
آخرین خاطره ی شاگرد بی ادعای خمینی از استاد
19 دی 1391 ساعت 6:41
زاهدانه:مدير وبلاگ عدالت مولانا علی علیه السلام _ دل نوشته ها نوشت :
ماندگار ترین خاطره « آقا مجتبی تهرانی » از امام راحل :
آنان که مدّتی درس اخلاق « حاج آقا مجتبی » را درک کرده باشند دلدادگی و شیدائی ایشان به امام خمینی را به خوبی احساس می کردند . ایشان علاوه بر اینکه استخوان بندی دروس اخلاق خود را بر روش دروس اخلاقی امام خمینی بسته بودند ، اساس روش و منش و زیّ طلبگی خویش را نیز بر همان قالب ریخته بودند و شیدائی ایشان به استاد به اندازه ای بود که وقتی در بحث هایشان گریزی به خاطره ای از امام راحل می زدند ، برافروخته گی چهره ی ایشان تپش قلب مخاطبان را هم بالا برده و عشق به خمینی را منتشر می کرد.
ایشان امسال در مراسم آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه ی تهران در مدرسه ی مروی با خاطره ای از امام راحل منش و رفتار بعضاً فراموش شده ی طلبه گی را یادآور شدند.
ایشان گفته بود که در همان ایام طلبه گی که درس وبحث را در قم شروع کرده بودند برای آمدن به تهران به گاراژهایی که محل تجمع اتوبوس و ماشین های مسافر کشی بود رفته و سوار بر اتوبوسی شده بودند ، که در همین موقع حضرت امام که آن زمان از مراجع و مدرسان نامی قم بودند تنها و بدون آلایش و به تعبیر مرحوم حاج آقا مجتبی « طلبه وار » وارد ماشین شده و در کنار آقا مجتبی این طلبه و آقا زاده ی جوان نشسته و راهی تهران شده بودند.
آخرین خاطره گویی رسمی ایشان از حضرت امام گوشزد جدی ای بود برای عدم فراموشی این زیّ طلبگی ، ایشان فرموده بود : « امام در زمانی اینگونه مردمی و بی تکلّف به ماشین سوار شده بود که در آن زمان نیز مدرسانی کمتر از ایشان ماشین و دفتری و تشکیلاتی داشتند...»
ایشان می گفت امام راحل به من فرمودند :
« ارزش انسان به خانه، باغ و اتومبیل نیست. .. زی طلبگیات را حفظ کن که اگر آن را حفظ نکنی به روحانیت لطمه خواهد خورد و لطمه به روحانیت، لطمه به اسلام است . »
یک طلبه و روحانی جوان که جزو کم درآمد ترین اقشار کشور است طبیعتاً زیّ طلبگی و مردم داری خود را دارد پس اشاره ای که در این خاطره گویی مرحوم آقا مجتبی نهفته ، خطاب به کسانی است که تشکیلات و دفتر و دستی به بیت االمال دارند ، که نباید اینها منجر به اشرافی گری روحانیت شود.
معمولاً اگرعالمی پس از گذشت بیش از پنجاه سال از طلبگی اش برجسته ترین خاطره ای که در اواخر عمرش یادآوری می کند چنین خاطره ای باشد،نشان دهنده ی تأثیر پذیری ایشان از این سبک زندگی بوده است .
ساده زیستی ، میراث استاد به شاگرد :
و البته منش حاج آقا مجتبی همینگونه بود ، با وجود مرتبه شان در حوزه ی تهران و مقام علمی بالا و نوع منششان که همواره در مراقبه و حالت جذبه ی خاصی قرار داشتند - که اگر ساعت ها در جایی بودند سخنی نمی گفتند- ولی جویندگان به راحتی به ایشان دسترسی داشتند و در جوار مشاهد شریفه مثل مضجع شریف علی بن موسی الرضا علیه السلام ایشان را چون خیلی از عوام می توانست دید که تک و تنها در حال زیارت خواندن است .
مرحوم حاج آقای مجتهدی در توصیف ایشان می گفت : « حاج آقا مجتبی ، مرجع بی یال وکوپال است . » درست بود ، کسی که ایشان را نمی شناخت ، از ظاهر ایشان نمی فهمید که ایشان آیا یک مرجع تقلید تهرانی است یا یک امام جماعت روستایی .
به راستی در زمانه ای که برخی به واسطه ی کوچکترین انتسابی به حضرت امام خود را طلبکار هفت نسل مردم و انقلاب می دانند و آقازادگانشان را بر گنج های نظام می نشانند ، این شاگرد برجسته ی امام خمینی چه کم داشت از تفاخر به این انتسابات ؟!
چرا بنیادی ، موسسه ای و مریدانی سینه چاک و سهم خواهی های آنچنانی در ایشان دیده نشد ؟!
گویا آنکه مست جام خمینی است از تکاثر و تفاخر بیزاری دارد و خودی را نمی بیند و از مظاهر خودی فراری است و اگر هم برای امور نظام مسئولیتی بگیرد به دنیا و دارایی آن چون جیفه و مرداری می نگرد.
وحشت فتنه گران مدعی اصلاحات از دروس اخلاق«آیت الله مجتبی تهرانی»:
شاید برخی به دلیل نپرداختن ایشان به مسائل سیاسی تصور کنند این دروس کاربرد سیاسی نداشته و حتّی آنرا بی فایده می دانستند ، ولی در درس اخلاق مداوم ایشان که در زمان دولت های کارگزاران و مدعی اصلاحات نیز ادامه داشت ، گرچه گریزهایی کلّی و انتقادی مطرح می شد ولی در مجموع مبانی ای از اخلاق اسلامی تبیین می شد که با رویکرد آنان در تضاد بود ، بنابر این حقد و کینه ی این جماعت به ایشان که هیچگاه مستقیم به آنها نپرداختند نشانه ی احساس خطری است که شیاطین از دروس اخلاقی دارند.
در دوران وانفسای دولت خاتمی که نشریات بی حیا هتاکانه تمام مقدسات را تحقیرمی کردند در جریان فتنه « قتل های زنجیره ای » که در دولت خاتمی برای هدم انقلاب طراحی شده بود ، نشریات حامی خاتمی انگشت اتهام را به این عالم فرزانه نشانه گرفتند و بی پروا در اینباره نوشتند و حال نیز در جریان رحلت ایشان سایت های خارجی فتنه سبز بر همان اکاذیب شرم آور می دمند . ولی در گستاخی این جماعت همین بس که حال برای زمینه چینی بازگشت خود ، خاتمی به ارسال پیام تسلیت مبادرت می کنند!!! گویا وی افکار عمومی و حزب اللهی ها را خیلی پرت تصور کرده است .
البته در مشغول شدن غالب افراد به جریان موهوم انحرافی ، خاتمی و دوستان فتنه گرش باید هم فهم نیروهای وفادار انقلاب را چنین به سخره بگیرند ، و خداوند جزای شایسته به کسانی که این موقعیت را برای وی فراهم کردند خواهد داد.
ولی با همه آن اهانت ها با وجود اینکه مشتاقان خاص دروس ایشان صدها جوان رزمنده و غیر رزمنده بودند ،هیچگاه کسی برای آیت الله تهرانی تحصن و سر وصدایی به پا نکرد.
سی سال تدوین منظومه ی اخلاق اسلامی ؛ نیاز گمشده ی امروز :
این فقیه کوشا که سالیان زیادی کرسی دروس فقه و اصول و تفسیر قرآن داشتند ولی تلاش بی وقفه شان در تدوین ِ علمی ، مباحث اخلاقی برجسته گی خاصی دارد.
این مداومت و چند دهه کوشش امروز ضرورتش بارز می شود .
چراکه اگر اخلاق اسلامی که مانند احکام و اعتقادات دانشی واجب است ، همه گیر می شد و به خصوص در بین خواص مهجور نمی ماند ، امروزِ ما خیلی متفاوت با آنچه که هست ، بود .
اگر حرمت « ریاست طلبی و جاه طلبی » فهمیده می شد امروز چندین حزب و جبهه و دهها سیاسی کار با هر ترفندی به مسابقه ی قدرت نمی پرداختند و مانع خدمتگزاران نشده و آنها را هشت سال آماج زشت ترین تهمت ها نمی کردند .
اگر « ضرورت اشتغال به عیوب خود تا عیوب دیگران» برایمان مطرح بود آنقدر انحراف و عیب در خود می دیدیم که وقت پرداختن به دیگران نمی یافتیم .
اگر حرمت « ریختن آبروی مؤمن » برایمان جا می افتاد و طبق روایات منزلت مؤمن را همتراز « کعبه » می یافتیم هر شنیده ای را قابل بازگو کردن نمی دانستیم و اگر ...
سرانجام سی سال مداومت بر تبیین اخلاق اسلامی و ترمیم معضلات رفتاری و رفع رذائل اخلاقی در« مکتب محبّت » همان اثر بی نظیری است که به درد امروز ما می خورد.
ولی از لطیفه های تلخ روزگار ماست که نام مردی بی ادعا و شهرت گریز بهانه ای برای شهرت طلبی و هوس بازی سیاسی برخی می شود که بگذاریم و بگذریم ...
حرکت نمادین رهبری معظم انقلاب اسلامی در به جا آوردن نماز این عالم کمتر شناخته شده در میان تشییع کنندگان میلیونی و برگزاری مراسمی با شکوه از طرف معظم له گویای مرتبه ی خطیر و پاسداشت زحمات نیم قرن تلاش علمی ایشان است .
بجاست خاطرات عبرت آمیز ایشان با رجوع به شاگردان واقعی بازگو شود و صوت وتصویر دروس اخلاق که از ابتدای انقلاب اکثراً ضبط شده است در رسانه ی ملّی به گوش جان مشتاقان رسانده شود ، - البته اگر تنگ نظری ها باز مانع این خیر نشود - چراکه باید صداوسیما با پرواز بالگرد و فیلمبرداری هوائی عظمت تشییع جنازه ی این فقیه و عارف بی ادعا را به نمایش می گذاشت تا با تهمت پراکنی رسانه های فتنه ی خارج از کشور مقابله می کرد که نکردند (!!!)
خداوند رهبری معظم انقلاب اسلامی تنها شاگرد مکتب امام خمینی که علم و عمل و اخلاق و سیاست را در هم آمیخته و زیّ طلبگی را با وجود رهبری بر کشور ثروتمند ایران حفظ کرده است تا ظهور حجتش حفظ فرموده و حوزه های علمیه را از الگو گیری از این اسوه های اخلاق اسلامی بهره مند گرداند و مراکز علمی را خالی از اخلاق نکند .
مسعود شفیعی کیا
91/10/17
(سال تولید ملّی و حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی )
صفر 1434
انتهاي پيام
کد مطلب: 9405
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcj.yehfuqexisfzu.html