
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های پنجشنبه
6 شهريور 1393 ساعت 2:03
سرمقاله روزنامه های کیهان،حمایت،خراسان و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
به گزارش زاهدانه ،
در ابتدا ستون یادداشت اول روزنامه کیهان را میخوانید که با عنوان«روغن ریخته فتنه!»و نوشته شده توسط محمد صرفی به چاپ رسید:
رهبر معظم انقلاب اسلامی روز گذشته در دیدار با رئیسجمهور و اعضای کابینه، ضمن حمایت از دولت، توصیههایی مشفقانه و راهبردی را خطاب به دستاندرکاران قوه مجریه بیان فرمودند که بررسی جوانب هر کدام از این توصیهها، خود موضوعی مستقل است. ایشان در بیانات دیروزشان، فتنه را از خطوط قرمز خوانده و تاکید کردند؛ «آقایان وزرا باید همانگونه که در جلسه رأی اعتماد خود بر فاصلهگذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند.»
چه برداشتی از این توصیه میتوان داشت و عمق این سخن چقدر است؟ برای پاسخ به پرسشهای اینچنینی باید بار دیگر مروری بر ماهیت و خاستگاه فتنه سبز داشته باشیم. در نگاهی اجمالی آنچه در سال 88 روی داد را میتوان از دو منظر مورد بررسی و تحلیل قرار داد. منظر شماره یک که از آن به عنوان تحلیل خرد میتوان یاد کرد، حوادث و رخدادهای سال 88 را در حد یک نزاع سیاسی به منظور کسب قدرت - ابتدا در سطح ریاست جمهوری و سپس در اندازه حکومت- میبیند و روایت میکند. این منظر اگر چه عاری از واقعیت نیست اما محدود کردن قضیه به این زاویه دید، باعث در پرده ماندن لایههای عمیقتر میشود. ندیدن این لایههای زیرین، تبعات خاص خود را در نوع نگاه و تصمیمگیریهای بعدی خواهد داشت.
منظر شماره دو، با چشم اندیشه حوادث و رخدادهای سال 88 را مینگرد و به لایههای پنهان و عمیق قضیه میپردازد. عده اندکی از ضدانقلابیون خارج نشین آشکارا به ریشههای این قضیه پرداخته و درباره آن گفته و یا نوشتهاند. نپرداختن این جماعت به ریشههای فتنه 88 از دو حال خارج نیست. اول آن که اغلب سوادی برای این کار ندارند و دوم آن که باسوادهایشان میدانند اگر بخواهند به ریشهها بپردازند، باید اعترافاتی کنند که بسیاری از شعارهای سطحی و روبنایی خودشان را زیر سوال میبرد. یکی از این معدود اسناد در این زمینه، مقالهای مفصل است که فرهاد خسروخاور - استاد جامعهشناسی مقیم پاریس- سال گذشته به زبان انگلیسی منتشر کرده است. وی به درستی زیربنای ماجرای سال 88 را نه در ادعای تقلب و نحوه برخورد نظام و مسائلی از این دست که در نحوه نگرش طرفهای ماجرا به اسلام و نسبت آن با حکومت معرفی میکند و البته حرف دقیق و درستی است. دو طیف در این ماجرا وجود دارند. طیفی که معتقد به سیاسی بودن و ماموریت اسلام برای تشکیل حکومت هستند و طیفی که اعتقادی به بروز و ظهور دین در حکومت ندارند. پیروزی انقلاب اسلامی، نگرش طیف نخست را بر کرسی نشاند و عصاره و محور اصلی این تفکر «ولایت فقیه» است
. به نوشته خسروخاور، هدف بنیادین فتنهگران در سال 88 به چالش کشیدن همین اصل - ولایت فقیه - بود. توجه داشته باشید که سطح بحث و چالش شخص ولی فقیه نیست، بلکه اصل و تفکر ولایت فقیه است.یعنی همان حاکمیت اسلام و اجرای قوانین آن که استقلال و آزادی حاصل از آن خشم قدرتهای استکباری را در پی داشته و دارد.با این اوصاف، انتساب ریشه فتنه به مشتی فریب خورده و اراذل و اوباش کف خیابان که عربده میکشند و شیشه میشکنند و شکم سفره میکنند، نازلترین سطح تحلیل است و با قاطعیت میتوان گفت از این نازلتر، نگاه آن عدهای است که چند جمله جنجالی و البته ناصواب در یک مناظره را ریشه فتنه معرفی میکنند!بررسی و تحلیل همهجانبه فتنه 88 از منظر کلان، خارج از حوصله این ستون است اما همین اندک برای روشن شدن حد و مرزها به نظر کافی میرسد.رفتارشناسی جریان فتنه در قبال دولت یازدهم جالب و قابل تامل است. از ابتدای پیروزی آقای روحانی در انتخابات سال 92 به دفعات این گزاره از سوی برخی جریانات تکرار شده است که دولت یازدهم مدیون فلان شخص و بهمان جریان است. البته سهمخواهی در عالم سیاست امر غریبی نیست و درباره دولتهای پیشین نیز این قضیه موضوعیت داشته است. ماجرا وقتی جالب و البته قابل تامل میشود که جریانات و محافل فتنهگر که تا دیروز با انواع و اقسام توهینها به حضور روحانی در انتخابات میتاختند، امروز با نعره «انا شریک» میخواهند خود را سرسفره جای دهند!
اصحاب فتنه، سرمایه تاریخی، سیاسی و اجتماعی خود را از دست دادهاند و خیلی وقت است میدانند که همه چیز را باختهاند، اما گستاختر از آن هستند که گوشهای بنشینند، ماست خود را بخورند و کشک خود را بسابند. روغن ریخته را نذر دولت یازدهم کرده و سهم میخواهند و مدعی هستند هواداران پرشمار ما بودند که روحانی را راهی پاستور کردند و رئیس جمهور نباید آنها را ناامید کند. ناامید نکردن این مردم نیز معنایش این است؛ آن آقایی که سالهاست به خارج فرار کرده و هر کاری از دستش برآمده علیه نظام کرده و هرچه خواسته علیه انقلاب و حتی امام(ره) گفته حالا بیاید و از قضا در یکی از مراکز حساس نظام هم پستی بگیرد!دولت یازدهم مانند دولتهای پیش از خود، چیزی جدا از جمهوری اسلامی نیست. از همین رو رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار روز گذشته به دولتمردان فرمودند؛ «این را بدانید که موفقیت شما، موفقیت و سرافرازی نظام اسلامی است.»
معادله پیچیدهای نیست. آنهایی که با آمریکا و رژیم صهیونیستی همدست بوده و نشان دادهاند که کمر همت به براندازی نظام جمهوری اسلامی بستهاند، چطور میتوانند با دولت برخاسته از همین نظام، همراه و همدل باشند و چرا گمان میکنند دولت یازدهم آنقدر ساده است که تخم مرغهایش را در سبد سوراخ آنها بگذارد؟توصیه رهبر معظم انقلاب اسلامی به دولت روحانی درباره خط قرمز بودن فتنه و فتنهگران، صرفاً یک هشدار سیاسی نیست. این توصیه یک فرمول عینی و عملی برای سلامت و موفقیت دولت یازدهم است. رسوخ و نفوذ فتنهگران به بدنه دولت، آن را گرفتار حواشی و بیراههها کرده و تابلوها و اهدافی غیرواقعی را در این مسیر جلوی پای دولتمردان میگذارد، وقت و انرژی دولت را هدر میدهد و در نهایت مانند تلههای انفجاری عمل کرده و میزبان خود را اگر نگوییم متلاشی، حداقل مجروح میکند. دولت چنانچه نگران میزان محبوبیت خود است، باید هرچه بیشتر در خدمت به مردم کوشا باشد. نظرات جماعتی مجازی که تنها هنرشان مبارزه با ابزار «لایک» و بزرگترین نگرانیشان «پهنای باند» است، نباید دولت را در تشخیص مطالبات مردم و میزان درستی جهتگیریهای خود، دچار خطای محاسباتی کند.
دست بر پشت مار مالیدن
به تلطف نه کار هشیار است
کان بداخلاق بیمروت را
سنگ بر سر زدن سزاوار است
دکتر جواد منصوری مطلبی را با عنوان«ضرورت مرزبندی با فتنه و فتنه گران»در ستون یادداشت روزنامه حمایت به چاپ رساند که در ادامه میخوانید:
رهبر معظم انقلاب دیروز به مناسبت هفته دولت در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیأت دولت ضمن اشاره به خدمات دولت در یک سال گذشته، رهنمودها و توصیههای مهمی را داشتند. ایشان با گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر، جهتگیری و روحیهی انقلابی و طلب رضای الهی را از مهمترین ویژگیهای این دو شهید بزرگوار دانستند و به دولت یازدهم فرمودند که «باید همهی ما به عنوان مسئولان نظام همواره جهتگیری و روحیهی انقلابی را حفظ کنیم و هدف نیز کسب رضای الهی باشد». قطعا پیشبرد اهداف انقلاب نیازمند داشتن روحیه و انگیزههای انقلابی است. روحیه سازش کارانه نمیتواند راهگشا و پیش برنده قطار انقلاب باشد. به نظر میرسد در این میان اقدام مجلس در خصوص استیضاح وزیر علوم هشدار و تلنگری به دولت بر لزوم پیگیری این مطالبه مردم و رهبری بود . توصیه مهم بعدی رهبر انقلاب به دولت، رعایت سعهی صدر و آرامش در قبال انتقادهای منصفانه است. البته همواره یکی از توصیههای محوری امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب به مسولان، رعایت انصاف در مواضع بوده است. همان طور که رهبر انقلاب فرمودند همواره دولتها نسبت به دورههای گذشته خود منتقد بودهاند که ایرادی هم ندارد اما این انتقاد نباید حالت اغراقآمیز و تخریب پیدا کند زیرا در روحیهی مردم تأثیر بد میگذارد و آنان را نسبت به آینده نیز نامطمئن میکند.
اگر هم اشکال و ایرادی وجود دارد میبایست از طریق راهکارهای قانونی که پیش بینی شده برای رفع آن اقدام کرد. انتقاد از دولتهای قبل سنت غلطی است که باعث دلسردی مردم میشود. از سوی دیگر باب انتقاد و تخریب را برای دولت بعد علیه دولت کنونی باز میکند. این موضوع علاوه بر آنکه منع قانونی دارد، منع شرعی و اخلاقی نیز دارد. بنابراین دولتها میبایست با سعه صدر و آرامش به وظایف و تکالیف خود عمل و از حاشیهها دوری کنند. چرا که هرگونه اقدام حاشیهای، دولت را از انجام تکالیفش باز میدارد. یکی دیگر از محورهای مهم بیانات رهبر انقلاب در دیدار با دولت لزوم حفظ مرزبندی با فتنه و فتنهگران است و به آنها توصیه کردند که همواره مسئله فتنه و فتنهگران را از مسائل مهم و خطوط قرمز بدانند و همچنان بر آن پایبند باشند. بعد از طرح رویکرد اعتدال در دولت یازدهم، برخی از عناصر حامی فتنه تصور کردند که فرصت برای عرض اندام و بازگشت مجدد به قدرت برای آنها مهیا شده است لذا کوشیدند تا با انتساب خود به دولت ،راهی و مجالی برای نیل به اهدافشان بیابند. البته به نظر میرسد دولت نیز باید با موضعگیری صریح و شفاف و مرزبندی مشخص با فتنه و حامیانش، دامن خود را از این آلودگی به دور بدارد. کسانی که تمام قد در مقابل مردم، رهبری و نظام ایستادند نباید محل اعتنای دولت باشند.
این عناصر شایسته حضور در دولت و زیرمجموعههای آن نیستند؛ چرا که برخی از آنها تفکرات غربگرایانه، سکولاریستی و حتی قانونگریزی دارند. لذا اصلا به صلاح دولت نیست که به این افراد و جریانات مجال دهد. محور کلیدی بعدی در بیانات رهبر انقلاب، توصیه به پرهیز از دوقطبی کردن جامعه با شعارها و دعواهای سیاسی است. یکی از آسیبهای این کار همان طور که در بیانات رهبری نیز آمده، این است که این کار موجب دلزدگی و خستگی مردم و شکنندهشدن محیط جامعه میشود. علاوه بر این، باعث کاهش کارایی و اثربخشی دولت میشود. با این کار بخشی از نیرو و توان را مصروف اموراتی می کند که اصلا به صلاح دولت نیست. مقام ریاست جمهوری جایگاهی فراجناحی و ملی است. بر این اساس دولت نیز باید فراجناحی باشد. لذا دولت باید به گونهای رفتار کند که این ذهنیت برای مردم ایجاد نشود که متعلق به یک جریان و باند خاص است. همانطور که آقای روحانی در اولین مصاحبه رسانهای پس از انتخاب شدنش به آن اشاره کرد، میبایست دولت متعلق به همه مردم باشد و تحت سیطره و نفوذ جریان سیاسی خاصی قرار نگیرد.
کابینه یازدهم باید به شعاری که داده پایبند باشد و از همه نیروهای مومن، پایبند به آرمانهای انقلاب و متخصص و متعهد به نظام استفاده کند. مقام معظم رهبری در دیدار دیروز با هیئت دولت به موضوع مهم و راهبردی حفظ آرامش در جامعه نیز اشاره کردند و فرمودند: «یکی از مسائل بسیار مهم کنونی، آرامش روانی موجود در جامعه است که باید حفظ شود.» چرا که تلاش دولت برای حرکت به سمت ثبات و آرامش در جامعه باعث امیدواری مردم به آینده و تداوم مسیر رشد و توسعه کشور میشود. البته دولت، مهمترین دستاورد خود را ایجاد همین آرامش و طمأنینه میداند. این موضوع زمانی بیشتر قابل درک میشود که بدانیم حفظ آرامش در جامعه از لوازم و ضروریات اصلی تحقق برنامههای دولت است. این فضای آرام در جامعه حاصل نمیشود مگر با اتخاذ مواضع و انجام اقدامات به دور از تنش و چالش. در این مورد روایت مهمی وجود دارد. معصوم (ع) میفرماید: «آله الریاسه، سعه الصدر». یعنی مهمترین ویژگی یک مدیر و رییس سعه صدراست. یعنی اگر به مدیر بد گفتند و از او انتقاد و اعتراض کردند نباید ازکوره به در رود و جانب حزم و دوراندیشی را از نظر به دور بدارد. امام خمینی (ره) فرمودند اگر همه مردم به نفع من یا علیه من شعار بدهند برای من تفاوتی نمیکند و حرفی را که باید بزنم به نحو صحیح خواهم گفت.
متأسفانه یکی از بلاهایی که دامنگیر غالب دولتها میشود این است که از ظرفیتهای درونی غافل میشوند. این مسئله برای مملکت بسیار خطرناک است. از دیگر نکات مهم بیانات رهبر انقلاب در دیدار اخیر لزوم تکیه بر ظرفیتها و تولید داخلی است. باید دانست که استفاده از ظرفیتهای فراوان داخلی، تولید را به حرکت درآورده و سببساز رونق اقتصادی و افزایش صادرات غیرنفتی خواهد شد. همچنین از مطالبات مهم رهبری در این دیدار ضرورت موضعگیری صریح دولت در خصوص موضوعات مهمی همچون سوریه، غزه، عراق، تکفیریها و به ویژه دخالتهای آمریکا در منطقه است. درست است که اتخاذ مواضع آرام و منعطف در صحنه سیاست خارجی میتواند مسایل موجود ملی و منطقهای را به پیش ببرد، اما همانطور که رهبری تأکید کردند اتخاذ این مواضع منافاتی هم با زبان دیپلماسی و مذاکره ندارد. امید است که دولت با توجه و التفات کامل به این توصیهها، بتواند به دغدغهها و مطالبات رهبری که مطالبات مردمی نیز هستند پاسخی درخور و شایسته بدهد.
امیر حسین یزدان پناه ستون یادداشت روز،روزنامه خراسان را به مطلبی با عنوان«3 سنگ محک «هرمس» براي ايران»اختصاص داد:
شبکه هوشمند پدافند هوايي ايران با شکار و انهدام پهپاد «هرمس» فارغ از آن که يک هواپيماي پيشرفته جاسوسي رژيم صهيونيستي را ساقط کرد باعث شد تا از اين اتفاق بتوان براي سنگ محکي در 3 حوزه مهم بهره برد:نخست اين که در شکار پهپادها 3 مرحله حياتي «شناسايي»، «رهگيري» و «کنترل يا انهدام» پرنده وجود دارد. شبکه پدافندي ايران که سال هاست با وجود تحريم ها روز به روز بر توانمندي و به روزآوري سامانه هاي خود افزوده است با شناسايي و نيز رهگيري اين پرنده مهاجم ثابت کرد مي توان به چشمان هميشه بيدار رادارهاي ايراني که برخي از آن ها در صعب العبور ترين نقاط کشور جاسازي شده اند اعتماد کرد و آسوده چشم برهم گذاشت. همچنين سامانه هاي موشکي که اين پهپاد را منهدم کرد نيز خوشبختانه امتحان خوبي پس دادند. اهميت اين اتفاق که يک پهپاد مدرن و پيشرفته از نوع رادارگريز و پنهانکار جاسوسي را با موشک منهدم کرد را از اين جا مي توان فهميد که رژيم صهيونيستي بيش از يک سال پيش براي انهدام يک پهپاد از نسل هاي اوليه ساخت ايران - که متعلق به نيروهاي مقاومت بود - و ساعت ها بر فراز تاسيسات مهم نظامي آن ها پرواز مي کرد، ناچار شد از چند جنگنده خود کمک بگيرد. به همين دليل اين سنگ محک، توانايي سامانه هاي موشکي «دقيق زن» ايران را به خوبي آزمود. البته دراين جا بايد به اين هم اشاره کرد که آمريکايي ها خاطره تلخ شکار RQ-170 که باعث شد اطلاعات بسياري از جنگنده ها و بمب افکن هاي استراتژيک اين کشور در اختيار مهندسان صنايع دفاعي ايران قرار بگيرد را فراموش نکرده اند.
آزمون دوم به کشوري مربوط مي شود که محل پرواز اين پهپاد و ارسال آن به فضاي کشور بوده است. از همان ساعات ابتدايي انتشار خبر انهدام اين پهپاد برخي رسانه ها در گزارش هايي نام کشورهايي چون عربستان و حتي اردن را به عنوان محل ارسال اين پهپاد صهيونيستي مطرح کردند که البته با رويکردهاي اين کشورها در ارتباط با اسرائيل چندان هم دور از ذهن نيست. ديروز اما سردار جزايري معاون تبليغاتي ستاد کل نيروهاي مسلح گفت که اين پهپاد از يکي از کشورهاي شمالي ايران ارسال شده است. هر چند سردار جزايري نامي از اين کشور نبرد و آن را منوط به جبران نشدن اين مسئله از سوي آن کشور کرد اما سايت خبري «دبکا» که نزديک به محافل امنيتي رژيم صهيونيستي است ديروز مدعي شد که اين پهپاد از کشور آذربايجان به سمت ايران ارسال شده است. وقتي اين را مي گذاريم کنار اين خبر که در سال 2012 منابع امنيتي اسرائيلي تاييد کرده بودند که 6/1 ميليارد دلار وسيله نقليه هوايي بدون سرنشين، ضدهوايي و موشک هاي دفاعي به جمهوري آذربايجان فروخته اند، لاجرم اين نکته ذهن را درگير خود مي کند که بايد مراقب برخي همسايگان بود. اين اتفاق با همکاري هرکدام از کشورهاي اطراف که رخ داده باشد، صداقت رفتار آن ها با همسايه قدرتمندي چون ايران را نشان مي دهد. بدون شک همسايه هاي ديوار به ديوار ايران بايد در اولويت کاهش تنش ها و ارتباطات اقتصادي و سياسي و ... باشند اما سنگ محک «هرمس» نشان داد که در پس دست هاي دوستي برخي کشورها مي تواند اراده هاي ديگري نهفته باشد که در ديپلماسي بايد مراقب شان بود. خواه اين کشور عربستان باشد و خواه آذربايجان و يا هرکشور ديگر. کشورهايي که قرار است با ما ارتباط داشته باشند بايد شأن کشوري چون ايران را رعايت کنند.
اما آزمون مهم سوم مربوط به مهم ترين بحث سياست خارجي کشور مي شود. صهيونيست ها و آمريکايي ها به خصوص پس از خاطره تلخ RQ-170 شايد بهتر از هرکشور ديگري از توانايي سامانه هاي پدافندي ايران شناخت دارند. با اين حال اقدام اسرائيلي ها در اعزام پهپاد جاسوسي به ايران و هدايت آن به سمت سايت هسته اي نطنز نشان دهنده اين مهم است که حتي در بحبوحه مذاکرات هسته اي که حالا به ديدارهاي مربوط به توافق جامع رسيده و بازرسي هاي آژانس نيز افزايش يافته است آن ها بازهم به دنبال اطلاعات از تاسيسات هسته اي ايران هستند. نکته بعدي اين که برخلاف آن چه آمريکايي ها هميشه ايران را به آن متهم مي کنند که توسط متحدان خود همچون حزب ا... و حماس در پي ايجاد تنش در منطقه است، واشنگتن حتي در اوج مذاکرات هسته اي نيز قصد ندارد متحد اصلي خود در منطقه يعني رژيم صهيونيستي را کنترل کند و آن ها هرجا که بتوانند با هرابزاري به دنبال ضربه زدن به استراتژيک ترين نقاط ايران هستند. از همين مسير ناگزير بايد به بحث فردو اشاره کرد. جايي که نه صهيونيست ها و نه آمريکايي ها دست شان به آن نمي رسد و لاجرم آمريکايي ها در مذاکرات به شدت به دنبال تعطيل شدن آن هستند. تفاوت فردو با نطنز اين است که فردو در 90 کيلومتري عمق زمين محفوظ شده است و حتي هزينه 330 ميليون دلاري پنتاگون در سال 2012 براي ساخت 20 بمب سنگرشکن با هدف نابود کردن تاسيسات فردو مثمر ثمر نبود و بعدها وال استريت ژورنال در گزارشي تصريح کرد قوي ترين بمب سنگرشکن فقط توان نفوذ به 60 متري زمين را دارد. البته اين نکته را تيم مذاکره کننده ايران به خوبي مي داند و دکتر ظريف بارها به آمريکايي ها گفته که سر اين موضوع ذره اي کوتاه آمدن درکار نيست. شکار «هرمس» في نفسه داراي امتيازات مهمي براي ساختارهاي دفاعي ايران است و آن را آب ديده تر مي کند و به شرط اين که پيام هاي مهم جانبي آن نيز درک شود مي تواند در بخش هاي ديگر از جمله مواردي که در بالاگفته شد نيز باعث واقع بيني شود.
کد مطلب: 37457
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcfejdm.w6detagiiw.html