
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های دوشنبه
5 خرداد 1393 ساعت 7:35
سرمقاله روزنامه های کهان،خراسان،رسالت و ...رامیتوانید در این قسمت بخوانید.
در ابتدا مطلبی را ازحسین شریعتمداری با عنوان«آبی شدههای آب ندیده!»میخوانید که در ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان به چاپ رسید:
1- بر سر آن بودیم که امروز در آستانه سالروز بعثت پیامبر اعظم(ص) وجیزهای به همین مناسبت بنویسیم و با بضاعت و توشه ناچیز خود، گزارشگونهای مستند از موقعیت کنونی انقلاب اسلامی ارائه دهیم، که به تعبیر زیبا و حکیمانه حضرتآقا، «بعثت دوم» بوده است و از این روی امام راحلمان- رضواناللهتعالیعلیه- را احیاگر اسلام ناب محمدی(ص) نامیدهاند، چرا که آن بزرگوار غبار قرنها بدعت و تحریف و کجاندیشی و بداندیشی را که بر چهره اسلام نشسته بود، زدود و اسلام ناب محمدی(ص) را همانگونه که در «صدر» بود به دنیای ظلمتزده و تشنه عدالت عرضه نمود. و از آن پس تا به امروز همه رخدادها بی کم و کاست همان بوده و هست که در صدر اسلام بود، با این تفاوت که در بعثت دوم، مردم ایران و به دنبال آنان، سایر ملتهای مسلمان، تجربه تلخ «فرودها» و طعم شیرین و روحنواز «فرازها»ی صدر اسلام را با خود داشتند و این بار بر خلاف آن روزها، در لغزشگاهها نلغزیدند و از دامهای رنگارنگ و توطئههای پیدرپی به سلامت عبور کردند، در احد، از تنگه غنیمت شکست نخوردند، در صفین، از نیزه فریب که پارههای قرآن را بر آن آویز کرده بودند، زخم برنداشتند، در کوفه علی(ع)، در مدینه حسن(ع) و در کربلا حسینبنعلی(ع) را در میانه میدان تنها نگذاشتند و چنین بود که سقف ظلمانی نظام سلطه بینالمللی را شکافتند و طرحی نو درانداختند و... اما، شرح این ماجرای شورانگیز را که پایانی ندارد و تا ظهور مراد غایبمان-ارواحنا لهالفداء- روی قوس صعودی تحولات جهان ادامه دارد، وانهادیم و پرداختن به نکتهای را پیش کشیدیم که از جانمایههای رسالت رسولخدا(ص) و نهضت فراگیر انقلاب اسلامی در دنیای امروز است. نکتهای که دیروز رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس با ایشان، بر آن تاکید ورزیدند؛ «عبور موفقیتآمیز نظام اسلامی از مقاطع مهم و سرنوشتساز 35سال گذشته مرهون مبارزه جدی، صادقانه و خردمندانه ملت ایران بوده است که این تفکر باید با حفظ ویژگیهای آن ادامه یابد.» و «کسانی که تفکر سازش و تسلیم در برابر زورگویان را ترویج میکنند و نظام اسلامی را متهم به جنگطلبی میکنند، در واقع مرتکب خیانت میشوند» و...
2- سالها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن تا امروز، شاهد حضور افراد و جریانهایی بودهایم که با قیافه حق به جانب و در پوشش خیرخواهی و دلسوزی برای مردم و مصلحتاندیشی برای اسلام و انقلاب، نسخه سازش در برابر زورگویی قدرتهای استکباری را میپیچیدند! و در حالی که سینه صاف میکردند و ابرو به انکار بالا میکشیدند، مقابله با زورگویان و مبارزه با آنان را بیحاصل میدانستند و به «سائیدن آب در هاون»! و «کوبیدن مشت بر سندان» تشبیه میکردند! مثلا در جریان جنگ تحمیلی و در حالی که دشمن دست تجاوز به جان و مال و ناموس و سرزمین مادری مردم دراز کرده بود، نهضت آزادی که آن روزها «هنوزش نفسی میآمد»! به نمایندگی از همه جریانات لیبرالمنش و شخصیت فروخته نظیر، جبهه ملی، انجمن حجتیه، غربباوران، جریان موسوم به «ولایتیها» که به قول حضرت امام(ره) «ولایت که هیچ، دیانت هم نداشتند» با انتشار جزوهای تحت عنوان «پایان عادلانه جنگ بیپایان»! رزمندگان اسلام را به وقاحت با سربازان وحشی آتیلا مقایسه کرده و تسلیم در برابر آمریکا را اینگونه تئوریزه کرده بودند که «اگر خدا به شیر زور بازو و قدرت حمله داده است، در عوض به آهو نیز پای فرار بخشیده و قانون بدون استثناء طبیعت، فرار آهو از مقابل شیر درنده است»! و ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان مهاجم را «تندروی بیقاعده»! و «ناشی از نادانی»! معرفی میکردند. این جماعت، بعدها و پس از پیروزی رزمندگان، به روی نامبارک خود هم نیاوردند که اگر ایثار و مقاومت جانانه رزمندگان اسلام- یعنی همان تندروها به قول آنان- نبود، امروزه به جای زندگی آرام و امنیت جانی و مالی که از آن برخوردارند، باید چکمه سربازان آمریکایی را واکس میزدند و...
امروزه، این دیدگاه، «ذلتپذیر»! و «حیثیتگریز»! که خوشبختانه در میان مردم جایگاهی ندارد، متاسفانه در میان برخی از شخصیتها و جریانات سیاسی نیز به وضوح دیده میشود. این جماعت هرچند اندک و کمشمارند ولی تاسفبار آن که شماری از آنان به ناحق در حاشیه کرسیهای سیاستسازی و نظریهپردازی کشور حضور دارند و اگر درایت رهبری و صلابت برخاسته از باورهای اسلامی مردم نبود، تاکنون، از رهگذر حقارت خویش، آسیبهای جدی فراوانی به ملت، نظام و انقلاب اسلامی تحمیل کرده بودند و...و اما، با ترویجکنندگان خط سازش گفتنیهایی در میان است. بخوانید!
3- اول باید از منادیان و ترویجدهندگان خط سازش و تفکر تسلیم پرسید؛ کدام پیروزی، آرامش، رفاه و دستاوردی را میتوانید نشان بدهید که بدون مقاومت در برابر زورگویان به دست آمده باشد؟ اگر نمونهای دارید- که ندارید- بفرمائید!دوم؛ کدام خط سازش و تسلیم در مقابل قدرتهای استکباری را میتوانید آدرس بدهید که سرانجامی غیر از «خفت»، «ذلت»، «غارت منابع طبیعی و ثروت ملی»، «اختناق»، «گسترش فقر» و ناامنی و زندگی بردهوار ملتهای سلطهپذیر، داشته باشد؟ اگر نمونه و آدرسی در چنته دارید- که میدانیم و میدانید- ندارید، ارائه دهید. این گوی و این میدان.سوم؛ اشاره که نه، بلکه تأکید بر این واقعیت غیرقابل انکار که ترویجدهندگان خط سازش و نظریهپردازان امروزی «تفکر تسلیم»، زندگی آرام، کرسیهای مسئولیت و حتی تکتک نفسکشیدنهای خود را وامدار و مدیون همان کسانی هستند که با وقاحت و نمکناشناسی آنان را «تندرو»! مینامند. به بیان دیگر، اگر این روزها، آمریکا و متحدانش آغوش خود را به سوی نظریهپردازان خط سازش گشودهاند و در حالی که از سازشناپذیران خط مقاومت با عناوینی نظیر «تندرو» و «افراطی»! یاد میکنند، پیروان خط سازش و تسلیم را با واژههایی نظیر «عقلگرا»! «واقعبین»! و... تحویل میگیرند، این تحویل گرفتنها به خاطر احترام به شخصیت سیاسی سازشکاران نیست، بلکه اگر ایستادگی غیرتمندانه خط مقاومت نبود، آمریکا و متحدانش برای سازشکاران تره هم خرد نمیکردند، بخوانید!
4- این یک قاعده و فرمول شناخته شده است که هرگاه دشمن در مسیر زورگویی و باجخواهی خود با خط مقاومت روبرو میشود و ناکام میماند، برای مقابله با ایستادگی و مقاومت مردم و ایجاد شکاف در سدی که پیشروی میبیند، به جریانات و افراد سازشکار که ترس، رفاهطلبی و خوشگذرانی از ویژگیهای آنان است روی میآورد و با مطرح کردن و تحویل گرفتن آنها به دنبال شکافی برای رخنه در سد مقاومت میگردد.بنابراین افراد و جریانات سازشکار به خودی خود برای دشمن کمترین ارزش و اهمیتی ندارند، بلکه اگر از سوی حریف تحویل گرفته میشوند این تحویل گرفتن را مدیون خط مقاومت هستند و چه نمکنشناس و بیشخصیتاند سازشکارانی که ولینعمتهای خود، یعنی نیروهای مقاوم و سازشناپذیر را «تندرو»! و «افراطی»! مینامند!
5- حالا به چند نمونه زیر که فقط اندکی از بسیارهاست توجه کنید، قضاوت با خودتان؛
✓ اگر ایثار و فداکاری رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی و مقاومت و سختی کشیدن مردم در مقابل هجوم سراسری دشمنان نبود، آمریکا و متحدانش به جریانات و گروههای سازشکار کمترین اهمیتی میدادند؟!
✓ اگر مقاومت جانانه ملت در جریان فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 نبود و دست دشمن برای براندازی بازمانده بود، مثلث آمریکا، اسرائیل، انگلیس، برای سران و عوامل فتنه تره خرد میکردند؟
✓ اگر انقلاب اسلامی و نیاز نظام سلطه جهانی به جریانسازی منطقهای علیه آن نبود، آمریکا و متحدانش به ملک عبدالله و ملکحسین، حسنیمبارک و... کمترین اهمیتی میدادند؟!
✓ اگر مقاومت حزبالله، نبود، آمریکا و اسرائیل نیازی به محمود عباس و تحویل گرفتن خط سازش در منطقه داشتند؟
✓ وقتی حکومت بعثی عراق آیتالله صدر را به شهادت رساند، «بنت الهدی» خواهر ایشان به خیابان آمد و مردم را به مقابله فراخواند ولی فقط 50 نفر با او همراهی کردند و نتیجه آن شد که علاوه بر شهادت بنتالهدی و بسیاری از علمای دیگر، میلیونها نفر از مردم عراق در هجوم وحشیانه بعثیها به قتل رسیدند و یا در جریان جنگ تحمیلی به زور وادار به حضور ناخواسته در میدان نبرد شدند.
✓ اگر محمد مرسی و اخوانالمسلمین، بعد از انقلاب اسلامی مصر راه سازش با آمریکا و اسرائیل و متحدان منطقهای آنها، نظیر عربستان و قطر را در پیش نگرفته بودند، آیا امروز مردم مصر زیر چکمه نظامیان آمریکایی دست و پا میزدند؟ و دادگاه نظامی، در یک روز 700 نفر را محکوم به اعدام میکرد؟!
✓ اگر مردم سوریه در کنار بشار اسد در مقابل باجخواهی آمریکا و متحدانش مقاومت نکرده بودند، امروز شاهد پیروزی بودند؟
✓ اگر مردم ایران در برابر باجخواهی هستهای و غیرهستهای آمریکا به مقاومت مثالزدنی دست نزده بودند، آیا به سرنوشت کشورهایی نظیر مصر مبتلا نبودند و آیا آمریکا و متحدانش برای شخصیتهای سازشکار امروزی کمترین ارزش و اهمیتی قائل بودند؟!
اگر و... اگر...
6- و بالاخره، خطاب به سازشکاران و نسخهنویسان «تسلیم» گفتنی است که اگر اهل انصاف باشید بایستی در مقابل هر نفسی که میکشید و هر گامی که به آرامش و امنیت برمیدارید، هزار بار بر دست بازوی همان کسانی بوسه بزنید که ولینعمت شما هستند ولیشمایان با نمکناشناسی آنان را «تندرو» و «افراطی»! مینامید!
ای آب ندیدهها و آبیشدهها
بیجبهه و جنگ انقلابیشدهها!
مدیون شب حمله جانبازانید
ای بر سر سفره آفتابیشدهها
کورش شجاعی ستون سرمقاله روزنامه خراسان را به مطلبی با عنوان«ريشه همه مفسدان و مسئولان اعتمادسوز را بسوزانيد»اختصاص داد که در ادامه میخوانید:
دو روز پيش عامل اصلي فساد ۳ هزار ميليارد توماني پس از برگزاري ۱۵ جلسه دادگاه به اتهام افساد في الارض و به خاطر اخلال در نظام اقتصادي کشور با تباني و فساد در شبکه بانکي و توسل به روش هاي متقلبانه و مجرمانه و اخذ ميلياردها تومان وجوه غيرقانوني و شرکت در پولشويي و پرداخت رشوه اعدام شد.پرونده اين فساد بزرگ مالي با ۳۹ متهم از اواسط سال ۱۳۹۰ تشکيل شد و نخستين جلسه دادگاه در اسفند همان سال برگزار و پس از ۱۵ جلسه دادگاه، در نهايت ۴ نفر از متهمان اين پرونده به اعدام، ۲ نفر به حبس ابد و بقيه متهمان نيز به حبس از يک تا ۲۰ سال محکوم و براي ۲ نفر نيز حکم برائت صادر شد.
در اين نوشته قصد آن ندارم که به بررسي ماجراي مه آفريد امير خسروي که در سال ۱۳۴۸ در يکي از روستاهاي استان گيلان به دنيا آمد و اين که چگونه شد پس از راه اندازي يک گاوداري در فاصله چند سال با استفاده از رانت هاي گوناگون و دريافت وام هاي کلان و خريد برخي کارخانه ها و شرکت هاي دولتي به سرمايه نجومي و نامشروع چند هزار ميليارد توماني دست يافت، بپردازم آن هم در شرايطي که به گفته وزير ورزش و جوانان 1.5 ميليون زوج در نوبت وام ۳ ميليوني ازدواج مانده اند يا بسياري از مردم براي دريافت وام هاي اندک بايد هزار مشقت را تحمل کنند بلکه با بيان اين مقدمه قصد دارم چند نکته اساسي درباره فساد در سيستم اقتصادي را به اجمال بنويسم.
۱ - بي گمان اين فساد ۳ هزار ميليارد توماني همانطور که در پرونده دادگاه کاملاً مشخص است توسط يک نفر به وقوع نپيوسته در نتيجه همانطور که عامل اصلي اين فساد و ضربه زننده به اقتصاد کشور و از آن مهم تر ضربه زننده به اعتماد و اطمينان مردم پس از برگزاري جلسات متعدد دادگاه به اشد مجازات محکوم شد مردم انتظار دارند تمام کساني که به هر شکل در اين فساد نقش داشته اند نيز به سزاي عمل نامشروع و خيانت کارانه خود برسند و دستگاه هاي دولتي و قضايي و امنيتي تمام سرشاخه ها و شاخه هاي کوچک و بزرگ اين فساد و ديگر مفاسد اقتصادي که در سيستم بانکي و اقتصادي کشور نفوذ کرده را شناسايي و به محکمه بسپارند و دستگاه قضايي نيز همه مقصران و حتي کوتاهي کنندگان در اين فساد مالي و ديگر مفاسد اقتصادي را به تناسب قصور يا جرمي که مرتکب شده اند محاکمه و به سزاي عمل خود برساند به گونه اي که هيچ مقصر و يا مجرم خرد و کلاني در هر رده مسئوليتي که قرار دارند يا داشته اند کمترين حاشيه امني براي فرار از محاکمه و مجازات پيدا نکند و هيچ مقصر و مجرمي در هيچ رده مسئوليتي و در هر لباسي نتواند از چنگ قانون بگريزد. پر واضح است که فسادهاي بزرگ اين چنيني بدون همکاري، مباشرت و تباني برخي از مسئولان بانکي و برخي دواير دولتي و حتي بخش خصوصي و... شکل نمي گيرد پس مردم به حق منتظر شناسايي کامل تمام مقصران و مجرمان نه تنها در اين فساد بلکه همه فسادهايي که در سيستم اقتصادي رخ داده هستند.
تحقق اين مطالبه مردم پس از اقدام قاطع اخير قوه قضاييه نه تنها موجب مي شود که همه خصوصاً مجرمان و تبهکاران اقتصادي و غيراقتصادي باور کنند هزينه ارتکاب جرم و ضربه زدن به حيثيت نظام بانکي و اقتصادي کشور و از آن مهم تر ضربه زدن به اطمينان و اعتماد مردم بسيار بالاست بلکه چنين اقدام هايي باعث مي شود آن بخش از اعتماد و اطمينان خدشه دار شده مردم که بر اثر اعمال مجرمانه مفسدان اقتصادي به وجود آمده تا حدود زيادي ترميم و بازسازي شود.
۲ - آن چه بيش از پيش بايد مورد توجه تمامي مسئولان و قانونگذاران و سيستم بازرسي و نظارتي کشور قرار بگيرد اين است که اين سيستم بايد آن چنان قانونمند، چابک، کارآمد و موثر باشد که به بهترين شکل بتواند از به وجود آمدن مفاسد بزرگ و حتي کوچک در همان ابتداي امر جلوگيري کند و سيستم آن چنان قانونمند و کارآمد باشد که هيچ کس نتواند با رشوه، جعل يا هر اقدام خلاف ديگري در آن اخلال به وجود بياورد. بنابراين تلاش بسيار موثرتري بايد از سوي قانونگذاران و مسئولان و ناظران و بازرسان و مجريان انجام شود که احتمال فساد در سيستم را به صفر نزديک کند و قطعاً مسلم است که پيشگيري بسيار آسان تر و بهتر از جراحي هاي سخت است.
۳ - نکته قابل توجه ديگر اين که اگر با همه دقت ها و کارآمدي سيستم باز هم خداي ناکرده تخلفي صورت گيرد بايد سيستم نظارتي و بازرسي درون سازماني و سيستم نظارتي بازرسي برون سازماني به گونه اي حساس و هوشيار باشد که هر گونه تخلف را در همان ابتداي امر شناسايي و از گسترده شدن آن و تبديل آن به يک دمل چرکين جلوگيري کند، چرا که هر تخلفي آن گاه که در ابتداي کار قرار دارد هم برخورد با آن آسان تر و هم هزينه هاي برخورد با آن تخلف کمتر است و هم ضرر بسيار کمتري به کشور وارد مي کند. بنابراين همه مسئولان بايد توجه کنند که با تخلف در هر حدي از کوچکي که قرار دارد بايد همان ابتدا با دقت و قاطعيت برخورد کرد و با تخلف در هر حدي از سوي هر کسي از کارمند جزء گرفته تا مديران ارشد بدون ملاحظه و تسامح برخورد شود نه اين که سزاي برخي تخلفات اين باشد که مديري را از جايي به جايي ديگر انتقال دهند.
۴ - پس از اعمال مجازات درباره عامل مهم فساد بزرگ ۳ هزار ميلياردي اکنون مردم منتظر محاکمه و مجازات ساير عوامل شناخته شده از جمله خاوري و عوامل ناشناخته اين پرونده و ديگر پرونده ها هستند از جمله پرونده بيمه، پرونده تأمين اجتماعي، پرونده بابک زنجاني، پرونده رانت ۶۵۰ ميليون يورويي که توسط يکي از نمايندگان مجلس مطرح شد و برخي پرونده هاي خرد و کلان ديگر که بايد با سرعت و دقت با اقدام قاطع قوه قضاييه و همکاري مسئولان دولتي و سيستم نظارتي تعيين تکليف شود.
۵ - نه تنها تخلف و فسادهاي اقتصادي بلکه تمامي جرايم و مفاسد بايد با جديت و قاطعيت پيگيري شود و مجرمان به سزاي اعمال خود برسند، چه مفسداني مانند آناني که با چاقو و قمه از مردم زورگيري مي کنند و امنيت جامعه و احساس امنيت را به خطر مي اندازند، چه سارقان سابقه داري که مال و جان مردم را به يغما مي برند و بعضاً پس از گذراندن زندان هاي کوتاه مدت دوباره به جان مردم مي افتند، چه تبهکاراني که با سلاح سرد و گرم محل کسب و کار مردم را ناامن مي کنند، چه آنان که در ملاء عام عربده کشي مي کنند و باعث ايجاد رعب و وحشت در جامعه مي شوند، چه آنان که در عين پست فطرتي نواميس مردم را هتک حرمت مي کنند، چه سوداگران مرگي که با توزيع مواد مخدر، جان و جواني جوانان اين مرز و بوم را به آتش مي کشند، چه بدهکاران بزرگ بانکي و... به هر صورت در هر کدام از اين موارد ابتدا بايد با انجام کار کارشناسي و تقويت فرهنگ و سبک زندگي ايراني اسلامي و رعايت اخلاق زمينه ارتکاب کليه جرايم به حداقل برسد ثانياً بايد با هر مجرمي در هر رده اي و با هر جرمي با قوت و اقتدار برخورد کرد تا هيچ مجرمي و خطاکاري جرأت تن به خطا دادن نداشته باشد.
۶ - برخورد قاطع، شفاف و از سر دقت، عدل، انصاف و اعمال مجازات متناسب با جرم آن گونه که خاصيت بازدارندگي و تکرار نشدن جرم را داشته باشد نه تنها ميزان جرم و خطا را کاهش مي دهد بلکه باعث ترميم و بازسازي اعتماد و اطمينان مردم به سيستم هاي نظارتي و دستگاه عدليه و قواي مقننه و مجريه مي شود، همچنين برخوردهاي قاطع و به موقع با خلافکاران و مجرمان در هر رده اي که هستند باعث پالايش مجموعه کشور و حاکميت از خطا و خلاف و جرايم و مجرمان و خلافکاران مي شود، همچنين موجب تجميع قوا و مردم براي سازندگي و پيشرفت و توسعه و سرافرازي هر چه بيشتر کشور در عرصه جهاني و همچنين از همه مهمتر شادي روح شهيدان و خشنودي و رضايت خداوند باري تعالي مي شود.
۷ - نکته مهم ديگر اين که بي گمان مهم ترين سرمايه ماندگاري و پيشرفت هر حاکميتي، اعتماد و اطمينان مردم است بر اين اساس در هر فسادي مهم تر از ساير افراد، کساني هستند که دستي در مسئوليتي هر چند کوچک يا بزرگ در حاکميت از جمله در سيستم بانکي و اقتصادي دارند و در مباشرت، تباني، همکاري، زمينه سازي، چشم بستن بر خلاف در جريان هر گونه فساد کوچک يا بزرگي نيز دستي دارند بنابراين جرم و خيانت اين گونه افراد چون به نوعي به حاکميت وصل و منتسب هستند از ديگران بيشتر است چرا که موجب بدبيني و خدشه دار شدن اعتماد و اطمينان مردم که سرمايه اصلي هر حاکميتي است مي شوند پس اين گونه افراد در هر سطح و منصبي بايد هر چه سريعتر، قاطعانه و شفاف، محاکمه و به اشد مجازات محکوم شوند تا بدين ترتيب ريشه مفسدان و مسئولان اعتمادسوز در اين کشور سوزانده شود.
کد مطلب: 33694
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdceep8x.jh8xoi9bbj.html