گره کور اقتصاد در دست شعبده باز کانادایی

13 مهر 1391 ساعت 22:04


زاهدانه:به نظر می رسد کارشناسان اقتصادی ما البته نه همه آن ها برای مرتفع نمودن مشکلات اقتصادی دست به دامن کسانی شوند که خود ریشه معضلات اقتصادی در دنیا هستند. این است اوضاع اقتصاد در وضعیت کنونی ما که چرا به این چنین روندی رسیده ایم . در نظام اقتصادی کنونی جهان قدرتمندان و حاکمان غیر مسلمان برای تحقق آرزوهایشان سعی دارند با زیرکی پول های شما را از جیب و حساب تان بیرون کشیده تا برای خرید تولیدات که نه دلالی هایشان به سودی هرچه بیشتر دست پیدا کنند . از آن جا که قیمت این کالاها باید گران باشد تا سودی در خور نصیب شان گردد ، پس چاره ای جز دادن وعده و وعیدهای مسخ کننده وجود ندارد . اینان با وعده وعیدهای دل فریبی چون درآمد روزانه7200 دلاری به عنوان پورسانت و نه کار و عایدی روزانه حداقل هزار دلاری تا پایان عمر هرکسی را وسوسه می کنند تا برای خرید از اینان اقدام کند حال چه می خرند و چه می فروشندش بماند و برای بهره گیری از این عایدی سرشار که ظاهراً به صورت صعودی افزایش می یابد دیگران را هم به خرید از زیر مجموعه ایشان تشویق کند . اما به هیچ کس نمی گویند که حساب و کتاب شان برای پرداخت پورسانت چه قدر با خساست و تنگ نظری است . آنها هرگز نمی گویند که در ازای میلیون ها دلاری که از فروش ماهانه به جیب می ریزند فقط کمی بیش از یک میلیون و نیم درآمدشان را تحت شرایطی خـاص که گاه هرگز تحقق نمی یابد به عنوان حق دلالی به خریدارانشان که باید نقش ویزیتور را هم ایفا کنند می پردازند . آری این چنین است اوضاع اقتصاد در قرن کنونی ومراجع تقلید با قاطعیت ، درآمدهای ناشی از این دلالی ها را به طور کلی حرام اعلام کردند ، حال چه اسم پورسانت بر آن گذاشته شود و چه سود و بهره و سرمایه گذاری نام بگیرد و یا در قالب مشارکت اقتصادی با هر هدفی باشد . یکی از دلایل شکست طرحهای مشابه گلدکوئیست در گذشته نظیر « پنتاگونا » ، « تجارت الماس » و « پریم بانک» نیز مخالفت صریح مراجع عظام تقلید با آنها بوده است . در این میان بازار سکه و ارز باید بتواند جاذبه های قابل ارائه ای داشته باشد تا طیف وسعی را بتوان تحت پوشش قرار دارد به همین رو ضرب سکه ای با تصویر امام خمینی (ره) به وسیله موسسه و ضراتخانه «اچ بی مایر» در سال گذشته و قرار گرفتن این سکه در فهرست کالاهای گلد کوئیست ، ترفند این شرکت برای جذب خریداران ایرانی بوده است. و در انتها شخصیت عجین شده با این ماجرا به نام برایان تریسی که به گفته خود ایشان در آغاز زندگی به جز داشتن ذهنی کاوش گر از مزایای چندانی بهره مند نبوده است . درمدرسه درس نمی خوانده و شاگرد ضعیفی بوده است و دست آخر هم ترک تحصیل ، سالها به کارهای سختاشتغال داشته و آینده ی امید بخشی را در پیش روی خود متصور نبوده است . وقتی دیگر توان انجام کار یدی را نداشتم به فروشندگی روی آوردم . از در این خانه به آن خانه می رفتم و با درصد اندکی که از فروش کالاها نصیبم می شد امرار معاش میکرده . تا یکروز از خود پرسیدم : « چطور است که دیگران از من موفق ترند ؟ جریان یادگیری و به کار دانسته ها زندگی برایان را دگرگون کرد . هنوز هم مبهوت این که کار چقدر ساده و بدیهی است . فقط کافی است یاد بگیرید که افراد موفق چه کار می کنند و آن وقت خودت هم همان کارها را بکنی تا به همان نتایج برسی و آیا این موفقیت است یا مکیدن خون از رگ های عده ای ضعیف تر . آیا این است اقتصاد مقاومتی ؟؟ آری به نظر می رسد کارشناسان اقتصادی ما البته نه همه آن ها برای مرتفع نمودن مشکلات اقتصادی دست به دامن کسانی شوند که خود ریشه معضلات اقتصادی در دنیا هستند . . . !! نویسنده:علیرضا رحمتی


کد مطلب: 4470

آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcg.u9trak9tzpr4a.html

زاهد نیوز
  https://www.zahednews.ir