
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های سهشنبه
13 اسفند 1392 ساعت 7:23
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
در ابتدا مطلبی را از محمد ایمانی با عنوان«نقشه راه جنگ نیابتی دشمن»چاپ شده در ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان میخوانید:
کدام چالش را میتوان به عنوان مهمترین چالش پیش روی دولت و رئیسجمهور محترم برشمرد. انجام اصلاحات اقتصادی و فاز دوم هدفمندسازی یارانهها برای رسیدن به اقتصاد پویا و پیشرو- به رغم تحریمها و فشارهای دشمن- یا همان اقتصاد مقاومتی، اولویت مهم دولت است چرا که از یک سو به معاش مردم برمیگردد و از سوی دیگر فشارهای خصمانه دشمن به این اولویت اهمیت مضاعف میبخشد. البته چالش فرهنگی را هم میتوان به دو چالش اقتصادی و سیاست خارجی افزود. سیاست داخلی نیز نوعا بدون چالش نیست. اما به نظر میرسد هیچ یک از این چالشها، هنوز چالش اول دولت- و دیگر دستگاهها و قوا- نباشد. آری، یک چالش به مراتب مهمتر وجود دارد.قبل از پرداختن به آن تهدید و چالش اول، جا دارد در ابعاد یک سوال تامل کنیم. اگر دشمنان ملت ایران در آمریکا و غرب، جنگ مستقیم را به شهادت تجارب متعدد عاقلانه نمیدانند و جنگ نیابتی را ترجیح میدهند، این جنگ نیابتی در داخل کشور ما دارای کدام مختصات و ویژگیها میتواند باشد؟
اگر زورگویان عالم امروز ناکام از جنگ نظامی و سیاسی- امنیتی (نظیر آشوبهای 78 و 88)، حربه اقتصادی را برگزیدهاند آیا دور از ذهن است که تصور کنیم مایل باشند راهبرد اقتصاد مقاومتی هرگز در اولویت قرار نگیرد و مسائل حاشیهای و قطببندیهای کاذب بر اولویتبندیهای دولت غلبه کند؟ اگر درونزایی قدرت ملی و انجام طرحهای بزرگ در زمینه استقلال و پیشرفت و مقاومت، متضمن اتحاد و اتفاق و اعتماد و حسن ظن است، آیا دشمن نباید به این انسجام و اعتماد لطمه بزند و آن حاشیهسازیها را به فضای عمومی سیاست ایران تحمیل کند، نظیر کاری که در دولت موسوم به اصلاحات و سپس دولت موسوم به عدالت صورت گرفت؟ اگر بنا شد این جنگ نیابتی باشد، کدام محافل به کار این جنگ کمهزینه و پرسود میآیند؟
قرآن کریم، پیامبر اعظم(ص) که برای ابلاغ کلام الهی مبعوث شده و جانشین ایشان امیر مومنان(ع) از «منافقین» به عنوان یک تهدید بزرگ که باید از آنها برحذر بود، یاد کرده و هشدار دادهاند. آیه 4 سوره منافقون خطاب به پیامبر(ص) میفرماید «هنگامی که منافقان را میبینی [1-] هیکل قدرتمند آنها تو را به شگفتی وامیدارد [2-] اگر سخن بگویند گوش فرا میدهی» اما «هم العدّو فاحذرهم قاتلهمالله... آنها دشمنند پس از آنان برحذر باش. خدا آنان را بکشد». امیر مومنان در نامه 27 نهجالبلاغه خطاب به محمدبن ابیبکر، یک خطر مهم را از قول رسول خدا گوشزد میکند. «پیامبر خدا(ص) فرمود من برای امت خودم نه از مومن و نه از کافر نمیترسم. مومن را خداوند با ایمانش باز میدارد و مشرک را به خاطر شرکش ریشهکن میکند اما برای شما میترسم از هر کس که قلبش منافق و زبانش زبان عالم است. میگوید چیزی را که معروف میدانید و نیک میشمارید و به منکر رفتار میکند». این همان تعبیر حضرت امام(ره) است که منافقین از کفار بدترند. منافق قسم میخورد که دنبال خیر و صلاح است و رفتارش عین شرارت و افساد میشود. از عدالت میگوید و به تبعیض و ستم رفتار میکند. از میانهروی میگوید و عمدا به افراط یا تفریط عمل میکند. تناقض قول و فعل از سر جهل یا غفلت و خطا یک بحث است و اصرار عامدانه و عالمانه به آن به عنوان یک خط و راهبرد، موضوعی متفاوت است.
مومن و منافق یک تفاوت مهم دیگر نیز دارند. مومن آن گونه که شهید بلندمرتبه آیتالله بهشتی گفت تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی رفتار متملقانه و منافقانه ترجیح میدهد. مومن در ذات خویش «حقشنو» و «حقپذیر» است، همچنان که در مقام گفتن، از تکیهگاه «انصاف» جدا نمیشود. در مقابل، ویژگی منافقین تملقگویی و تملقپذیری است. به تعبیر امیر مومنان در خطبه منافقین «واُحذِّرُکُم اهل النفاق ... یتلونون الوانا... یتقارضون الثناء و یتراقبون الجزاء. شما را از اهل نفاق برحذر میدارم... که رنگ به رنگ میشوند... به یکدیگر تمجید و ستایش قرض میدهند و در ازای آن انتظار جبران و پاداش دارند». تاریخ انقلاب اسلامی خالی نیست از چهرهها و حلقهها و رسانههایی که مدام رنگ و جبهه و شعار و تابلو عوض کرده و در تناقضهای آگاهانه غوطهور شدهاند، زیر بار حق نرفتهاند، گاه بر سر مطامع مادی گلاویز شده و چند صباح دیگر به امید بده بستان، تمجید و ستایشهای عجیب و غریب به همدیگر قرض دادهاند. آنها اصالتا ترمزهای بزرگ پیشرفت و تعالی هستند چرا که مسائل را وارونه جلوه میدهند.
نقطه مقابل این آسیب مهلک چیست؟ اینکه «شنیدن» نقد حق- به معنای واقعی کلمه نصیحت- برای انسان گران نیاید. امیر مومنان در خطبه 216 نهجالبلاغه- خطبهای که میتواند در آکادمیهای علوم سیاسی و حقوق به عنوان یک سرفصل درسی تدریس شود- به چیدمان حق و تکلیف در نظام واره سیاسی- اجتماعی میپردازند و از جمله متذکر میشوند: «حق وسیعترین اشیاء در مقام توصیف و تنگترین آنها در مقام انصاف است؛ به نفع کسی جاری نمیشود مگر اینکه به ضرر او نیز جاری شود و به ضرر کسی جاری نمیشود مگر اینکه به نفع او نیز جاری گردد... همانا هرکس شنیدن حق یا عرضه کردن عدالت بر او سنگین آید، عمل به آن دو (حق و عدالت) سنگینتر است. پس، از گفتن حق یا مشورت دادن به عدالت دریغ نکنید». همه ما ناچار از شنیدن سخن معطوف به حق و عدالتیم که اگر این ظرفیت شنیدن را در خود ایجاد نکردیم، بیتردید روزنه رخنه پنهان منافقین را تعبیه کردهایم.
نوع مسئولین ما در دستگاههای مختلف- و از جمله دولتمردان- نمیتوانند در قبال نقد و انتقاد، نازک نارنجی باشند و گارد بگیرند. البته همه نقدها از سر انصاف و حق و عقلانیت نیست و کم نیستند مخالفتهایی که به لحاظ انگیزه یا محتوا، معیوب است. اما این عارضه دلیل آن نمیشود که منصبداران ما به نقد و نصیحت گوش نسپارند و احساس استغنا کنند. در دولتمردان گوناگون خودمان طی دهههای مختلف نگاه بکنید که چگونه خودشگفتی و تملقپذیری در برخی از آنان، به استبداد رای انجامید و موجب بیاعتمادی شد. آنچه به حقناپذیری و نشنیدن نقدها، ابعاد مخربتری میبخشد، قرار گرفتن در موضع اتهام و ایجاد بیاعتمادی نزد مردم متدین و نهادهای حاکمیتی است. «منافقین» در اینجا نیز تاثیرات مهمی دارند و میدان دادن به آنها باعث ایجاد بیاعتمادی و سوء ظن میشود، کاری که مشخصا در دولت اصلاحات صورت گرفت و سرانجام همان رگههای انحراف به خیانتهای بزرگ در سالهای 1378 و 1388 انجامید تا آنجا که پیشاهنگان این ماجرا به لعنت مردم در نهم دی ماه 88 گرفتار آمدند.
اکنون نگرانی و تهدید مهم این است که دستاندرکاران همان فجایع بزرگ- بخوانید عوامل جنگ نیابتی دشمن- با وجود سوابق افراطیگری، ساختارشکنی و بهرهمندی از حمایتهای بیگانگان، به شعار اعتدال بیاویزند و از برخی حمایتهای ویژه در حوزههایی نظیر وزارت علوم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و... برخوردار شوند؛ با این ژست منافقانه که در برابر منتقدان، حامی دولتند. اینها همان طیفی هستند که عباس عبدی 19 تیر 1392 در مصاحبه با روز آنلاین دربارهشان گفت «اصلاحطلبان با یک پیروزی مفت و مجانی میخواستند قلم نسیان بر گذشته بکشند».
مایکل سینگ مدیر انستیتو واشنگتن 21 تیرماه 92 تحلیل قابل تأملی نوشت. «روحانی برای آمریکا و متحدانش به خوبی شناخته شده است زیرا او نه تنها یک اصلاحطلب نیست بلکه از افراد درون نظام است و نقش مهمی در پیشبرد برنامه هستهای، فعالیتهای منطقهای و حتی سرکوبهای داخلی [فتنهگران در سال 78] داشته است». یک هفته بعد- 29 تیر 92- روزنامه واشنگتن تایمز تحلیل مشابهی ارائه داد و در عین حال با اشاره به لزوم برخی تغییرات در حوزههای تحت نظر وزارت علوم، وزارت ارشاد، وزارت اطلاعات و وزارت کشور خاطرنشان کرد «اگر روحانی به سوی این تغییرات گام بردارد، ولو پیشرفت مربوط به مذاکرات هستهای به کندی صورت گیرد، ثابت خواهد شد که وعده تغییر، واقعی بوده است. غرب نیز که امیدوار است شاهد تغییراتی در سیاست خارجی ایران باشد، بر اساس تغییرات و اصلاحات در سیاست داخلی ایران درباره روحانی قضاوت خواهد کرد. انتصاب اعضای کابینه نخستین نشانه در این زمینه است».
این روزنامه در ادامه مینویسد: «البته انتخابات اخیر را نمیتوان آزاد و عادلانه نامید. سابقه روحانی نیز از اجرای اصلاحات مهم از سوی او خبر نمیدهد. او از خودیهای رژیم است که در سرکوب اعتراضات سال 1999 [تیر 78] از مقامی بالا درشورای عالی امنیت ملی برخوردار بود... با این وجود آنچه درباره حقوق بشر میگوید و انجام میدهد، حائز اهمیت است... او میتواند از چند اقدام برای اثبات ادعای خود کمک بگیرد. همه این اقدامات نیازمند برخورداری از جرئت و شهامت است[!] نخست اینکه زندانیان بازداشتی را آزاد کند. گام بعدی آزادی مطبوعات و بازگشایی انجمن صنفی روزنامهنگاران است که منحل شده است. گام سوم، کاهش نفوذ نیروهای امنیتی در دانشگاههاست. او باید شخصی مصمم به این موضوع را به سمت وزارت علوم منصوب کند که کمیتههای انضباطی را تعطیل نماید و افراد اخراجی را به خاطر فعالیتهایشان را بازگرداند. گام دیگر، آزادسازی نهادها و سازمانهای مدنی و احزابی است که مورد حمایت خاتمی در سالهای 1997 تا 2005 بودند. روحانی باید محدودیتهای مربوط به خانه سینما، کانون وکلا و سندیکاهای کارگری را از میان بردارد».
اکنون به وضوح میتوان دید که برخی تحرکات سازمان یافته در وزارت علوم و وزارت ارشاد برای احیای پایگاههای فعالیت جریانهای معاند با اصل انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در حال انجام است و از دیگر سو وزارت کشور و اطلاعات تحت فشارند تا دیدبانی و نظارت قانونی خود را تعطیل کنند. آنچه در حوزه برخی فعالیتهای رسانهای، هنری، سینمایی، حزبی، شبه صنفی و دانشگاهها در حال انجام است- که نمونه آن در هتاکی دو روزنامه بهار و آسمان مشاهده شد- طبیعتا موجب ایجاد بیاعتمادی و بدگمانی به دولت میشود و حاشیهها و سیاستبازیها را به جای خدمتگزاری مردم و پیگیری آرمانهای اصلی انقلاب غالب میکند. وقوع چنین انحرافی- چنان که در دولت اصلاحات پدید آمد و هزینههای هنگفتی به کشور و ملت تحمیل کرد- از بزرگترین آرزوهای دور از انتظار دشمن است.سزاوار است دولت و رئیسجمهور محترم، برای مصون ماندن از این آسیب بزرگ، نگاهی نو به دو قطبی گمراهکننده موافق- مخالف (منتقد) داشته باشند. دولت محترم، خط مقدم دفاع از نظام و انقلاب است و این خط مقدم باید از نفوذ و آسیب مصون بماند.
کورش شجاعی در مطلبی با عنوان«ريشه فساد و تبعيض را بخشکانيد»چاپ شده در ستون سرمقاله روزنامه خراسان به واقعيت هايي که بايد بيشتر و بيش از پيش مورد توجه قانون گذاران، تصميم سازان، برنامه ريزان، مسئولان اجرايي و دولت قرار گيرد اشاره کرده است:
وجود فقير و غني در همه کشورهاي جهان موضوعي کاملا بديهي و روشن است. در همه جاي دنيا افرادي با درآمدهاي زياد و بسيار زياد، افرادي با درآمد متوسط و همچنين افرادي با حداقل هاي درآمدي و برخي افراد درگير با فقر مطلق وجود دارند و به اصطلاح زندگي مي کنند! کشور ما نيز از اين امر و واقعيت بديهي مستثني نيست هرچند خصوصا پس از انقلاب و به ويژه در سال هاي اخير تلاش هاي فراواني براي ارتقاي سطح معيشت و زندگي مردم انجام شده که چشم بستن بر اين تلاش ها آن هم در شرايطي که غرب و به ويژه آمريکا به بهانه موضوع هسته اي طي اين چند سال اخير علاوه بر فشارهاي سياسي و بين المللي هرچه توانسته اند حلقه تحريم ها و فشار اقتصادي را بر مردم کشورمان فشرده تر کرده اند و در شرايطي که در چند سال اخير برخي سوءمديريت ها و بعضي تصميم هاي غلط و اجراي بد برخي برنامه ها تلخي تحريم ها و فشار اقتصادي را به کام مردم خصوصا اقشار کم درآمد جامعه بيشتر کرده است اما واقعيت موجود اين است که تعداد قابل توجهي از افراد و خانوارهاي کشور دچار فقرند و يا حتي زير خط فقر قرار دارند و براي تأمين زندگي و معيشت خود با مشکلات طاقت فرسايي مواجه هستند تا آن جا که عده قابل توجهي از مردم چرخ زندگي خود را به سختي هرچه تمام تر مي چرخانند و دقيق تر بگوييم صورت خود را با سيلي همين اندک يارانه که به حسابشان واريز مي شود سرخ نگه مي دارند.
بگذريم از اين که اين مبلغ ناچيز در بسياري از اوقات حتي کفاف پرداخت قبوض آب و برق و گاز را نمي دهد چه برسد به کمک به تأمين ابتدايي ترين احتياجات يک زندگي بسيار معمولي، بايد عميقا باور کنيم که اين مشکلات به اضافه اجاره خانه هاي کمرشکن و قيمت هايي که گاه هر ماه، هر هفته و گاهي هر روز افزايش مي يابد زندگي را و يا بهتر بگوييم روز به شب رساندن را براي عده قابل توجهي از هموطنانمان بسيار سخت و طاقت فرسا کرده است.
هدف از نوشتن اين چند جمله به عنوان شمه اي از مشکلات معيشتي و اقتصادي تلخ کردن کام مردم نيست، بلکه هدف بيان لااقل برخي از واقعيت هايي است که بايد بيشتر و بيش از پيش مورد توجه قانون گذاران، تصميم سازان، برنامه ريزان، مسئولان اجرايي و دولت قرار گيرد تا با همت بيشتر و عزم جزم تر براي حل مشکلات اقتصادي مردم تمهيدات و اقدامات لازم و موثر را بينديشند و اجرا کنند و البته که هر صاحب انصافي قبول دارد که سطح رفاه عمومي و معيشت مردم در سال هاي پس از انقلاب تغيير و ارتقاي قابل توجهي پيدا کرده است اما در عين حال براي کشوري بالقوه ثروتمند و داراي منابع متعدد و فراوان نفت و گاز که به لحاظ دارا بودن ذخاير در زمره بالاترين و بلکه در رده اول و دوم کشورهاي جهان قرار دارد و برخوردار از انواع معادن باارزش و سرزميني با اقليم هاي متفاوت براي کشت غلات و تمامي محصولات کشاورزي و باغي و تأمين کننده تمام و کمال نياز کشور و حتي صادرات قابل توجه و داراي دو درياي بابرکت، مهم و استراتژيک در شمال و جنوب کشور و ... است و جاذبه هاي فراوان گردشگري و از همه مهم تر استعدادهاي فراوان و سرمايه هاي انساني مستعد و ارزشمند دارد شايسته نيست که عده اي از مردم درگير فقر و تنگدستي باشند چرا که مسلم است اگر حتي بخشي از قابليت ها و ظرفيت هاي ميهن پهناور و استعدادهاي فراوان مردم و به خصوص جوانان به درستي و بر اساس اصول علمي و مطابق با برنامه سند چشم انداز ۱۴۰۴ استفاده شود وضعيت معيشت مردم، اقتصاد، توليد، بهره وري و بسياري از مسائل به گونه اي ديگر رقم خواهد خورد نه اين که وضعيت اينچنين باشد که بخشي از مردم اين کشور ثروتمند و پهناور و داراي امنيت و اقتدار در عرصه منطقه اي و بين المللي و صاحب عزت و استقلال در جهان و با وجود دستيابي به اين همه پيشرفت هاي علمي و فناوري در عرصه هاي مهم، حتي توان تأمين مايحتاج روزانه خود را نداشته باشند و احتياج ها و برخي سوءمديريت ها باعث شود که صف هاي آن چنان طولاني براي دريافت سبدکالا در گوشه و کنار شهر خودنمايي و دل آزاري کند و اتفاقات تلخي نيز در اين صف ها رخ دهد و سوژه اي شود براي رسانه هاي بيگانه و بدخواهان اين ملت براي تخطئه کردن و کوبيدن مديريت و دولت و حتي نظام اين کشور.
اما آن چه مسلم است تلخ تر و جانفرساتر از فقر و تنگي معيشت برخي از هموطنانمان، وجود سم مهلک تبعيض و بي عدالتي خصوصا در توليد و توزيع ثروت است. مردم نشان داده اند در هر شرايطي چه در دوران سخت و سرنوشت ساز ۸ساله دفاع مقدس که جوانان خود را راهي جبهه ها مي کردند و چه در شرايط سخت تحريم هاي روزافزون پاي انقلاب و قرآن و ميهن خود جانانه ايستاده اند حتي عده قابل توجهي از مردم اين کشور فشارهاي سنگين اقتصادي را به خاطر اهداف متعالي انقلاب تحمل کرده اند اما آن چه بيش از هر چيز ديگر جان ها را مي گدازد، تبعيض ها و بي عدالتي ها، فسادها و تخلف هايي است که مردم هرازگاهي خبرهايي درباره اين موضوعات تلخ از زبان مسئولان مي شنوند و اين همان نکته اساسي و مهمي است که بايد با دقت هرچه بيشتر مورد توجه مجموعه حاکميت قرار بگيرد تا ريشه فقر و فساد و تبعيض در اين کشور که به برکت خون شهيدانش دوام و قوام يافته خشکانده شود کما اين که تلاش هاي قابل توجهي براي شناسايي و مجازات مفسدان اقتصادي و متخلفان و حيف و ميل کنندگان بيت المال مردم انجام مي شود.
اما انتظار مردم دقيق تر و سريع تر عمل کردن مسئولان در خشکاندن ريشه هاي تخلف و فساد است و از آن مهم تر برنامه ريزي کردن دقيق و روشمند و قانونمند براي پيشگيري از ايجاد زمينه هاي تخلف و جلوگيري از ارتکاب خلاف و به وجود آمدن فساد است و البته صدور رأي قاطع و دقيق و سريع براي پرونده هاي فساد ۳هزار ميلياردتوماني و ماجراي خاوري و بدهي ۹هزارميلياردتوماني بابک زنجاني به وزارت نفت (بنا به آمار ارائه شده در بهمن ۹۲ توسط حجت الاسلام محسني اژه اي سخنگوي قوه قضاييه) و معوقات بانکي ۱۰۰هزارميلياردتوماني بدهکاران بزرگ و رانت ۶۵۰ميليون يورويي پسر يکي از تجار بزرگ که به گفته يکي از نمايندگان مجلس نزديک به هزار ميلياردتومان نيز معوقه بانکي دارد و موارد ديگري از اين قبيل مورد انتظار جدي مردم است و قدرمسلم، مهم تر از ضربه هاي اقتصادي اين گونه مفاسد و تخلفات، ضربه و خدشه اي است که متخلفان و مفسدان به اعتماد و اطمينان مردم و حيثيت کشور و حاکميت وارد کرده اند و بر اين اساس مجازات اين گونه افراد نبايد و نمي تواند تنها از منظر اخلال و افساد اقتصادي منظور نظر قرار گيرد.
از نکات بس اساسي و مهم ديگري که بايد بيش از پيش مورد توجه مسئولان قرار گيرد، توجه جدي و موثر به بحث عدالت اجتماعي و توزيع عادلانه ثروت در جامعه است. مردم مراتب اعلاي همراهي و همگامي و همدلي خود را با مسئولان متعهد و دلسوز کشور در همه شرايط و برهه ها به خوبي اثبات کرده اند و حضور موثر و جانانه شان در همه عرصه ها ضامن دوام، مانايي، پيشرفت، توسعه و تثبيت هرچه بيشتر عزت و استقلال و امنيت و اقتدار کشور و انقلاب و نظام شده است و البته سختي هاي گوناگوني از جمله فشارهاي اقتصادي را متحمل شده اند، اما آن چه عرصه را بيشتر تنگ مي کند و بر تلخي مشکلات معيشتي مي افزايد و آستانه صبر و تحمل ها را کاهش مي دهد، تبعيض ها و بي عدالتي هاي اقتصادي و اجتماعي است. مردم نمي توانند در نظام جمهوري اسلامي بپذيرند در شرايطي که عده اي توان مالي تأمين مايحتاج زندگي ساده و حتي اجاره خانه خود را ندارند و تعداد کثيري از جوانانشان با وجود تحصيلات عاليه نه ازدواج کرده اند و نه حتي شغلي دارند، برخي افراد در بعضي سازمان ها و ادارات و شرکت ها بي آن که کار بسيار ويژه و يا بسيار تخصصي انجام دهند از دريافت هاي چند ميليوني برخوردار باشند و در اين شرايط اقتصادي که عده اي از سر اجبار حتي به دريافت هاي ماهيانه کمتر از پانصدهزارتومان در ماه تن داده اند، برخي از مديران علاوه بر حقوق هاي چند ميليوني و بلکه بالاتر از ۱۰ميليون، پاداش هاي چند ده ميليوني و گاه چند صد ميليون توماني بگيرند.
بله از اول تا آخر عالم «تفاوت» به عنوان يک واقعيت وجود داشته و خواهد داشت و صدالبته که تفاوت در زمينه هاي گوناگون واقعيتي قابل پذيرش است اما آن چه غيرقابل پذيرش است و در همه تاريخ نکوهيده بوده و در نظام اسلامي به طريق اولي نکوهيده تر است، «تبعيض» است و آيا اين موارد نمونه هاي بارز تبعيض و نقض عدالت اجتماعي نيست؟ آيا اين ظلمي آشکار و بديهي و تضييع حقوق ملت و تبعيضي فاحش و چندش آور نيست که بنابر اعلام رئيس سازمان بازرسي کل کشور در تاريخ ۱۱اسفند سال جاري فردي در يکي از استان هاي کشور علاوه بر حقوق و مزايايي که دريافت کرده ۱۲ميلياردتومان حق مأموريت دريافت کرده باشد و فاجعه بارتر اين که بنابرگفته ناصر سراج اين فرد حتي يک دقيقه هم به مأموريت نرفته است و همين فرد ۵۰۰ميليون تومان نيز هزينه صرف غذا دريافت کرده است؟
آيا امثال اين اتفاقات و يا پرداخت نکردن ۷۰ميلياردتومان حقوق عوارضي دولت توسط يک فرد در يکي ديگر از استان هاي کشور از مصاديق بارز تخلف، فساد و تبعيض نيست آن هم در شرايطي که به گفته قائم مقام بانک مرکزي ۷۶۰هزار جوان در انتظار دريافت وام ۳ميليون توماني ازدواج همچنان در نوبت قرار دارند و عده اي از مردم نيز براي تأمين خوراک و پوشاک و اجاره مسکن خانواده خود به شدت در مضيقه اند؟
آري مردم سختي ها را تحمل مي کنند، تفاوت ها را هم مي پذيرند اما در هيچ جاي دنيا تبعيض و نقض عدالت اجتماعي و فساد براي مردم پذيرفتني نيست خصوصا براي مردم نجيب و بزرگوار و انقلابي و فهيم ايران زمين، پس رسيدگي به تخلفات و اقدامات لازم براي پيشگيري از تخلف و فساد و انجام اقدامات موثر براي تحقق کامل عدالت اجتماعي و اقتصادي و توزيع عادلانه ثروت و رفع تبعيض بايد جزو اصلي ترين برنامه هاي همه تصميم سازان، تصميم گيران، برنامه ريزان و مجموعه حاکميت باشد که بقاي هر حاکميتي به عدل است و داد و عدالت.
کد مطلب: 31149
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdchwznx.23nzkdftt2.html