
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های دوشنبه
4 آذر 1392 ساعت 9:26
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ... را میتوانید در این قسمت بخوانید:
حسین شمسیان ستون سرمقاله روزنامه کیهان را به مطلبی با عنوان«باز هم پیمانشکنی»اختصاص داد که در زیر مطالعه میکنید:
وقتی فرزندی از فرزندان کشورمان برای رویارویی با حریفی قدرتمند در آوردگاهی بینالمللی به روی تشک کشتی میرود، همه چشمها به اوست تا با موفقیت و کسب مدالی ارزشمند به کشور بازگردد. گاهی او طلا میگیرد و گاهی برنز. گاهی تلاشش را میکند اما به هر علت در شکست دادن حریف توفیقی ندارد و حتی گاهی حریف از کشور اشغالگر و مجعول اسرائیل است و فرزند کشورمان به احترام آرمانهای مردمش، تشک را ترک میکند. در همه این عرصهها، و به خصوص در این وضعیت آخر، مردم تلاش فرزند خودشان را فراموش نمیکنند و قدردان جدیت و همتش برای افتخارآفرینی هستند.
مذاکرات تیم هستهای کشورمان پس از چند روز تلاش فشرده و گفتگوهای طولانی در سحرگاه دیروز به پایان رسید و بلافاصله بیانیهای - که به گفته منابع غربی تدوینش نبرد کلمهها بود - منتشر شد. همین مقدار تلاش و جدیت برای احقاق حق مردم در مقابل حریفانی زورگو و باجخواه، جای تشکر دارد و مردم - صرفنظر از نتیجه - این کوششها را فراموش نمیکنند.اندکی پس از اعلام حصول توافق و پیش از انتشار مفاد آن، اظهارات متناقضی در خصوص ماهیت توافق حاصله از سوی طرفین گفتگوها بیان شد! از یکسو وزیرخارجه کشورمان دستآوردهای حاصله را خوب و موفقیتآمیز توصیف کرد و اعلام کرد که حقوق کشورمان در آن لحاظ شده است و از دیگر سو جان کری وزیر امور خارجه آمریکا کمتر از یک ساعت بعد از امضای توافقنامه ژنو، از یکسو این توافق را پیروزی آمریکا و تامینکننده امنیت متحدان آمریکا در منطقه به ویژه اسرائیل توصیف کرد! و از سوی دیگر در اقدامی عجیب گفت؛ در توافقنامه ژنو حق غنیسازی ایران به رسمیت شناخته نشده است! جان کری با اشاره به ماده 4 معاهده NPT، این ماده از معاهده یاد شده را فاقد اشاره به حق غنیسازی برای کشورهای عضو NPT دانست و گفت؛ نه فقط در ماده 4 بلکه در هیچیک از چهار گوشه معاهده NPT نشانه یا اشارهای به برخورداری کشورهای عضو معاهده از حق غنیسازی در خاک خود نشده است. انکار جان کری در حالی است که وزرای خارجه روسیه و فرانسه مواضع بهتری داشتند و این حق را به رسمیت شناختند!
صرف نظر از ماهیت توافق و فارغ از اینکه چه دستاوردی در این ماراتن نفسگیر نصیب کشورمان شده است، مخالفخوانیهای آمریکا، حکایت از تزلزل آنها در برداشتن کوچکترین گام برای به رسمیت شناختن حق مسلم مردم کشورمان دارد. آنها با این که بهتر از هر کسی میدانند براساس ماده 4 انپیتی، بهرهمندی از انرژی صلحآمیز هستهای حقی مشروع و مسلم برای تمامی اعضای آژانس بینالمللی انرژی هستهای است، پس از سالها حقکشی و جفا در حق مردم ایران همین توافق را هم کمتر از چند ساعت بعد از امضاء، مورد تشکیک و تردید قرار میدهند! این البته همان پیشبینی مقام معظم رهبری در خصوص خوی استکباری آمریکا و عهدشکنی آنهاست که سابقهای طولانی دارد و بیان مصادیق آن از حوصله این نوشتار خارج است.
همزمان شاهد ترویج خطی رسانهای از آن سوی مرزها هستیم که تلاش میکند در داخل کشور، حالت برد و باخت یا موافقت و مخالفت با عملکرد فرزندان کشور را دامن بزند این نگاه که با هدف رخنه در وحدت ملی شکل گرفته، ناشی از عدم شناخت صحیح از مردم ایران است و غافل است از این که مردم ما در هر حالی چه در جنگ و چه در صلح، ید واحد هستند که پیروی از رهبر خود را بر تحلیلها و اما و اگرهای رسانهای ترجیح میدهد و آن را راه برونرفت از همه مشکلات میداند در مکتب او درس صبر را آموختهاند.توجه به آنچه ذکر شد و نیز عنایت به اظهارات روز گذشته مقامات غرب و واکنشهای متقابل، چند نکته را پیش روی ما قرار میدهد؛
1- بدعهدی آمریکایی و غیرقابل اعتماد بودن آنها، خیلی زودتر از آنچه که تصور میشد معلوم و مسلم شد.
2- ساختار اصلی تحریمها به قوت خود باقی است و قرار است درباره آن صحبت شود اما شاهد برخی گشایشها در متن توافقنامه هستیم.
3- غنیسازی 5 درصدی ادامه دارد و درباره حق غنیسازی ما قرار است طی یک سال آینده مذاکره شود.
4- این توافق، توافقی موقت و شش ماهه است و نمونه اول در نوع خودش نیست و ایران قبلا حداقل 3 توافق مشابه با غرب داشته است.
5- توافق حاصله شروع «امری فرایندی و روندی» است که بستگی بسیاری به گامهای بعدی و مذاکرات آتی دارد و نباید با ایجاد هیجانهای رسانهای به جای یک پیروزی به مردم غالب گردد که حداقل نتیجه حاصل از آن، پدید آمدن انتظاراتی است که به دلیل ماهیت توافق حاصله امکان قابل تامین نبودن آن دور از انتظار نیست.
علاوه بر اظهارات پیمانشکنانه جان کری که با لبخندهای آنچنانی وی در جریان مذاکرات ناهمخوان و شاید برای برخی از دوستان خوشباور داخلی، عجیب به نظر میرسید، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا نیز ساعتی بعد از امضای توافقنامه ژنو از سوی دکتر ظریف، کاترین اشتون و وزرای خارجه 6 کشور عضو گروه 5+1، با ژستی پیروزمندانه! و لحنی که سعی داشت مقتدرانه تلقی شود، به قانونشکنی جمهوری اسلامی ایران در فعالیت هستهای خود اشاره کرد و با حالتی متکبرانه مدعی شد با امضای این توافقنامه به جمهوری اسلامی ایران اجازه داده است، طی 6 ماه پیش روی که در توافقنامه به آن اشاره شده است، اعتماد جامعه بینالملل- بخوانید آمریکا و چند کشور متحد اروپایی آن- را نسبت به صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود جلب کرده و به آنان اطمینان بدهد که در پی تولید سلاح هستهای نیست.
این اظهارات در حالی است که در تمامی نظامهای حقوقی جهان، ارائه دلیل و سند بر عهده مدعی است- البینه علیالمدعی- و برای راستیآزمایی فعالیت هستهای ایران اسلامی و اطمینان از غیرنظامی بودن آن، روش قانونی و تعریف شده بازرسیهای آژانس از تاسیسات هستهای کشور عضو در نظر گرفته شده است و این بازرسیها در طول 10 سال گذشته در حال انجام بوده و در هیچیک از گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی هیچ سند و نشانه و شاهدی حاکی از انحراف برنامه هستهای کشورمان به سوی تولید سلاح گزارش نشده است و طی 10 سال گذشته تیمهای مذاکرهکننده جمهوری اسلامی وقت و فرصت فراوانی را برای پاسخگویی به ادعاهای آژانس هزینه کرده است و بعد از اثبات بیاساس بودن ادعاهای مطرح شده، ادعاهای باز هم بیاساس تازهتری پیش کشیده شده است و انتظار آن بود که در فاز جدید مذاکرات، به این روند نامطلوب و غیرقانونی پایان داده شود ولی مقامات آمریکایی بار دیگر با پیمانشکنیهای خود نشان دادند که قابل اعتماد نیستند.در هر حال تلاش فرزندان کشورمان در این جبهه سخت و نفسگیر برای تامین منافع ملی ستودنی است و به تاسی از رهبر معظم انقلاب آرزومند آنیم که دستیابی به آنچه که رئیس جمهور محترم در نامهشان به معظمله مرقوم داشتهاند محقق شده و ملت گامی دیگر به اهداف خود نزدیک شود.
دکتر علی ماروسی در مطلبی با عنوان«توافق هسته اي و حق غني سازي ايران»واقع در ستون سرمقاله روزنامه خراسان اینطور نوشت:
کساني که مختصر آشنایي با پروسه مذاکرات بين المللي دارند، همگي بر اين امر اذعان دارند که دفاع از حقوق ملي و مديريت همزمان مذاکرات پيچيده حقوقي- سياسي با 6 کشور که هر کدام از آنها سابقه و امکانات بسياري در زمينه مذاکرات بين المللي دارند امري است بسيار دشوار. نگاهي به حاصل هفته ها مذاکره و مشورت بين تيم مذاکره کننده کشورمان با 6 کشور ديگر، مبين اين واقعيت است که تيم مذاکره کننده از اين نبرد حقوقي- ديپلماتي سر بلند بيرون آمده است و واقعا بايد به آنها خسته نباشيد گفت. بديهي است که هر مذاکره و توافقي موافقان و مخالفان خود را دارد لذا طبيعي است که طرفين سعي دارند که از اهرم رسانه اي در جهت توجيه مفاد و دستاوردهاي آن استفاده حداکثري نمايند، خصوصا اينکه اين سند به عنوان مقدمه يک توافق نامه جامع در آينده است.
از منظر حقوقي متن مورد توافق طرفين در ژنو يک معاهده و يا قرارداد نيست بلکه يک نقشه راه براي رسيدن به يک توافقنامه جامع است. بر همين اساس است که طرفين عنوان سند مورد توافق را " Joint Plan of Action” اعلام کرده اند. به ديگر سخن اين توافق به عنوان يک قدم اوليه براي رسيدن به يک توافق جامعي است که آن توافق نيازمند مذاکرات و اقدامات بسياري توسط طرفين در طول شش ماه آينده است. ولي سوالي که اکنون مطرح است اين است که آيا حق غني سازي ايران به رسميت شناخته شده يا خير؟ نگاهي به مصاحبه هاي وزراي خارجه شرکت کننده در مذاکرات، اين نکته را القا مي کند که از همان ابتدا بين طرفين در خصوص اين حق اختلاف وجود دارد! زيرا از سويي وزير امور خارجه ايران صراحتا اعلام مي دارد که طرفين حق غني سازي ايران را به رسميت شناخته اند و بر آن تصريح کرده اند و از سوي ديگر بعضي از وزراي خارجه 1+5 معتقدند که تصريحي به اين حق نشده است. سوال اين است که واقعيت چيست؟ مي توان گفت با در نظر داشتن بعضي از مسائل که در ذيل به آن پرداخته مي شود، حق غني سازي ايران در روند پيش رو به رسميت شناخته شده و خواهد شد.
نگاهي به محتويات سند منتشر شده، مبين اين واقعيت است که طرفين به روشني ولي مشروط پذيرفته اند که در آينده و پس از انجام تعهدات قيد شده در سند مورد توافق ،از جمله تعليق غني سازي 20درصد در نهايت کشور ايران نيز مانند ديگر کشورهاي عضو NPT، حق برخورداري از حقوق تصريح شده در آن را دارا مي باشد. اين يعني شناسايي حق ايران بر اساس حقوق ناشي از NPT است. لذا در صورتي که طرفين خود را ملزم به انجام اقدامات قيد شده در متن نمايند و مشکلي در روند اجراي آنها پيش نيايد، به طور مسلم يکي از موضوعاتي که نهايتا در سند نهايي که پس از شش ماه بين طرفين منعقد خواهد شد، شناسايي حقوق ايران در چارچوب NPT خواهد بود.
علاوه بر مورد فوق، طرفين صراحتا پذيرفته اند که عليرغم الزامات ناشي از قطعنامه هاي شوراي امنيت در خصوص الزام ايران به تعليق کامل برنامه هسته اي خويش و همچنين وضع تحريمها، ايران مي تواند در طول شش ماه نيز روند غني سازي خود را تا سقف 5درصد به انجام برساند، اين به معني قبول ادامه روند غني سازي در ايران است و به نحوي طرفين به سمت بي اثر کردن آثار قطعنامه هاي شوراي امنيت پيش خواهند رفت.
اکنون سوال اين است که چرا بعضي از کشورها، اعلام داشتند که حق غني سازي ايران به رسميت شناخته نشده است؟ در اين خصوص چند موضوع قابل ذکر است:
اولا اينکه در سند مورد توافق ايران و ۱+۵ حقوق ايران بر اساس NPT به رسميت شناخته شده و از آنجايي که تا کنون تفسير حقوقي مشخصي توسط يک نهاد صالح براي تفسير معاهده NPT به عمل نيامده است لذا برداشت کشورها از حقوق ناشي از NPT متفاوت است. بعضي از کشورها بر اين نظرند که NPT صراحتا حقي را براي اعضا در خصوص غني سازي قائل نشده، بلکه چارچوبي براي فعاليت هاي هسته اي کشورها تعريف کرده و مفاد آن قابل تفسير است در حالي که بسياري از کشورهايي که داراي فعاليت هاي هسته اي هستند بر اين عقيده مي باشندکه معاهده مذکور حق دارا بودن تکنولوژي هسته اي از جمله حق غني سازي توسط اعضا را به رسميت مي شناسد.
دوم اينکه، همانگونه که قيد شد، توافق بين ايران و ۱+۵ فقط به عنوان يک قدم اوليه و يک نقشه راه است براي هدايت طرفين به سمت يک موافقتنامه جامع در شش ماه آينده. لذا هر گونه شناسايي حق و انجام تعهدات مشروط است و هيچ تعهدي هنوز قطعي نيست. بر همين اساس است که در اين سند يکي از اصول حاکم بر قرارداد ها " nothing is agreed until everything is agreed” به صراحت قيد شده است اين بدان معني است که حقوق و تعهدات طرفين در اين سند فقط زماني قابل استناد و اجرا است که تمام مفاد آن به طور کامل مورد قبول و اجرا قرار گيرد. به ديگر سخن، تا زماني که موارد قيد شده در سند مورد نظر اجرايي نشود، طرفين هيچ تعهدي نسبت به شناسايي حق ايران ندارند و اين مسئله مي تواند مايه تفسير به رأي و بهانه جويي هاي غيرحقوقي طرف مقابل شود در حالي که بر اساس منطق حقوقي با انجام تعهدات قيد شده در توافق، ديگر نبايد از شناسايي حق غني سازي ايران سر باز زنند.
نتيجه اينکه، از منظر حقوقي و انصاف و با در نظر گرفتن اقدامات فراقانوني بسياري از کشورها خصوصا در قالب قطعنامه هاي شوراي امنيت که به نحوي حق مسلم کشورمان را مورد ترديد قرار داده بود، سند مورد توافق طرفين در ژنو را مي توان يک گام اساسي و قابل احترام در جهت شناسايي حقوق ايران در چارچوب NPT قلمداد کرد. بديهي است که مخالفين مذاکرات از هيچ تلاشي براي به بيراهه کشاندن اين روند و سنگ اندازي در روند به ثمر نشستن حاصل تلاشهاي صورت گرفته فروگذار نخواهند کرد. لذا وظيفه جامعه حقوقي- سياسي کشور و رسانه ها اين است که ضمن رصد کردن مسائل، از هيچ تلاشي در جهت حمايت و تقويت تيم مذاکره کننده کشورمان، فرو گذار ننمايند.
محمد کاظم انبار لویی مطلبی را با عنوان«مقاومت 10ساله جواب داد»در ستون سرمقاله روزنامه رسالت به چاپ رساند که در ادامه میخوانید:توافق ايران و غرب در مذاکرات هستهاي ايران از چند جنبه داراي اهميت است که بررسي آن ميتواند زواياي داخلي اين توافق را روشنتر سازد.
1- اهميت اين توافق في نفسه و صرفنظر از هر آنچه در مفاد توافقنامه آمده، اين است که پس از نزديک به يک دهه، ايران و غرب را به تفاهم رساند؛ تفاهمي که علي لاريجاني و سعيد جليلي در راس شوراي عالي امنيت ملي و تيم مذاکره کننده هستهاي ايران در دوره رياست جمهوري محمود احمدي نژاد موفق نشده بودند به آن دست يابند. اينکه چرا تيم ديپلماسي جديد ايران به سرپرستي محمد جواد ظريف در دوره رياست جمهوري دکتر حسن روحاني به اين توافق دست يافت اما تيم قبلي هستهاي به آن رسيد در مجال کوتاه قابل بررسي نيست اما به طور خلاصه ميتوان اين امر را حاصل تجربه بالاي تيم جديد ديپلماتيک ايران در عرصه سياست خارجي و توان بالاي تيم جديد در يافتن راه تفاهم با غرب بدون عقب نشيني از حقوق هستهاي دانست. مذاکرات نفسگير ژنو اثبات کرد که آنچه ميتواند مذاکرات با طرفهاي خارجي را به نتيجه برساند، سپردن سکان هدايت مذاکرات به دست تيمي متخصص و باتجربه است که طرف مقابل را به سمت هدف مورد نظر متمايل سازد. زماني که سعيد جليلي سرپرستي تيم مذاکره کننده ايران را بر عهده داشت، هيچگاه مذاکرات از سطح مديران کل و کارشناسان وزارت خارجه طرفهاي مقابل فراتر نرفت اما مذاکرات در دوره فعلي به گونه اي پيش رفت که دو بار وزراي امور خارجه کشورهاي مذاکره کننده از چهار گوشه دنيا، خود را به ژنو رساندند تا مذاکرات به نتيجه برسد و اين هنر مذاکره کنندگان ايراني بود .
2- نکته بعدي که اهميت توافق ژنو را نشان ميدهد، دستيابي به توافق در مدت زماني کوتاه است. رييس جمهور قول داده بود که ظرف مدت زمان 100 روز گزارشي از وضعيت کشور در حوزههاي مختلف ارائه خواهد داد اما در فاصله کمتر از صد روز، مهمترين وعده دولت يعني رفع تحريمها که زيربناي تحقق ساير برنامههاي دولت بويژه در عرصه اقتصاد که با معيشت مردم ارتباط تنگاتنگي دارد محسوب ميشد، عملي شد تا از اين پس با حاکم شدن ثبات اقتصادي در کشور، شاهد رشد و رونق اقتصادي و بهبود شاخصها باشيم. البته طبيعي است که تحريمها يکباره حذف نميشود اما آغاز روند حذف تحريمها، آرامشي در جامعه و همچنين بين فعالان اقتصادي ايجاد خواهد کرد که زمينه ساز بهبود شرايط اقتصادي کشور است. ممکن بود اين توافق به جاي 100 روز در مدت زماني طولاني تر حاصل شود، اما اهميت نيل به توافق زودهنگام اين است که در شرايط کنوني کشور که بسياري از فعاليتهاي اقتصادي دچار رکود شده بود تا مذاکرات ژنو به سرانجام برسد، توافق هم در مدت زماني کوتاه حاصل شد تا آرامش و عمل به اقتصاد بازگردد.
3- توافق ژنو به معناي عملي شدن مهمترين وعده رييس جمهور در راستاي حاکم شدن آرامش و اميد در جامعه است. اگر چند ماه به عقب برگرديم کمتر کسي تصور ميکرد اختلافات ايران با غرب به سرعت تا اين حد کاهش پيدا کند که منجر به امضاي توافقنامهاي شود که هم حقوق ايران را به رسميت بشناسد هم لغو برخي تحريمها و کاهش ساير تحريمها را به دنبال داشته باشد. اما اين اتفاق رخ داد تا دولت به مهمترين وعده خود عمل کند. درحالي که اگر ساير کانديداهاي انتخابات رياست جمهوري يازدهم به پيروزي ميرسيدند بعيد بود تغييري حتي در ميان مدت در حوزه ديپلماسي ايجاد شود. مردم به روحاني راي دادند چرا که بيش از طرح وعدههاي اقتصادي، بر تدبير و اعتدال در همه حوزهها تاکيد داشت و با توجه به گستردگي تحريمها، ديپلماسي را زيربناي رفع ساير مشکلات کشور ميدانست. مردم به تغيير راي داده بودند و حالا اين تغيير در عرصه ديپلماسي حاصل شده است. در اين ميان طبيعي است که برخي افراطيون در داخل کشور که منافعشان با تداوم تحريم گره خورده است با نتايج مذاکرات مخالفت کنند يا سعي داشته باشند برخي اظهارات منفي مقامات آمريکايي را برجسته کنند. مهم، نتيجه مذاکرات بود که به سود ملت ايران است.
4- اما به اعتقاد من مهمترين نکته در مورد مذاکرات هستهاي که بايد به آن توجه کرد نقش مقام معظم رهبري در موفقيت ديپلماتيک دولت است. البته از ابتدا آشکار بود که حسن روحاني به دليل تجربيات طولاني مديريتي در نظام جمهوري اسلامي به ويژه سالهاي دبيري شوراي عالي امنيت ملي و ايفاي نقش به عنوان نماينده رهبري در اين شورا، به خوبي ساختارها را ميشناسد و به پشتوانه همين شناخت ميتواند نقش مثبتي در عرصه ديپلماسي ايفا کند و قطعا تجربه دکتر حسن روحاني به عنوان پشتوانه داخلي اين مذاکرات بسيار ثمربخش بود. اما تدبير مقام معظم رهبري از زمان انتخابات رياست جمهوري يازدهم تاکنون که شاهد توافق ژنو هستيم اهميتي به مراتب افزونتر از موارد پيش گفته دارد. مقام معظم رهبري در زمان انتخابات، بر خلاف شايعاتي که در مورد حمايت ايشان از برخي کانديداها مطرح ميشد صراحتا در اين مورد موضع گيري کردند و همين موضعگيري ايشان مبني بر اينکه نزديکترين افراد هم از راي ايشان خبر ندارند، زمينه را براي برگزاري انتخاباتي مردمي فراهم ساخت. پس از تشکيل دولت، مهمترين اتفاق در حوزه ديپلماسي با واگذاري سرپرستي مذاکرات هستهاي از شوراي عالي امنيت ملي به وزارت امور خارجه رخ داد که اين تغيير بدون نظر مثبت مقام معظم رهبري امکانپذير نبود.
جلوگيري از موازي کاري در دستگاه ديپلماسي و شوراي عالي امنيت ملي، يکي از مسايلي بود که ضرورت آن از مدتها پيش احساس ميشد و دولت تدبير و اميد براي رفع اين مشکل قدم برداشت و مقام معظم رهبري زمينه واگذاري مديريت پرونده هستهاي به وزارت امور خارجه را فراهم ساختند. نکته بعدي، فرمايشات رهبري در آستانه آخرين دور مذاکرات در ژنو بود که ايشان اگرچه رهنمودهاي خود را در مورد چگونگي مقابله با قدرتهاي بزرگ بيان کردند تا بدين طريق به غرب نشان دهند توافق با ايران بدون توجه به حقوق مردم ايران با توجه به پيشينه ذهني منفي مردم نسبت به قدرتهاي غربي که وعدههاي خود را زيرپا گذاشته اند عملي نيست، اما در عين حال به روشني اعلام کردند که در مذاکرات دخالتي نميکنند تا همگان بدانند تکليف مذاکرات، در ژنو و توسط تيم ديپلماسي ايران تعيين ميشود؛ همان تيمي که پيش از آن، مقام معظم رهبري در فرمايشات خود آنها را فرزندان انقلاب توصيف کرده بودند. در مجموع ميتوان اينگونه جمع بندي کرد که دولت تدبير و اميد به خوبي با ساختارهاي نظام و خطوط قرمز موجود در عرصه ديپلماسي و سياست داخلي آشناست و به همين دليل توان عمل به وعدههاي خود در حوزه ديپلماسي را دارد، اما تدبير مقام معظم رهبري، چه در زمان انتخابات رياست جمهوري که به روي کار آمدن دولت تدبير و اميد منجر شد و چه در مورد انتقال سرپرستي تيم مذاکرات هستهاي از شوراي عالي امنيت ملي به وزارت امور خارجه و چه در حمايتهاي قاطع ايشان از تيم مذاکره کننده ايران، پشتوانه مهمي براي نيل به توافقنامه ژنو شد.
کد مطلب: 28061
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcgqz9x.ak9734prra.html