
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های چهارشنبه
سايت خبری باشگاه خبرنگاران جوان , 30 بهمن 1392 ساعت 8:41
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
به گزارش زاهدانه،حسین شریعتمداری سردبیر کیهان در یادداشتی با اشاره به این موضوع که منشا تحریم های آمریکا علیه ایران پرونده هسته ای نیست، نوشت:
«آیا اهمیت برخورداری کشورمان از دانش و فناوری هستهای در حدو اندازهای هست که با هزینههای آن نظیر تحریمهای اقتصادی برابری کند؟ و مگر فعالیت هستهای در پیشرفت و توسعه و زندگی مردم چه نقش برجستهای دارد که بهای سنگین آن قابل پذیرش باشد»؟!
این پرسش اگرچه تاکنون بیپاسخ نبوده و نمانده است ولی از آنجا که این روزها و همزمان با مذاکرات ایران و 5+1 بار دیگر و در سطح گستردهتری از سوی رسانههای بیرونی و برخی از جریانات داخلی مطرح شده و به آن دامن زده میشود؛ اشارهای - هر چند گذرا- به نکاتی در این باره ضروری به نظر میرسد و ابتدا باید گفت؛ این تصور که تحریمهای اقتصادی آمریکا و متحدانش به خاطر فعالیت هستهای کشورمان است، امروزه به اندازهای رنگ باخته که به یک شوخی بیمزه شبیه است و در این باره پیش از این، مستندات فراوانی داشتهایم که نیازی به تکرار آن نیست و نگاه این نوشته از زاویه دیگری است؛
1- دانش هستهای و فناوری آن یکی از حلقههای تعیینکننده در زنجیره علوم و تکنولوژی است که با بسیاری از شاخههای دیگر علوم رابطه علت و معلولی دارد، تا آنجا که حذف این حلقه از زنجیره علم و محرومیت از دانش هستهای میتواند خط توسعه علوم و تکنولوژی را بهطور جدی مختل کرده و در مواردی متوقف کند. از سوی دیگر و دقیقا به همین علت، دانش هستهای دهها شاخه علمی و تکنولوژیک دیگر را در بستر خود تولید و یا گسترش میدهد، نظیر استحصال منیزیوم و زیرکونیم (شیمی صنعتی)، ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته (مکانیک)، پیشرفت مثالزدنی در بهرهگیری از اشعه لیزر (فیزیک نور)، ساخت آلیاژ مقاوم در برابر چرخش چند ده هزار دور در دقیقه سانتریفیوژها (متالوژی) و دهها دستاورد علمی و تکنولوژیک دیگر که دانش و فناوری هستهای کشورمان علیرغم تحریمها و فشارهای فراوان بیرونی در پی داشته است و شرح آن به درازا میکشد.
بنابراین، کسانی که توقف برنامه هستهای را توصیه میکنند- صرفنظر از نیت و انگیزه واقعی آنها- دست کشیدن از پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک را پیشنهاد میکنند و برای کشورمان نسخه عقبماندگی میپیچند!
2- تولید برق و انرژی اگرچه یکی از بااهمیتترین دستاوردهای دانش و تکنولوژی هستهای است- که به آن خواهیم پرداخت- ولی کاربرد دانشهستهای محدود به تولید انرژی نیست و این فناوری، کاربردهای فراوان دیگری نیز دارد که برای پی بردن به آن کافی است به انبوه سایتها و خروجی اعلام شده مراکز علمی که به آسانی در دسترس همگان است، نیمنگاهی انداخته شود. کسانی که توقف برنامه هستهای کشورمان را توصیه میکنند، اگر کمترین مایهای از غیرت دینی و ملی و دلسوزی برای مردم این مرز و بوم داشته باشند به یقین با مشاهده فهرست طولانی کاربرد دانش هستهای در عرصههای مختلف علمی، صنعتی و اقتصادی، از توصیه ارتجاعی خود شرمنده میشوند و البته آنان که خود را به خواب زدهاند، حساب جداگانهای دارند!
در محدوده این نوشته به چند نمونه از کاربردهای دانش هستهای که فقط اندکی از بسیارهاست اشاره میشود، نظیر؛ تهیه و تولید کیتهای رادیودارویی برای مراکز پزشکی هستهای، تهیه و تولید رادیوداروهای ویژه به منظور تشخیص انواع بیماریهای تیروئید و درمان آنها، تولید داروهای ضروری برای تشخیص بیماریهای هورمونی و درمان و ترمیم آسیبهای هورمونی. کاربرد در تشخیص تومورهای سرطانی، رفعگرفتگیهای وریدی، تصویربرداری و تشخیص بیماریهای قلبی، عفونتها، التهابهای مفصلی، آمبولیها و دهها کاربرد شناخته شده دیگر در عرصه پزشکی.
دانش هستهای در عرصه دامپزشکی نیز کاربردهای فراوانی دارد که تغذیه، بهداشت و ایمنسازی محصولات دامی، اصلاح نژاد دامها و... ازجمله آنهاست.
از تکنیکهای هستهای برای کشف سفرهها و منابع آب زیرزمینی، تشخیص محدوده آن، هدایت آبهای سطحی و زیرزمینی، کنترل ایمنی سدها، کشف نشتهای احتمالی سدها، پی بردن به آسیبهای رانشیزمین، شیرین کردن آبهای شور و... استفاده میشود.
دانش هستهای در صنایع غذایی و کشاورزی نیز کاربردهای ویژه و منحصر به فردی دارد که مقابله با ویروسهای گیاهی، مبارزه با آلودگیهای میکروبی، جلوگیری از فساد مواد غذایی، کنترل حمله حشرات به محصولات کشاورزی، تنظیم زمان رسیدن محصولات، افزایش جهشی برخی محصولات نظیر گندم، برنج و پنبه و... فقط چند نمونه از این کاربردهاست.
دانش و تکنولوژی هستهای کاربردهای فراوان دیگری نیز در سایر حوزههای علمی و فنی و اقتصادی دارد که حتی ارائه فهرست آن نیز بیرون از محدوده این نوشته است.
3- و اما، یکی از بااهمیتترین و کارسازترین موارد استفاده صلحآمیز از دانش و تکنولوژی هستهای، تولید برق با بهرهگیری از نیروگاههای اتمی و تولید سوخت آن به دو روش، غنیسازی اورانیوم از طریق دستگاههای سانتریفیوژ و یا «لیزر» است. این بخش از کاربرد دانش هستهای است که امروزه در کشورمان بیشترین توجه را به خود جلب کرده است. آمریکا و متحدانش از بیرون و افراد اندک و کمشماری از درون برای وادار کردن ایران اسلامی به انصراف از فعالیت هستهای روی همین بخش از کاربرد دانش اتمی تمرکز کرده و توقف فعالیت هستهای و بهرهگیری از منابع انرژی جایگزین- عمدتا فسیلی- را توصیه میکنند. در این باره گفتنی است که؛
4- نیاز سالانه کشورمان به برق نزدیک به 8 هزار مگاوات است برای تولید این میزان برق 220 میلیون بشکه نفت خام مصرف میشود و براساس برآورد مراکز علمی، مصرف 220 میلیون بشکه نفت خام بیش از هزار تن گاز مسمومکننده و خطرناک «دی اکسید کربن» تولید میکند، نزدیک به 170تن ذرات معلق در هوا، بیش از 140 تن گوگرد و 55 تن اکسید نیتروژن را در محیط زیست پراکنده میسازد. این همه در حالی است که نیروگاه اتمی هیچیک از آلودگیهای مورد اشاره را ندارد و با توجه به قیمت نفت و گاز، استفاده از نیروگاه اتمی برای تولید برق مورد نیاز کشور، سالانه نزدیک به 6 میلیارد دلار صرفهجویی در پی خواهد داشت.
5- توصیه میکنند که به جای نیروگاه اتمی میتوانیم از سوخت فسیلی، یعنی نفت و گاز برای تولید برق استفاده کنیم این پیشنهاد در حالی است که؛
الف: ذخایر نفت و گاز کشور به سرعت رو به کاهش است، که مصرف کلان و پرشتاب داخلی از یکسو و صدور نفت و گاز برای تامین نیازهای مالی از سوی دیگر به جان ذخایر فسیلی افتادهاند و نقطه پایان این ذخایر ارزشمند و گرانبها را نزدیک و نزدیکتر میکنند.
ب: اکنون زمانی را در نظر آورید- حداکثر 3 تا 4 نسل دیگر- که ذخایر فسیلی کشور تمام شده است. آیا تصور فاجعه بزرگی که به یقین نسلهای آینده با آن روبرو خواهند شد، وحشتآفرین و دردآور نیست؟! در آن حالت مردم این مرز و بوم اسلامی اولا؛ هیچ ذخیره فسیلی برای فروش و تامین هزینههای جاری کشورشان در اختیار ندارند، تأمین هزینههای عمرانی و پیشرفت و توسعه که جای خود دارد!
ثانیا: از سوخت لازم برای ادامه فعالیت نیروگاههای تولید برق محروم هستند. و برای تأمین سوخت نیروگاهها باید دست نیاز به سوی کشورهای دیگر دراز کنند و بدیهی است که وقتی خزانه کشور از درآمدهای نفتی خالی باشد قدرت خرید سوخت و یا خرید انرژی از سایر کشورها را نیز نخواهند داشت... و این، یعنی فرو رفتن در خاموشی، توقف فعالیت در تمامی مراکز تولیدی و صنعتی و زمینههایی که به انرژی برق نیاز دارند.
این واقعیات تلخ و دهها نمونه مشابه دیگر فقط با یک حسابسرانگشتی و مراجعهای- هر چند گذرا- به داشتهها و یافتههای انکارناپذیر علمی قابل درک است و از نوع تحلیلهای مندرآوردی و آبکی برخی از مدعیان سیاستورزی نیست که در پستوهای حزبی و جناحی ساخته و پرداخته شده باشد و...
حالا باید از کسانی که به کمدانی! و یا به فریب «عکس مار» میکشند و دانسته یا ندانسته، دیکته آمریکاییها درباره توقف فعالیت هستهای را بهبهانه تحریمها به فارسی ترجمه میکنند، پرسید، کدام یک از واقعیتهای تلخ و فاجعهآفرین مورد اشاره را میتوانید انکار کنید؟! و با استناد به کدام تحقیق و بررسی و یا گزاره علمی برای نسلهای بعدی این مرز وبوم نسخه فاجعه میپیچید؟! البته که مقاومت با سختی همراه است ولی اگر این سختی بهای یک متاع گرانقدر و یا برای پیشگیری از یک فاجعه وحشتناک باشد، بدیهی است که نه فقط ناگوار نیست بلکه با میل و رغبت، خریدنی و پذیرفتنی نیز هست.
6- برخی از مدعیان که از یکسو پیآمد فاجعهبار پایان ذخایر فسیلی برای چند نسل آینده را قابل انکار نمیدانند و از سوی دیگر - به هر علت و با هر انگیزهای - توقف فعالیت هستهای کشورمان را توصیه میکنند، از انرژیهای دیگر نظیر انرژی خورشیدی، انرژی بادی و یا آبی به عنوان جایگزین انرژی فسیلی یاد میکنند! که این توصیهها قبل از آن که کارساز باشد، از شدت ناپختگی، خندهدار است، چرا که؛ انرژی خورشیدی هنوز قابلیت صنعتی شدن و تولید انبوه را ندارد. تولید انرژی از آب با توجه به این که کشورمان از جمله کشورهای خشک و کمآب است، ناممکن بوده و هرگز نمیتواند جوابگوی نیاز کشور پهناوری نظیر ایران اسلامی باشد. برخی از کشورهای اروپایی مانند آلمان که مدعیان به آن استناد میکنند، از جمله کشورهای پرآب هستند و در بسیاری از شهرهای خود، از رودخانههای بزرگی نظیر اروندرود برخوردارند و تولید انرژی از باد اولا؛ پرهزینه و ثانیا؛ کم بازده است و ثالثا- مهمتر از همه - کشورمان بادخیز نیست.
و اما، ممکن است گفته شود که بعد از پایان ذخایر فسیلی میتوانیم به سراغ تولید انرژی هستهای برویم! که باید گفت؛ فرایند تولید انرژی هستهای، دستکم 20 سال زمان میبرد.
7- و در پایان یادداشت پیشروی، حق آن است که به بخشی از بیانات حکیمانه و گرهگشای حضرت آقا دراینباره اشاره کنیم؛
«ملت ایران نیز مانند کشورهای مختلف درصدد است انرژی مورد نیاز خود را از نیروگاه هستهای تأمین کند، چرا که در غیر این صورت از قافله علم باز هم عقب خواهد ماند. بنابراین تلاش برای دستیابی به فناوری هستهای و دیگر فناوریهایی که ایران را به اوج قله علم نزدیک کند امری واجب و وظیفهای ملی است و ملت و دولت ایران برخلاف خواست خائنینی که اهداف آمریکا را دنبال میکنند با پایداری در برابر فشارهای مراکز سلطه جهانی، این هدف اساسی را دنبال خواهد کرد... نفت سرمایهای تمام شدنی است که مشکلات زیستمحیطی را نیز به همراه میآورد، ضمن آنکه میتوان آن را به فرآوردههای بسیار ارزشمندتر تبدیل کرد. بنابراین با چه منطقی ملت ایران، به استفاده نامحدود از نفت ادامه دهد و از انرژی هستهای صرفنظر کند؟... دشمنان این ملت در واقع منتظرند نفت ایران تمام شود و ملت دست نیاز به سمت آنان دراز کند و محتاج آنها شود، اما ایران این مسئله را نمیپذیرد و با تکیه بر حرکت علمی ارزشمند جوانانش روزبهروز به پیش خواهد رفت.»
جعفر خیرخواهان مطلبی را با عنوان«لازمه ايستادن ايران در بين 10 اقتصاد اول دنيا»در ستون یادداشت روز،روزنامه خراسان به چاپ رساند:
رئيس جمهور ايران که يکي از ميهمانان و سخنرانان اصلي اجلاس امسال مجمع جهاني اقتصاد در داووس سوئيس به حساب مي آمد در فرازي از سخنان خويش جمله اي کليدي ابراز داشتند که "اقتصاد ايران، بنيه و ظرفيت آن را دارد تا ظرف سه دهه آينده در زمره ده اقتصاد اول دنيا قرار گيرد." ايشان در ادامه توضيح دادند "اين هدفي است که در کلانِ برنامه ريزي اجتماعي، اقتصادي، سياست داخلي و سياست خارجي در پي آن بوده، و براي تحقق آن، قصد جدي دارم که همه پي ريزي هاي لازم در مدتي که مسئوليت دولت را برعهده دارم، انجام، و همه موانع سياسي و اقتصاديِ عمده را مهار و مرتفع نمايم."
دکتر روحاني اقتصاد ايران را در کنار اقتصادهاي نوظهور قرار داده و چنين گفتند: "روشن تر بگويم، من اقتصادِ ايران را نزديک ترين، همگون ترين، و با ظرفيت ترين اقتصاد به اقتصادهاي موفقِ نوظهور مي بينم، و آينده را همراه و در کنار آنها، ترسيم مي کنم."
همان طور که رئيس جمهور محترم به درستي اشاره کردند ايران استحقاق و قابليت آن را دارد که در بين 10 قدرت اقتصادي جهان جاي گيرد. اما مهم داشتن عزم جدي و برنامه و نقشه راه و تعهد به اجراي آن است. با تصويب سند چشم انداز 20 ساله قرار بر اين بود به سمت عمل به آن حرکت کنيم و در صورت تحقق و تداوم نرخ رشد اقتصادي 8 درصدي، به راحتي مي توانستيم قدرت اول منطقه شويم و سپس در افق 20 ساله دوم در بين 10 اقتصاد اول جهان جاي گيريم. اما متاسفانه دولت پيشين در هشت سال مسئوليت، هدف گذاري ها را تغيير داده و با سياست هاي پوپوليستي، اقتصاد و توليد ملي را رنجور کرد.
بي مناسبت نيست به وضعيت کشور همسايه ترکيه نگاهي بيندازيم که اصلي ترين رقيب ايران در منطقه غرب آسيا است. اين کشور نيز براي افق سال 2023 خود به مناسبت يکصدمين سال تاسيس جمهوري ترکيه به دست آتاتورک، همين هدف را تعيين کرده است يعني دهمين اقتصاد بزرگ جهان شود. براي رسيدن به اين هدف، توليد ناخالص داخلي ترکيه که در سال 2014 از يک تريليون دلار رد مي شود بايد در سال 2023 به 2 تريليون دلار برسد و بدين منظور نياز به حفظ نرخ رشد اقتصادي سالانه 7 درصدي دارد.
ترکيه براي تبديل شدن به قدرت دهم جهاني، اهداف بخش هاي متعدد ديگري را مشخص کرده است مثل: رساندن حجم صادرات به 500 ميليون دلار، تبديل شدن به پنجمين مقصد اصلي گردشگري جهان با سالي 50 ميليون بازديدکننده خارجي، بودن يکي از 10 بندر بزرگ جهان در ترکيه و ...ترکيه هم اکنون رتبه هفدهمين اقتصاد جهان را دارد و در ده سال گذشته يکي از موتورهاي رشد اقتصاد جهان بود رشد اقتصادي که در برخي سالها به 11 درصد هم رسيد.
البته ترکيه هميشه اين گونه نبوده است به طوري که در سال هاي 2000 و 2001 گرفتار بحران مالي، نرخ تورم سه رقمي و بخش بانکداري ورشکسته بود. در سال 2001 رشد اقتصادي آن به منفي 6 درصد سقوط کرد. اما با به قدرت رسيدن حزب عدالت و توسعه در ترکيه، ورق برگشت. دولت جديد بي درنگ شروع به اصلاح ساختار اقتصادي و کاهش نرخ تورم و تثبيت ارزش ليره نسبت به ساير ارزها کرد تا اعتماد سرمايه گذاران به ثبات اقتصادي جلب شده و صادرات جهش کند. ترکيه در فاصله تنها ده سال با تمرکز بر مزيت هاي خود توانست به يک بازيگر مهم در صحنه اقتصاد جهان تبديل شود. پيدايش طبقه کارآفرين از مناطق مرکزي ترکيه (معروف به ببرهاي آناتولي) در صنايع منسوجات، لوازم منزل، ساختمان، آهن و فولاد و شيميايي، يک طبقه متوسط چشمگير به وجود آورد که براي توسعه اقتصادي ضروري است.
پس چه خوب است از تجربه ملت هايي که رشد بالا داشته اند درس بگيريم. خوشبختانه کميسيون رشد بانک جهاني در گزارش سال 2008 با بررسي تجربه چهل سال رشد اقتصادي در کشورهاي با رشد 7 درصد و بالاتر نشان داد همه آنها در اين عوامل اشتراک داشته اند: ثبات اقتصاد کلان و منابع مالي پايدار دولت؛ نرخ بالاي پس انداز و سرمايه گذاري؛ تخصيص منابع بر اساس قيمت هاي بازاري؛ اقتصاد باز صادرات محور، دانش و ظرفيت پاسخگويي به تقاضاي جهاني و سرانجام از همه مهمتر رهبري و حکمراني سالم که متعهد به رشد اقتصادي بالا باشد و نظام اداري توانمند و بدون فساد داشته باشد.
بايد توجه داشت تمام پيشرفت هاي علمي و اختراعاتي که مي کنيم در نهايت امر بايد در شاخص رشد توليد ناخالص داخلي جلوه گر شود. متاسفانه رشد اقتصادي ايران، نه رشد درون زا و متکي بر توانمندي هاي داخلي، بلکه متکي بر فروش نفت بوده است. جهش قيمت نفت در هشت سال گذشته، دست دولت احمدي نژاد را در ايجاد رفاه موقتي براي مردم باز گذاشت که به محض تشديد تحريم و کاهش درآمد نفتي آن رفاه هم رنگ باخت.
افزايش رشد اقتصادي و پايداري آن در گرو بهره وري نيروي کار و تحول تکنولوژيک است و تنها وسيله رسيدن به آن هدف، آموزش و پژوهش جهت افزايش کارآيي و سطح مهارت افراد است. توجه به تحقيق و توسعه و افزايش سهم آن از 0.5 درصد کنوني به 2 يا 3 درصد بايد در دستور کار دولت قرار گيرد.
با مسير طي شده در هشت سال گذشته، رشد اقتصادي در حد دو تا سه درصد بيشتر نخواهد بود که اگر رشد جمعيت را هم از آن کم کنيد رشد سرانه ناچيزتر خواهد شد. چنين عملکردي باعث خواهد شد ايران از رتبه 17 يا هجدهمين اقتصاد بزرگ جهان به رتبه هاي بالاي بيست سقوط کند و کشورهايي مثل ترکيه، عربستان و حتي امارات و مصر جاي ايران را بگيرند. اين هشداري است که اگر دير بجنبيم و سرگرم دعواها و منازعات داخلي شويم به تدريج در صحنه جهاني به حاشيه رانده خواهيم شد. جداي از اين، کشور ما در مقطع کنوني با نسل جديد و انبوه جواناني روبرو است که پر از اميد و آرزو بوده و همواره خود را با ساير کشورها مقايسه کرده و توقع دستيابي به سطح رفاه و امکانات آنها را دارند. کم رشدي اقتصاد و عدم تامين نيازهاي اين نسل پرتکاپو باعث سرخوردگي آنها شده و اين فرصت جمعيتي را هم به تهديد تبديل مي سازد.
کد مطلب: 30670
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcfxvdm.w6dxeagiiw.html