
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های چهارشنبه
24 ارديبهشت 1393 ساعت 7:18
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت و ...را میتوانید اینجا بخوانید.
به گزارش زاهدانه ،
سعد الله زارعی ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان را به مطلبی با عنوان«انتخابات سوریه عبور از بحران»اختصاص داد که در ادامه میخوانید:
13 خرداد روز برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سوریه است. پیش از این انتخاب رئیسجمهور بصورت رفراندوم برگزار میشد یعنی مردم به «یک گزینه» آری یا نه میگفتند و اگر کاندیدا به اکثریت مطلق آراء (یعنی نصف بعلاوه یک) دست مییافت، رئیسجمهور شناخته میشد. کما اینکه در اکثر کشورهای عربی که نظام جمهوری دارند، مثل مصر و سودان به همین شیوه عمل میشود. اینبار، سوریه انتخاب ریاستجمهوری را با قانوناساسی جدید که در سال 1390 به تصویب رسید و براساس آن به غیر از حزب بعث، سایر احزاب، گروهها و افراد هم حق معرفی نامزد انتخاباتی برای پست ریاستجمهوری و نمایندگی مجلس قانونگذاری دارند، برگزار میکند. بر این اساس 24 نفر شامل دو زن و یک روحانی ارشد در انتخابات نامنویسی کردند که در نهایت صلاحیت سه نفر شامل بشار اسد رئیسجمهور کنونی، ماهر عبدالحفیظ حجار دبیرکل حزب اراده ملی و چهره سرشناس اقتصادی اهل حلب و حسان عبداللهنوری تکنوکرات چپگرا که سالها مشاور بینالمللی یک موسسه مشاورهای معتبر در آمریکا بوده است، تایید شد.
بدون شک برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در سوریه یک رخداد مهم و نقطه عطف به حساب میآید چرا که این انتخابات و ترکیب جدید انتخاباتی از اعتماد به نفس نظام سیاسی سوریه خبر میدهد. اگر حزب حاکم و رئیسجمهور برگزاری قانونمند و مقبول انتخابات را خارج از توانایی خود میدیدند، میتوانستند تا مدت نامعلومی آن را به تاخیر بیاندازند. شرایط کنونی سوریه و قانوناساسی مصوب 1390 اجازه چنین تأخیری را میدهند. علاوه بر آن اگر نظام سیاسی در مورد مشارکت دست کم نیمی از شهروندان واجد شرایط رای در این انتخابات تردید داشت، به برگزاری آن تمایل نشان نمیداد. این در حالی است در سه استان ادلب، رقه و دیرالزور که به ترتیب حدود یک و نیم میلیون نفر، یک میلیون و چهارصد هزار نفر و نهصد و بیست هزار نفر جمعیت دارند، به دلیل سیطره گروههای معارض مسلح عملا امکان برگزاری انتخابات وجود ندارد و فقط آن دسته از شهروندان این سه استان میتوانند در انتخابات شرکت کنند که در خارج از این سه استان زندگی مینمایند به عبارت دیگر انتخابات آینده با عدم حضور نزدیک به 16 درصد از شهروندان مورد مواجه است و از این رو انتخابات برای آنکه با مشارکت 50 درصدی برسد نیازمند حضور دست کم 66 درصد از شهروندان است. البته این به آن معنا نیست که قانونی بودن انتخابات و یا مشروع بودن نتایج آن منوط به مشارکت 50 درصد شهروندان است، کمااینکه در اکثر قریب به اتفاق کشورهای غربی و غیرغربی مشارکت 30درصدی و حتی کمتر از آن هم کافی تلقی میشود.
در کشورهای عربی هم نوعا شاهد برگزاری انتخابات حداقلی بودهایم به عنوان نمونه آخرین انتخابات ریاستجمهوری در مصر که در 16 اسفند سال 1390 برگزار و به انتخاب محمد المرسی در دور دوم منجر شد، تنها 46درصد از شهروندان شرکت کردند و محمد المرسی با رای یک چهارم شهروندان به ریاستجمهوری رسید. اما پرواضح است که این موضوع در مورد سوریه تا حدود زیادی متفاوت است چرا که این کشور درگیر یک توطئه و فتنه بزرگ است و برای برونرفت از این شرایط به پاسخ مثبت شهروندانش در یک پروسه سیاسی احتیاج دارد. نظام سیاسی در سوریه طی سه سال گذشته پنجه در پنجه تروریزم داخلی، منطقهای و فرامنطقهای داشته و به هر حال در این روند ملت سوریه آسیبهای بزرگ انسانی و مادی دیده است. گفته میشود تعداد کشتهها و شهدای سوریه طی این سه سال از 150 هزار نفر فراتر رفته است. نظام سیاسی در سوریه حق و تکلیف داشته که از ملت سوریه در برابر این مثلث تروریستی با قاطعیت دفاع کند و این کار را هم کرده و توانسته است تا حد زیادی سوریه را از یک فتنه عظیم رهایی بخشد. البته این نظام در عرصه بینالمللی و منطقهای متهم به طایفهگرایی و عامل بحران معرفی شده است، از این رو میزان مشارکت مردم در سوریه دربردارنده دقیقترین پاسخ به این اتهام است. اگر مشارکت مردم در سوریه بالای 50 درصد باشد، ثابت میکند که اکثریت مردم نظام سیاسی را قبول داشته و نظام سیاسی خود را طایفهای نمیدانند تفاوتی هم نمیکند که در این انتخابات کدامیک از این سه کاندیدا پیروز شود.
از سوی دیگر این انتخابات نشانه واضحی از عبور سوریه از بحران به حساب میآید. اگر بحران در سوریه هویت حداکثری داشت برگزاری انتخابات در آن ممکن نبود و زمانی که انتخابات برگزار میشود به این معناست که بحران از هویت حداکثری به هویت حداقلی نقل مکان کرده است و این خود دلیل روشنی بر توانمندی و صلاحیت دولت درگیر بحران میباشد و از این روست که بشار اسد با کنایه میگوید «دنیا نتوانست سوریه را تغییر دهد، سوریه دنیا را تغییر میدهد». بحران در سوریه در حال حاضر در4 استان از 18 استان جریان دارد تا حدود ششماه قبل به جز این 4 استان، استانهای ریف، حمص، درعا هم درگیر بحران بودند هماینک سه استان ادلب، رقه و دیرالزور با بحران امنیتی دست به گریبانند و علاوه بر آن نزدیک به یک چهارم شهر بزرگ حلب نیز در سیطره معارضین مسلح قرار دارد و این به آن معناست که طی یک سال گذشته ارتش بر بیش از 50 درصد مناطق امنیتی حساس سیطره پیدا کرده و حداکثر 50 درصد غیرحساس از بحران امنیتی باقی مانده است. در این میان ارتش سوریه بر سه منطقه حساس «القصیر»، «یبرود» و «بخشهای جنوبی، غربی و شمالی حلب» سیطره پیدا کرده و تا حد زیادی ارتباط تروریزم از طریق مرزهای لبنان، اردن، عراق و رژیم صهیونیستی را مسدود کرده و دست کم نیمی از مرزهای خود با ترکیه را در سیطره نظامی خویش قرار داده است. تروریزم در سوریه در استان ادلب با محدودیتهای زیادی مواجه است چرا که شمال استان ادلب یعنی استان سوریالاصل اسکندرون در سیطره علویهای عرب که متحد طبیعی بشار اسد محسوب میشوند، است.
راههای مواصلاتی استان دیرالزور هم به طور مشترک از سوی دولتهای عراق و سوریه کنترل میشود. اگر دولت سوریه بتواند طی یکی- دو ماه آینده شهر حلب را به طور کامل از سیطره تروریستها خارج کند، تروریستها در استان کوچک «رقه» نیز به محاصره کامل درمیآیند و این میتواند در مدت کوتاهی به آزادی کامل سوریه از سیطره گروههای مسلح مورد حمایت غربی، عربی صهیونیستی و ترکیه منجر شود.انتخابات در سوریه یک انتخابات واقعی است و مردم میتوانند به هر یک از این سه نفر رای دهند. اگر اسد را دوست نداشته باشند و بخواهند به حکومت وی خاتمه دهند، کافی است که به او رای ندهند و یا به یکی از دو نفر دیگر رای دهند. در این میان کشورهای عربی، غربی و ترکیه اصل انتخابات را زیر سؤال برده و پیشاپیش نه تنها نتایج که حتی برگزاری آن را محکوم کردهاند! این در حالی است که اولا برگزاری انتخابات در همه کشورها، یک فرایند داخلی است و هیچ قانون بینالمللی در مورد نحوه برگزاری و شرایط کاندیداتوری نامزدها وجود ندارد. کما این که در هر کشوری در دنیا به گونهای خاص خود و متفاوت از موارد دیگر برگزار میشود. ثانیا دولت فعلی سوریه بر اساس قانون داخلی در سال 1386 بر سر کار آمده و بر اساس همان قانون اساسی 7 سال سر کار بوده و بر اساس قانون داخلی و عرف بینالمللی مسئول برگزاری انتخابات بعدی است.
غربیها مدعیاند که این دولت صلاحیت حقوقی خود را برای برگزاری انتخابات از دست داده است و برای اثبات این ادعا میگویند وقتی تعداد آوارگان در یک کشور به سه میلیون نفر میرسد، دولت صلاحیت خود را از دست میدهد و حال آن که این موضوع اولا یک قانون نیست و ثانیا مربوط به زمانی است که این سه میلیون نفر، مخالفان نظام سیاسی باشند و به واسطه آن که تحت تعقیب قرار گرفته و یا با اجبار دولت، وادار به خروج از کشور شده باشند. بله حدود سه و نیم میلیون نفر از شهروندان سوری در خارج از این کشور زندگی میکنند ولی آنان مثل شهروندان هر کشور دیگری هستند که به علت فشار و اقدامات وحشیانه تروریستها و یا به دلایل شغلی، تحصیلی، درمانی و ... به خارج از کشور رفته و خروجشان سیاسی به حساب نمیآید. از سوی دیگر آوارگان داخلی سوریه که گفته میشود تعداد آنان از یک میلیون نفر فراتر رفته است، به خاطر فشار دولت آواره نشدهاند و از قضا از استانهای تحت سیطره تروریستها به استانهای تحت سیطره ارتش و دولت نقل مکان کردهاند و آن دسته از شهروندان سوری که به کشورهای همجوار رفتهاند نیز از حمایت مادی و سیاسی دولت برخوردار میباشند کما اینکه از حق شرکت در انتخابات بهرهمند هستند. بنابراین آنچه در مورد آوارگان سوریه جریان دارد با قانون نانوشته در مورد «پناهجویان سیاسی» تفاوت اصولی و اساسی دارد.
غرب مدعی است که هر سه کاندیدای انتخاباتی در سوریه از یک طیف بوده و این در واقع یک انتخاب داخلی از میان کاندیداهای نظام و یک آرایش حساب شده برای انتخاب مجدد بشار اسد به حساب میآید. این ادعا از چند منظر قابل بررسی است.
از یک سو این سه کاندیدا، سه کاندیدا از سه نقطه جغرافیایی سوریه و متعلق به سه جریان فکری (بعثی، لیبرالیستی و سوسیالیستی) و به دو مذهب (یک علوی و دو سنی) هستند البته هر سه نظام سیاسی را قبول دارند، این مثل کاندیداها در هر کشور دیگر است. در کشورهای غربی هم برخورداری از حق کاندیداتوری مشروط به پذیرش نظام سیاسی است. از سوی دیگر ما یادمان نرفته که تا همین چند ماه پیش آمریکاییها، ترکها و سعودیها اصرار داشتند که بشار اسد کنار برود و پست ریاستجمهوری و ریاست دولت را به معاون اول خود- فاروقالشرع- واگذار کند که البته این از آنجا که با استقلال سوریه و اصل عدم مداخله در امور کشورهای دیگر منافات داشت، رد شد. اما واقعا اگر غربیها از یک سو اعتقاد به عدم مقبولیت داخلی بشار اسد دارند و از سوی دیگر انتخاب هر فرد دیگر به جای بشار ولو معاون اول او را یک راهحل میدانند، بسیار خوب این گوی و این هم میدان! ثالثا آنان میگویند انتخابات ریاستجمهوری در سوریه واقعی نیست و یک شو تبلیغاتی برای ابقاء بشار در یک دوره 7 ساله دیگر است جدای از این که این یک انتخابات درونحزبی نیست و با حضور آزاد مردم توأم میباشد، در عین حال امکان راستیآزمایی آن وجود دارد.
مخالفان خارجی دولت سوریه که طی سه سال اخیر انواعی از برنامههای سیاسی، نظامی، اقتصادی، امنیتی و ... را برای اسقاط دولت کنونی سوریه به اجرا گذاشته و به جایی نرسیدهاند، میتوانند گروههای ناظر خود را به سوریه بفرستند و انتخابات را کنترل کنند. اینها میدانند که سوریه به یک انتخابات واقعی همراه با رقابت جدی میان کاندیداها و میان گروههای حامی آنان احتیاج دارد. اما چون میدانند که بحران امنیتی، محبوبیت بشار را افزایش داده با برگزاری انتخابات مخالفت میکنند و خواستار به تعویق افتادن آن تا رسیدن به یک فرمول قابل قبول هستند. صد البته سوریه به یک انتخابات برای برون رفت از شرایط فعلی احتیاج دارد و برگزاری به موقع یا تعویق آن به این اصل بستگی دارد.
محمد سعید احدیان ستون سرمقاله روزنامه خراسان را به مطلبی با عنوان«سخني با منتقدان توافق ژنو و مخالفان آنان»اختصاص داد
ضروري است همين ابتدا يادآوري کنم که اولين نقد توافقنامه ژنو در رسانه هاي کشور توسط نگارنده نوشته شد آن هم در فضاي شور و شعف زايدالوصف و غيرواقع بينانه روزهاي اول. همچنين لازم است تاکيد کنم هم در آن نقد و هم بعد از آن تا امروز گرچه اين توافقنامه را از لحاظ حقوقي داراي نقايص مهم مي دانم و توافقنامه اي خوب جمع بندي نمي کنم اما بر اين باورم به لحاظ سياسي و ديپلماتيک اين توافقنامه دستاوردهاي بسيار مهمي براي جمهوري اسلامي داشته است ذکر اين دو يادآوري را لازم دانستم تا روشن شود اولا من مدافع تمام و کمال همه توافقنامه نيستم و در موارد زيادي با برخي منتقدان همراهم و ثانيا مشخص شود برآيند عملکرد تيم مذاکره کننده هسته اي را در راستاي استيفاي حقوق مردم ايران مي دانم و از آن دفاع مي کنم گرچه همچنان به نتيجه نهايي بدبينم.
براين اساس به نظر مي رسد در کلام اول ذکر چند نکته خطاب به منتقدان خالي از فايده نباشد:
1. موضوع توافقنامه ژنو بحثي کاملا پيچيده است و براي نقد آن نياز به اطلاعات نسبتا کامل، از پيشينه موضوع و از جزييات فني و سياسي وجود دارد اما در موارد متعددي ديده مي شود که نقدهاي صورت گرفته از جنبه کارشناسي ضعف هاي اساسي دارد اين در حالي است که در بين منتقدين برخي کارشناسان خبره وجود دارند که با تسلط کافي نقدهاي موثر و مفيدي را ارائه کرده اند که مي تواند همانند علايم خطر راهنمايي و رانندگي براي تصميم سازان و تصميم گيران ومذاکره کنندگان عمل کند. به نظر مي رسد حال که عده اي غيرکارشناس هم با نيت خيرخواهانه يا با هر نيت ديگري به اين فضا ورود کرده اند، منتقدين کارشناس بايد مسير خود را از آنان جدا کنند تا نقدهاي مفيد آنان در فضاسازي هاي غيرکارشناسي گم نشود.
2. منطق حکم مي کند و رهبرانقلاب نيز هميشه تاکيد داشته اند در نقد، نقاط قوت و ضعف باهم ديده شود اما برخي منتقدين مسيري کاملا يک طرفه ومنفي در پيش گرفته اند(حتي برخي منتقدين کارشناس) و بي توجه به نقاط قوت، مدام برطبل نقاط منفي ميکوبند. بايد به اين نکته توجه کرد نقدي که با نيت خيرخواهانه و اصلاح صورت مي گيرد در صورتي موثرواقع مي شود که احساس سياه نمايي به افکارعمومي و نقد شونده دست ندهد لذا حتي کساني که معتقدند برآيند اقدامات صورت گرفته در مذاکرات هسته اي منفي است، هم از اين جهت که واقعيت اين است که در توافقنامه ژنو نقاط قوت فراواني وجود دارد و هم از اين جهت که نقدشان تاثيرگذار شود بايد توجه به نقاط قوت را دردستور کار خود قرار دهند.
3. با اينکه رهبرانقلاب تيم مذاکره کننده هسته اي را به صراحت از بچه هاي انقلاب ناميدند و تاکيد کردند آنها سازشکار نيستند، متاسفانه شاهديم برخي افراد که مدعي پيروي از رهبري هستند و خود را ولايتمدار واقعي مي دانند، بعضا نه عملکرد بلکه سلامت فکري اين تيم را زير سوال مي برند. البته روشن است متعهد و انقلابي دانستن تيم مذاکره کننده هسته اي تضميني براي عملکرد درست آنان نيست اما زيرسوال بردن گذشته و حال و تخريب شخصيت اين افراد نه تنها با منطق ولايتمداري همخواني ندارد بلکه مستوجب عقاب الهي است و اين عقاب براي مدعيان ولايتمداري بس سنگين تر است.
4. به تصريح قرآن وظيفه مومن درقبال خبري که از سوي فاسق(اينجا دشمن) مي رسد اين است که آن را قبل از تحقيق لازم نپذيرد:«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ اى کسانى که ايمان آوردهايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيک وارسى کنيد مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد] از آنچه کرده ايد پشيمان شويد » متاسفانه ما در مواردي شاهديم خلاف تاکيدات رهبري به آنچه دشمن مي گويد بيش از نظرات صريح ديپلمات هاي خودمان اعتماد داريم البته روشن است که قرآن استفاده از اخباري که از سوي دشمن منتشر مي شود را بعد از بررسي منتفي ندانسته است و تجربه نشان داده است که در مواردي تحليل گران را به نتايج خوبي مي رساند اما اين که براساس تمايلات خود عمل کرده و به گفته دشمن بيش از اظهارات مسئولان خود اعتماد کنيم امري بس خطا است و با مباني ديني و رهنمودهاي رهبري در تناقض است.
5. استفاده از برخي تعبيرها به هيچ وجه قابل توجيه نيست. عبارتهايي مانند «توافقنامه ننگين» بيانيه تهران، عهدنامه ترکمنچاي توافقنامه ژنو و....اين تعبيرها نه تنها سياه نمايي است بلکه تهمتهايي به کليت نظام محسوب مي شود اجازه دهيد بحث کارشناسي در اين زمينه را به زماني ديگر موکول کنيم و فقط ذکر کنيم که وقتي از عبارت هايي اينچنين براي توافقنامه اي استفاده مي کنيم به عبارت ديگر تاييد مي کنيم که جمهوري اسلامي ايران در تاريخ سياسي خود تن به معاهده هايي شبيه.... اجازه دهيد ادامه ندهم چرا که حتي در مقام نقدهم نمي توانم اين عبارت ها را براي نظام پرافتخار و مقتدر جمهوري اسلامي ذکر کنم. براساس تصريحات رهبرانقلاب معتقد نيستم تمام جزئيات توافقنامه ها با نظر مثبت ايشان بوده است و فراتر از آن براين باورم حتي اگر جزئيات يک توافقنامه نيز به تاييد ايشان برسد بازهم جاي نقد آن وجود دارد علاوه بر آن نمي گويم هرتوافقنامه اي در جمهوري اسلامي امضا شده باشد حتما در مجموع مثبت مي باشد اما نبايد ترديد داشت که در توافقنامه هاي امضا شده اگر مصالح ومنافع ملت ايران و خط قرمزهاي تعيين شده رعايت نشده باشد، نه چنين توافقنامه هايي به سرانجام مي رسد و نه در ادامه مسير، تاييد کلي رهبري را به دنبال خواهد داشت تا چه رسد به اينکه معاهده هايي از جنس آنچه برخي نام مي برند توسط جمهوري اسلامي امضا شود.
به عنوان جمع بندي بايد متذکر شد، اگر برخي منتقديني که متاسفانه اين روزها ميدان دار فضاي نقد شده اند در نگاهي کلان فضاي کلي جامعه را بنگرند، خواهند ديد که متاسفانه شيوه نقد آنان و نوع ادبياتي که انتخاب کرده اند(مطابق آنچه در بالا ذکر شد) در حال سوق دادن کشور به سمت ايجاد فضايي دو قطبي است و نبايد به خود ترديد راه داد در صورتي که اين فضاي دوقطبي ايجاد شود سر طيف ديگر اين فضاي دو قطبي را کساني به دست مي گيرند که حتي خلاف نظر رئيس جمهور و تيم مذاکره کننده هستهاي معتقد به وادادگي و عبور از خط قرمزهاي منافع مردم ايران هستند لذا برخود و همه دلسوزان مردم فرض مي دانم که علاقه هاي سياسي و حزبي را کنار بگذارند و بي عافيت طلبي و فارغ از هربرچسبي که مي خورند اجازه ندهند چنين فضاي دو قطبي در کشور ايجاد شود. براساس تاکيدهاي مکرر رهبرانقلاب بايد از مذاکرات حمايت کرد و روشن است که اين حمايت به مفهوم سکوت و نگفتن نظرات منتقدانه نيست و در يادداشت فردا که روي سخنم با رئيس جمهور و مخالفان منتقدين است، ذکر خواهم کرد که اين نقدها مي تواند چه منافع مهمي براي ديپلماسي به ارمغان بياورد.
مدافعان اسلام و قرآن در ابتداي جنگ از كمترين امكانات براي رويارويي در يك جنگ كلاسيك محروم بودند اما ايمان و باور جوانان پيروزيهايي در جنگ پديد آورد كه چشم جهانيان را خيره كرد. شكست حصر آبادان، آزادي خرمشهر و پيروزيهاي پي در پي نشان داد اراده پولاديني در جوانان اين سرزمين وجود دارد كه آهنگ "ما ميتوانيم" را چون آوايي خوش در سر تا سر ميهن اسلامي طنينانداز كند.
امروز كه قلههاي پيشرفت را يكي پس از ديگري در فناوريهاي نوين طي ميكنيم صداي اين آهنگ رساتر از هميشه به گوش مردم خودمان و مردم جهان ميرسد.
طراحي و ساخت انواع پهپادها، ساخت پهپاد "آر. كيو 170" از طريق مهندسي معكوس، بازسازي اطلاعات ذخيره شده آن، ساخت موشكهاي ضدناو و بالستيك، موشكهاي زمين به زمين و سامانههاي پدافندي تعمير و راه اندازي موتور هواپيما، شناسايي و تحليل رادارگريزي و... از جمله نمونههاي پيشرفت در نمايشگاه هوافضاي سپاه بود كه مورد بازديد فرمانده كل قوا قرار گرفت.
همزمان با اين بازديد، رئيسجمهور از سه دستاورد صنعت هستهاي كشور رونمايي كرد. اين دستاوردها شامل بهرهبرداري از سامانه پايش پرتوهاي فرابنفش، طراحي و توليد تجهيزات مورد نياز مانند سانتريفيوژهاي توپولار و سامانه ملي پرتودهي گاماي چند منظوره بود.
باز خواني پيامهاي رهبر معظم انقلاب و نيز رئيسجمهور در اين دو مراسم خالي از لطف نيست.
1- مقام معظم رهبري پس از بازديد از پيشرفتهاي جمهوري اسلامي در صنعت هوافضاي كشور فرمودند؛ "بايد بدانيم؛ ما ميتوانيم. هنوز برخي نميدانند كه ميتوانيم. متاسفانه در برخي از بخشها مديران ما اين پيام را درك نميكنند."
درك اين پيام خيلي دشوار نيست. هوش و ذكاوت ايراني همراه با سرمايههاي مادي و معنوي و نبوغ اسلامي جوانان ما هر غيرممكني را ممكن خواهد ساخت. لذا ما در رفع نيازهاي علمي، فني، دفاعي، اقتصادي و... بايد كركره نگاه به بيرون را پايين بكشيم و آستين همت بالا زنيم و همه چيز را با توليد بومي تجربه كنيم.امروز صنعت هستهاي جمهوري اسلامي يك صنعت بومي است كه محصول شجاعت، علم و تجربه دانشمندان جوان است. پاسداري از اين صنعت، پاسداري از استقلال و عزت ايرانيان است. تيم مذاكره كننده هستهاي بايد خود را در خط مقدم دفاع از استقلال، شرف و عزت ايرانيان ببيند و هرگز زير بار تحميل ديدگاههاي زورمدارانه غرب نرود.ملت ما از هيچ به اين مرحله از رشد و ترقي رسيده است، قدرتهاي بزرگ امروز در برابر ملت ايران زانو زدهاند و ضمن به رسميت شناختن اين پيشرفتها به التماس افتادهاند تا سرعت پيشرفتها را كاهش دهند ما بايد با هوشمندي از اين مرحله عبور كنيم.
2-مقام معظم رهبري خطاب به مسئولان با تكيه به اين پيشرفتها فرمودند؛ "نبايد تحريمها را به مذاكره گره زد، مسئولان بايد تحريمها را از طريق ديگري حل كنند."اين سخن حكيمانه، تحريمها را از"تهديد" به "فرصت" تبديل ميكند. امروز كه ما پرقدرتترين ارتش منطقه هستيم به اين دليل است كه در جنگ تحميلي حتي از فروش سيم خاردار به ما پرهيز كردند. ما مجبور شديم همه چيز را خود بسازيم و ميسازيم. امروز در هوا، دريا و زمين تجهيزات نظامي عظيمي داريم كه محصول دانش و نبوغ فرزندان اين سرزمين است. دشمن كاملا از تواناييهاي ملت و مرزداران شرف و عزت ملت در هوا، دريا و زمين اطلاع دارد، به همين دليل جرات نميكند دست به ماشه ببرد. دولت براي رفع تحريمها بايد فكر جدي بكند و از نگاه به بيرون منصرف شود. دوران تهديد نظامي گذشته است و به ياري خداوند بزرگ دوران تحريم هم به همت بازوان پرتوان كارگران، كشاورزان و كارآفرينان اين سرزمين بزودي خواهد گذشت
3- رئيسجمهور محترم در آستانه سفر هيئت مذاكره كننده به وين در مراسم رونمايي از سه دستاورد هستهاي گفت: "زير بار آپارتايد علمي و هستهاي نميرويم. امام به ما آموخته روي پاي خود بايستيم." اين بيان در حقيقت لبيك به پيام رهبري معظم انقلاب كه فرمود؛ "بايد بدانيم كه ما ميتوانيم" است. سخنان رئيسجمهور در اين مراسم پيامهاي شفاف و روشن براي دشمن دارد و نشان ميدهد دولت در تامين منافع ملت در مقابل زورگوييهاي دشمن ايستاده است.
تيم مذاكره كننده هستهاي با تكيه به تواناييهاي ملت ايران در عرصههاي گوناگون و پيامهاي روشن رهبر انقلاب و رئيسجمهور بايد دقت كند در تهيه پيشنويس متن توافق نهايي، كلمه به كلمه شفاف و روشن در چارچوب خطوط قرمز مردم و نظام عمل كند و جاي هرگونه تفسير و تحليل نادرست را از سوي طرف غربي باقي نگذاردمجامع جهاني حتي طرف مذاكره كننده اعتراف دارد كه ايران به تعهدات خوددر چارچوب قوانين و مقرارت ان پي تي و نيز توافقات ژنو عمل كرده است. امروز نوبت 1+5 است كه ثابت كند، قصد فريب و نيرنگ ندارد و به دنبال يك توافق عادلانه است. غرب اگر فرصت را از دست دهد، ديگر معلوم نيست آن را به دست آورد
اگر در پايان 6 ماه توافقي صورت نگيرد يا اگر بخواهند آن را تجديد كنند و دنبال زمان گرفتن باشند، ملت و دولت ايران چارهاي جز اين ندارد كه عرصههاي ديگري از "ما ميتوانيم" را در صنعت هستهاي و فناوريهاي نوين به نمايش بگذاردکد مطلب: 33314
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcdos0s.yt0sf6a22y.html