
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های دوشنبه
21 بهمن 1392 ساعت 7:20
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
در ابتدا ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان را میخوانید که به مطلبی با عنوان«مُشت مانکنها بسته ماند»نوشته شده توسط محمد ایمانی اختصاص داده شد:
ویترین حاکمیت ایالات متحده آمریکا، به غایت فریبنده است. این حاکمیت، استراتژی و اصول ثابتی دارد که هرگز از آنها کوتاه نیامده است. با این وجود، ویترین حکومت آمریکا بسیار گولزنک است. یکی از این تاکتیکهای چشمبندی، ایجاد تنوع در دولتمردان و استفاده حاکمیت از مهرهها و کارگزاران زن یا سیاهپوست است. دور از ذهن میآمد در حاکمیتی که نماد سرکوب صاحبان رنگین پوست (سیاهپوست و سرخپوست) سرزمین آمریکاست، روزی یک سیاهپوست رئیسجمهور شود. اما اوباما رئیسجمهور شد تا تحمل در حاکمیت آمریکا را تداعی کند. هرچند کمتر پرسیده شد که تفاوت اوبامای سیاهپوست با بوش و کلینتون و ریگان و کارتر سفیدپوست در راهاندازی انواع جنگها و جنایتها- برای مثال در افغانستان و بحرین و یمن و سوریه و لبنان و فلسطین و مصر- چیست و آیا اوباما جز بردگی و کارگزاری سیستم سیاسی غالب در آمریکا کار دیگری هم کرده است؟ یا مثلا دشمنی و خباثت دولت 5 ساله اوباما علیه ملت ایران کمتر از دوره 8 ساله دولت جرج بوش بوده است؟
همین سیستم سیاسی غالب، در چینش ویترین حاکمیت آمریکا از زنان نیز استفاده میکند. مادلین آلبرایت، کاندولیزا رایس و هیلاری کلینتون از جمله کارگزاران و مهرههایی بودند که در جایگاه وزیر خارجه به کار گرفته شدند بیآنکه ذرهای از خشونت و خوی تعدیگری آمریکا در حوزه سیاست خارجی کاسته شود. افکار عمومی منطقه غرب آسیا و جهان از خاطر نمیبرند که خانم رایس در بحبوحه بمباران جنوب بیروت از سوی رژیم صهیونیستی (سال 2006) و به خاک و خون کشیده شدن روزانه دهها زن و کودک، با خونسردی تمام گفت «این درد زایمان خاورمیانه جدید است»! 10 سال قبل از این سخنان (21 می 1996- 22 اردیبهشت 1375) مادلین آلبرایت وزیر خارجه دولت بیل کلینتون در برنامه 60 دقیقه شبکه CBS پاسخی سرراست و صریح به یک سوال داد. لزلی استال مجری سیبیاس از آلبرایت پرسیده بود «ما شیندهایم که نیم میلیون کودک عراقی در اثر تحریمها جان باختهاند. این تعداد، از کودکان کشته شده در هیروشیما هم بیشتر است. آیا رسیدن به اهداف آمریکا با چنین هزینه و بهایی میارزد؟» آلبرایت که بعدها به جانور سیاسی معروف شد در پاسخ گفت «این سوال سختی است اما در مورد بهای آن فکر میکنم بله میارزد. The Price is worth it». به همین سادگی! خلف این دو جانور سیاسی، خانم هیلاری رودهام است که به نام همسر خود (بیل کلینتون) شناخته میشود. او 2 سال پیش تاکید کرد باید با تحریمهای فلجکننده و گزنده ایران را به زانو درآورد. آماج اصلی این تحریمها، ملت ایران بودند.
سیاهپوست اگر در نگاه افکار عمومی جهانی نماد مظلومیت و معصومیت است، در ساختار مافیایی حاکمیت آمریکا به عنوان گلادیاتور جنایتکار استفاده میشود و صرفا دستکشی مخملین بر روی دست چدنی است. و زن اگر در نگاه عمومی، نماد عاطفه و نرمخویی و مهربانی و لطافت طبع است، در این ساختار مافیایی تنها به کار ویترینآرایی و گمراهسازی ذهن مخاطب از واقعیت پشت ویترین میآید. درست در همین دوره زرق و برق ویترین آمریکا با مانکنهایی نظیر باراک اوباما و هیلاری کلینتون- و در حالی که برخی تحلیلگران سادهدل یا مامور وطنی مسحور این ویترین بودند- شیطان بزرگ به سیم آخر زد و طبیعت درنده خود را پدیدار ساخت. 3 سال پیش، سوخت 20 درصد رآکتور اتمی تهران به پایان رسید. آمریکاییها خیال کردند نقطه ضعف مهمی را در ما به دست آوردهاند. جان 800 هزار بیمار در گرو رادیوداروهای رآکتور تهران بود و شیطان بزرگ همین را به گروگان گرفت. سبُعیت از این آشکارتر؟ این همان آمریکای خوشخط و خال دوره اوباما و هیلاری کلینتون بود. اما کمر شیطان بزرگ شکست وقتی دانشمند گمنام شهید دکتر شهریاری و یاران سختکوش وی، سوخت 20 درصد را روی میز گذاشتند. مشابه همین اتفاق در ماجرای تحریم فروش بنزین به ایران تکرار شد.
3 سال از ماجرای سوخت 20 درصد و بنزین و تحریم دارو و سپس تحریم نفت و بانک و بیمه و کشتیرانی میگذرد. شاید ابهامی در این میان وجود داشت و سازمان غولپیکر ناتوی فرهنگی به کمک برخی تحلیلگران رسانههای وطنی «خوش خیال» یا «مامور و معذور» به این تردید و ابهام دامن میزد که نکند علت این همه خصومت، سرسختی طرف ایرانی در عدم نرمش و مذاکره و تفاهم و توافق است. آنچه در 6-7 ماه اخیر پس از روی کار آمدن دولت جدید در حوزه سیاست خارجی پدید آمد، در حقیقت تخلیه همین تصورات انباشته اما به دور از واقعیت بود و فرصتی فراهم کرد که ابهام فربه شده، تن به تیزاب واقعیت بسپارد. مکالمه تلفنی رئیسجمهور محترم با اوباما و 4 دیدار وزیر خارجه کشورمان با جان کری در کنار چند و چون تفسیر توافق ژنو و نقض متواتر آن از سوی طرف آمریکایی در کنار شکسته شدن رکورد تعداد تهدید به حمله نظامی علیه ایران در یک مدت زمانی کوتاه، با همه تلخیها و ابهاماتش فرصتی را پدید آورد تا افکار عمومی جهان را به یک باور استراتژیک رهنمون سازد و همین باور را نزد ملت ما، عمیقتر از گذشته سازد مبنی بر این که در برابر شیطان بزرگ و روحیه تعدیگرانه وی، نه دو گزینه بلکه تنها یک گزینه وجود دارد؛ راه استقلال و پیشرفت و صراحت و قاطعیت به موازات انسجام و اقتدار درونی.
گذشت زمان هرچه بیشتر برای این مدعا سند روی سند خواهد گذاشت که شیطان بزرگ یک بار دیگر در مصاف با حکمت و تدبیر نظام ولایت فقیه، در تله خود چیده گرفتار شد، همانگونه که 14سال پیش در ماجرای اردوکشی به شرق و غرب ایران- افغانستان و عراق- به دام خودساخته فرو افتاد. چند سال بعد، از وزیر خارجه آل سعود گرفته تا روزنامه واشنگتن پست و دانیل پایپس مشاور ارشد بوش و رئول مارک گرکت افسر عالیرتبه سیا و... گویا که سوزنشان روی چند عبارت کلیدی قفل شده باشد، به تواتر گفتند «آمریکا، عراق را روی یک سینی طلا گذاشت و تقدیم دشمن خود ایران کرد»، «ما در عراق هزینه و تلفات دادیم، اما فرزندان معنوی آیتالله خمینی روی کار آمدند»، «آمریکا در عراق و افغانستان از یک ژنرال سپاه پاسداران به نام قاسم سلیمانی شکست خورد» و... انبوهی از این تعابیر که میتوان با جمعآوری آنها چند جلد کتاب نوشت. 10 سال بعد، آمریکا سیاست اغوا و فریب را جایگزین پتک، و پتک را چاشنی فریب کرد؛ راهبرد فشار و مذاکره! مذاکره، عامل سرآمدن همه تهدیدها و فشارها تلقی میشد اما در این 6 ماه، تهدید و توهینی نبود که یانکیهای بیسرو پا نثار ملت ایران نکرده باشند. از فریبکار خواندن ژن ایرانیان، تا تاکید بر این که با ایران به عنوان یک طرف قابل اعتماد مذاکره نمیکنند بلکه ایران را متهم میشمارند. هنوز ساعتی از اعلام توافق بر سر بیانیه ژنو- بیانیهای که در عالم واقع هرگز امضا نشد- نگذشته بود که جان کری اعلام کرد «ما حق غنیسازی را برای ایران به رسمیت نمیشناسیم.»
مشت دولت دورو، بیصداقت، عهدشکن و خودبرتربین آمریکا در همین 6-7 ماه به اندازه همه 35 سال گذشته نزد ملت ایران باز شد. بیتردید از فشار روانی افکار عمومی و انزجار و نفرت پدید آمده نسبت به رفتار آمریکا بود که یکی از نشریات زنجیرهای اصلاحطلب بعد از ماهها تبلیغات و نشان دادن «در باغ سبز» در حوزه مذاکره و القای تابوشکنی، 6 بهمنماه جاری در سرمقالهای به قلم مدیر مسئول خود اذعان کرد:« با درایتی که ایران در مذاکرات 5+1 از خود نشان داد اکثر تحلیلگران بر این باور شدند که این رویکرد مثبت و سازنده، بهانه را برای ادامه ادبیات بیادبانه، توهینآمیز و تهدیدآمیز از سیاستمداران آمریکایی خواهد گرفت. پیشبینی میشد آنان هم مثل وزیر خارجه مودب و رئیسجمهور محترم ایران، محترمانه با طرف مقابل صحبت خواهند کرد. متاسفانه سخنان تهدیدآمیز سیاستمداران آمریکایی که هر از چند گاهی بیان میشود، نشان میدهد تحلیلگران سیاسی تصور و تصویر اشتباهی از اوضاع و احوال و رویکرد آمریکاییان داشتهاند...اگر کسانی حرف کریمانه و محترمانه ملت ایران را نفهمند، فرزندان این مرز و بوم که در طول 34 سال گذشته با عوامل و واسطههای آمریکا دست و پنجه نرم کردند، آمادگی دارند امروز درس رشادت و قهرمانی را به خود آمریکاییها نشان دهند.»
حکیمان گفتهاند ضربهای که تو را نکشد حتما قدرتمندتر میکند. به تصریح لسآنجلس تایمز قرار بود تحریمها مانند شوک باشد و فلج کند نه اینکه ملت ایران را واکسینه نماید. این نشانه روشن عداوت و خباثت، از پشت ویترین خوشنمای آمریکا بیرون زد و بسان ضربتی سخت بود که هم بر استحکام جبهه ملت ایران افزود و هم مشت دشمن پنهانکار را گشود و میتواند ذهنهای خوابزده و خوشباور را از خیال و رویا به حقیقت واقعیت رهنمون کند. اینها به انضمام مذاکرات چند ماه اخیر هر چند بیهزینه نبود اما در سرجمع محاسبه هزینه و فایده، به سود استراتژیک ملت ایران تمام شده است. این معنای همان حکمتی استکه رهبر معظم انقلاب فرمودند ما باذن الله در این مذاکرات ضرر نمیکنیم و سود میکنیم. فردا که آفتاب سی و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب کبیر اسلامی از مشرق ایمان و اراده و امید بدمد، رصدگران دقیق سیاسی و اطلاعاتی غرب در جشن خودجوش ملت ایران خواهند دید که حقیقت تابناک ملت ایران در پس همه وارونه نماییها و کوچک نماییها و تحقیرها کدام است. فردا همه گمانهزنیها و تخمینهای خام دشمنان ملت ایران در برابر حقیقت قدرتنمایی ولینعمتان و صاحبان اصلی انقلاب اسلامی، رنگ خواهد باخت.
فردا دشمنان به محتوای این حکمت جاری بر زبان رهبر انقلاب پی خواهند برد که انقلاب اسلامی هر چند با چالشهای بزرگی روبرو شده اما واقعیت بزرگتر، غلبه انقلاب اسلامی و ملت ایران بر همین چالشها و تندبادها در 35 سال گذشته است. ملت ما به تأسی از امام خمینی(ره) باور کردند که بنبست و گم شدن مقصد در مسیر حق معنا ندارد. «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا.» همانا راه در پیش چشمان ما نمایان خواهد بود اگر که اهل عزم و اراده و سختکوشی در پیشرفت متکی به پروردگار و مستقل از طاغوتها و ابرقدرتها باشیم. فردا هنگام سخن گفتن صریح و از سر عزت با دشمن است. فردا، روز طلوع دوباره مرگ بر آمریکاست.
محمد سعید احدیان در مطلبی با عنوان«پيشنهادي به افرادي که ترديد دارند»چاپ شده در ستون سرمقاله روزنامه خراسان اینطور نوشت:
سال پيش بعد از راهپيمايي 22 بهمن يادداشتي نوشتم که در آن به اين نکته اشاره کردم که با وجود اينکه شرايط اقتصادي کشور مساعد نيست و مردم با مشکلات اقتصادي عديده دست و پنجه نرم مي کنند، وقتي در راهپيمايي حضور پيدا مي کني و با کاوشي دقيقتر، ويژگي هاي افرادي که در راهپيمايي 22 بهمن شرکت کرده اند را بيشتر مورد بررسي قرار مي دهي و با آن ها هم کلام مي شوي، مي بيني که عمده افرادي که در اين راهپيمايي شرکت کرده اند از قشر مرفه جامعه نيستند. منظور از آن يادداشت اين نبود که مشکلات اقتصادي وجود ندارد يا مشکل اقتصادي در اولويت مسائل کشور نيست، بلکه هدف ذکر اين مساله بود که حمايت مردم از انقلاب از جنس باور به اصول و اهدافي کلان مبتني بر گفتمان امام(ره) و رهبري است. همچنين در مطلب مذکور اشاره اي کردم به آيه 54 سوره مائده که مومنان را مورد خطاب قرار مي دهد که اگر شما از دين خود برگشتيد خداوند قومي ديگر را براي ياري دينش خواهد آورد و با يادآوري روايتي که پيامبر اين قوم را از نسل سلمان دانستند اين نويد داده شد که مردم عصر ما با توجه به اين روحيه خداباوري که باعث شده است در عين وجود مشکلات عديده اقتصادي در استقامت خود بر راه خدا باقي بمانند، ان شاءالله همان قومي هستند که مورد اشاره قرآن هستند که «خدا آن ها را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند؛ دربرابر مومنان متواضع و دربرابر کافران سرسخت و نيرومندند؛ آن ها در راه خدا جهاد مي کنند و از سرزنش هيچ ملامتگري هراسي ندارند.»
بعد از اين يادداشت يک نفر از مخاطبان درباره واقعي بودن ادعاي من ابراز ترديد کرد، من اين ترديد را نه صرفا براي اين مخاطب بلکه براي عده اي از مردم به دليل بي اعتمادي که نتيجه رفتار غيرحرفهاي رسانه ها است، طبيعي مي دانم اما براي بررسي صحت و سقم ادعاي خودم راه سادهاي به اين مخاطب نشان دادم که حضور در راهپيمايي سال بعد و بررسي حضور و عيني توسط خود فرد بود.
الان که يک روز مانده به راهپيمايي 22 بهمن به نظرم رسيد اين پيشنهاد را براي هرکسي که نسبت به ميزان وفاداري مردم به انقلاب ترديد دارد يادآوري کنم. ادعاي ما يک جمله است: با گذشت 35 سال از پيروزي انقلاب و علي رغم اينکه طبيعت انقلاب ها اين است که با گذشت زمان شور انقلابي آرام مي گيرد، در انقلاب اسلامي ايران بخش اصلي از بدنه مردم همچنان به راهي که آمده اند باور دارند و با اين که شرايط اقتصادي و معيشتي کشور در شرايط نامناسبي قرار دارد، اتفاقا بيشترين کساني که صرفا براي استمرار اهداف انقلاب همچنان به ميدان مي آيند، جزو طيفي از جامعه هستند که بيشترين مشکلات معيشتي را دارند و براساس نظريات مطرح در جامعه شناسي سياسي، اين حجم حضور و مخصوصا کيفيت حضور، تضميني قطعي براي استمرار رو به رشد انقلاب است فردا فرصت خوبي است که افرادي که با اين ادعا موافق نيستند با مشاهدات عيني خود صحت و سقم اين ادعا را بررسي کنند.
نامت هنوز ورد زبانهاست. هنوز ياد تو دلهاي مومنان را گرم و نوراني ميكند و پشت قدرتها را به لرزه درميآورد. ملت ما به نام تو هويت خود را بازيافت. تاريخ ايران را بايد به دوقسمت قبل از ظهور و بعد از ظهور تو تعريف كرد.تو بودي كه كاخ شيشه اي استبدادهاي مدرن را در شرق و غرب عالم شكستي و پرده ازرخ مستبدين عالم برداشتي. تو بودي كه پرچم توحيد را بر قلل رفيع انساني جهان امروز برافراشتي و مشت امت خود را بردهان كفر، شرك و الحاد كوبيدي.تو بودي كه در عصرجهاني سازي كفر، "جهاني اسلامي" و "اسلامي جهاني" را نويد دادي و پيروان قبله و قرآن را به وحدت فراخواندي و تو بودي كه حتي پيروان اديان توحيدي را به همين راه مقدس فراخواندي.اي زعيم ما، اي آقاي ما! اي امام ما! امروز انقلاب اسلامي 35 ساله شد با ما سخن بگو!
اي جان واي دو ديده بينا، چگونه اي ؟
وي رشك ماه و گنبد مينا چگونه اي ؟
اي ماه و صد چو ما ز پي تو خراب و مست
ما بيتو خسته ايم ، تو بي ما چگونه اي؟
نزديك نيم قرن است نام تو در سرتاسرگيتي بر سرزبانهاست. تو بودي كه به جوانان ما فرمودي ؛
بميريد بميريد از اين مرگ مترسيد
كزين خاك برآييد سماوات بگيريد
تو بودي كه بر سرنفسهاي سركش ما فرياد كشيدي
بميريد بميريد و از اين نفس ببريد
كه اين نفس چو بنداست شما همچو اسيريد
تو بودي كه به ملت ما فرمودي ابرهاي تيره و تار استبداد رااز سپهر سياست كشور دور كنيد تا ماه ولايت الهيه را رويت كنيد.
تو بودي به ما نويد دادي
بميريد بميريد و از اين ابربرآييد
چو زاين ابر برآييد همه بدر منيريد
امروز قدم رنجه نه به ميان ملت ما بيا و ببين
كيست در اين شهر كه او مست نيست
كيست در اين دور كزين دست نيست
كيست كه از دمدمه روح قدس
حامله چون مريم آبست نيست
امروز ملت ما و امت اسلام و حتي آزادگان جهان بيش از هر زمان به سخن تو و دم مسيحايي تو نيازمندند. اعتقاد داريم تو زندهاي و ناظر بر اعمال ما، ميخواهيم بدانيم
درحرم جان ما برچه رسيدي ؟ بگو!
اي همه را ديده تو ، آنچه گزيدي ؛ بگو!
پس از تو نظم جهان به هم ريخت. امپراتوري كفر، شرك و الحاد شوروي فروپاشيد. صدام به درك رفت، رژيم صهيونيستي براي اولين بار طعم تلخ شكست را چشيد و سه سيلي محكم در جنگ 33 روزه ؛ 22 روزه و 8 روزه از فرزندان شجاع تو در خط مقدم مقاومت دريافت كرد.
ديكتاتورهاي مسلط بر جهان اسلام يكي پس ازديگري سرنگون شدند، موج بيداري اسلامي چون نسيمي روح بخش نام تو و ياد تو را در بلاد اسلامي زنده كرد حتي نطفه جنبش ضد سرمايهداري در بلاد كفر بسته شد. امروز جهان آبستن حوادث بزرگي است.ما پيروزيهاي غرورانگيز رامديون راهي ميدانيم كه تو ترسيم فرمودي. فتوحات محير العقول رامديون كسي ميدانيم كه تو با سرانگشت تدبير خود پس از خود براي رهبري امت خود به ما نشان دادي! اگر فتحي بوده به خاطر اطاعت از فرمان او بوده و اگر مشكلي پديد آمده به خاطر نافرماني، نقض عهد و عدم انجام تكليف ما بوده است.
امت ما در روز 22 بهمن به خيابانها خواهد آمد تا نام تو و يادتو را فرياد زند و بزرگ شمارد.مردم ما روز 22 بهمن به خيابانها خواهند آمد تا پرچم ولايت تو را بر بلنداي قله هاي بزرگ برافراشته نگه دارند.مردم ما در روز 22 بهمن به خيابانها خواهند آمد تا راه تو را با اطاعت از رهبري مظلوم انقلاب تداوم بخشند.مردم ما درروز 22 بهمن به خيابانها خواهند آمد تا با مشتهاي آسمان كوب و قوي بر دهان استكبار و استبداد جهاني بزنند و گزينه صبر و مقاومت را در برابر بوزينههايي كه خود رامسلط بر جهان نشان ميدهند ، به نمايش بگذارند.22 بهمن روزي است كه نام "خميني (ره)" جهاني شد هيچ قدرتي جلوي جهاني شدن نام تو را نميتواند بگيرد دشمنان تو ابترند و تو از كوثري.
جهان امروز تشنه آب زلال حوض كوثر است، فقط تو ميتواني اين جهان تشنه را سيراب كني.
فردا 22 بهمن روز طلوع فجر انقلاب اسلامي است. مردم ايران به خيابانها خواهند آمد تا35 سالگي انقلاب را در عصر قيامهاي رهاييبخش جشن بگيرند.22بهمن سرآغاز عزت پايدار و زاد روز فضل و شرافت و اقتدار ملت ايران است. چشم جهان همه ساله به اين روز دوخته شده و نام و ياد خميني (ره) كبير در جاي جاي اين حضور حماسي حس ميكنند.فردا رئيس جمهور به نمايندگي از ملت ايران با مردم جهان بويژه مسلمانان سخن خواهد گفت. او از طرف مردم ايران نمايندگي دارد كه پاسخ گستاخيهاي آمريكا و رجزخوانيهاي دشمنان اسلام را به نحو شايسته بدهد.او بايد مشتهاي آسمان كوب و قوي مردم را كه فرياد مرگ بر آمريكا و مرگ بر انگليس و مرگ بر اسرائيل سر ميدهند براي دشمنان اسلام تفسير كند او بايد به دشمن بگويد ايران با اقتدار كامل ايستاده است و هنوز خون خميني (ره) در رگهاي ملت ايران جريان دارد. او بايد بگويد جوانان سلحشور ميهن اسلامي در آرزوي آن هستند كه روزي پنجه در پنجه استكبار جهاني انداخته و شاخ استبداد جهاني را بشكنند.
مطلبی که میخوانید مقاله ایست با عنوان«انقلابیتر از بهمن 57»نوشته شده توسط حسین قدیانی که در ستون یادداشت روز،روزنامه وطن امروز به چاپ رسید:
الله، الله، لا الله الا الله. خدایا! ما به نام تو انقلاب کردیم. فردا هوای ما را، هوای انقلاب خودت را داشته باش. داری. میدانم. اصلا ما که هستیم؟ شیاطین، بغض از قدرت تو دارند. بیش از ما، با خودت دشمنی دارند. مشکل ابلیس، هستی تو است، نه هستهای ما. خدایا! فردا یک طرف تویی، و طرف دیگر، همه فراعنه، همه ابوسفیانها، همه اشرار، همه دشمنان بشریت. ما با انقلاب اسلامی، دیری است که طرف تو را گرفتهایم. طرفداری از تو، همه جرم ماست. خدایا! انقلاب ما اگر خدایی نبود، دشمنان تو کاری به کار ما نداشتند. فردا، یک طرف، انقلابی است به نام تو و کمی آن سوتر، کسانی که حاکمیت حق را بر جهان نمیخواهند. تو را نمیخواهند. در نبرد خدا و کدخدا، ما ایمان به قدرت تو داریم. تو بالاتری. مکر تو کاریتر است. خدایا! به سرودهای انقلاب ما نگاه کن! همهاش نام توست. کجا ما خرمشهری آزاد کردهایم، بیآنکه فراموش کنیم نقش تو را؟ و کجا خمینی و خامنهای، از فتوحات سخن گفتهاند، الا آنکه سجده بر درگاه تو را نشانمان دهند؟کد مطلب: 30362
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcdxs0s.yt0z96a22y.html