
مشاوران مسئولان برای مقابله با گرانی چه کسانی هستند؟
22 مهر 1391 ساعت 22:01
زاهدانه: در یادداشت امروز روزنامه کیهان آمده است: 1- با نگاهی گذرا به عرصه اقتصادی کشور، دو طیف با دو انگیزه متفاوت و حتی متضاد را میتوان دید که اصرار دارند، گرانیهای افسارگسیخته این روزها را به «تحریم»ها نسبت دهند. طیف اول؛ برخی از مسئولان هستند که شماری از آنها تحلیل واقع بینانهای از ماجرا ندارند و شماری دیگر با نسبت دادن گرانیها به تحریمها، وظیفه و مسئولیتی را که برای مهارگرانی برعهده داشته و دارند، نادیده میانگارند و یا از میزان و غلظت آن میکاهند. افراد این طیف- غیر از اعضای اصلی یک حلقه انحرافی که حساب جداگانهای دارند- مانند همه مردم از افزایش بیرویه و جهشی قیمتها نگرانند ولی چرا با حلقه یاد شده در نسبت دادن گرانی به تحریمها همصدا میشوند؟ پاسخ به درستی معلوم نیست ولی میتوان از فشار و تحمیل حلقه انحرافی به عنوان یکی از علتهای موثر در این همصدایی یاد کرد؛ حلقهای که عقبهای مشکوک و پیوندهایی غیرقابل توضیح و توجیه دارد. طیف دوم؛ مجموعهای از کلان سرمایهداران سودجو و دنبالههای داخلی دشمنان بیرونی هستند که با دستاندازی به بازار کالا و خدمات مورد نیاز مردم، از یکسو کیسههای خود را از اموال حرام و غارت شده پر میکنند و از سوی دیگر نارضایتی ناشی از گرانی را به حساب تحریمها مینویسند؛ این طیف تاکنون ردپاها و سرنخ های فراوانی از خود برجای گذاشته که ردیابی آن برای مراکز امنیتی و اطلاعاتی کشور به آسانی امکانپذیر بوده و هست و در موارد بسیاری نیز، برخورد و بازداشت شماری از آنها - تأکید می شود که فقط شماری از آنها - را در پی داشته است. دو طیف یاد شده، اگرچه انگیزههای متفاوتی دارند و طیف اول- غیر از حلقه انحرافی- خودی و طیف دوم، غریبه است ولی این دو طیف متفاوت؛ نهایتاً در یک نقطه به هم می رسند؛ نقطهای که در آن، ضروری ترین نیاز این روزهای آمریکا و متحدانش تأمین می شود. چرا...؟! بخوانید! 2- آمریکا از حمله نظامی ناامید است و به خوبی میداند که در صورت دست زدن به این اقدام احمقانه، چه فاجعه بزرگی در انتظارش خواهد بود؛ از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران «موقعیت آمریکا» به عنوان یک ابرقدرت سابق! و «موجودیت اسرائیل» را به عنوان یک رژیم جعلی و تحمیلی که با بلندپروازی دو خط آبی به نشانه نیل تا فرات را بر پرچم خود نقش بسته بود، با خطر جدی روبرو کرده است. این واقعیت به قول حضرت آقا در اجتماع پرشور مردم بجنورد «شعار» نیست، تحلیل هم نیست، بلکه خبری غیرقابل انکار است؛ انقلابهای اسلامی منطقه که با الگو گرفتن از انقلاب اسلامی ایران پدید آمده است، شکست های پیدرپی آمریکا و متحدانش در جنگهای عراق و افغانستان و 33 روزه و 22 روزه، بحران مالی آمریکا و اروپا که طی 60 سال اخیر بی سابقه بوده است، جنبش فراگیر وال استریت که براندازی نظام سرمایه داری را دنبال میکند، فروپاشی رژیم صهیونیستی که به گفته نتانیاهو، در اطراف آن خمینی و خامنهای خیمه زدهاند و دهها نمونه دیگر که به گفته برژینسکی در شورای راهبردی «آتلانتیک»، آمریکا را از بلندای ابرقدرتی 2001 به دره فاجعه آمیز 2011 کشانده است و به گفته نتانیاهو در گزارش دسامبر 2011 به کمیسیون سیاست خارجی سنای آمریکا «موجی است که از تنگه خیبر در عربستان تا تنگه جبل الطارق در مراکش، طوفان به پا کرده، قدرتهای منطقهای هم پیمان غرب نظیر مصر و تونس را به زیر کشیده، حاکمیت های عربستان و اردن را به لبه پرتگاه کشانده و «لولای تاریخ- HISTORY HINGE-» را به نفع خود چرخانده است» و یا به قول کارتر «آنچه این روزها در خاورمیانه می بینم و می شنوم برایم آشناست. آن را در انقلاب 1979 ایران دیده و شنیده بودم.» و... ماه گذشته بعد از لغو رزمایش از قبل اعلام شده آمریکا و چند کشور اروپایی و عربی در خلیج فارس، ژنرال «جان میلر» درباره علت لغو این رزمایش گفت: «ترافیک سنگین دریایی در خلیج فارس مانع برگزاری آن بوده است!» ولی ژنرال «رابرت گیتس» در مصاحبه با CNN گفت: «واقعیت آن است که ما- آمریکا- دیگر در خلیج فارس غریبهایم و ملت های منطقه از دریچه چشم ایران که نسبت به آمریکا نفرت بار است به ما نگاه میکنند». گفتنی است حمله نظامی به ایران قبلاً در جریان جنگ تحمیلی صورت پذیرفته و علی رغم شرایط بسیار سخت آن روزها، ناکام مانده بود و میتوان حدس زد که امروزه با توجه به پیشرفتهای نظامی حیرت انگیز ایران اسلامی و شرایط حساس منطقه، نتیجه حمله احتمالی چه خواهد بود؟! 3- آمریکا و اسرائیل اگر با ایران اسلامی مقابله نکنند، اولی «موقعیت» خود و دومی «موجودیت» خود را از دست میدهد بنابراین ناچار به مقابله هستند، اما چگونه؟! حمله نظامی برای آنها فاجعه آفرین است؛ کودتای مخملی در فتنه همه جانبهای نظیر فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 نیز با شکست روبرو شده، عرصه جنگ نرم نیز به نوشته مستند و گزارش میدانی هافینگتون پست به نفع ایران تمام شده است؛ این نشریه آمریکایی در بخشی از گزارش فوریه 2012 خود- بهمن 1390- از اوباما می پرسد؛ اگر در جنگ نرم پیروزی نصیب آمریکا شده است، چرا امروزه مردم در خاورمیانه ای که 50 سال تحت نظارت و حضور ما بود، علیه آمریکا دست به شورش زده و از ایران به عنوان الگو یاد می کنند؟! در پی این ناکامیها که به قول حضرت آقا ویترینی از شکستهای آمریکا و اسرائیل را در منطقه به نمایش گذارده است، نوبت به تحریم ها و فشار اقتصادی می رسد تا به گفته خانم هیلاری کلینتون، «تحریم های فلج کننده ایران را به عقب نشینی و امتیاز دادن وادار کند»! تحریم های اقتصادی در پوشش مقابله با برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرفته است که به قول دقیق و حکیمانه رهبر معظم انقلاب- از جمله در دیدار پرشور اخیر مردم خراسان شمالی با ایشان- فقط بهانه ای برای تحریم هاست؛ همین جا اشاره به اعتراف صریح «جرج فریدمن» مسئول موسسه راهبردی استراتفور خالی از فایده نیست؛ مسئول این موسسه که به باشگاه کهنهکاران سازمان سیا، شهرت دارد در مصاحبه با واشنگتن پست میگوید: «مشکل ما با ایران، برنامه هسته ای این کشور نیست، مسئله آن است که ایران نشان داده است نه فقط بدون رابطه با آمریکا، بلکه در حال ستیز و درگیری با آمریکا میتوان قدرت اول منطقه در هر دو عرصه نظامی و تکنولوژیک بود. همین تصویر از ایران است که آن را به الگو تبدیل کرده و تحولات منطقه را در پی داشته است.» 4- حالا میتوان نتیجه گرفت که تحریمهای اقتصادی، جدیدترین جبهه از جنگ تمام عیار آمریکا و متحدانش با ایران اسلامی است؛ جنگی که از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده و تاکنون بدون کمترین وقفه در عرصه های مختلف ادامه داشته است؛ نظیر تحریم های اولیه در سال های آغازین انقلاب، کودتاهای ناکام مانده نظامی، فتنه گروهک های تروریستی، جنگ تحمیلی، جنگ شهرها، جنگ نفتکشها، جنگ سفارتخانهها و ... تحریمها قرار بود مردم ایران را از پای درآورد و به گفته صریح اوباما و تصریح آیپک (لابی صهیونیستی در آمریکا)، ابتدا به کمبود کالای ضروری و سپس به اعتراض های خیابانی و نهایتاً، اجبار ایران اسلامی به عقب نشینی از خواستههای خود منجر شود؛ این پیش بینی، اما در میدان عمل، تحقق پیدا نکرد و تحریمها، اگرچه ضریب و درجهای از تأثیر را داشته است ولی گرانیهای افسارگسیخته این روزها را با هیچ معیار و ملاک قابل قبولی نمی توان به تحریم ها نسبت داد و این واقعیتی است که تحریم کنندگان نیز با صراحت به آن اعتراف دارند. «دیلی میل» مینویسد؛ تحریم ها به جای ایران، به اقتصاد بیمار و بحران زده آمریکا و اروپا لطمه وارد کرده است. یو.اس.ای تودی در گزارشی به عبور ایران از تحریم ها اشاره میکند و تحریم کشوری با صدها میلیارد دلار گردش مالی سالانه و برخوردار از بزرگترین منابع انرژی مورد نیاز جهان صنعتی را ناممکن میداند؛ وزیر خزانهداری آمریکا با تأسف اعلام میکند که شرکتهای آمریکایی با ارائه اطلاعات غلط، تحریمهای آمریکا را دور میزنند؛ مرکز استراتژیک «امریکن اینترپرایز»، با اشاره به رقبای سرسخت آمریکا و اروپا در شرق کره زمین، ادعای خانم کلینتون درباره فلج کننده بودن تحریم ها را محترمانه مسخره میکند و ... 5- اکنون به بند اول یادداشت پیشروی باز میگردیم؛ دشمنان از فلج کنندگی تحریمها قطع امید کردهاند ولی در صورتی که به ناکامی در این جبهه اعتراف کنند، الگوی دیگری از مقاومت پیروز جمهوری اسلامی ایران را که ترجمان شکست دیگری برای آمریکا و متحدانش است، به ویترین شکست های پی در پی خود افزودهاند و این حالت بدون کمترین تردیدی، تزریق روحیه ایستادگی و مقاومت در مقابل قدرتهای استکباری به ملتهای مسلمان منطقه و جهان است؛ از این روی و دقیقاً از این روی به نمایشی از «اثرگذاری تحریم ها» نیاز دارند. این نمایش میتواند کاریکاتوری از اثرگذاری باشد! آیا خندهدار نیست که ماجرای اخیر روز چهارشنبه تهران که شمار اندکی قصد آشوب آفرینی داشتند و خیلی زود با مقاومت و اعتراض بازاریان روبرو شدند، از سوی رسانههای آمریکایی و اروپایی با عنوان «شورش خیابانی»! به خبر اول این رسانهها تبدیل می شود؟ و این در حالی است که به قول حضرت آقا و به استناد گزارش های مستند و تصویری رسانههای غربی، آمریکا و کشورهای اروپایی طی بیش از یکسال گذشته، همه روزه با اعتراضهای گسترده مردم این کشورها روبرو بوده و هستند؟! و آیا این ذوق زدگی کودکانه آمریکا و متحدانش نشانه آن نیست که به هر رخداد یا حادثه ای- ولو کاریکاتوری- که حاکی از اثرگذاری تحریم ها باشد نیازمندند؟ بنابراین می توان نتیجه گرفت که هر دو طیف یاد شده در بند اول این نوشته، اگرچه انگیزه های متفاوتی دارند ولی در یک نقطه یعنی تأمین مبرم ترین نیاز این روزهای آمریکا و متحدانش، به هم میرسند؛ از طیف دوم که همواره در نقش ستون پنجم دشمن ظاهر شده انتظاری نیست، اما از کسانی که وظیفه و مسئولیت مقابله با گرانی را برعهده دارند ولی به جای انجام متعهدانه مسئولیت خویش، کم توجهیها و بی تدبیریهای خود را به حساب تحریمها میگذارند، انتظار دیگری در میان است؛ چه کسانی به این طیف از مسئولان محترم مشاوره میدهند؟
کد مطلب: 4994
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdch.wnkt23nwkftd2.html