
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های پنجشنبه
22 خرداد 1393 ساعت 8:49
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
حسین شریعتمداری در مطلبی که با عنوان«خورشید من برآی...»در ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان به چاپ رساند اینوط نوشت:
1- چند سال قبل در یکی از جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ دانشجویی، ضمن پرسشهایی که درباره مسائل سیاسی روز مطرح شده بود، پرسشی با این مضمون از تریبون خوانده شد؛ «میگویید جمهوری اسلامی ایران، یک نظام حکومتی برخاسته از اسلام ناب محمدی(ص) است و از آن با عنوان زمینهساز حکومت جهانی حضرت صاحبالزمان(عج) یاد میکنید و این در حالی است که از صدر اسلام تاکنون، حکومتهای فراوانی همین ادعا را داشتهاند، حتی حکومتهای فاسدی نظیر بنیامیه و بنیعباس هم حاکمیت خود را برخاسته از اسلام ناب میدانستند، از کجا معلوم که ادعای ما نیز یک ادعای دیگر در کنار همان ادعاها نباشد»؟!
پاسخ نگارنده - که البته برگرفته از اساتید برجسته اسلامشناس بود و شرح تفصیلی آن در این وجیزه نمیگنجد- این بود که «آدرس و نشانی دقیق یک نظام برخاسته از اسلام در کلام خدا، رهنمودهای پیامبر اعظم(ص) و آموزههای بدیهی و همه فهم اسلام- و نه آن بخش از آموزهها و معیارهای اسلامی که درک آن به اذهان ژرفاندیش و مطالعات فراوان نیاز دارد- به وضوح آمده است بنابراین با در دست داشتن این آدرس که به آسانی در دسترس است میتوان سره را از ناسره و آب را از سراب تشخیص داد و مدعیان راستین را از دکهداران کاذب بازشناخت. در دوران بنیامیه و بنیعباس و یا برخی از مدعیان عصر حاضر نیز کسانی که آدرس مورد اشاره را در دست داشتند به وضوح میدیدند که این آدرس آنان را به حکومتهای یاد شده نمیرساند و اساسا مقاومت تاریخی شیعه در برابر حکام جور به علت در دست داشتن همین آدرس بوده است. نظام ولایت فقیه دقیقا با آدرسی که پیامبر اعظم(ص) و ائمه هدی(ع) ارائه دادهاند همخوانی دارد و دقیقا به همین علت است که وقتی امام راحل ما (ره) ندای انقلاب سر میدهند، مردم این ندا را در دل خود آشنا و با آموزهها و باورهای بدیهی- و نه پیچیده- اسلامی، همخوان و همراه مییابند و با پای دل به سوی آن میشتابند.
ماجرا بسیار بدیهی است و در چند کلمه این که؛ دوسوم فقه- چه از نگاه شیعیان و چه اهل سنت- سیاسیات و اجتماعیات است و فقط یکسوم آن مربوط به احکام فردی و عبادات شخصی است. اجرای این احکام نیاز به تشکیل حکومت دارد و رهبری این نظام حکومتی الزاما باید در دست کسی باشد که اولا؛ از اسلام و احکام و آموزههای آن و شرایط و ظرافتهای زمان شناخت لازم و کافی داشته باشد، یعنی «فقیه» باشد و ثانیا؛ عادل باشد، چرا که عالم بدون عادل بودن نمیتواند ضامن قابل تکیهای در اجرای دستورات اسلامی باشد. بنابراین تشکیل یک نظام اسلامی تحت زعامت و رهبری فقیه عادل ضروری و تضمینکننده درستی و اسلامی بودن آن است و این در یک کلمه مفهوم اصل ولایت فقیه است. این فرمول بدیهیتر از آن است که با هیچ عقل سلیمی قابل نفی باشد. دقیقا به همین علت است که برخی از جریانات - البتهکم عده و شمار- و مدعی ولایت که به قول حضرت امام(ره)، ولایت که هیچ، دیانت هم ندارند، وقتی این فرمول را- چه آگاهانه و چهناخودآگاه- نفی میکنند، به یاوهسرایی روی میآورند و بلافاصله با استقبال دولت فخیمه! انگلیس روبرو میشوند و برای تبلیغ دیدگاه انحرافی خود که دشمنی آشکار با اسلام و همسویی بیتردید با دشمنان رسولخدا (ص) و ائمه هدی (ع) است، از امکانات روباه پیر، مخصوصا شبکههای ماهوارهای برخوردار میشوند و... بماند.
2- دیروز رهبر معظم انقلاب در آستانه سالروز میلاد مراد غایبمان حضرت ولیعصر- ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- و در بازدید از نمایشگاه تولیدات علمی موسسه دارالحدیث، پیروزی انقلاب اسلامی ایران را تحقق یکی از همان وعدههای اطمینانبخش در جهت حکومت جهانی حضرت بقیهًْالله الاعظم ارزیابی کرده و آن را همسو با حرکت کاروان بشریت به منزلگاه مطلوب و دلگشا و دلنشینی دانستند که خدای رحمان و رحیم در ظهور حضرت وعده فرموده است. و باز هم از ایشان است که «این عصر را باید عصر امام خمینی(ره) نامید و ویژگی آن عبارت است از بیداری و جرأت ملتها در برابر زورگویی ابرقدرتها و سربرآوردن ارزشهای معنوی و الهی».
و از امام راحل(ره) است که «ما، الان در موقعیت حساسی هستیم که به نظر من؛ حساسترین نقطه تاریخ است» و با تأکید بر همسویی انقلاب اسلامی با انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) میفرمایند «گویی جهان مهیا میشود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان» و...
اکنون جای آن است که به مواردی از درک این واقعیت محسوس و ملموس که در نگاه دیگران آمده و فقط اندکی از بسیارهاست، اشارهای گذرا داشته باشیم. بخوانید؛
✓ هنری کیسینجر، مشاور رئیسجمهور آمریکا در دهه 70 میلادی شخصیت امام خمینی(ره) را اینگونه ارزیابی میکند؛ آیتالله خمینی، غرب را با بحران جدی برنامهریزی مواجه کرد، تصمیمات او آنچنان رعدآسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامهریزی را از سیاستمداران و نظریهپردازان میگرفت... هیچکس نمیتوانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند، او با معیارهای دیگری غیر از معیارهای شناختهشده در دنیای امروز سخن میگفت و عمل میکرد. گویی از جای دیگری الهام میگرفت، دشمنی آیتالله خمینی با غرب، برگرفته از تعالیم الهی او بود. او در دشمنی خود نیز خلوصنیت داشت.
✓ محمدحسنین هیکل، سردبیر معروف روزنامه الاهرام مصر که یکی از روزنامهنگاران برجسته و بلندآوازه دوران معاصر است درباره امام راحلما(ره) میگوید؛ خمینی را یکی از اصحاب خاص رسولخدا (ص) میدانم که بینش و منش پیامبر اسلام را بیکم و کاست به قرن حاضر آورده است. گویی آمده است تا سپاهیان علی(ع) را که بعد از شهادت او، سرگشته و بیفرمانده شده بودند، فرماندهی کند.
✓ هم او، در ملاقات با نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی- آقای سودانی- در قاهره، به درایت پیامبرگونه رهبر معظم انقلاب اشاره کرده و میگوید؛ کاری که انقلاب اسلامی تحت رهبری امام و آیتاللهخامنهای انجام داده است، هیچیک از زمامداران دنیای کنونی و یا قدرتمندان کشور خودتان نظیر کوروش و داریوش نمیتوانستند به خواب هم ببینند، شما هر جا وارد میشوید دلها را تسخیر میکنید و به انقلاب پیوند میدهید.
✓ شبکه اول تلویزیون «بیبیسی» در مجموعه مستندی با عنوان «قرندوم» که به بررسی رخدادهای احتمالی قرن بیست و یکم اختصاص داشت، به رهبران سیاسی غرب هشدار میدهد؛ «آنچه در ایران در سال 1979- بهمنماه 1357- اتفاق افتاد، نه تنها برای ایرانیان، بلکه برای تمام ادیان جهانی یک نقطه عطف است. نقطه عطفی که از بازگشت تودههای میلیونی مردم در سراسر دنیا به اصولگرایی مذهبی خبر میدهد... در سراسر جهان، پیروان ادیان مختلف نظیر مسیحیت، یهودیت، بودیسم و هندوها به اصولگرایی مذهبی روی آوردهاند، حتی در ترکیه نیز که هفتاد سال قبل با مذهب وارد جنگ شده بود، امروزه روند بازگشت به اصول اسلامی سرعت گرفته است.»
✓ الوین تافلر، یکی از استراتژیستهای معروف آمریکایی و از شخصیتهای سیاسی نزدیک به کاخ سفید، اعتراف میکند؛ «بازی قدرت جهانی در دهههای آیندهای که پیش روی داریم، بدون در نظر گرفتن قدرت روزافزون اسلام قابل درک نیست.»
✓ آنتون گیدنز، جامعهشناس پرآوازه انگلیسی درباره تحولات بنیادین قرن حاضر مینویسد؛ «درگذشته، سه غول فکری جامعهشناسی یعنی مارکس، دورکیم و ماکس وبر با اندکی اختلافنظر، فرآیند عمومی جهان را به سوی سکولاریزم و در جهت حاشیهنشینی دین ارزیابی میکردند ولی از سال 1979 و با پیدایش انقلاب اسلامی در ایران، شاهد روند معکوس و متفاوت با این فرضیه هستیم، یعنی فرآیند عمومی جهان، با شتاب به سمت دینیشدن پیش میرود.»
✓ الکساندر زوگانف، رهبر سابق حزب کمونیست روسیه، با اشاره به تحولاتی که بعد از انقلاب اسلامی در جهان پدید آمده و امروزه از سوی رهبری ایران اسلامی با اقتدار و درایت دنبال میشود، میگوید؛ « ما هم، در روسیه از افکاری که وجود خدا را انکار میکند دست برداشتهایم.»
✓ نیوت گنگریچ، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا در واکنش به اظهارات چند تن از سناتورها که ادعای رهبری آمریکا بر جهان را داشتند، به انقلاب اسلامی در ایران و رهبری هوشمندانه امام و رهبر معظم انقلاب اشاره کرده و با تمسخر میگوید؛ «ایالات متحده چگونه ادعای رهبری جهان را دارد؟ با کشوری که در آن، دختران 12 ساله باردار میشوند، 15 سالهها همدیگر را میکشند، 17 سالهها به ایدز مبتلا میشوند و 18سالهها در حالی دیپلم میگیرند که به خوبی قادر به خواندن و نوشتن نیستند، هیچکس را نمیتوان اداره کرد».
✓ ایمانوئل والرشتاین، جامعهشناس بلندآوازه آمریکایی با نگرانی میگوید؛ «مانع اصلی پیشروی ما برای استقرار نظم جهانی- کدخدایی آمریکا!- دکترین ولایت فقیه امام خمینی است... همه نظریهها درگذر زمان کمرنگ و کهنه شده و به تاریخ میپیوندند، ولی نظریه ولایت فقیه ]امام[خمینی هر روز پررنگتر و سرزندهتر میشود و مسلمانان بسیاری را به خود جلب میکند.
و... از امامان معصوم علیهمالسلام است که یخرج ناسٌ من المشرق یوطئون للمهدی سلطانه... مردمانی از مشرق قیام میکنند و زمینه برپایی حکومت مهدی صاحبزمان- ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- را فراهم میآورند و به قول حضرت آقا؛ خورشید من برآی، که وقت دمیدن است.
روزنامه خراسان ستون سرمقاله خود را به مطلبی با عنوان«از راهبرد بن گوريون تا هلال سياه داعش»نوشته شده توسط علیرضا رضا خواه اختصاص داد:
چند روزي است که نام گروه داعش موجي از رعب و وحشت در ميان ملت عراق ايجاد کرده است، اين گروه تروريستي در سوريه هم خواب و آرامش را بر مردم اين کشور حرام کرده است. تروريستهاي داعش که نام دولت اسلامي عراق و شام را برخود گذاشته اند، مدعي تلاش براي تشکيل خلافت اسلامي و اجراي شريعت اسلامي هستند، اما حرف و عمل آنها کاملا از هم فاصله دارد. فساد و بي بند و باري اخلاقي در قالب جهاد نکاح، وحشي گري در قالب بريدن سر افراد بي گناه و تصويب قوانين بدوي و مجازات هاي سنگين براي مردم عادي ، همه و همه بيانگر ماهيت ضد اسلامي جمعي مزدور است که تنها چيزي که برايشان اهميت ندارد اسلام و شريعت آن است.واقعيت اين است که به دنبال سقوط ديکتاتوري صدام حسين، خروج نيروهاي آمريکايي از عراق و به دنبال آن پيوستن اين کشور به خط مقاومت، جريان ارتجاع عربي به رهبري عربستان، استراتژي تجزيه عراق را با هماهنگي اربابان خود دنبال کردند تا شايد از اين طريق بتوانند توازن قوا در منطقه خاورميانه را به سمت خود تغيير دهند.
از همين رو با سرمايه گذاري در استان هاي سني نشين عراق تلاش کردند تا آتش طايفه اي و مذهبي را در اين کشور شعله ور سازند. با اين حال انتخابات پارلماني اخير عراق روياهاي جريان ارتجاع عربي را به سراب تبديل کرد. از سوي ديگر برگزاري انتخابات رياست جمهوري در سوريه و موفقيت ميداني نيروهاي مقاومت و ارتش در مقابله با تروريست ها در روزهاي اخير هرگونه اميد براي سرنگوني نظام سوريه را از بين برد. از همين رو جريان هاي تروريستي وابسته به ارتجاع عرب در منطقه به منظور فشار بر دولت نوري المالکي و با حمايت برخي از سياست مداران داخلي در يک هفته گذشته دامنه عملياتي خود را از جنوب عراق به شمال اين کشور کشانده و چتر نا امني را در استان هاي الانبار، صلاح الدين و نينوا پهن کرده اند. تروريست ها در نقشه اي حساب شده و با انجام عمليات ايذايي در سامرا، توانستند خود را به شهر موصل در استان نينوا رسانده و به راحتي اين شهر را اشغال کنند.
روزنامه تايمز انگليس در پاسخ به اين سئوال که چرا تروريست هاي داعش شهر موصل را انتخاب کردند مي نويسد: " بيشتر کمک مالي به گروه «داعش» از حاميان و نيروهاي اين گروه در موصل صورت مي گرفت. در اين شهر، ماهانه سه ميليون دلار براي خريد سلاح و تجهيزات به اين گروه ارائه مي شد." علاوه بر اين داعشي ها توانسته بودند استاندار نينوا را با خود همراه کنند. عراق القانون در اين رابطه نوشته است :بسياري از منابع خبري عرب زبان سندي را از خيانت استاندار نينوا منتشر کردند که طي آن وي به همه ادارات رسمي در اين استان دستور داده است تا کليه اسناد دولتي را سوزانده و در مقابل افرادي که آنان را مجاهدين خوانده است مقاومت نکنند.
اما ماجرا به همين جا ختم نمي شود، حمله به موصل تلاشي براي تکميل هلال سياه داعش در عراق و شام است. هلالي که از استان الانبار در مرز عربستان سعودي و در جنوب عراق شروع شده، استان هاي صلاح الدين و نينوا در عراق و همچنين منطقه حسکه و الرقه در سوريه را در بر مي گيرد و تا استان حلب در مرز ترکيه امتداد مي يابد. هلال سياه داعش به گونه اي طراحي شده که علاوه بر چنگ اندازي بر منابع نفتي عراق، سوريه و لبنان را که چون ستون فقرات محور مقاومت هستند از سرزمين اصلي جدا کند. طرحي که بر اساس راهبرد امنيت پيراموني بن گوريون تدوين شده است. راهبردي که اسرائيل از زمان شکل گيري جعلي خود برپايه آن استوار شد، براساس گفته ديويد بن گوريون: "ما ملتي کوچک هستيم و امکانات و منابع ما اندک است و بايد اين خلاء را در برخورد خود با کشورهاي عرب دشمن از طريق شناختن نقاط ضعف آنها به ويژه در زمينه روابط موجود بين گروه هاي نژادي و اقليت هاي طايفه اي برطرف کنيم به گونه اي که ما به آنها دامن بزنيم تا در نهايت به مشکلاتي تبديل شود که حل يا مهار کردن آنها براي اين کشورها دشوار شود ". آن چه که امروز عراق شاهد آن است تبلور بيعت ارتجاع سياه به رهبري سعودي ها و صهيونيزم است. همپيماني شوم و بحران آفريني که، آثار آن در عراق، لبنان و سوريه به خوبي قابل مشاهده بوده به اين زودي ها منطقه خاورميانه را رها نخواهد کرد.
سید مسعود علوی مطلبی را با عنوان«انتظار؛ نشاط پيروزي پارسايان»در ستون سرمقاله روزنامه رسالت به چاپ رساند که در ادامه میخوانید:مي خيزد و شمه اي از شميم آن را استشمام نموده است و يقيناً با ارتقاي آگاهي و بروز هر چه بيشتر خواهندگي فطري انسان ها، نيل به اين مهم، براي بشريت دور نخواهد بود. سالگشت ميلاد مولاي ما حضرت حجت بن الحسن العسکري ارواحنا له الفداء، همه ساله افزون بر اينکه شعله هاي اشتياق و عاطفه و پيوند ناگسستني با آخرين پيشواي پارسايان را در قلب شيعيان برمي انگيزد، هماره يادآور ظهور و قيام و حاکميت عدل گستر مهدوي در اذهان مردم محروم و دين مدار و آزادانديش است و همچنين آذين و چراغاني کوچه هاي شهرها و روستاهاي سرزمين منتظران، تداعي گر افروختن فانوس علم و عمل، فراراه تمهيد قيام اميد آفرين موعود آسماني آل رسول اعظم (ص) است خصوصاً در ميهن مهدي خواه ايران که با پديداري انقلاب عظيم اسلامي، بزرگترين حلقه از حلقات قيام هاي متصل به نهضت نورآگين قائم آل محمد (عج) پديد آمد و سراج اميد و آرمان هاي عدالت گرايانه در دل و ديده آزادي خواهان جهان، روشن شد.
خداوند، با عنايت و عطوفت خويش، آنگاه که انسان را بيافريد و او را از نايره نيستي به دايره هستي فراآورد، از ميلاد حيات تا ميعاد مرگ او ديده از اين موجود ماجد برنگرفت. آفريدگار حکيم تا روز نشور نيز آفريدگان خويش را، لحظه لحظه از لحاظ جسم و جان، کفايت و کفالت نموده و براي رزق مادي و معنوي شان واسطه ها مهيا فرموده است و به گفته استاد عزيز، مرحوم حاج محمد اسماعيل دولابي (ره)؛ ما مردم، مقام والايي نزد خداوند داريم چرا که بهترين مخلوقات خويش را براي هدايت ما برگزيده و فرستاده است؛ خصوصاً از خاتم رسولان (ص) تا خاتم اوصياء (عج). شايسته نيست اين گونه الطاف و عنايات خالق خويش را ناديده بگيريم و باعث آن شويم که امام رئوف مان از لحظه ميلاد تا کنون و تا آينده اي نامعلوم از نظرها غايب شود و حکومت عدل جهاني را به تعويق اندازد. چه اينکه برخي علماي سلف از جمله خواجه نصيرالدين توسي، علت اصلي غيبت امام زمان (عج) را سستي و سهل انگاري مردم دانسته اند. اين فتور و فراموشي، ناشي از ناشناختن امر هدايت تشريعي الهي و واسطه اين رهنموني - حجت خدا در روي زمين - است که هرگز خداوند، بندگان خويش را از زمان حضرت آدم (ع) تا حضرت خاتم (ص) و تا زمان حاضر و تا برهه قيامت، از ولايت و وجود حجت الهي، محروم نساخته و نخواهد ساخت اگر چه قدر او نشناسند و حتي فراخوانشان به سوي صلاح و فلاح را نپذيرند.
همان گونه که مولاي مؤمنان علي (ع) در آخرين وصيت به خويشان و شيعيان خويش، نسبت به سبقت بيگانگان از شيعه در زمينه شناخت و عمل به قرآن هشدار داد، اين هشدار تاريخي در خصوص قرآن ناطق عصر ما نيز مصداق دارد و بايد برحذر باشيم از اينکه ديگران در ادراک مقام و منزلت و قيام و حاکميت حضرت مهدي (عج) از ما پيشي بگيرند، کما اينکه يکي از صاحب نظران مسائل مهدويت مي گفت با کمال تأسف، بسياري از کشورها - حتي کشورهاي غربي - در زمينه مباحث تئوريک مربوط به حضرت ولي عصر (عج) از ما جلوترند!نکته ديگر اينکه در مبحث انتظار مي توان انواع و اقسام گوناگوني را احصا نمود از جمله انتظار دروني (با نماد اندوه و آه و اشک و اشتياق) و انتظار عملي (با صلاح و اصلاح و اقتدا به مقتداي منتظران) منتظر مصلح نه تنها بايد خودش صالح باشد بلکه بايستي مصلح نيز بوده و نسبت به آحاد مردم پيرامون خويش مصلحت جو و دلسوز باشد. مگر نه اين است که مولاي ما مهدي (عج) براي هدايت و اصلاح امت اسلام، اين گونه پذيراي رنج و تبعيد و غيبت و بذل مهجه (خون دل خوردن) شده و خار در چشم و استخوان در گلو، همراه با منتظران، انتظار فرج آل محمد (ص) را مي کشد. ما در عمل چه کرده ايم که اندکي همرنج امام خويش شويم؟ آيا اقامه کننده فريضه امر به معروف و نهي از منکر هستيم؟ آيا خدمت به مردم، سرلوحه اعمال ماست؟ آ
يا به رسولان امام عصر(عج) - روايت احاديث اهل بيت (ع) و فقهاي آل محمد (ص) - اقتدا مي کنيم و در حوادث واقعه به برترين آنان - ولي فقيه - که بر چکاد کوهسار فقاهت واقع است پناه مي آوريم؟ برخي از ما در عقيده و عمل به اين باور نرسيده ايم که اختيارات ولي فقيه همانند اختيارات رسول خدا و ائمه معصومين عليهم السلام است و طبق معارف شيعي، اطاعت از مقام ولايت فقيه اطاعت از رسول خدا و آل الله مي باشد.منتظر حقيقي فرج، باب برکات آسمان را در غيبت حضرت قائم (عج) بسته نمي بيند. کما اينکه خود حضرت فرمود درزمان غيبت، همانند خورشيد پشت ابر هستم؛ بدين معني که آفتاب وجود مقدس او پيوسته و بي زوال، بر عرصه انتظار مي تابد، چه شعاعي فروزانتر و فراگيرتر از ولايت فقيه که به باور ناب شيعه، از آثار وجودي مقتداي منتظران و امام زمان (عج) است و مصاديق بارز آن فقيهان و مطيعان محض مولا، که در عصر حاضر در وجود دو گوهر گرانسنگ آسماني - امام خميني (ره) و حضرت آيت الله خامنه اي - تجلي يافته، مي باشند. به مدد اين دو تجلي مهرآگين مهدوي از بسياري از برهه هاي بحراني و فتنه هاي فراگير رهيده ايم و پايدار و پويا در ميان امواج مواج حوادث واقعه، پيش مي رويم و با دلي آرام و مطمئن، لحظه هاي زندگي را به آنات عبوديت و تعالي الهي پيوند مي دهيم.
امروز به برکت نفس قدسي امام زمان (عج) و هدايت هاي رهبر معظم انقلاب، پيشرفت هاي عظيمي در حوزه علمي و فناوري هاي نوين در کشور صورت گرفته است. سرعت پيشرفت علم در کشور فوق العاده است. به همين دليل يک ترکيب جهاني از دشمنان اسلام به نام 1+5 شکل گرفته است تا نگذارند ايران قله هاي عظيم علمي را فتح کند. ما با اين رويکرد به عصر ظهور که عصر علم آموزي و حکمت آموزي و حکمت دوستي است، نزديک مي شويم.همان گونه که ذکر شد؛ از معاني لغوي مهم «ولايت»، پيوستگي و همگرايي است که متأسفانه با اينکه بسياري از جهانيان حتي دشمنان آيين و ميهن ما اين مفهوم را دريافته اند، برخي دوستان از اين معنا غافلند. در نظامي که مرکزيت آن «ولايت» فقيه است، صفوف و قلوب ميليون ها مردم به هم پيوسته است و «فقيه» موجب آشنايي و انس پيوسته مردم و مجموعه نظام با معارف و معالم ديني و ادراک صحيح متون وحياني و روايي و عدم انحراف از اسلام ناب محمدي (ص) مي باشد؛ و اين خوشايند اهل سلطه و استکبار نيست.
حضرت امام زمان ارواحنا فداه - که امروز در آستانه زادروز خجسته اش هستيم - ان شاء الله تعالي حکومتي جهاني را تشکيل خواهد داد که نمونه اعلاي مردمسالاري ديني، همانند حکومت پنج ساله جد بزرگوارش امير مؤمنان علي (ع) است يعني از سويي يکي از اهداف عاليه قيام جهانگير مهدوي و تشکيل حکومت جهانشمول ايشان، ايجاد قسط و عدل و آزادي و رفاه همه جانبه مردم است و از سويي ديگر، مشارکت مردمي از لحظه قيام تا تأسيس حکومت، در سطحي بالا و فراگير وجود دارد.اميد است انقلاب اسلامي ما که مدل کوچکي از حکومت حقه مهدوي است بتواند روز به روز بر عِده و عُده سربازان مخلص و خداخواه سپاه سپيده گستر آخرين حجت الهي بيفزايد و يکايک آحاد ملت مهدي جوي ما در صف سديد ياران مهدي قرار گيرند و طوري نباشد که فقط شعارهاي انقلابي ما با شعارهاي قيام و حکومت جهاني حضرت صاحب الزمان (عج) - که اهم آن معنويت و عدالت است - يکي باشد؛ بلکه آرمانخواهي ما بايد عين عملگرايي مان گردد؛ «وعدالله الذين آمنوا منکم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فيالارض کما استخلف الذين من قبلهم و ليمکنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبد لنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشرکون بي شيئا و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون» (سوره مبارکه نور، 55)
مبحث مهدويت، به دليل اينکه يأس و نااميدي را مي زدايد و توده هاي مردم و مبارزان راه روشن رهايي را اميدوار به اين مي سازد که پيروزي حق، نه تنها ممکن وشدني است بلکه قطعي و يقيني است، لذا نشاط و خروج از انزوا و برون رفت از انفعال را به ارمغان مي آورد.
کساني هستند که بر اثر القائات دشمن، به اين باور رسيده اند که درافتادن با قدرتهاي غربي همچون آمريکا و برخي اقمار آنها مانند اسرائيل و زدودن ظلم و قطع يد آنها کاري محال است و فراتر از توان کشورها و ملل ديگر مي باشد و بايد دست روي دست گذاشت و ميزان و آستانه تحمل، صبر و شکيبايي را بالا برد و منتظر قضا و قدر و عنايت الهي نشست و ديد چگونه تير غيب بر قلب قسي غاصبان و ظالمان مي نشيند و آنان را از اريکه قدرت و تخت تکبر به زير مي افکند!متأسفانه برخي از اين القائات که به صورت هاي گوناگون و با سرمايه گذاري هاي کلان فکري و مالي حمايت مي شود، حتي تا سويداي قلب برخي از خواص و عوام، حتي متدينين نيز رسوخ مي کند و نشاط و انگيزش تقابل با ستم را زائل مي سازد. عقيده مهدويت، تنها عنصري است که اين وساوس خناسان و تلاش توطئه گران را در عصر انتظار، خنثي مي سازد.
اميد و نشاط معنوي، براي هر گروه و ملتي به مثابه روح براي جسم است و نبود آن مساوي با امحاي حيات است. گاهي طرز عمل، هجوم فرهنگي، حمله نظامي و فشارهاي اقتصادي دولت هاي سلطه جو، چنان يأس و ضعف را بر ملت ها غالب مي سازد که ابتکار عمل را از آنان سلب مي کند و درمي مانند که؛ اميدي نيست و هر حرکتي به ضرر ما تمام مي شود، ما قدرت مقابله با دولت سلطه گر و زورمدار را نداريم. اگر مأيوسين، جزء متدينين مسلمان باشند، فرافکنانه مي گويند که از ما کاري بر نمي آيد، خود آقا بايد بيايد و کارها را درست کند و ظالمين را به سزايشان برساند. اما اگر اعتقاد به مهدويت، صحيح و عقلاني باشد و فقط برخاسته از عاطفه و احساس نباشد، اميد را در دل ها زنده مي کند و انساني را که معتقد به اين اصل و عامل به لوازم آن است اميدوار به يک سرانجام روشن و رو به صلاح و سداد و قطعي الصدور مي سازد که زهوق باطل، ممکن و شدني است فلذا حرکت و تلاش در اين سمت و سو، بي سرانجام و ابتر نخواهد بود.
ايمان به حضرت مهدي (عج) سبب رشد فکر و اميد است. ايمان به مهدي موعود (عج) و احتمال آنکه هر ساعتي ممکن است آن حضرت ظهور فرمايد، در پاکدلان و شايستگان اثري ژرف و سازنده دارد، آنان خود را آماده مي سازند و از ستم ها و تجاوزها دوري مي جويند و به عدالت و برادري عشق مي ورزند تا توفيق ياري امام (ع) و درک محضرش را بيابند. ايمان به خدمت مهدي (عج) که زير بار هيچ حکومتي از حکومت هاي فاسد و ستم پيشه نرفته است، حالتي در پيروانش به وجود مي آورد که در برابر هر ظالم و طاغوتي مقاومت کنند.اللهم کن لوليک الحجه بن الحسن صلواتک عليه و علي آبائه في هذه الساعه و في کل ساعه وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلاو عينا حتي تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فيها طويلا.
محسن جندقی در مطلبی با عنوان«یارانهنقدی و استرس ملت»چاپ شده در ستون سرمقاله روزنامه وطن امروز اینطور نوشت:کد مطلب: 34141
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdccssq1.2bq008laa2.html