
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های دوشنبه
12 خرداد 1393 ساعت 2:22
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت و ...رامیتوانید در این قسمت بخوانید.
در ابتدا ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان را میخوانید که به مطلبی با عنوان«کلمه رمز امام خميني(ره)»نوشته شده توسط سعد الله زارعی اختصاص یافت؟
در آستانه بيست و پنجمين سالگرد ارتحال جانسوز حضرت امام خميني- قدسسرهالشريف- ايستادهايم. امام را بارها و هزاران بار وصف کردهايم و هزاران بار وصف امام را شنيدهايم اما هنوز ذهن براي گفتن کلمات جديد درباره ايشان ميجوشد و هنوز گوش آماده و بلکه تشنه کلمات جديد درباره حضرت امام خميني(ره) است.امام بدون ترديد در طول دوران غيبت صغرا و کبراي حضرت بقيهًْاللهالاعظم (عجلالله تعالي فرجالشريف) بيبديلترين نايب امام معصوم(ع) به حساب ميآيد او قطعا برجستهترين مصداق «مجدّ اسلام» -تجديد و تازهکننده اسلام و طراوتدهنده به آن- ميباشد. امام در زماني پا به ميدان گذاشت تا به قول خودش «پرچم اسلام را بر قلل رفيع دنيا به احتزاز درآورد» که حتي در ميان خواص باور به اينکه ميتوان در اين زمان آن آرمان بلندي که قرآن کريم در آيات فراوان طلب کرده را محقق نمود. کم نبودند برجستگان مذهبي که خالصانه و سوگمندانه به امام توصيه ميکردند که «از اين راه برگردد و خود و مومنين را به هلاکت نياندازد» و البته بسياري از همين برجستگان در به حق بودن امام و حق بودن راه او کمترين ترديدي نداشتند.
حضرت امام خميني(ره) در طول سدههاي اخير، بزرگترين مشعل را برافروخته و آن مشعل، «جمهوري اسلامي» است. حضرت امام باور داشتند که امکان تحقق آن وجود دارد و اين را در هر سلول خود جاري کرده بودند اما بخش دشوار ماجرا، باور کردن همراهان بود. همراهان امام، امام را قبول داشتند ولي پاي باور بسياري از آنان درباره اينکه ميتوان رژيم سلطنتي را واژگون کرد و بر ويرانههاي آن حکومت اسلامي به پا داشت، ميلنگيد. بسياري از آنان ميگفتند چطور ميتوان رژيمي که بر يک ارتش قوي و دستگاه اطلاعاتي بيرحم متکي است و از سوي ابرقدرت آمريکا و غرب به طور جدي و همه جانبه حمايت ميشود را ساقط کرد. در اين ميان بزرگاني ميگفتند ما ميدانيم که اين رژيم تا ارتش و حمايت آمريکا را دارد، سقوط نميکند اما در عين حال بايد مبارزه کنيم چون يک مرجع تقليد و سيدي مجاهد و دلسوز به ميدان آمده و عدم حمايت از او ضمن آنکه جوانمردانه نيست با عقوبت الهي نيز مواجه ميگردد. بر اين اساس اين گروه در عين خلوص و مجاهدت، اميد چنداني به تحقق ايده جمهوري اسلامي نداشتند. چه رسد به آنهايي که اساسا به مبارزه اعتقاد نداشتند و يا اساسا به حاکميت اسلامي عقيدهمند نبودند.
گفته ميشود که مرحوم مهندس بازرگان در پاريس با حضرت امام ملاقات و امام را نصيحت کرده و (نقل به مضمون) گفته است: «از اين جمله که «شاه بايد برود» عدول کنيد. چطور ممکن است شاه برود و به فرض قبول آن، چگونه ممکن است که ارتش شاهنشاهي که فلسفه وجودياش با شخص شاه گره خورده اجازه فروپاشي رژيم شاه را بدهد و به فرض اينکه شاه بپذيرد که برود و ارتش شاه نيز آرام بنشيند، چگونه ممکن است آمريکا اجازه فروپاشي رژيم پهلوي را بدهد!» مرحوم بازرگان ميگويد امام در پاسخ من فرمودند: «شاه رفتني است، ارتش برادر ماست و به ما ميپيوندد و آمريکا هيچ غلطي نميتواند بکند».امام با استقامت خود و با شکلدهي به يک نهضت عظيم، آرام آرام اين باور را که ميتوان يک جمهوري اسلامي نيرومند را به وجود آورد، ايجاد کرد. وقتي رژيم پهلوي در 22 بهمن سال 1357 سقوط کرد، اين باور امام عمومي و مطالبه تاسيس حکومت اسلامي نه تنها در ايران بلکه در سطح کشورهاي اسلامي فراگير شد. پس از اين نه تنها در مجامع شيعي بلکه حتي در مجامع اهل سنت نيز مطالبهاي بنام «تاسيس حکومت اسلامي» مورد توجه جدي قرار گرفت و حال آنکه از نظر تاريخي و بنيانهاي کلامي مطالبه حکومت اسلامي از سوي آنان عجيب به نظر ميرسيد.
درخواست براي تاسيس «دولت اسلامي» در هر کشور به يک نهضت فراگير تبديل شد. اولين نشانههاي چنين امري در افغانستان بروز و ظهور پيدا کرد. در بحبوحه جنگ افغانها عليه اشغالگران شوروي سابق، در ميان مجاهدين توجه به نقش سياسي و بطور خاص «فقه سياسي» اسلام زياد شد. مجاهدان با تمسک به آيات قرآن و اشاره به نمادهاي صدر اسلام از مردم ميخواستند که به مبارزه ضد «ملحدين شوروي» بيايند و اين درخواست تاثير عميقي بر جاي گذاشت و سبب به زانو درآمدن «ارتش سرخ» در افغانستان شد. شوروي 10 سال پس از اشغال، افغانستان را ترک کرد و مجاهدين افغان اولين دولت اسلامي خود را بر ويرانههاي اشغال خارجي و رژيم مارکسيستي بنا گذاشتند. اگرچه مجاهدين افغاني به زودي دچار اختلاف و شکاف شدند لکن اين مطالبه در افغانستان با وجود اين اختلافات خونين فراموش نشد. بعدها اين مطالبه يک جلوه انحرافي پيدا کرد و آن شکلگيري يک حکومت طايفهاي منازعهگرا در کابل به رياست «ملاعمر» بود. بعد از پايان دوره طالبان در سال 1380، تفکر لزوم تشکيل دولت اسلامي در سرزمين افغانستان باقي ماند ولي در سالهاي اخير علماء اسلامي که بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند به ميدان نيامدند و آنانکه به ميدان آمدند و بنام اسلام پرچم بلند کردند، قصدشان استفاده از دين بعنوان وسيله و نه هدف بود و به همين دليل عليرغم طرح داعيه اسلامي دست به کشتن مردم بيگناه زدند. اما ترديدي نيست که اگر همين الان گروهي از علماء خالص که امتحان خود را در دين و پيروي از اصول و فروع آن به درستي داده باشند، پا به ميدان بگذارند، قاطبه ملت افغانستان از آنان پيروي خواهند کرد.
تفکر دولتساز حضرت امام خميني در مناطق ديگر اسلامي نيز آثار خود را نشان داد. اين تفکر به زودي قضيه فلسطين را از شکل يک پرونده قومي يا جغرافيايي خارج کرد و در کانون توجه کساني که دنبال شکلدهي به دولت ديني در مناطق مختلف اسلامي بودند، قرار داد و لذا همانطور که حضرت امام هم به اين «کلمه رمز» اشاره کرده بود، بحث از فلسطين خود به خود به بحث لزوم تشکيل دولت اسلامي در فلسطين و غيرفلسطين انجاميد. انتفاضه اول فلسطين در سال 1366 که همزمان با شکست ذلتبار چند طرح صلح عربي موسوم به طرح فهد، طرح فاس، طرح واديالعربه و... همراه شد، جرقه تشکيل دولت اسلامي در فلسطين را زد و با آراء 80 درصدي شهروندان فلسطيني در سال 1384 سبب روي کارآمدن دولت اسلامي حماس به نخستوزيري اسماعيل هنيه گرديد و همين هدف به نوعي ديگر در کشورهاي ديگر دنبال شد و البته از اين زمان غرب و رژيمهاي وابسته به آن احساس خطر جدي کرده و همه مساعي خود را براي انحراف آن به ميدان آوردند که 8 سال محاصره ظالمانه غزه بطور مشترک توسط رژيم عبري صهيونيستي و رژيم عربي مصر و فشردن گلوي کودکان محاصره شده در غزه يکي از نمونههاي اين رفتار است ولي اين فشارها ملت مؤمن فلسطين را به زانو درنياورد بلکه مقاومت براساس ارزشهاي ديني را در اين سرزمين نهادينه کرد و به مطالبه اسلام در سطح منطقه عربي دامن زد که بخشي از محصول آن انقلابات عربي در فاصله سالهاي 2011 تا 2013 در منطقه خليج فارس و شمال آفريقا بود.
پس از انقلابات عربي که بدون شک پايهاي دينخواهانه داشت و بزرگترين دليل آن پيروزي اسلامگراها در هر کجا که انتخابات آزاد برگزار شد، ميباشد، تلاش براي منحرف کردن تمايلات دينخواهانه از يک سو و مسلط کردن گروههاي قدرتمند لائيک از سوي ديگر در دستور کار آمريکا و رژيمهاي وابسته به آن قرار گرفت بعنوان مثال در مصر، رژيم وابسته عربستان سعودي از يک سو به طور آشکار از گروههاي افراطي مذهبي نظير حزب النور، حزبالدعوهًْ السلفيه (تأسيس در سال 1351) و حزب الوطن که در دو سال گذشته به اموال مردم هجوم برده و دهها نفر از مردم مصر را به شهادت رساندند، حمايت ميکرد و از سوي ديگر ميلياردها دلار هزينه کرد تا نظاميان لائيک در مصر جاي دولت اسلامگراي اخوان را بگيرند! کما اينکه عربستان در ليبي از يک سو از گروههاي بشدت افراطگرا شامل «المقاتله الاسلاميه» و «المجالس العسکريه» که بارها سبب سقوط دولت قانوني در طرابلس شدهاند، حمايت ميکند و همزمان بطور برنامهريزي شده و در هماهنگي با آمريکا و رژيم صهيونيستي به ژنرال «خليفه هفتر» فرمانده سابق نيروي زميني ليبي که سالها بعنوان پناهنده در آمريکا بوده مدد ميرساند تا به نام تأمين امنيت بر ليبي مسلط گردد! کما اينکه همين رويه در يمن و تونس نيز دنبال شده است.
اما واقعيت تاريخي با اقدامات پادشاهان و پادشاه زادگان تغيير نميکند کما اينکه تورق تاريخ 35 سال اخير ميگويد تفکر دينمحورانه امام خميني(ره) در هر نقطهاي که متوقف گردد در چند نقطه ديگر شروع به جوانهزدن و ستبر شدن ميکند. دينخواهي نياز و آرمان ملتهاي اين منطقه است و امام خميني(ره) خالصترين و برجستهترين معمار و ترجمان آن است و امروز در جانشين صالح او حضرت امام خامنهاي تداوم يافته و تا زماني که اين نسخه برتري خود را در عمل به الگوها و نمادهاي ديگر به اثبات ميرساند، اسلامگرايي از سکه نميافتد، اگرچه در بازار آمريکا و عربستان مهر ممنوع خورده باشد.
حامد رحیم پور ستون یادداشت روز،روزنامه خراسان را به مطلبی با عنوان«دلايل ضرورت حذف پردرآمدها از يارانه نقدي»اختصاص داد که در ادامه میخوانید:
به نظر مي رسد دولت با وجود اين که در مرحله دوم هدفمندي ناگزير به پرداخت يارانه به بيش از ۷۳ ميليون نفر از افراد جامعه شده است، نتوانسته ريسک حذف يارانه پردرآمدها را به جان بخرد، شايد اين سوال مطرح شودکه علت اصرار و پافشاري بر لزوم حذف پردرآمدها از يارانه نقدي چيست؟ و حال آن که بنا به گفته سخنگوي محترم دولت، در مرحله دوم هدفمندي نه تنها کسري بودجه اي وجود ندارد بلکه از محل درآمدها، به توليد و بهداشت و خدمات عمومي نيز کمک خواهد شد. بيش از آن که از زواياي مختلفي به علل ضرورت حذف پردرآمدها بپردازيم ، جاي اين سوال باقياست که به راستي حتي اگر توازن بودجه اي در منابع و مصارف هدفمندي برقرار باشد(در ادامه خواهد آمد که اين توازن مانند سه سال پيش در صورت تداوم وضع موجود برقرار نمي شود) چه دليلي براي جاي دادن افراد پردرآمد در فهرست دريافت کنندگان يارانه با توجه به وضعيت نامطلوب اقتصادي در کشور وجود دارد؟
براساس گفته هاي آقاي نوبخت، سخنگوي محترم دولت، در تاريخ6/2/93 در بخش مصارف هدفمندي يارانه ها ۵ هزار و ۴۰۰ ميليارد تومان به حوزه توليد و حمل و نقل عمومي، ۴ هزار و ۸۰۰ ميليارد تومان به حوزه بهداشت و درمان و ۲ هزار و ۴۰۰ ميليارد تومان براي سبد کالا تخصيص داده مي شود، حال با يک محاسبه سرانگشتي با توجه به ثبت نام حدود ۷۳ ميليون نفر براي دريافت يارانه نقدي، دولت حدود ۴۰ هزار ميليارد تومان هم براي پرداخت به خانوارها نياز دارد، از طرف ديگر در بخش منابع، کل درآمد حاصل از افزايش قيمت حامل هاي انرژي با فرض تداوم ميزان مصرف سوخت، مانند سال قبل، ۳۸ هزار ميليارد تومان پيش بيني مي شود که اگر ۱۱ هزار ميليارد تومان بودجه عمومي را هم بدان اضافه کنيم، منابع سازمان هدفمندي يارانه ها به ۴۹ هزار ميليارد تومان خواهد رسيد که در صورت تفريق منابع و مصارف هدفمندي يارانه ها، به کسري ۳ هزار و ۶۰۰ ميليارد توماني پي مي بريم ومعلوم نيست که اين کسري قرار است از کجا تامين شود.
البته طبق مصوبه مجلس قرار بر اين بوده است که ۱۰ هزار ميليارد تومان به بخش توليد اختصاص داده شود که همانطور که اشاره شد به ۵ هزار و ۴۰۰ ميليارد تومان کاهش پيدا کرده است، همچنين اختصاص مبلغ ۲ هزار ميليارد تومان براي بيمه بيکاري هم با وجود نص صريح قانون، از سوي دولت ناديده گرفته شده است که به نظر مي رسد راهکاري براي جبران نسبي کسري بودجه باشد.
همه به ياد دارند که سنگ بناي سرپيچي و انحراف از قانون هدفمندي يارانه ها،آن هم بطور وسيع وگسترده در دولت احمدي نژاد گذاشته شد. آن جايي که با نگاهي غيرواقع بينانه کل مبالغ دريافتي ميان جمعيت کشور توزيع شد،و علاوه بر اينکه سهم توليد وديگر بخش ها از منابع هدفمندي داده نشد،خلاف قوانين بودجه از ديگر سرفصل ها براي پرداخت يارانه نقدي استفاده شد. اما از دولت يازدهم که به نظر مي رسد از تجارب بيشتر و تحليل هاي واقع بينانه تري در مسائل اقتصادي برخوردار باشد و با توجه به اين که قانون مداري و انضباط مالي را شعار اصلي خود قرار داده، بعيد است آشکارا قانون را زير پا بگذارد. بند «و» تبصره ۲۱ هدفمندي قانون بودجه سال ۹۳ دولت را موظف کرده است که يارانه نقدي را به افراد غيرنيازمند پرداخت نکند، اما تاکنون دولت به قانون عمل نکرده است، و مي گويد به همه متقاضيان و ثبت نام کنندگان يارانه مي پردازد.
براساس قانون هدفمندي يارانه ها، دولت بايد نزديک به ۵ هزار ميليارد تومان براي بخش درمان و سلامت هزينه مي کرد. به همين دليل طرح تحول نظام سلامت از پانزدهم ارديبهشت ماه در بيمارستان هاي کشور آغاز شده است که بر طبق آن از بيماران بستري فقط ۱۰ درصد هزينه ها دريافت مي شود. گزافه گويي نيست که گفته شود اجراي اين طرح توسط دولت، يکي از بهترين و ماندگارترين طرح هاي خدماتي براي مردم بعد از پيروزي انقلاب است. شواهد هم نشان مي دهد ميزان رضايت مندي مردم از اين طرح بسيار بالاست. از اين رو تصور کوتاه مدت بودن آن ذائقه مردم را تلخ خواهد کرد، تصوري که تحقق نيافتن آن مشروط به نداشتن کسري بودجه هدفمندي است. بايد به خاطر داشته باشيد در دولت قبل بودجه اي براي بخش سلامت، در نظرگرفته مي شد، اما به دليل کسري بودجه يارانه ها تخصيص آن اجرايي نشد.
حقيقت نگران کننده اين است که دولت با روشي که براي مرحله دوم هدفمندي در پيش گرفته است، دچار سرگرداني شده است؛ اظهارات به شدت متناقض تيم اقتصادي دولت در مورد حذف پردرآمدها، شاهد اين مدعاست. به عقيده نگارنده اگر دولت نتواند تصميم مناسبي در اين موضوع بگيرد، اعتماد و اطمينان مردم را نسبت به وعده هاي خود تا حد زيادي از دست خواهد داد، شايد هم گفته شود دولت اقتدار لازم را در انجام حذف پردرآمدها (و در واقع عمل به قانون) ندارد. بنا بر آن چه گفته شد، دولت براي تداوم برنامه هدفمندي يارانه ها دو گزينه پيش روي خود خواهد داشت. يا بايد پردرآمدهاي يارانه بگير را حذف کند و با جبران کسري بودجه منابع بيشتري به بخش توليد و سلامت اختصاص دهد و يا مثل گذشته يارانه هر يک از بخش هاي توليدي يا سلامت را به طور ناچيزي پرداخت کند. در پايان سوالي که در ابتدا مطرح شده بود را بازگو مي کنيم، به راستي با توجه به آنچه بيان شد،چه دليلي براي جاي دادن افراد پردرآمد در فهرست يارانهبگيران وجود دارد؟
بالاتر از اين به دليل ژرف انديشي در سرنوشت انسان و رهايي انسان از بندهاي شيطاني قدرتمندان كنوني جهان، متعلق به كل بشريت و يك چهره جهاني است.ارزش كار امام (ره) كه اكنون به مناسبت سالگرد عروج ملكوتي او به بازخواني كارنامه الهي و قرآنياش نشستهايم چيست؟ ظهور او در عصري بود كه جهان در تسخير دو قدرت مدرن بود.ميليونها انسان در جنگ جهاني اول و دوم كشته شدند و اين قتلعام محصول عصر روشنگري در غرب و پديداري مدرنيسم به عنوان يك فلسفه و جهانبيني در سپهر انديشه بشر بود.مدرنيسم چيست كه فقط يكي از دستاوردهاي آن كشتار ميليونها بيگناه در پنج قاره جهان بويژه در اروپا است؟مدرنيسم نوعي جهانبيني مبتني بر مفاهيمي چون اومانيسم، پوزيتيويسم، ليبراليسم، سكولاريسم و ... است.ريشه فلسفي آن ماترياليسم و جنگ بيپايان با خدا و وحي در قالب سنتستيزي است.بيش از دو قرن است اين انديشه بر جان و دل و فكر بشر سايه انداخته است. فيلسوفان مدرن عصري را به غلط روشنگري نام نهادند و بر تباهيهاي فكري كليسا در قرون وسطي شوريدند تا جايي براي اعتقاد به وحي و خدا باقي نماند. آنها با تردستي به بهانه انحرافات فكري در اصحاب كليسا و جنايات آنها در قرون وسطي، بشر را از جاده فطرت الهي و وحي منحرف كردند و مدينه فاضلهاي! بنا نهادند كه هيچ فضيلت اخلاقي جز خودپرستي، غرور و تكبر به رسميت شناخته نشود.
آنها مدينهاي را شكل دادند كه در حوزه اقتصاد هيچ ارزشي جز "سود" و در حوزه فرهنگ هيچ هنجاري جز برهنگي و بردگي زن را برنتابند.امام خميني(ره) در عصري پديد آمد كه دو قدرت بزرگ جهاني پس از جنگ جهاني دوم دارها را برچيده و خونها را شسته و جهان را بين خود تقسيم كرده بودند. امام در عصري ظهور كرد كه قدرتهاي جهان با تباني، يك رژيم جعلي را در وسط دنياي اسلام با غصب سرزمين فلسطين و اشغال اولين قبله مسلمانان، پايگاهي براي هدم اسلام و ارزشهاي الهي و تجزيه كشورهاي اسلامي درست كرده و جا داده بودند.امام خميني(ره) پيامبروار، فرياد رهايي براي مسلمانان و از آن بالاتر بر سر بشريت سر داد و به تنهايي عليه همه قدرتهاي جهان ايستاد. ارزش كار امام(ره) در مقوله تاسيس است. او يك موسس است. او يك پايهگذار است. او پايهگذار و موسس مبارزه بيامان با كفر، الحاد و نفاق شكل گرفته در استبداد حاكم بر جهان است و طبيعي است بايد استبداد را در سرزميني كه خود در او ميزيست به زير كشد و لقمهاي را كه از گلوي استعمار در حساسترين نقطه جهان گير كرده بود، بيرون آورد.
- او موسس جمهوري اسلامي است.
- او موسس عصر روشنگري جديد در تاريخ بشر است تا با روشنگري قلابي مدرنيته مقابله كند.
- او موسس بازگشت بشر به دامن دين و وحي در عصر ماست.
- او موسس فلسفه سياسي جديد به نام ولايت "فقيه" در برابر ولايت "سفيه" است. فلسفهاي كه به طور بديهي تصورش مورد تصديق است.
- او موسس "جمهوريت" به معناي واقعي در عصر ماست. او ثابت كرد اگر وحي و خدا را از جمهوريتخواهي برداريم جز فريب و حقهبازي و سلطه بيچون و چراي يك طبقه بيهويت در جامعه چيزي باقي نميماند.
- او موسس انقلاب اسلامي براي آمادهسازي بشر براي ظهور حضرت بقيهالله الاعظم ارواحنافداه است. او انقلاب را از توكل به خدا شروع كرد و با همين توكل به پيروزي رساند و آن را استمرار بخشيد. اكنون نغمههاي بيداري اسلامي در جهان اسلام، وامدار كلام او هستند.
بارها گفتهام كه مسلمانان در صدر اسلام فتوحات زيادي داشتهاند اما قرآن فقط از يك فتح به عنوان فتحالمبين در سوره فتح ياد ميكند، آن هم فتحي كه در آن جنگي صورت نگرفته است. اين فتح به مناسبت صلح حديبيه بوده كه بين پيامبر اسلام(ص) و كفار منعقد شده است. امام يك سال قبل از وفات خود تن به پذيرش قطعنامه داد. در اولين جمله پيام خود در پذيرش صلح پس از بسماللهالرحمنالرحيم، آيه 27 سوره فتح را يادآور شد.(1)امام (ره) پس از ذكر اين آيه شريفه كه نويد يك پيروزي عظيم است حداقل 10 فرمان كليدي خطاب به ملت ايران و مسلمانان جهان مطرح ميفرمايند كه در حقيقت مانيفست اسلامخواهي در ايران و جهان است:
1- ما در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم.
2- ما در صدد خشكاندن ريشههاي فاسد صهيونيسم، سرمايهداري و كمونيسم در جهان هستيم.
3- راهي جز مبارزه نمانده و بايد چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا آمريكا را شكست.
4- مبارزه با رفاه طلبي سازگار نيست. آنهايي كه تصور ميكنند مبارزه در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايهداري و رفاهطلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانهاند.
5- آنهايي كه تصور ميكنند سرمايهداران و مرفهان بيدرد با پند و اندرز متنبه ميشوند آب در هاون ميكوبند.
6- تنها آنهايي تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و استضعاف را چشيدهاند.
7- جنگ ما جنگ عقيده است، جغرافيا و مرز نميشناسد.
8- شيشه حيات آمريكا در اين كشور (ايران) شكسته است. ما ميگوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم.
9- مسلمانان بايد بدانند تا زماني كه تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود هميشه منافع بيگانگان بر منافع آنان مقدم است. هر روز شيطان بزرگ يا شوروي به بهانه حفظ منافع حادثهاي به وجود ميآورند.
10- ما تصميم داريم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفيع كرامت و بزرگواري به اهتزار درآوريم. ما هدفمان پياده كردن بينالملل اسلامي در جهان فقر و گرسنگي است كمربندها را محكم ببنديد، هيچ چيز نكرده است.(2)اين ده فرمان جزء اصول اساسي سياست خارجي انقلاب است و در هيچ عصري تغيير نميكند.
حضرت امام(ره) در چنين روزي رخ در نقاب خاك كشيد و انقلاب اسلامي را به دست بزرگمردي سپرد كه خود تربيت كرده بود.امروز ربع قرن از زعامت حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي رهبر معظم انقلاب ميگذرد. انقلابيون ايران و دنياي اسلام و جهان ميتوانند شهادت دهند كه انقلاب اسلامي بيكموكاست در مسير 10 فرمان امام(ره) پيش رفته است.ايشان 25 سال است هوشمندانه انقلاب را در فرازونشيبها و افتوخيزهاي سياسي و نظامي منطقه رهبري ميفرمايند. جنگ سخت و نرم دشمن را در منطقه و جهان رصد كرده و استبداد جهاني را زمينگير نموده است. در عصر زعامت او رژيم اشغالگر قدس در داخل سرزمينهاي اشغالي با جنگ 33روزه و 22 روزه تنبيه شد و براي اولين بار طعم تلخ شكست را پذيرفت.
در عصر زعامت او قدرت ارتش و سپاه در زمين،آسمان و دريا به گونهاي تقويت شد كه امروز فكر تجاوز به خاك مقدس جمهوري اسلامي را از هر قدرتي سلب كرده و خشكاند.
در عصر زعامت اوست كه پيشرفتهاي علمي دانشمندان ايراني در فناوريهاي نوين زبانزد خاص و عام در جهان است و 6 قدرت جهاني را مجبور كرد كه در برابر ملت ايران زانو بزنند و به فكر مهار اين پيشرفتها در قالب مذاكرات هستهاي بيفتند.و بالاخره در عصر زعامت اوست كه ياد و خاطره امام (ره) همچون خوني پاك در رگهاي ملت ايران زنده و جاري است.تاريخ سراغ ندارد در اين ربع قرن، رهبر معظم انقلاب سخني گفته باشند يا پيامي صادر كرده باشند كه در آن از راهبرد و رهنمود امامخميني(ره) ياد نكرده باشند. او 10 فرمان امام خميني(ره) را در تئوري، بازخواني و در عمل باز توليد كرد.رمز موفقيت او در عبور از بحرانها همين امامگونه عمل كردن در برابر دشمنان است. از خداوند بزرگ ميخواهيم امام محرومان و مستضعفان و آزادگان جهان را با اجداد طاهرينش محشور فرمايد و به جانشين بر حق او عمري به بلنداي آفتاب مرحمت نمايد.
پينوشتها:
1- آيه 27 سوره فتح- خداوند آنچه را به پيامبرش در عالم خواب نشان داد راست بود. به طور قطع همه شما به خواست خدا در نهايت امنيت وارد مسجد الحرام ميشويد.
2- پيام امام در مورد پذيرش قطعنامه، 29 تير1367
کد مطلب: 33884
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcfjcdm.w6dmcagiiw.html