
تساوی حقوق زن و مرد
3 مهر 1392 ساعت 21:41
به گزارش زاهدانه وبلاگ " یاس کبود " نوشت: شریعت می باید با فطرت و طبیعت مطابقه کرده و احکام و حدود دینی لازمست که موافق مقتضیات و خصوصیات موضوعات خارجی تنظیم گردد. و چون زن از لحاظ خلقت اصلی و از نظر صفات نفسانی و وظایف طبیعی و خارجی که دارد در نقطه ی مقابل مرد واقع شده است، ناچار احکام و حدود و وظایف دینی او نیز به تناسب مقام او بوده و با خلقت و فطرت وفق خواهد داشت. زن به حکم فطرت ناچار است که بچه بزاید و بچه را شیر بدهد و شب و روز آن را تربیت کند و امور داخلی خانه را تنظیم نماید و در مقابل مرد خود آرائی کرده و جلب توجه کند، پس قهرا لازمست وظایف دینی او نیز با اعمال خارجی و قدم های طبیعی او موافق باشد. جناب بهاء و عبدالبهاء و شوقی تحت تاثیر تبلیغات سوء یک مشت مردم شهوت پرست و هوی خواه و نادان واقع شده وبرای جلب توجه و تامین شهوات و تمایلات نفسانی آنان به تساوی حقوق مرد و زن قائل شده اند. در گنجینه ی احکام از قول شوقی نقل می کند: رجال و نساء باید در مقامات وحدت و یگانگی و عفت و فرزانگی ترقیات روز افزون داشته باشند به درجه ی که امم سائره به آنها تأسی نمایند تساوی در تحصیل علوم و فنون و صنایع و بدایع و کمالات و فضائل عالم انسانی است. [1] و باز نقل می کند: چون مساوات حقوق رجال و نساء در این دور بدیع از تعالیم اساسیه است در حین انتخابات (برای محفل روحانی) رجال و نساء از سن بیست و یک هر دو حق ابدای رای دارند. [2] و باز نقل می کند: آیا زوجه می تواند از زوج خود طلاق گیرد یا نه؟ فرمودند: مساوات تامه است بین زوج و زوجه. [3] ما در اینجا گذشته از موهون بودن و ضعف و سستی موضوع تساوی حقوق (چنان که اشاره کردیم ) به احکام متعارضه ی آن در بهائیت اشاره می کنیم. 1- مساوات بر خلاف اینست که خانه ی مخصوص و مسکونی و لباس های مخصوص میت هر چه ارزنده باشند، مال مختص پسر بزرگ باشد. 2- مساوات مخالف است با اینکه زوجه در هنگام فوت زوج غائب خود نه ماه صبر کند، و اگر مفقود الاثر شد یک سال صبر کند، و اگر زوج حکم اقدس را (راجع به تعیین مدت مسافرت) نشنیده باشد بهتر است برای همیشه صبر کند. 3- مساوات حقوق منافی است با اینکه مرد بتواند دو زن داشته باشد ولی زن چنین حقی (اختیار دو مرد) را ندارد. 4- تساوی حقوق مخالف است با اینکه اعضای منتخبه در بیت العدل عمومی از رجال باشند و بس. 5- تساوی حقوق منافی است با اینکه نفقه ی زوجه با زوج باشد مخصوصا در آن یک سال طلاق. آری اگر زن و مرد از جهت حقوق و تحصیل علوم و فنون و صنایع و بدایع و کمالات با همدیگر متساوی هستند، برای چه در چهار قسمت اول به زن بیچاره تعدی می شود؟ و برای چه حقوق او را ضایع می کنند؟ و برای چه در قسمت پنجم به مرد تعدی شده و نفقه ی یک شخص آزاد و سالم و مقتدر را به گردن مرد بی چاره تحمیل می نمایند؟ جناب شوقی متوجه نشده است که قسمت مهم اجتماع و زندگی به دست زن ها تامین شده و زن ها هستند که امور داخلی منزل را اداره کرده و وظایف بسیار سنگین تربیت اولاد و تدبیر منزل به عهده ی آنان سپرده شده است، و اگر زن داخل رشته های دیگر شد (صنایع، فنون، تحصیل علوم، کمالات غیر لازم) اوضاع اجتماع مختل و اساس زندگی فلج شده و حقوق زن بی چاره از دستش گرفته خواهد شد. آفرین بر دلسوزی جناب افندی. پی نوشت : 1- صفحه 71 2- گنجینه احکام صفحه 46 3- گنجینه احکام صفحه 225
کد مطلب: 23833
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcipvar.t1app2bcct.html