
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های دوشنبه
25 آذر 1392 ساعت 9:15
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،ریالت،وطن امروز و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
مطلبی که ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان را به خود اختصاص داده است نوشته ای است تحت عنوان«آغاز و پایان این راه !»نوشته شده توسط جعفر بلوری که در ادامه میخوانید:
راهی که دولت محترم پس از روی کار آمدن تاکنون در حوزه سیاست خارجی «طی کرده»، مسیری که «طی خواهد شد» و نقطهای که ادامه این راه در نهایت به آن «ختم خواهد شد»، موضوع نوشتار ما است.در این مطلب فقط به دنبال «نقد» مسیری هستیم که دولت محترم به نظر میرسد ناخواسته قدم در آن گذاشته است.
1- انتخاب موضوع هستهای و گره زدن تمام مشکلات اقتصادی و گاه غیراقتصادی به آن، شروع مسیری است که جریانهای سیاسی نزدیک به دولت آقای روحانی روی آن متمرکز شدهاند و دولت محترم نیز با برخی اظهارنظرها و عملکردها بر آن صحه گذاشته است. مسیری که به نظر میرسد، طرح آن حتی شاید پیش از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری و پیروزی دولت فعلی پیریزی شده باشد!شاید انتخاب این استراتژی، یعنی گره زدن تمام مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم به موضوع هستهای، با هدف تبدیل آن به مسئلهای «حیاتی» (نه صرفا ملی) برای مردم صورت گرفته است؛ تا بدین ترتیب این گونه نتیجه گرفته شود که یگانه راه رسیدن به هدف مطلوب، که داشتن ایرانی پیشرفته است، از مسیر سیاست خارجی میگذرد و حلال مشکلات پیش روی این مسیر نجاتبخش نیز خود آمریکاست!
به نظر میرسد، «مقصد» مرحله نخست رساندن مردم به این «باور» بود که اگر با آمریکا به اصطلاح «ببندیم» و موضوع هستهای را - که مسئله زیاد مهمی هم نبود! - رها کنیم نه تنها چیزی از دست نخواهیم داد بلکه، امتیازات زیادی به ویژه در حوزه اقتصادی به دست خواهیم آورد، چرا؟ چون سرنوشت اقتصادی و امنیتی کشور به این مسئله گره خورده است! چون آمریکا کدخدا است! چون این کشور میتواند با یک بمب تمام ساختار دفاعی ما را نابود کند و...
از همین روی بود که از مدتها قبل از آغاز مذاکرات هستهای، نه تنها موضوع هستهای بلکه موضوع رابطه با آمریکا در دستور کار رسانههای زنجیرهای داخلی و خارجی قرار گرفت. در این میان حتی برخی، اقدام به انتشار تصاویری از دیدارهای انجام نشده بین مقامات ایران و آمریکا کردند و توافق ژنو در میان این هیاهوی عجیب رسانهای حاصل شد.حال که گرد و خاک شانتاژهای خبری درباره توافق بزرگ! هستهای تا حدود زیادی خوابیده، با کمی تامل و البته انصاف میتوان بهتر به بررسی این توافقنامه پرداخت.واقعیت این است که دولت محترم، امتیازات ویژهای برای به دست آوردن مشتی «وعده» داد. وعدههایی که فقط چند ساعت دوام داشت. اکنون که در حال مطالعه این یادداشت هستید، غنیسازی 20 درصدی متوقف شده و رآکتور آب سنگین اراک نیز فعالیتی ندارد. حداقل از همین دو مورد میشد به عنوان بزرگترین برگهای برنده برای گرفتن امتیازاتی لااقل برابر استفاده کرد. درد اینجاست که فعالیت رآکتور آب سنگین اراک قبل از توافقنامه ژنو متوقف شده است!
نباید فراموش کنیم که غنیسازی در سطح بالا، به ظاهر هم که شده همیشه به عنوان «بزرگترین نگرانی» ادعایی غرب مطرح بود و این نگرانی اکنون رفع شده است! اما آیا نگرانیهای حقیقی ما نیز مرتفع شده است؟کافی است به موضعگیریهای وقیحانه غربیها که در سکوت غیرقابل توجیه طرف ایرانی صورت میگیرد، نگاهی انداخت. اوباما چند روز پیش در مرکز تحقیقاتی «سابان» در حالی که مارش پیروزی مینواخت، نسبت به آنچه از مذاکرات ژنو داد و آنچه گرفت مباهات میکرد. وزارت خزانهداری آمریکا نیز 20 آذر ماه 92، نوزده شرکت و شخصیت حقیقی را به لیست سیاه تحریمهای خود افزود، در حالی که طبق توافقنامه ژنو، اجازه چنین کاری را نداشت و البته تیم کارشناسی هستهای کشورمان نیز طی اقدامی انقلابی نشست هستهای خود در وین را بلافاصله پس از کارشکنی آمریکاییها رها کرد و به کشور بازگشت.
2- تا اینجای کار مروری کوتاه شد بر مسیری که طی شده است. اما ادامه این مسیر به کجا ختم خواهد شد؟به نظر میرسد، مراحل بعدی راهی که دولت محترم آقای روحانی بدون توجه به ابعاد آن برگزیده به مسائلی چون «حقوقبشر»، «تروریزم»، «حقوق اقلیتها» و... رسانده خواهد شد که تا حدودی هم رسانده شده است. البته نه حقوق بشر به معنی حقوق واقعی نوع بشر بلکه حقوق بشر مد نظر آمریکا. اینها از جمله مواردی هستند که طرف غربی پس از برنامه هستهای، برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران به طور ویژه و جدیتر از قبل در دستور کار قرار خواهد داد که برخی نشانههای آن مدتی است در قالب موضعگیریهای کاملا رسمی طرف خارجی خود را نشان میدهد.
متاسفانه همسو با دشمن، عدهای از شخصیتهای سیاسی و رسانهای داخلی نیز این «مسیر» را با در دستور کار قرار دادن مواردی چون، «حقوق شهروندی»، «ارسال نامههای سرگشاده برای آزادی فتنهگران» (حقوقبشر)، «لزوم توقف تشکیک در هولوکاست برای حمایت از مردم فلسطین» (تروریزم) و اظهارات تحریکآمیز در خصوص وضعیت اقلیتها و... در پیش گرفتهاند.لزوم آزادی فتنهگران، لزوم به رسمیت شناخته شدن حقوق فرقههای ضاله و برکشیده استعمار چون بهائیت، لزوم توقف حمایتها از مقاومت حزبالله، سوریه، فلسطین و... نیز مرحلهای است که احتمالا بعدها از سوی غرب با شدت و حدت هرچه تمامتر، مطرح و در داخل نیز به بهانه جلوگیری از اعمال تحریمهای تازه به شکل کاملا رسمی دنبال خواهد شد. البته در برخی موارد این پروسه به شکل غیررسمی یا نیمهرسمی آغاز شده و احتمالا در آینده به طور ویژه دنبال خواهد شد. مشابه پروسهای که این روزها در کشور اوکراین و با طرح شرط آزادی یولیا تیموشنکو، رهبر اپوزیسیون و آخرین نخستوزیر نارنجیها دنبال میشود. این رویکرد البته در اوکراین که از ساختار مردمی و مستحکمی نظیر جمهوری اسلامی برخوردار نیست، خیلی زود جواب داد و دولت اوکراین از مواضع خود در برابر غرب عقبنشینی کرد.
3- با نگاهی به شاکله توافقنامه، موضعگیریهای غرب و خواستههای جدید آنها، دیدن انتهای این مسیر کار زیاد مشکلی نخواهد بود.واقعیت این است که اسکلت و شاکله توافقنامه ژنو با هدف برچیده شدن تمام برنامههای هستهای ایران ریخته شده است. موضعگیریها در مورد حمایت ایران از تروریسم، لزوم رعایت حقوق بشر در ایران (اشاره به توقف حکم صریح قرآنی قصاص در قطعنامههای حقوق بشری سازمان ملل و...) که پس از توافق ژنو با قدرت و حدت بیشتری از سوی دشمن دنبال میشود نیز به خوبی انتهای مسیری را که جریانهای سیاسی و رسانهای اطراف دولت محترم القا میکنند نشان میدهد. در این بین البته نوع واکنشهای دولت محترم بسیار مهم و تعیینکننده خواهد بود!
4- چند ماه پس از فتنه 88، یکی از مدیران ارشد سابق مراکز اطلاعاتی آمریکا طی نشستی که با حضور گروهی از کارشناسان و رسانهها برگزار شده بود، پس از انتقاد از موضعگیریهای غیرکارشناسی رژیم صهیونیستی علیه ایران و اعلام این که این رژیم قادر به از بین بردن ایران هستهای نیست اما آمریکا قادر است! در نهایت نتیجه گرفت با بمباران نمیشود جلوی ایران هستهای را گرفت. وی در نهایت تنها راه غلبه بر ایران را احیای فتنهگران نامید و در اثنای تحلیل خود تصریح کرد: «ما با ایران هستهای مشکل نداریم بلکه با این ایران هستهای مشکل داریم»!راه موفقیت را اما رهبر معظم انقلاب پیش از این ترسیم کردهاند: «راه موفقیت این است که در مقابل دشمن، انسان یک قدم هم عقبنشینی نکند و الا موجب تشجیع دشمن در چنگ انداختن و دست انداختن میشود... ملت و مسئولین ایران در مقابل باجخواهی دشمنان عقبنشینی نمیکنند.»
کورش شجاعی مطلبی را در ستون سرمقاله روزنامه خراسان با عنوان«يکي بود، يکي نبود در آن سال هايي که چندان دور نبود»به چاپ رساند که به شرح زیر است:
يکي بود، يکي نبود، زير گنبد کبود، در آن سال هايي که خيلي دور نبود، آن سال هايي که دزدي ها و اختلاس ها و هديه هاي کلان و ميليوني نبود، در آن سال هايي که از تجملات و تشريفات خيلي خبري نبود، از خانه ها و ويلاهاي آنچناني و پورشه هاي اينچنيني خبري نبود، در آن سال هايي که در خانه ها از مبل ها و پرده هاي چند ميليوني خبري نبود، در آن سال ها که در مجالس عقد و عروسي اين همه بريز و بپاش و منوي غذاي چند ده هزار توماني نبود و از مهريه هاي به تعداد سال تولد سکه طلا و جهيزيه هاي کاميوني و پر از چشم و همچشمي خبري نبود، در آن سال ها که مراسم تعزيه ساده و بي ريا توي مسجدها و حسينيه ها برگزار مي شد و شايد با يک غذاي ساده ختم مي شد و دوربين هاي فيلم برداري تو صورت مردم و رو کفن ميت بنده خدا زوم نمي شد، در آن سال ها که تقريباً همه مردم قانع بودند و اکثر مسئولان هم از مردم قانع تر و ساده زيست تر مثل رجايي و باهنر، آدم هاي شهر و ديار ما ايراني ها خيلي با هم همدل و بي ريا بودند بيشتر به درد همديگر مي خوردند و از هم باخبر بودند.
همسايه از همسايه خبر مي گرفت، حال و احوال همديگر را مي پرسيدند، در شادي ها با هم شريک بودند، در غم ها خيلي بيشتر از اين روزها غمخوار هم بودند، رفت و آمدها هم زياد بود مردم بيشتر اهل گره گشايي بودند، صندوق هاي قرض الحسنه واقعي هم زياد بود گر چه سرمايه هايشان کم بود اما کار مردم را راه مي انداختند. گويا کلاهبرداري و دزدي و دروغ و ريا هم کمتر بود، رشوه و اختلاس و فساد کوچک و بزرگ بانکي و شهرام جزايري و خاوري فراري يا اصلاً نبود يا اگر هم پيدا مي شد خيلي خيلي معدود بود.در آن سال ها که خيلي دور نبود و نيست از اين وعده هاي توخالي و بي مبنا سر زبان مسئولان نبود، آن موقع ها از تهمت و افترا و لجاجت و فرافکني هاي مسئولان همچنين از قهر و آشتي و بگم، بگم و هاله نور دور سر رئيس جمهور هم خبري نبود، آري آن روزها همچنين از بعضي لجبازي هاي خاص و تن به قانون ندادن و حرف هيچ کس را گوش ندادن و اردوکشي خياباني و بعد از چند سال هنوز خود را حق دانستن و عذرخواهي نکردن از مردم و حتي فصل الخطاب ندانستن رهبري خبري نبود.
بله يکي بود، يکي نبود، زير گنبد کبود در آن سال هايي که خيلي هم دور نبود و بازار مکاره تحريم هاي ظالمانه و گراني هاي اينچنيني اين همه داغ نبود، در آن سال ها که ماجراي مشائي و حرف هاي خاص و آنچناني اش نبود، از مرتضوي و ماجراي تلخ کهريزک هم خبري نبود، از دهندگان و گيرندگان پاداش ها و هديه هاي ميليوني بعضي جاها از جمله تأمين اجتماعي خبري نبود، از بابک زنجاني و واسطه شدنش براي فروش ۲۴ ميليون بشکه نفت براي دور زدن تحريم ها و به قول خودش وارد کردن ۱۷ ميليارد دلار پول به کشور (که برخي مي گويند ضرورت داشته) خبري نبود همچنين از بدهي بيش از ۱۰ ميليارد دلاري او و قصه پرداخت ۲ ميليارد و ۶۰ ميليون يورويي اش به قول رئيس کميسيون اصل ۹۰ يعني همان جايي که براي بابک زنجاني پرونده تحقيق گشوده شده است، خبري نبود و تا اين لحظه آنچنان که بايد روشن نشده است که آيا او در جريان تحريم ها با کارهايي که انجام داده از جمله واسطه شدن براي فروش نفت و دور زدن تحريم ها که کار ساده اي نيست خدمتي در خور براي کشور انجام داده است يا از قِبَل تحريم هاي ظالمانه و برخي سوء مديريت ها و بي تدبيري ها، وي توانسته است توشه و باري بسيار بسيار در خور در کيسه خود بيندوزد که اميدواريم اين قصه هر چه زودتر براي افکار عمومي روشن شود.
بله يکي بود يکي نبود، زير گنبد کبود در آن سال ها که چندان دور نبود و آمار ازدواج جوانان بالا و آمار طلاق بسيار پايين و قبح و زشتي طلاق بين مردم خيلي خيلي زياد بود برعکس حالا که گويا اين طلاقي که عرش خدا را مي لرزاند براي برخي قبحي ندارد و متأسفانه به انواع طلاق هاي عاطفي و غيره تقسيم شده که بر اثر زياده خواهي و تنوع طلبي و گاه پيدا نکردن شناخت لازم در ابتداي ازدواج رخ مي دهد و متأسفانه آمار آن فاجعه بار شده است. در آن سال ها که مثل اين روزها برخي خيابان هاي تهران و شهرهاي بزرگ و حتي شهرهاي مذهبي همچون مشهد مقدس به سالن و نمايشگاه انواع و اقسام آرايش ها و بزک هاي تند و زننده و لباس هاي کوتاه و تنگ و چسبان مانکن ها و... تبديل نشده بود و سن ازدواج هم اين همه بالا نرفته بود و بيکاري و گراني نيز اينچنين بيداد نمي کرد که بهانه و بلکه عاملي مهم براي ترس از ازدواج شود در آن سال ها که تبعيض و فاصله طبقاتي کم به چشم مي خورد و رانت و پارتي و رابطه بسيار کم اثر و کم رنگ بود. در آن سال ها که هجمه فرهنگي مثل اين روزها به وسيله فضاي مجازي، اينترنت و انواع کانال هاي ماهواره اي و... تا عمق برخي خانه ها نفوذ نکرده بود.
بله يکي بود، يکي نبود، زير گنبد کبود در آن سال هايي که خيلي دور نبود يک دنيا عاطفه، مسئوليت پذيري، ساده زيستي، بي ريايي، فداکاري، جوانمردي و ايثارگري بود مخصوصاً در سال هايي که وطن عزيزمان مورد هجمه صداميان قرار گرفته بود آن سال ها و حتي چند سالي پس از آن هزار هزار جوان صف مي کشيدند براي بذل جان تا وطنمان، دينمان، انقلابمان و کشورمان بماند جاودان تا بيايد آقايمان صاحب زمان (عج). غير از چمران و صياد شيرازي و همت و باکري و کاوه و جهان آرا و برونسي که از بنايي به واسطه ايثارگري به فرماندهي رسيده بود و آن گاه که از جبهه به مرخصي آمده بود حتي برنتابيد که چند ساعتي فرش هايي را که از سپاه در خانه او براي آمد و رفت ميهمانان آورده بودند پهن بماند و زينت خانه اش باشد و... هزار هزار حسن عليپور داشتيم که وقتي از جبهه ها به مرخصي آمده بود و کتاني هايش چشم يک نوجوان محله شان را گرفته بود بي درنگ کتاني ها را به او هديه داد و دوباره کفش هاي کهنه اش را پوشيد و با اين که در جبهه مسئول تدارکات بود و صدها کفش و ديگر لوازم را کليددار و امانت دار بود تا دوباره نوبتش نشد به برداشتن کفش نو براي خودش حتي فکر هم نکرد.
آري هزار هزار محمدعلي توسلي داشتيم که موقع رفتن به جبهه پيش مادرش التماس مي کرد و زار زار گريه مي کرد و مي گفت برايم دعا کن. تا مادر دست به دعا برداشت محمدعلي گفت مادر برايم دعا کن تا براي قرآن و وطنم شهيد شوم، پيش خدا بروم و مادرش ناگاه دستش به نيمه رسيد و پايين آمد. گفت مادر جان تو بايد عصاي پيري من باشي اما باز هم محمدعلي به مادرش التماس کرد و گفت مادر تو را به خدا از من دل بکن تا بتوانم پرواز کنم آنقدر گفت که مادر با همه آرزوهايش تسليم شد و گفت برو مادر، و محمدعلي رفت همان شب مادر محمدعلي وقتي از حرم امام رضا(ع) به خانه بازگشت شب در خواب عده اي را ديد که در صفي نشسته اند و يکي يکي گويي به عرش پرواز مي کنند.
با محمدعلي خود که در صف نشسته بود و منتظر، گفت وگو کرد تا هنگامي که نوبت به محمدعلي رسيد و پَر کشيد و پس آن گاه مادر در عالم رويا ديد فرشته اي با دو بال که سري شبيه محمدعلي داشت در خانه را مي زند مادر از خواب پريد به کوچه آمد، ۲ ساعت از نيمه شب گذشته بود مادر در کوچه فرياد زد گلم، بلبلم، پسرم، پَر کشيدي؟ پدر شتابان سوي مادر آمد و گفت چه مي گويي. مادر گفت محمدعلي شهيد شد. صبح همان روز همسايه در خانه پدر و مادر محمدعلي را زد و گفت تلفن با شما کار دارد آخر آن زمان آن ها تلفن در خانه نداشتند، صدايي از آن طرف گوشي خبر شهادت محمدعلي را به مادرش داد و...
پدران و مادران زيادي مثل پدر و مادر محمدعلي توسلي و حسن عليپور، غيور جوانانشان را حتي ۲، ۳، ۴ و ۵ فرزند دلبندشان را به جبهه ها فرستادند و شهيد شدند تا خصم درمانده شود و ايران و قرآن و مام ميهن و استقلال و عزت وطن و سرافرازي ملت، تابنده و جاودان بماند و به لطف خدا ماند و خواهد ماند و هر روز سرافرازتر از ديروز به شرط آن که ياد و راه شهيدان و جانبازان و آزادگان پررهرو باشد که هست و هنوز هزاران هزار جوانمرد غيور با کوچکترين اشاره خلف صالح امام(ره) در صورت بروز هر حادثه اي يا تجاوزي آماده جوانمردي و جانفشاني اند و اين ميراث داران آن بزرگ مردان در همه صحنه هاي علمي و فني و تکنولوژيکي و سياسي و فرهنگي ثابت کرده اند که در صحنه اند و با توکل به خدا و پيروي از رهبري به عنوان عمود خيمه نظام به پيش مي تازند و حماسه مي آفرينند در همه عرصه ها، آنچنان که در انتخابات اخير اين مردم و جوانانشان حماسه آفريدند. همان حماسه اي که بار ديگر منطقه و جهان و دوست و دشمن را به شگفتي و تحسين ملت ايران واداشت حماسه اي که ناخداي فرزانه کشتي انقلاب با گفتار و رفتار و مواضع خود نقش اساسي در شکل گيري آن داشتند و به خوبي اين حماسه را پيش بيني کرده بودند.
اين مردم و جوانانشان علي رغم همه فشارهاي سياسي و تحريم هاي اقتصادي و با وجود همه نقص ها و کاستي هاي برخي مسئولان و راه گم کردگان همچنان در بسياري از عرصه ها نشان داده اند که به برکت انقلاب و اسلام و هدايت هاي امام و رهبري و از همه مهمتر لطف خداوند به توانمندي ها و ظرفيت هاي بالقوه و به فعليت در آمده خود و کشورشان باورمندند و با قبول و باور عميق به اين که «ما مي توانيم» به دنيا و تاريخ اثبات کرده اند که قدم هاي قابل توجه در ارتقاء فرهنگ و دينداري خصوصاً جوانان برداشته شده است. اعتکاف سالانه چند صد هزار دانشجو و دانش آموز در مساجد و حرم مطهر امام رضا(ع) و استقبال گسترده از سفرهاي راهيان نور، حضور چند ده ميليوني مردم در اماکن مقدس در شب هاي قدر و حضور آحاد ملت خصوصاً جوانان در دعاي عرفه و نمازهاي عيد قربان و غدير و برگزاري عزاداري هاي چند ده هزار نفري باشکوه در ايام تاسوعا و عاشوراي حسيني، حضور قابل توجه پير و جوان و دختر و پسر در گروه هاي عزيمت کننده به زيارت امام رضا(ع) با پاي پياده بخشي از اين توفيقات است. پيشرفت هاي روز افزون در اکثر عرصه هاي علمي و دفاعي که اصلي ترين عامل پيشرفت و توسعه خوداتکايي کشور است از جمله ديگر توانمندي هاي به فعليت رسيده اين ملت است. تداوم و افزايش عزت ملت در نزد ملت هاي آزادي خواه جهان از ديگر برکات مقاومت و عزت مداري مردم اين سرزمين است.
و اما براي مانايي و جاودانگي و سرافرازي هر چه بيشتر ايران مسئولان نيز بايد همچون امام عزيز سفر کرده و خلف صالحش با توکل به خدا و باور مردم و روحيه انقلابي و عزتمداري همچون رجايي و باهنر و بهشتي و مطهري و ديگران به وظايف و تکاليف سنگين خود در مقابل خداوند و اين ملت عزيز و بزرگوار عمل کنند و با خدا و مردم صادق باشند و هميشه به خاطر داشته باشند که اين انقلاب و کشور به بهاي سنگيني پابرجا مانده و اساساً اين انقلاب با اقتدا به سرور و سالار شهيدان حسين بن علي(ع) شکل گرفته و قرار است در مسيري حرکت کند که اميرمومنان و پيش از او حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي(ص) گام برداشته اند.
در مسير همان امامي که براي حفظ بيت المال در مقابل تقاضاي برادرش عقيل، آهن گداخته به دست او نزديک مي کند و براي انجام برخي امور که شخصي مي داند، شمع بيت المال را خاموش مي کند و شمعي از اموال خود برمي افروزد و در همان ۴ سال و اندي حکومت بي نظيرش در تاريخ با همه فتنه ها و دسيسه هايي که قاسطين و ناکثين و مارقين به پا کردند آنچنان با توکل به خدا و پيروي از سنت پيامبر اعظم نه تنها خود با تقوا پيشگي هميشگي و بي بديلش به داد و عدالت با مردم رفتار کرد بلکه حتي واليان و استانداران خود را نيز به شدت به تقوا و عدالت و رعايت حقوق مردم توصيه مي فرمود. مولاي متقيان در فرازي از سخنان گهربارش درباره دقت در حفظ بيت المال خطاب به کارگزاران حکومت مي فرمايد: قلم هاي خود را نازک بتراشيد و خط هايتان را نزديک به هم بنويسيد تا از اسراف پرهيز شود و حالا اين مسئولان هستند و خون شهيدان و مقتداي مومنان، علي(ع) تا چه بگويند و چگونه عمل کنند و در مقابل خدا و رسول و قرآن و شهيدان و اين مردم چه پاسخي داشته باشند.
محمود فرشیدی در مطلبی با عنوان«سران قوا و ضرورت تقويت شوراي عالي انقلاب فرهنگي»در ستون سرمقاله روزنامه رسالت به چاپ رساند اینگونه نوشت:
"فرهنگ، حاشيه و ذيل اقتصاد و سياست نيست، بلكه اقتصاد و سياست، حاشيه وذيل فرهنگ هستند." رهبر معظم انقلاب اسلامي هفته گذشته در ديدار رئيس و اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي ضمن تاكيد بر نكته مهم فوق، رهنمودهاي ديگري نيز ارائه فرمودند. معمولا هر سال در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مقام معظم رهبري موارد كليدي و حساسي را يادآور شده و حتي بعضا با زبان گلايه از اعضاي شوراي عالي، پيگيري آنها را خواستار شده اند و شايسته است رسانه هاي ارتباط جمعي به نمايندگي از جامعه، فهرست اين رهنمودها را تدوين و اجراي آنها را پيگيري كنند.در اين ديدار، رئيس جمهور محترم نيز اين نكته را متذكر شد كه "اگر دولت قصد داشت بهترين مشاوران فرهنگي را برگزيند، نمي توانست بهتر از اين اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي را انتخاب كند." و بدين ترتيب به شايعاتي پايان داد مبني بر اينكه پيشنهاد رئيس جمهور، تغيير دبير و اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي قبل از پايان دوره آنان و جايگزيني برخي آشنايان مي باشد.
در شرايطي كه دشمنان اسلام و ايران، دهها و صدها بنياد و موسسه فرهنگي براي مقابله با ارزش ها و باورهاي ديني و فرهنگي ما تاسيس كرده اند و با اختصاص بودجه هاي هنگفت از آنها حمايت مي كنند، روشن است كه ارتقاي جايگاه و تقويت شوراي عالي انقلاب فرهنگي و برنامه ريزي براي هدايت و گسترش فرهنگ، ضرورتي راهبردي است و بايد در رأس اقدامات نظام و دولت قرار گيرد.
البته دشمن براي آنكه برنامهريزيهاي تخريبياش با مقاومت فرهنگهاي مورد هجوم، مواجه نشود، در پوشش دفاع از "آزادي" براي تحميل فرهنگ خود تلاش مي كند و اين در حالي است كه نظام سلطه در سرزمين خود كوچكترين نماد فرهنگي مخالف را بر نمي تابد چندان كه حتي دختران دانش آموز را به جرم داشتن روسري از تحصيل محروم مي كند اما عليرغم اين رويارويي و هجوم فرهنگي، دولت ها و
مجلس ها به علت تغييرات چهارساله و نيز مشكلات روزمره اجرايي، اقتصادي و اجتماعي، كمتر فرصت پرداختن به مسائل فرهنگي را پيدا كرده اند و از طرف ديگر عملكرد غير سياسي شورايعالي و حركت در مسير اهداف نظام اسلامي، نشان دهنده آن است كه اين نهاد
مي تواند به عنوان تكيه گاهي مطمئن، نقشي تاثيرگذار در عرصه مسائل فرهنگي كشور ايفا نمايد و در شرايطي كه استكبار جهاني، مقابله با ارزشهاي فرهنگي ما را هدف قرار داده است و با گسترش فساد اخلاقي و بي بند و باري، اعتياد و ترويج مكتب هاي شيطاني و توليد انبوه شبهات، تخريب هويت ايراني، اسلامي جامعه ما خصوصا جوانان و نوجوانان كشور را نشانه گرفته است، ريشه يابي و شناسايي عوامل فرهنگي گرايش به اين ناپاكيها، وظيفه سنگيني است كه اين شورايعالي بايد در قبال آن بيش از پيش احساس مسئوليت كند.
کد مطلب: 28568
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcivwar.t1avq2bcct.html