
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های شنبه
5 بهمن 1392 ساعت 1:55
روزنامه کیهان،خراسان،وطن امروز،جمهوری اسلامی و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
سعد الله زارعی در مطلبی که با عنوان«کودتا و ضدکودتای حقوقی در ژنو2»در ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان به چاپ رساند اینگونه نوشت:
«کنفرانس ژنو2 سوریه» قرار است طی دو هفته امکان انتقال قدرت از دولت کنونی سوریه را به دولتی که در آن بشاراسد نقشی نداشته باشد، فراهم نماید. جدای از اینکه چنین رویهای با حقوق به رسمیت شناخته شده کشورها در کنوانسیونهای حقوقی چه نسبتی دارد، درباره اینکه چنین برنامهای امکان اجرایی شدن دارد یا نه مباحث گوناگونی مطرح شده است. زمان طولانی در نظر گرفته شده برای برگزاری این کنفرانس و تاکید بر اینکه هیئتهای دو طرف در خلال دو هفته نباید ژنو را ترک کنند از دشواریهای جدی بر سر راه موفقیت کنفرانس حکایت میکند. دو روز پیش اخضر ابراهیمی نماینده دبیرکل سازمان ملل در امور سوریه و مسئول اصلی کنفرانس هم با صراحت اعلام کرد که نمیتواند به مردم سوریه اطمینان دهد که اجلاس دوم ژنو بتواند دستاورد قابل قبولی برای آنان داشته باشد.
اجلاس ژنو یک در سال 1391 و با حضور حدود 80 کشور و سازمان بینالمللی برگزار گردید؛ در آن اجلاس روی تشکیل «دولت انتقالی با صلاحیت کامل» توافق شد اما به مرور آمریکاییها به تفسیر ماده اصلی توافقنامه روی آورده و تاکید کردند که این ماده نافی ادامه دخالت و نقشآفرینی بشاراسد در آینده سوریه و در نتیجه تشکیل دولت انتقالی است. این در حالی است که روسها و بسیاری دیگر از کشورها معتقدند دولت کنونی سوریه یک دولت قانونی است که باید انتخابات را بر مبنای امکان حضور کاندیداهای دو طرف برگزار نماید. این اختلاف عمیق در حال حاضر مهمترین مانع بر سر راه موفقیت کنفرانس ژنو 2 است.
اجلاس ژنو یک را آمریکاییها با چتر سازمان ملل و با حضور 80 کشور و سازمان بینالمللی برگزار کردند و اینک عدد هیئتهای شرکت کننده به 40 کشور و سازمان رسیده است از طرف دیگر در جمع کشورهای شرکتکننده چندین دولت حمایت کننده از اقدامات تروریستی در سوریه شامل آمریکا، انگلیس، فرانسه، عربستان، قطر، امارات و ترکیه حضور دارند و خود این مسئله سوالات زیادی را پیرامون صلحآمیز بودن نیات برگزارکنندگان پدید آورده است. وقتی دولتهایی بطور علنی از ارسال سلاحهای سبک و نیمه سنگین برای عوامل تروریستی حمایت کرده و خود به این کار مبادرت میورزند چگونه میتوانند بعنوان بخشی از «راهحل مسالمتآمیز» تلقی گردند! همین الان که اجلاس ژنو 2 در جریان است، عربستان سعودی بطور خیلی آشکار به ارسال سلاح و اعزام ستونی تروریستها به عراق و از عراق به سوریه سرگرم است و معاون وزیر دفاع عربستان در جلوی دوربینهای تلویزیونی اعلام میکند که اگر ارتش عراق به عملیات علیه گروه تروریستی داعش در استان عراقی الانبار ادامه دهد، کشورش برای حمایت از داعش مداخله مستقیم میکند! آنوقت چنین کشوری مدعی است که ارتش سوریه چرا در خاک سوریه تروریستهای مسلح را تعقیب میکند و به این دلیل باید سقوط کند و تروریستها یک دولت انتقالی را تشکیل دهند و آینده سوریه را بر مبنای حذف بشاراسد و دولت کنونی سوریه بسازند!
اجلاس ژنو 2 از این منظر یک برنامه خطرناک است چرا که چنین رویهای میتواند در هر جای دیگر تکرار شود، میتوان در هر کشور دیگری نیز گروههایی مسلح تجهیز کرد و نفوذ داد و سپس علیه دولتی که به مقابله با آنان میپردازد یک کنفرانس بینالمللی تشکیل داد و به اسم تصمیم جامعه ملل آن دولت ولو اینکه مانند بشاراسد منتخب مردم باشد را خلع ید کرد و عوامل اقدامات تروریستی را به جای آن نشاند. این رویه کلیه قوانین و قواعد شناخته شده سیاسی را منتفی کرده و یک نظام استبدادی بر مبنای تمایلات استیلاجویانه یک یا چند کشور را جایگزین این قواعد و قوانین میکند.
آمریکا در اجلاس ژنو 2 تلاش میکند تا بعنوان قائممقام شورای امنیت سازمان ملل ظاهر شود بر این اساس آمریکا همه اعضای دائم و موقت شورای امنیت را به این اجلاس فراخوانده و علاوه بر آن حدود 60 کشور دیگر که اکثریت قاطع آنان با برنامه آمریکا برای نقل و انتقال سیاسی در سوریه موافقند را گرد هم جمع کرده است تا با یک قیام و قعود آمریکایی، «دولت انتقالی با صلاحیت کامل» را در ژنو2 اجرایی نماید. به عبارت دیگر آمریکا در ژنو درصدد است کاری را که به دلیل مواجه شدن با حق وتوی روسیه و چین نمیتواند انجام دهد، در یک چارچوب حقوقی خودساخته به نتیجه برساند و این در واقع یک کودتای حقوقی است که اگر به نتیجه برسد میتواند به یک هنجار جدید حقوقی تبدیل شده و استقلال، امنیت، تمامیت ارضی و آرامش کشورها و ملتها را در معرض خطر جدی قرار دهد.
اما البته ژنو 2 با تناقضات جدی هم مواجه است و به همین دلیل موفقیت آن در هالهای از ابهام قرار دارد. اولین تناقض آن این است که کشورهای شرکتکننده در ژنو2 بطور کلی به دو دسته تقسیم میشوند؛ کشورهایی که واقعا در تحولات سوریه دارای نقش - اعم از مخرب یا سازنده - هستند و کشورهایی که هیچ نقشی در تحولات سوریه نداشته و امکان اثرگذاری آن را هم ندارند. میتوانیم بگوئیم نزدیک به 20 درصد از 40 کشور شرکت کننده در ردیف دسته اول و 80 درصد در ردیف دسته دوم قرار میگیرند. کشورهای دسته اول را عمدتا کشورهایی تشکیل میدهند که طی 3 سال گذشته همواره نقش مخربی را ایفا کرده و به جبهه تروریزم علیه سوریه متعلق میباشند این کشورها چگونه میتوانند نقش داور و قاضی در منازعه کنونی سوریه ایفا نمایند؟ اینها چگونه توقع دارند مردم مظلوم سوریه و دولت این کشور به آنان بعنوان «بخشی از راهحل» نگاه کنند؟ دسته دوم کشورهایی هستند که هیچ تاثیری در سوریه و در هیچیک از کشورهای دیگر منطقه ندارند و صرفا بعنوان بخشی از عقبه غیرسیاسی یک جبهه در ژنو 2 حضور دارند با این وصف رأی و نظر آنان فاقد اعتبار و تاثیر واقعی است. پس کاملا واضح است که ترکیب ژنو 2 یک ترکیب حقوقی حساب شده و منطبق با رویههای شناخته شده بینالمللی نیست.
تناقض دوم ژنو این است که از میان مخالفان حکومت کنونی سوریه، دو دسته که تاثیر بیشتری در تحولات سیاسی و امنیتی سوریه دارند، در اجلاس ژنو 2 غائب میباشند و مخالفان شرکتکننده، تنها به یک گروه- شورای انتقالی و ارتش آزاد - تعلق دارند که از تاثیرگذاری بسیار محدودی در سوریه برخوردارند. جریان «تنسیق» سوریه که متشکل از 6 گروه مخالف سنتی دولت بشار اسد میباشد، به دلیل اینکه با توسل به اقدامات مسلحانه و تروریستی برای برکناری بشار اسد مخالف است، به اجلاس ژنو دعوت نشده و دو گروه مسلح یعنی «داعش» و «النصرهًْ» نیز در اجلاس ژنو راهی ندارد و حال آنکه اگر گروههای مسلح و کشورهای حامی آنها نخواهند به توافق ژنو 2 تن بدهند، توافق ژنو 2 از اعتبار و ارزش برخوردار نخواهد بود.
یک تناقض دیگر عدم حضور بعضی از کشورها، دولتها و گروههایی است که به اذعان غرب، تاثیر بسیار عمدهای در تحولات دارند. آمریکاییها و سعودیها میگویند ایران و حزبالله لبنان از دلایل عمده عدم سقوط سوریه و اسد هستند. اگر این ادعا واقعیت داشته باشد به این معناست که سرنوشت اسد و سوریه در نهایت در ژنو رقم نمیخورد بلکه این سرنوشت را «جبهه مقاومت» رقم میزند. علاوه بر حمایت ایران و حزبالله دلیل اساسی عدم موفقیت جبهه تروریستی آمریکایی- سعودی، خود مردم سوریه و نظام مستحکم آن است که توانستهاند سه سال در برابر فشار متراکم و متمرکز غربی، عربی، اسرائیلی و تروریستی مقاومت کرده و کشور و دولت خود را حفظ نمایند. در عین حال هیچکس تردید ندارد که ایران و حزبالله هم امکانات خود را برای حفظ متحد استراتژیک خود یعنی سوریه پای کارآورده و بعنوان بخشی از نیروی خنثی کننده تروریزم سهم خود را انجام دادهاند. خب به هر تقدیر چگونه میتوان اجلاس سیاسی تشکیل داد و در آن از نیروهایی که مهمترین عامل بقاء دولت سوریه خوانده میشوند، دعوت نکرد و در غیاب آنان به چنین پروندهای خاتمه داد.
یک تناقض دیگر این است که مخالفان مسلح بشار اسد که ترکیبی از نیروهای تروریستی سوری و غیرسوریاند، هیچ موقعیت استراتژیکی در اختیار ندارند، عمده مرزهای سوریه در اختیار دولت و ارتش این کشور است. پایتخت کاملا در سیطره دولت سوریه است. شهرهای حساس و اصلی عمدتا در تسلط دولت است و در هر کجا که مخالفین بصورت «لکهای» حضور دارند، ارتش و نیروهای دفاع وطنی آنان را به محاصره درآورده و ارتباط آنان را از یکدیگر گسیخته است، همین دو روز پیش ارتش طی عملیاتی بخشهای دیگری از حلب را پاکسازی کرد، در سطح بینالمللی امیدها درباره اینکه بتوان از طریق نظامی یا سیاسی نظام سیاسی سوریه را تغییر داد، بطور جدی کاهش یافته است، کشورهای همسایه سوریه که روزی مهمترین کانونهای پشتیبانی تسلیحاتی و لجستیکی تروریستها بودند، امید به موفقیت اقدامات نظامی را از دست دادهاند. همین هفته پیش، عبدالله گل رئیسجمهور ترکیه اعلام کرد که زمان تغییر سیاست ترکیه درباره سوریه -یعنی کنار گذاشتن برنامه نظامی علیه بشار اسد- فرا رسیده است. در داخل سوریه نیز گروههای تروریستی طی یک سال اخیر بطور جدی تضعیف شدهاند، با این وصف آمریکا با کدام اقتدار میخواهد برنامه سیاسی مبتنی بر تغییر سوریه را اجرایی کند؟
ژنو 2 از این جهت که دارای تناقضات فراوانی است، امکان موفقیت ندارد اما در عین حال از دو جنبه میتواند خطرناک باشد: جنبه اول این است که ژنو 2 میتواند پایهگذار یک رویه خطرناک در مناسبات بینالمللی باشد و دایره استقلال کشورها را تنگ کند، جنبه دوم این است که ژنو 2 میتواند در حد یک گام موفقیتهایی داشته باشد به این معنا که آمریکاییها به ژنو2 نه به عنوان اقدام قاطع و «حلکننده» بلکه بعنوان یک مرحله از راهی که به استقرار یک دولت تروریست ساخته بیانجامد، نگاه کنند. در این صورت اجلاس ژنو 2 در واقع یک گام سیاسی برای مستقل نگه داشتن بحران سوریه و تداوم درگیریها به حساب میآید. کما اینکه بسیاری معتقدند عدم حضور داعش و النصره در ژنو2 واقعیت ندارد، چرا که کشورهای حمایتکننده تسلیحاتی، مالی و اطلاعاتی این دو گروه تروریستی یعنی آمریکا، عربستان و قطر در ژنو 2 حضور دارند و این جای خالی این دو گروه را پر میکند.
روزنامه خراسان مطلبی را با عنوان«رمزگشايي از 2 جمله روحاني و ظريف»نوشته شده توسط امیر حسین یزدان پناه در ستون یادداست روز خود به چاپ رساند:
2 موضوع مهمي که در صحبت هاي رئيس جمهور و وزيرخارجه در جريان گفت و گو ها و سخنراني ها در سفر به داووس مطرح شد را بايد تکميل کننده بخشي از پازلي دانست که در هفته هاي اخير درباره توافق هسته اي ژنو مطرح مي شد. «ادامه تحقيق و توسعه» و «حذف نشدن هيچ سانتريفيوژ يا بخشي از تاسيسات هسته اي» ايران 2 نکته مهمي بود که در صحبت هاي روحاني و ظريف در سفر 2 روزه به داووس مطرح شد.
1 - نخستين موضوع، واکنش ظريف به واژه اي است که رئيس جمهور آمريکا 2 هفته پيش و 6 روز مانده به آغاز توافق ژنو به کار برده بود؛ واژه «dismantling: برچيدن»: «ايران براي اولين بار اورانيوم غني شده با سطوح بالا را رقيق مي کند و بخشي از تاسيسات هسته اي خود را که امکان غني سازي مشابه را مي دهد برميچيند. (dismantling)» (روزنامه يواس اي تو دي-14 ژانويه) در واکنش به اين اظهاراتِ اوباما ، البته سيد عباس عراقچي معاون وزيرخارجه کشورمان همان روز واکنش نشان داده بود اما روز پنجشنبه گذشته وقتي ظريف در سوئيس با شبکه سي ان ان گفت و گو مي کرد با تاکيد گفت: «we did not agree to dismantle anything» او همچنين به شدت از به کار بردن اين عبارت توسط کاخ سفيد انتقاد کرد و به مجري سي ان ان و مخاطبانش گفت حتي اگر يک کلمه با معناي نزديک به اين عبارت را در متن توافق هسته اي ايران پيدا کنند او نظرش را عوض خواهد کرد. البته تنها وزيرخارجه نبود که نسبت به اين موضوع واکنش نشان داد.
دکتر روحاني نيز وقتي باهمين شبکه گفت و گو مي کرد گفت: «ايران تحت هيچ شرايطي حتي يک دستگاه از سانتريفيوژهاي کنوني اش را نيز غيرفعال نخواهد کرد.» موضوع برچيده شدن بخشي از صنعت هسته اي ايران نکته اي است که همواره خواست غربي ها و به خصوص تندروهايي چون نئومحافظه کاران و لابي هاي نزديک به اسرائيل بوده است. موضوعي که نتانياهو نيز بارها و بارها آن را تکرار کرده است. البته اين موضوع جزو خط قرمزهاي صريح ايران بوده و مقامات ايران نيز بارها تاکيد کرده اند که قرار نيست اين موضوع را مورد مذاکره قرار دهند. با اين حال روزنامه وال استريت ژورنال، در روز 20 ژانويه که اجراي توافق ژنو آغاز شد، در تحليلي که در توضيح تيتر آن نوشته بود «ايران بايد 15 هزار سانتريفيوژ خود را برچيند» نوشت: «براساس گزارشي که يکي از اتاق فکرهاي آمريکا به مقامات کاخ سفيد داده است ايران در ادامه برنامه هسته اي خود بايد 15 هزار سانتريفيوژ خود را برچيند و اقدامات شديدتري را براي نهايي شدن توافق هسته اي با 1+5 انجام دهد...» اشاره اين گزارش احتمالا به نظر «ديويد آلبرايت» مدير و بنيانگذار موسسه موسوم به «علوم و امنيت بين الملل» است که پيشتر گفته بود «ايران نبايد بيشتر از 5 هزار سانتريفيوژ داشته باشد.» درحال حاضر ايران حدود 19 هزار سانتريفيوژ دارد که در آن ها براساس توافقنامه ژنو، ديگرغني سازي 20 درصد انجام نمي شود اما غني سازي 5 درصد ادامه دارد. به دليل همين تحليل ها و تاکيد مقامات آمريکايي است که به نظر مي رسد يکي از اصلي ترين چالش هاي گام دوم مذاکرات هسته اي برچيدن يا برنچيدن سانتريفيوژها و بخش هايي از تاسيسات هسته اي ايران خواهد بود. نکته اي که البته وزيرخارجه و رئيس جمهور درباره آن به صراحت واکنش نشان دادند تاجايي که حتي واکنش ظريف روزگذشته باعث درگيري لفظي ميان خبرنگار فاکس نيوز و يکي از سخنگويان کاخ سفيد بر سر اين موضوع شد.
2 - موضوع ديگر مربوط به بخش تحقيق و توسعه در حوزه هسته اي ايران است. در آستانه اجراي توافق ژنو متن نشست توجيهي 3 مقام مذاکره کننده آمريکايي با خبرنگاران درباره اجراي اين توافق منتشر شد. در بخش هايي از اين متن مفصل يکي از مقامات آمريکايي مي گويد: «... ايران تعهد داده که به فعاليت هايي که در حال حاضر در زمينه تحقيق و توسعه غني سازي دارد [در همين حد] ادامه دهد. بنابراين، آنها نمي توانند از فعاليت هاي کنوني در زمينه تحقيق و توسعه و از جمله در مورد دستگاه هاي سانتريفيوژ فراتر روند و فعاليت هاي تحقيق و توسعه کنوني، آنهايي هستند که در گزارش ماه نوامبر (آبان 92) مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي ذکر شده ...» در بخش ديگري از اين متن نيز تصريح شده است که فعاليت هاي تحقيق و توسعه بايد در حد و اندازه اي که هم اکنون وجود دارد ادامه يابد. اتفاقي که در بخش تحقيق و توسعه نه پذيرفتني است و نه حتي عقلاني. چه اين که اصولا يکي از مهم ترين بخش هايي که به خصوص در 5 سال گذشته به کمک ايران آمد و کار را به جايي رساند که اوباما صراحتا گفت نمي تواند پيچ و مهره هاي صنعت هسته اي ايران را بازکند همين پيشرفت هاي ايران در حوزه تحقيق و توسعه است. البته دکتر روحاني در جريان سفر به سوئيس در چند نوبت به اين نکته واکنش نشان داد و تاکيد کرد که «ايران در دنبال کردن برنامه هسته اي خود، جز استفاده صلح آميز از آن را نمي خواسته و نمي خواهد؛ و هيچ مانعي را نيز بر سر راه پيشرفت علمي خود نمي پذيرد.»
اين ادبيات نشان داد که 5 ماه پس از آغاز دولت يازدهم، نشانه ها حکايت از اين دارد که نگاه ها و تصويرها از موضوع هسته اي و سياست خارجي کشور کم کم دارد به واقع نگري نزديک مي شود. موضوعي که بايد آن را به فال نيک گرفت به خصوص اين که در گام دوم مذاکرات هسته اي که قرار است به توافقي نهايي هم منجر شود، از اين گونه بحث ها و موضوعات و فشارها کم نخواهدبود.گام دوم مستقيما با آينده امنيت ملي ايران و اهداف انقلاب اسلامي ارتباط دارد و در اين گام بايد در مقابل هجمه هايي که عليه برنامه صلح آميز هسته اي ايران رخ مي دهد، هوشمندانه و قاطع ايستاد.
کد مطلب: 29819
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdci3var.t1a3z2bcct.html