظيم گاز و رتبه سوم برخورداري از ذخاير بزرگ نفتي را نيز دارد. اما متأسفانه پس از گذشت سال ها همچنان به جاي فرآوري و توليد فرآورده هاي متنوع و با ارزش افزوده چند صد برابري نه تنها در بخش نفت و گاز در «خام فروشي» يد طولايي داريم، بلکه بسياري از منابع طبيعي کشور نيز خام فروشي مي شود اين در حالي است که با ترغيب سرمايه گذاران داخلي و خارجي مي توانيم کارخانه هاي متعددي براي فرآوري منابع طبيعي احداث کنيم تا نه تنها جلوي خام فروشي و «مفت فروشي» گرفته شود، بلکه با فرآوري اين منابع پرارزش مي توانيم هزاران فرصت شغلي براي جوانان و متخصصان کشور فراهم آوريم.
۵ - هيئت محترم دولت و نمايندگان محترم مجلس آيا واقعا نمي توان چاره اي انديشيد تا از ورود اين همه کالاي مصرفي و بي کيفيت از چين و برخي کشورهاي ديگر به کشورمان جلوگيري کرد آن هم در شرايطي که توليدکنندگان داخلي ما توان توليد با کيفيتِ تقريبا تمامي اين کالاها را دارند؟ اما ظاهرا عزمي براي جلوگيري از واردات اين حجم انبوه کالاهاي بي کيفيت چيني و غيرچيني وجود ندارد واردات بي رويه اي که موجب تعطيل شدن برخي واحدهاي توليدي و بيکاري عده اي از شاغلان اين واحدها شده و سرمايه توليد کنندگان نيز بيشتر به فضاي دلالي و سفته بازي وارد شده است.
۶ - رئيس جمهور محترم گرچه براي رونق ساخت و ساز، کارهايي انجام شده اما به نظر مي رسد بايد طرح هاي موثرتري براي اين بخش که بنا به اظهار کارشناسان باعث رونق بيش از چهارصد شغل به طور مستقيم و غيرمستقيم و ايجاد هزاران فرصت شغلي در کشور مي شود، سامان يابد. روشن است که رونق ساخت و ساز نه تنها باعث کاهش نسبي قيمت مسکن و اجاره بها مي شود، بلکه موجب مي شود هزاران فرصت شغلي براي مهندسان، کارگران ماهر و غيرماهر فراهم آيد و حتي زمينه صدور دانش فني و تخصص کارشناسان کشورمان به ديگر کشورها و خصوصا کشورهاي همسايه فراهم شود.
۷ - بدون ترديد اگر وام هاي کلاني که در اختيار بعضي ها قرار مي گيرد به بدنه صنعت، توليد، کشاورزي و کارآفريني کشور تزريق شود، نه تنها شاهد شکوفايي اين بخش ها خواهيم بود بلکه فرصت هاي فراوان شغلي براي جوانان کشورمان فراهم مي شود. اين در حالي است که سال هاست وام هاي کلان به اين و آن داده مي شود و از دل آن وام هاي کلان، فسادهاي سه هزار ميلياردي و غيره بيرون مي آيد اما سهم صنعت، کشاورزي و توليد و کارآفريني از حمايت هاي موثر دولت و وام هاي بانکي همچنان اندک است.
۸ - آقاي رئيس جمهور از ظرفيت کم نظير کشورمان در ترانزيت کالا و دسترسي به آب هاي آزاد جهان و ده ها و صدها مزيت کم نظير ديگر که بگذريم حتي اگر از ظرفيت گردشگري ايران عزيز که به لحاظ برخورداري از جاذبه هاي توريستي جزو ده کشور مطرح جهان است و همچنين اگر از ظرفيت صنايع دستي وطن عزيزمان درست استفاده شود، علاوه بر سرازير شدن مبالغ قابل توجهي ارز، فرصت هاي فراوان شغلي براي جوانان ايجاد مي شود، ولي متأسفانه امروز سهم ما از ارزآوري چندصد ميليارددلاري گردشگري در جهان بسيار اندک و در مقايسه با بسياري از کشورها در حد صفر است.
به هر صورت جناب آقاي دکترروحاني، هيئت محترم دولت و نمايندگان محترم مجلس، شما هم از آمار و ظرفيت هاي کشورمان در عرصه هاي گوناگون اطلاع داريد و هم امکان و قدرت تصميم گيري و برنامه ريزي داريد و هم از بخشي از مشکلات و نارضايتي هاي جوانان و خانواده هاي آنان به خاطر بيکاري مطلع هستيد، اما بدانيد که آن چه از بيکاري و تبعات آن به گوش شما مي رسد بسيار کمتر از واقعيت هاي عيني موجود جامعه است، پس از نگارنده به عنوان يکي از اعضاي خانواده و جامعه بزرگ ايراني و يکي از نمايندگان افکار عمومي بپذيريد که بيکاري همچون موريانه بلکه خوره به جان جوانان و خانواده هاي آنان افتاده است و حل اين معضل جدي، مطالبه و خواست اساسي جامعه، خانواده ها و جوانان از شما و قانون گذاران است. اميدواريم همان طور که با تدبير و جديت شما و دکترهاشمي وزير لايق، کاربلد، دلسوز، مصمم و مردمي بهداشت، اقدامات اساسي براي حل مشکل بهداشت و سلامت و درمان مردم انجام شده، شاهد اقدامات جدي و موثر دولت تدبير و اميد در رفع معضل بيکاري نيز باشيم.
به زعم وبر، اقتدار کاريزماتيک در طول زمان، دچار روزمرگي ميشود، و به يکي از دو صورت اقتدار موروثي يا اقتدار «گروه عقلا» تقليل مييابد، و در نتيجه، همه ظرفيتهاي تاريخي که با ظهور کاريزما براي يک جامعه پر شور و پر تصميم ظهور ميکند، زوال مييابد.آنچه تيپ کاريزماي امام سيد روح الله موسوي خميني (ره)، را ويژگي ميبخشد، و حتي ما را برميانگيزد که فرجام سومي براي تيپ اقتدار کاريزماتيک وبر بيفزاييم، تلفيق اين کاريزما با مفهوم نيرومند «جهاد» در اسلام شيعي است.حتي ميخواهم اين ادعاي چالشبرانگيز را مطرح کنم که آن چه بويژه، به آيت الله سيد روح الله موسوي خميني (ره)، يک اقتدار کاريزماتيک ميبخشيد، نه ويژگيهاي رواني و شخصيتي فردي ايشان، بلکه در درجه اول، تبلور درخشان مفهوم شيعي «جهاد»، در چهره ايشان بود، خصوصاً تجسم اَبَر تجربه شورانگيز جهاد در قيام امام حسين ابن علي عليهالسلام.
از اين زاويه ديد، آن چه بقاي حيرتانگيز مستمر در توان تاريخسازي انقلاب اسلامي، حتي پس از امام خميني (ره) را توضيح ميدهد، به قدر زيادي مفهوم پر مايه «جهاد» است. پس از درگذشت امام خميني (ره)، ولايت فقيه، به يک سنت و نسخهبرداري بيروح از منش امام خميني (ره) تقليل نيافت، و همچنين، گفتار امام خميني به قواعد خشک يک بوروکراسي نوين در «گروه عقلا» تبديل نشد. امام خميني (ره)، در طول حيات خويش نيز مدام، مردم را به اَبَر الگوي امام حسين عليهالسلام ارجاع ميداد، و مهمترين کليد واژه او در سرتاسر زندگياش، «سيد الشهدا» (با لهجه مؤثر خميني) بود. امام خميني (ره)، با اصرار بر اين نکته که «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است»، خود را به عنوان يک رهبر محبوب و کاريزماتيک حذف کرد، و به جاي خود، يک الگوي تاريخي نيرومند را نهاد که هر ساله به مدت دو ماه، با حوصله و مشارکت عموم مردم، به نسخه روزآمد آن سال براي «جهاد» انقلابي تبديل ميشود، و بدينسان انقلاب ميماند.
از اين قرار، اگر از من بپرسيد که ملت ايران، تا کي ظرفيت انقلابي و تاريخسازي خود را حفظ خواهد کرد؟ پاسخ من اين نيست که تا وقتي امام خميني (ره) يا ياد او زنده است، و به عنوان مرجع کاريزماتيک عواطف مردم انقلابي، به مردم، نيرو و توان عبور از سنتها و قواعد بوروکراتيک مزاحم «عظمت ملت» را ميبخشد. بلکه، پاسخ من اين خواهد بود که تا وقتي عاشورا به عنوان يک نسخه انقلابي فعال عليه «عار» و «نار» مدام به احوالات روز، فارغ از محافظهکاري و ملاحظه ترجمه ميشود، و به مردم الهاماتي راجع به «عار» و «نار» روزگار ميبخشد، انقلاب اسلامي توان تاريخسازي خود را حفظ خواهد کرد (اشاره به رجز مشهور سيد الشهدا در وقت شهادت که ميفرمود: الْمَوْتُ خَيْرٌ مِنْ رُكُوبِ الْعَارِ...وَالْعَارُ أَوْلَي مِنْ دُخُولِ النَّارِ؛ مرگ برتر از عار و عار برتر از نار).امام خميني (ره) به رغم چهرههاي تيپيک کاريزماتيک چون ناپلئون بناپارت، در شگرفترين اقدام تاريخي خود که از پرهيزگاري و سر و سادگي فوقالعادهاش برميخواست، خود را از ميان برداشت، و در جريان اين حذف، اَبَر کاريزماي امام حسين عليهالسلام براي ملت تبلور يافت، طوري که ملت مسير خود را حتي پس از درگذشت امام خميني (ره) يافت.
روزنامه وطن امروز مطلبی را با عنوان«بشار از شارل دوگل هم مشروعتر است»در ستون یادداشت روز خود به قلم شروین طاهری به چاپ رساند:اصلاحطلبان تأييد و تمجيد امام از بعضي از سران سياسي جناح چپ اسلامي که در آن دوره در مسووليتهاي سياسي و اجرايي قرار داشتند را مصداقي براي خطّ امامي بودن خود ميدانند و اصولگرايان که از اين مزيّت بهره چنداني ندارند، تلاش ميکنند برخي از مواضع امام در مبارزه با استکبار و نفي گروههاي ليبرال و ملّيگرا را استنادي براي انحراف جناح مقابل و تأييد ادامه راه امام از سوي خود عنوان کنند در حالي که تحقيقي عالمانه و منصفانه در عملکرد دهساله رهبري آن بزرگوار به راحتي ميتواند پاسخگوي شبههاندازان و مدّعيان باشد.
با اين حال به نظر ميرسد براي سنجش خطّ امام ميتوان به پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و تأسيس نظام جمهوري اسلامي رجوع کرد. در حقيقت خطّ امام همان سه اصلي است که در مهمترين شعار جامعه انقلابي ايران در سالهاي مبارزه با رژيم پهلوي نمود يافت:«استقلال؛ آزادي؛ جمهوري اسلامي». اين سهگانه مهمترين آرمانهاي انقلاب اسلامي و اصول جمهوري اسلامي است. استقلال از همه قدرتهاي شرقي و غربي؛ آزادي از همه قيدوبندهاي استبدادي و مديريت ديني جامعه با مراجعه به آراي عمومي. با اندکي تأمّل در سخنان رهبر انقلاب و همچنين رياست محترم جمهوري در بيستوپنجمين سالروز رحلت امام خميني نيز ميتوان به درستي اين ادّعا پي برد.
رهبري در اوّلين بخش از سخنان خود با اشاره به الگوي مردمسالاري ديني آن را پديدهاي دانستند که همچنان داراي جاذبه و کشش براي ديگر جوامع منطقه است و برگزاري سيودو انتخابات با مشارکت بالا را بينظير توصيف کرد و جمهوري اسلامي را «سپردن کار کشور به مردم از طريق مردمسالاري» و «در چارچوب شريعت اسلامي» تعريف نمود. اشاره ايشان به «وابسته» و «ديکتاتور» بودن رژيم پهلوي، تأييد صريح همان دو اصل استقلال و آزادي است که به گفته رهبري اين «نظم مدني و سياسي» نظام جمهوري اسلامي «هم آزادي فردي را و هم آزادي ملّت را که اسمش استقلال است تضمين ميکند». دکتر روحاني نيز در سخنانش با اشاره به اينکه امام «در برابر استبداد و استعمار سر فرود نياورد» به مبارزه امام با استبداد از سال چهلودو و مقابله با استعمار از سال چهلوسه، اشاره کرد که پس از پيروزي انقلاب نيز در همه جا «نظر و آراي مردم را در کنار شريعت اسلامي به عنوان معيار قرار داد» و حکومت را «در چارچوب موازين شرع و آراي مردم» اداره نمود.
علاوه بر سخنان رهبري نظام و رياستجمهوري، نيمنگاهي به شيوه رهبري امام خميني نيز گوياي اين مطالب است. ايشان در دوره رهبري خود همواره بر تعيينکنندگي رأي مردم اشاره داشت و جمله تاريخي «ميزان رأي ملّت است» همچنان در گوشهايمان طنينانداز است. امام حتّي در بحرانيترين شرايط جنگي نيز اجازه تعطيلي انتخابات را نداد و بر اجراي آن تأکيد کرد. در زمينه استقلال نيز ضمن مقابله با اهداف استکباري آمريکا در آن دوره، بر عدم وابستگي به بلوک کمونيسم نيز اشاره ميکردند و نکته مهمتر آنکه مقابله و حتّي مبارزه با آمريکا را دليلي بر عدم راهبرد ديپلماتيک و نفي مذاکره نميدانست.
در حوزه آزاديهاي سياسي نيز هرچند محدوديتهايي در آن دوره وجود داشت که ناشي از شرايط جنگ خارجي(تجاوز رژيم عراق) و داخلي(ترورهاي گروههاي مسلّح) بود که امام خود پس از پايان جنگ اشاره کردند تمامي امور پس از اين به مدار قانوني خود بازميگردد. بنابراين هر هدف ديگري مانند «انرژي هستهاي» تنها با تطبيق با اين سه اصل اساسي قابل پيگيري است و فينفسه داراي اهميّت نيست. انرژي هستهاي حقّ مسلّم ماست به شرطي که تضمينکننده استقلال؛ آزادي و حفظ جمهوري اسلامي باشد. همانگونه که رئيسجمهوري که در کنار انرژي هستهاي به حقوق مسلّم ديگرمان نيز اشاره کرد:«صلح و ثبات حقّ ماست، بي شک علم و دانش حقّ مسلّم ماست، بيترديد نفوذ در منطقه و جهان حقّ مسلّم ماست، بيترديد وحدت و برادري حق مسلّم ملت ايران است. مردم ما مطمئن باشند در مسير تدبير، در مسير اعتدال، در مسير اميد به اين ملّت بزرگ، ما به تمام اهدافمان دست خواهيم يافت»
کد مطلب: 34015
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdccpxq1.2bq0s8laa2.html