
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های یکشنبه
24 فروردين 1393 ساعت 8:18
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ...را در این قسمت میخوانید.
مطلبی که روزنامه کیهان با عنوان«سایه پیش روی!»و به قلم حسین شریعتمداری در ستون یادداشت اول خود به چاپ رساند به شرح زیر است:
1- این نوشته در پی آن نیست که تلاش بیوقفه تیم مذاکرهکننده هستهای کشورمان را نادیده بگیرد و یا در انگیزه آنان برای حفظ و حراست از دستاوردهای نظام خدشهای وارد کند ولی شواهد و نشانههایی در دست است که نشان میدهد آنچه تاکنون و در جریان مذاکرات اخیر با گروه کشورهای 5+1 به دست آوردهایم با آنچه وعده داده شده بود و انتظار میرفت فاصله زیادی دارد تا آنجا که میتوان گفت تنها دستاورد دور جدید مذاکرات اثبات بیخدشه این واقعیت بوده است که «آمریکا قابل اعتماد نیست»!و این، اگر چه با دستاوردهای مورد انتظار همخوانی نداشته و از جنس و سنخ دیگری است ولی بیتردید دستاورد بزرگی است که میتواند در ترسیم «نقشهراه» نقش سرنوشتسازی داشته و برخی از توهمات پمپاژ شده طی سالهای اخیر را از میان بردارد.
و اما، این فاصله که پر ناشدنی به نظر میرسد را نه در کوتاهی تیم مذاکرهکننده، بلکه باید در بستر و چارچوب -modality- تحمیل شده مذاکرات جستوجو کرد و به قول «لاپلاس»، کسی که در کویر پشت به خورشید میدود، همواره سایه خود را پیش روی خواهد داشت و نباید تصور کند که با افزایش سرعت میتواند از سایه خود سبقت بگیرد! چاره کار، تغییر «جهت حرکت» است و نه؛ افزایش سرعت.یادداشت پیش روی، اگر از وسوسه اصحاب وطنفروش فتنه 88 و لیبرالهای سینهچاک و خود باخته- و بعضا خود فروخته- غربگرا دور بماند، در پی همدلی و همراهی با تیم مذاکرهکننده کشورمان است و در وسع و اندازه خود، لغزشگاههای مسیری که پیش گرفته شده است را به نمایش میگذارد و بر این واقعیت تاکید دارد که بستر و چارچوب کنونی مذاکرات همان «شتر مجنون» در داستان ملایرومی است که دل در گرو کُرِه خود دارد و برای رسیدن به «کویلیلی» قدم ازقدم بر نمیدارد. بخوانید!
2- فردای آن روز که توافقنامه ژنو به امضاء رسید - یکشنبه 3 آذرماه 92 / 24 نوامبر 2013 - «فرد کاپلن» روزنامهنگار مشهور آمریکایی و ستوننویس روزنامههای نیویورک تایمز، نیویورکر، آتلانتیک و اسلیت آنلاین و مؤلف چند کتاب در زمینههای نظامی و جنگ هستهای، طی مقالهای با ابراز تعجب نوشت:« چند هفته پیش یک مقام رسمی ارشد کاخ سفید از من و چند روزنامهنگار دیگر دعوت کرد تا نظر ما را درباره پیشنویس توافقنامهای که قرار بود اوباما در مذاکره 5+1 با ایران به طرف ایران پیشنهاد کند جویا شود. وقتی متن پیشنویس توافقنامه را دیدیم، آن را کاملاً یکسویه ارزیابی کردیم و همه ما بر این باور بودیم که ایرانیها هرگز این متن را نخواهند پذیرفت و به شرایطی که در آن آمده است تننخواهند داد. پیشنویس توافقنامه به گونهای بودکه هیچیک از مواد آن نمیتوانست با اعتراض یک آمریکایی، یک اسرائیلی و یا یک عرب متعصب روبرو شود. اما امروز که متن توافقنامه یکشنبه ژنو منتشر شد با کمال تعجب دیدم همان پیشنویسی است که چند هفته قبل دیده بودم و اکنون تیم هستهای ایران، برخلاف انتظار ما، بدون کمترین تغییری در متن پیشنویس به آن تن داده و پذیرفته است.»!
کیهان در همان اولین روزهای بعد از توافق ژنو و در جریان رصد رسانههای آمریکایی به نوشته «فردکاپلن» در سایت «اسلیت آنلاین» دسترسی پیدا کرده بود ولی به مصداق آیه شریفه «ان جائکم فاسق بنباء... اگر فاسقی خبری آورد، درباره آن تحقیق کنید» انتشار آن را به مصلحت ندیده و ترجیح داده بودیم که با اعلام پیروزی تیم هستهای و رئیسجمهور محترم کشورمان همسویی کنیم، اما وقتی متن توافقنامه ژنو - به روایت وزارت خارجه خودمان و نه fact sheet کاخسفید- منتشر شد، با کمال تاسف آنچه فردکاپلن نوشته بود را «واقعی» یافتیم و طی چند یادداشت و گزارش به نقد مستند توافقنامه پرداختیم اما، باز هم به نوشته یاد شده استناد نکردیم، و این در حالی بود که برخی از دوستان با کملطفی! کیهان و اسرائیل را به همسویی در مخالفت با توافقنامه ژنو متهم میکردند و در همان حال کاپلن به صراحت نوشته و استناد کرده بود توافقنامه ژنو هر آمریکایی و اسرائیلی متعصبی را هم راضی کرده است.
امروزه اما، بسیاری از دیرباورها نیز به این باور رسیدهاند که در توافقنامه ژنو امتیازهای نقد دادهایم - نظیر امتیاز غنیسازی 20 درصد - ولی حتی وعدههای نسیه هم نگرفتهایم، که افزایش تحریمها، غیرقابل دسترس بودن اقساط داراییهای خودمان که بلوکه شده است و... فقط بخشی از آن وعدههای نسیه و انجام نشده است.
3- روز چهارشنبه هفته گذشته، رهبر معظم انقلاب در دیدار مدیران و کارشناسان سازمان انرژی اتمی، نقشه راه فعالیت هستهای کشورمان را ترسیم کردند و بر این محورهای غیرقابل تغییر تأکید ورزیدند که؛ «فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران در زمینه تحقیق و توسعه هستهای به هیچوجه متوقف نخواهد شد و هیچیک از دستاوردهای هستهای نیز تعطیلبردار نیست... و کسی هم حق معامله بر روی آنها را ندارد و کسی هم این کار را انجام نخواهد داد... تنها راه این است که به مسیر پیشرفت خود با قدرت ادامه دهیم و زیر بار حرف زور نرویم»...حضرتآقا با اشاره به فضاسازی بینالمللی دشمن علیه برنامه هستهای کشورمان فرمودند «برهمین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هستهای موافقت شد تا این جو جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود»
اکنون و باردیگر با تأکید بر قابل تقدیر بودن تلاش تیم هستهای کشورمان میتوان گفت؛ لازمه تحقق نقشه راهی که رهبرمعظم انقلاب ترسیم فرمودهاند تغییر بستر مذاکرات- نه توقف آن - و تدوین چارچوب و مدالیتهای متفاوت با چارچوب کنونی مذاکرات است.
این چارچوب میتواند و باید در محدوده معاهده NPT و پادمانهای مربوطه تدوین و تعریف شود، چرا که بستر کنونی مذاکرات با زیادهخواهیهای غیرقانونی و محورهای فراتر از معاهدات پذیرفته شده بینالمللی و عرف رایج و شناخته شده مذاکرات تهیه و ارائه - بخوانید تحمیل - شده است.در اینباره اگرچه گفتنیهای درخور توجهی هست ولی در محدوده این نوشتار تنها به نمونههایی از آن اشاره میکنیم و باقی به بعد میگذاریم.
4- آمریکاییها در جریان مذاکرات واژه مندرآوردی «BREAK OUT - نقطهگریز»، را که در هیچیک از متون قانونی و فایلهای فنی و حقوقی هستهای سابقه ندارد، به میدان مذاکره آورده و ادعا میکنند فعالیت اتمی ایران باید به گونهای باشد که در صورت تصمیم به ساخت سلاح هستهای - نقطهگریز از معاهده NPT- حداقل بین 12 تا 18 ماه با تولید سلاحاتمی فاصله داشته باشد. جانکری در مصاحبه اخیر خود گفته است این فاصله در حال حاضر فقط 2 ماه است! آمریکاییها برای افزایش «نقطهگریز» از - به قول خودشان - 2ماهبه 18ماه، تاکید میکنند و به جد از تیم هستهای کشورمان میخواهند که
الف: تعداد سانتریفیوژهای فعال کمتر از 4 هزار دستگاه باشد!
ب: مواد هستهای ذخیره شده - اورانیوم زیر 5 درصد - بیشتر از 2000 کیلو نباشد!
ج - ایران با پذیرش پروتکل الحاقی -بازرسیهای سر زده، از هر جا و در هرزمان- زمینه نظارت دایمی بر فعالیت هستهای خود را فراهم آورد.
تن دادن به این خواسته غیرقانونی حریف که متأسفانه برخی خبرها از پذیرش - دستکم ضمنی- آن از سوی تیم کشورمان حکایت میکند، یعنی، دست کشیدن از غنیسازی صنعتی و کاهش فعالیت هستهای ایران در حد آزمایشگاهی! در این صورت، باید تأسیسات فعال هستهای کشورمان را برای همیشه از چرخه قانونی خارج کرده و اوراق کنیم و در یک کلام، فعالیت هستهای نداشته باشیم. آمریکاییها در مذاکرات به صراحت از واژه اوراق کردن -DISMANTLE- بهره گرفتهاند.
این در حالی است که معاهده NPT و پادمانهای مربوطه، هیچگونه محدودیتی برای تعداد سانتریفیوژها، میزان ذخیرهسازی اورانیوم غنی شده و درصد آن قائل نشده و تنها راه پیشگیری از تولید سلاح را در بازرسیهای آژانس تعریف کرده است.
5- آمریکاییها در جریان مذاکرات واژه جدید دیگری نیز با عنوان «ابعاداحتمالی نظامی PMD» اختراع کرده و ادعا میکنند، برای اطمینان از این که احتمال رویکرد به تولید سلاح هستهای در جمهوری اسلامی ایران وجود نداشته و یا در گذشته حرکتی در این جهت صورت نپذیرفته است باید به تمامی پرسشهای قبلی 5+1 پاسخ داده شود و اجازه بازرسی از تمامی مراکز نظامی و تسلیحاتی، شناسایی تمامی دانشمندان هستهای و مذاکره و مصاحبه با آنها، معرفی تمامی افراد و مراکزی که مورد نظر بازرسان باشد و... نیز در دستور کار قرار گیرد.نکته درخور توجه آن که، حریف هیچ نقطه پایانی برای اعلام نتیجه این بازرسیها و عادی شدن پرونده هستهای ایران مشخص نمیکند و نقطه پایان را نه در اطمینان فنی و حقوقی، بلکه در اقناع خود میداند و در مواردی اعلام کرده است که انجام این بازرسیها و اعلام نتیجهنهایی حداقل - تاکید شده است که حداقل - 20 سال طول میکشد!
گفتنی است که آمریکاییها اعلام کردهاند بعد از بازرسی از یک مرکز و اطمینان از عدم وجود فعالیت هستهای در آن، میتوانند باز هم برای بازرسی به آن مرکز مراجعه کنند چرا که بعید نیست در فاصله بعد از بازرسی اول، انحراف به سوی تولید سلاح -DIVERSION- صورت پذیرفته باشد! این بهانه را پیش از این درباره پارچین پیش کشیده بودند، تن دادن به این خواسته غیرقانونی حریف نیز مفهومی غیر از تعطیل کردن و توقف فعالیتهای هستهای کشورمان ندارد. پیش از این طی یادداشتی با یک محاسبه سرانگشتی نتیجه گرفته بودیم که پایان این بازرسیها حداقل 200 سال به درازا میکشد!
طرح پیشنهادی 5+1 برای راکتور آب سنگین اراک نیز به مفهوم تعطیلی این مرکز است، از جمله با این پیشنهاد که ظرفیت آن از 40 مگاوات کنونی به 10مگاوات-یعنی تقریبا هیچ- کاهش یابد و...دراینباره و مخصوصا درباره وعدههای نسیه و دمدستی و «ریز» حریف که متأسفانه در برخی رسانهها «درشت نمایی» می شود گفتنیهای دیگری نیز هست که به بعد میگذاریم.
امیر حسین یزدان پناه ستون سرمقاله روزنامه خراسان را به مطلبی با عنوان«آمريکا و تصويب قانون براي يک نفر!»اختصاص داد که در ادامه میخوانبد:
مخالفت صريح دو مجلس قانونگذاري و نيز دولت آمريکا با معرفي حميد ابوطالبي به عنوان نماينده ايران در سازمان ملل متحد، که اين روزها در ميان خبرها حتي رقيب جدي خبرهاي مربوط به مذاکرات هسته اي نيز شده است، فصل جديدي به پرونده تنش هاي اين کشور با ايران اضافه کرد. آن هم درست در زماني که براساس توافق ژنو، 2 طرف تعهد داده اند در طول اجراي اين توافق با «حسن نيت» در جهت حفظ فضاي سازنده در مذاکرات هسته اي فعاليت کنند. با وجود مستندات حقوقي که درباره صدور رواديد براي ديپلمات هاي سازمان ملل وجود دارد به نظر مي رسد اقدام آمريکا برخلاف تعهدات بين المللي خود به خصوص در اين برهه زماني داراي اهداف و نيز پيامدهاي مهمي است. اما اهداف آمريکا از اين اتفاق چيست؟
1 - يک هفته پيش روزنامه فايننشيال تايمز در يادداشتي به بررسي دستاوردهاي آمريکا در حوزه ديپلماسي در دوران رياست جمهوري اوباما پرداخت و نوشت: «درحالي که آمريکا در حال از دست دادن متحدان نزديک خود است، اين کشور فهميده است که جايگزين کردن اين متحدان کار سختي است.» اين روزنامه نتيجه گرفته که حيثيت آمريکا به خصوص در حوزه ديپلماسي دچار خدشه شده و حتي کشوري مانند عربستان نيز که سال ها متحد نزديک آمريکا در جنوب غرب آسيا بوده است دارد از اين کشور دور مي شود. به بيان ديگر آمريکا براي ادامه حضور در منطقه اي که بيشترين هزينه هاي مالي و سياسي را برايش در پي داشته است، يعني خاورميانه، بايد در مقابل متحدانش کارتي براي رو کردن داشته باشد کارتي که متحدان منطقه اي را از آمريکا راضي کند.
رضايتي که ديروز با تمجيد آيپک از اقدام ضد ايراني دولت آمريکا در عدم صدور رواديد براي ابوطالبي خود را نشان داد. اما اکنون تلاش آمريکا براي نشان دادن اقتدار از دست رفته اش تبديل به نوعي رقابت حيثيتي با ايران نيز شده است که کوتاه آمدن هر کدام از آن ها در مقابل ديگري براي دولت مغلوب پيامدهاي سياسي سنگيني را در پي خواهد داشت.
2 - اين اتفاق را همچنين مي توان «سنگ محکي» براي ورانداز کردن رفتار ايران و آمريکا در مقابل ديگري دانست. آن هم در شرايط جديدي که از 6 ماه پيش، پس از 35 سال ميان دو کشور آغاز شده است. چه اين که براساس بند 11 موافقتنامه 1947 ميان سازمان ملل و دولت آمريکا، موسوم به «موافقتنامه مقر»، دولت آمريکا بايد تسهيلات لازم را براي صدور رواديد و فعاليت هاي ديپلمات هاي جهان در سازمان ملل در نيويورک «به سرعت و بدون هيچ هزينه اي» فراهم کند.
شايد ايران هرگزگمان نمي کرد براي ديپلمات با سابقه اي که در چندين کشور مهم دنيا به عنوان سفير حضور داشته و حتي پيش از اين به آمريکا نيز سفر کرده و رواديد گرفته است، رواديد ديپلماتيک صادر نشود. حتي برخي رسانه هاي آمريکايي همچون نيويورک تايمز مدعي شده اند که ايران نيز با اين معرفي مي خواهد ببيند با کدام آمريکا مقابل يک ميز مي نشيند و آيا در رويکردهاي واشنگتن نسبت به تهران تغييراتي ايجاد شده است يا نه؟ در مقابل به نظر مي رسد که آمريکايي ها نيز با اين مخالفت قاطع به دنبال سنجش دولت ايران هستند. قانونگذاران و مجريان دولت آمريکا در پي آن هستند که ببينند آيا با ايراني روبه رو هستند که قبلا سراغ داشته اند يا اين کشور حالا بايک مخالفت جدي و رسانه اي حاضر است از تصميم خود براي معرفي ابوطالبي صرف نظر کند؟
ديروز ايران اعلام کرد که نماينده اش را عوض نمي کند و از مجاري قانوني آن را پيگيري خواهد کرد. مجاري که در همان موافقتنامه 1947 پيش بيني شده و براساس آن اختلاف ها برسراجراي اين موافقتنامه بايد به نهاد داوري که دادگاهي متشکل از 3 داور است ارجاع شود.
3 - به نظر مي رسد آمريکايي ها همچنين به دنبال اثبات ميزان تسلط خود بر بزرگترين سازمان بين المللي جهان هستند. چه بسا آمريکايي ها با اين اقدام، سنگ بناي اقدامات مشابه ديگري را پايه گذاري کنند که مي تواند حتي براي سازمان ملل نيز زنگ خطر را به صدا در آورد.در کنار اين موارد که مي تواند ترسيم کننده اهداف آمريکا براي اتخاذ رويکرد اخير اين کشور باشد، شرايطي که به وجود مي آيد را مي توان حاوي پيامدهايي نيز دانست:
الف- آمريکا با صادر نکردن رواديد براي ابوطالبي عملا انتقادهايي را که از تاثيرپذيري سازمان هاي بين المللي از آمريکا حکايت مي کنند تاييد کرد و نشان داد که اين کشورصلاحيت ميزباني از اين نهادها را ندارد. سازمان ملل نيز پس از اين اقدام آمريکا و تاکنون دراين باره سکوت کرده و تنها اعلام کرده که اين موضوع مربوط به ايران و آمريکاست! تا به اين ترتيب حتي صلاحيت و بي طرفي اين سازمان نيز در حمايت از اعضاي خود بارديگر زيرسوال برود.
ب- قانونگذاران و دولتمردان آمريکايي با اين اقدام وفاداري خود به ديپلمات هاي کشورشان که در سال 58، به روايت اسناد کشف شده از سفارت اين کشور در تهران، در تدارک براندازي انقلاب نوپاي مردم ايران بودند را ثابت کردند و نشان دادند هر زمان که لازم باشد مي توانند با رجوع به گذشته، اتفاقات را آن طور که خودشان مي خواهند روايت کرده و به اين وسيله به طرف مقابل خود فشار وارد کنند.
ج- نکته مهمي که بايد به آن توجه ويژه کرد اين است که آمريکايي ها مي گويند افرادي که به جاسوسي يا تروريسم و خشونت عليه شهروندان آمريکايي متهم هستند نمي توانند رواديد ورود به آمريکا بگيرند. اين موضوع در قوانين داخلي آمريکا آمده و براساس همين قانون، کنگره طرح ممانعت از ورود ابوطالبي به خاک آمريکا را تصويب و دولت اين کشور آن را اجرا مي کند. به بيان ديگر آمريکا نشان داد به استناد قوانين داخلي خود، کنوانسيون ها و موافقتنامه هاي بين المللي را که رسما امضا کرده است آن جايي که لازم بداند نقض و تفسير کرده و برايش قانون وضع مي کند.
د- اما اين تصميم آمريکا هزينه مهمتري نيز در فضاي داخلي کشورمان براي کاخ سفيد که طي ماه هاي پس از روي کار آمدن دولت يازدهم سعي مي کند وجهه مثبتي از خود نشان دهد در پي خواهد داشت و اين تلاش آن ها را نقش برآب مي کند. تلاشي که مصداق مهم آن پيام هاي نوروزي اوباما است. اين اتفاق اين سوال را براي مردم ايجاد ميکند که چرا آمريکا با دولتي از ايران که تلاش کرده است روابط را با او بهبود ببخشد چنين خصمانه و خلاف موازين قانوني برخورد مي کند؟ سوالي که مي توان پاسخ آن را در اختلافات بنيادين آمريکا با ايران جستجو کرد نه در ادبيات و لحن اين دولت يا دولت قبلي .به نظر مي رسد آنچه مساله اصلي آمريکا با ايران است ادبيات تند دولت قبل نبوده است چه بسا که اتفاقا ادبيات نرم باعث گام به جلو و زياده خواهي بيشتر شده است.
محمد کاظم انبارلویی عنوان«عنصر زمان در مذاكرات»را به سرمقاله خود چاپ شده در ستون سرمقاله روزنامه رسالت اختصاص داد:
موضوع مذاكرات هسته اي ايران و1+5 با راهبرد نرمش قهرمانانه به پيش ميرود. نگراني كه از سوي نخبگان جامعه و آگاهان به مسائل سياست خارجي وجود دارد اين است مبادا اين نرمش به "چرخش" برسد."زمان" در مذاكرات مهم است و از اين مهمتر نوع واصل توافقات ميباشد بر خلاف برخي كه توافق ژنو را با عهدنامه تركمنچاي مقايسه ميكنند بايد پذيرفت اين توافق نه فتح الفتوح است و نه چيزي كه در يك داوري افراطي آن را با قرارداد تركمنچاي مقايسه كنيم. اين دوره از مذاكرات همانند دور اول در زمان دوران اصلاحات كه 678 روز طول كشيد آزموني جديد براي راستي آزمايي مقاصد و نيات غربيهاست كه در دور اول آنها نشان دادند نميتوانند اعتماد ما را جلب كنند. نتيجه عقبنشينيهاي كارگزاران هستهاي دولت خاتمي باعث شد در تابستان 82 كشور تا مرز حمله نظامي آمريكا تهديد و متهم به محور شرارت شود.
در21شهريور 82 شديدترين قطعنامه آژانس بينالمللي انرژي اتمي عليه ايران صادر شد. امروز نيز عليرغم اينكه آمانو بارها اعلام كرده است ايران به تعهدات خود در توافق ژنو عمل كرده است و عليرغم اينكه طرف غربي به تمام تعهدات خود عمل ننموده و اما و اگرهايي در تئوري توافق و عمل به توافق ميآورد شاهد صدور قطعنامه ضدايراني پارلمان اروپا تحت عنوان راهبرد اتحاديه اروپا درباره ايران هستيم.قطعنامهاي كه استقلال سياسي كشور را به سخره گرفته است.
قوانين مترقي قرآن و احكام نوراني اسلام در باب قصاص و همجنسگرايي مورد و هن قرارداده و حتي مشروعيت راي رئيس جمهور را زير سئوال برده است بايد ديد كجاي كار ما ايراد داشته كه اتحاديه اروپا را دچار توهم كرده است. قرارداد تركمنچاي قرارداد ننگيني بود سرزمينهاي زيادي را از تماميت ارضي كشور جدا كرد. اما ننگينترين بند آن ماده هفتم معاهده بود كه ناظر به حمايت و تعهد پادشاه روسيه نسبت به حمايت از قاجار و سلطنت عباس ميرزا بود اين ماده پاي روسها را هميشه به دخالت مستقيم و آشكار در امور داخلي ايران باز كرد. تضمين سلطنت قاجار ربطي به مناقشات مربوط به سرزمينهاي اختلافي نداشت. اما ناديده گرفتن عزت و شرف ملي و استقلال كشور باعث شد كه چشم و گوش كساني حتي مثل قائممقام فراهاني نسبت به اين خبط عظيم بسته بماند.اگر امروز مي بينيم پارلمان اروپا خود را مجاز ميداند در ريز مسائل سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و علمي دخالت كند و قطعنامههاي يك سويه تركمنچايي صادر كند، محصول همان خبط عظيم است.
جالب است پارلمان اروپا رسما از يك جماعت روسياه، فتنه گر و تبهكار در داخل حمايت ميكند. آنها اين بد نامي ( بخوانيد تحتالحمايگي) را نه تنها انكار نميكنند، بلكه با آن نوعي همنوايي هم مينمايند.انجمن صنفي مطبوعات كه اكنون اغلب كادرهاي آن به خارج فرار كردند و در بيبيسي، راديو آمريكا و رسانههاي دشمن كار ميكنند مورد حمايت برخي در داخل قرار ميگيرد و براي بازگشايي آن به پروندهسوزي روي ميآورند، قوه قضائيه در برابر اين پديده زشت كه اين انجمن شعبهاي در داخل داشته باشد مقاومت ميكند. يك دفعه پس از يك ماه پارلمان اروپا تمام قد از اين جماعت حمايت ميكند و اين همصدايي را با عناصري در داخل واتاب ميدهد.
بگذريم، زمان براي توافق مهم است. امام(ره) زماني قطعنامه را پذيرفت كه تمام دنيا پشت صدام ايستاده بودند و سر ريسماني را گرفته بودند كه امام(ره) اين سوي مقابله آن را رها نمي كرد. امام(ره) با هوشمندي در زمان خاص خود سر اين ريسمان را رها كرد در آن سوي ريسمان همه روي هم ريختند و در اين در هم ريختگي سر صدام به بالاي دار رفت. آمريكاييها درگير جنگي شدند كه فاتح آن ايران بود. هيچ كس تا كنون نبوغ امام(ره) را در هشت سال پايداري و مقاومت در دفاع مقدس به تحليل ننشسته است. فتوحات امام (ره) در صلح به مراتب بزرگتر و عجيبتر از دوران جنگ بود.
فتوحاتي كه نه تنها باعث سقوط بغداد شد بلكه جغرافياي نظامي و سياسي منطقه را به سرعت دگرگون كرد به گونهاي كه رژيم صهيونيستي براي اولين بار طعم تلخ شكست را در نبردهاي 33 روزه حزبالله، 22 روزه و8 روزه حماس تجربه كرد. نگارنده معتقد است پذيرش توافق يك روزمانده به گزارش 100 روزه رئيس جمهور به مردم به لحاظ "زماني" ممكن است يك توافق "خوب" بوده باشد. اما اگر اين شتابزدگي وجود نداشت، شايد ما به يك توافق "خوب"تر ميرسيديم.در مثل مناقشه نيست اما در قضيه تركمنچاي عباس ميرزا به نصايح خير خواهان هم در "شروع" هم در " اتمام" جنگ توجهي نكرد او تعجيل كرد و مرتكب ننگين ترين خيانت به كشور شد.
چهارشنبه گذشته مذاكرات وين 3 پايان يافت. ظريف در پايان مذاكره گفت: "توافق كرديم هيچ چيز مورد توافق نيست تا همه چيز مورد توافق قرار گيرد" او تاكيد كرد "تا 60 درصد به توافق رسيديم" مفهوم اين سخن با گزاره فوق اين است كه در هيچ چيز توافق نكرديم.اين در حالي است كه آژانس و شخص آمانو مرتب گزارش ميدهند كه ايران به تعهدات خود عمل كرده است. از سويي هيچ سخني از نحوه عمل به تعهدات طرف مقابل نيست. آمريكاييها هنوز تحريمهاي بانكي و پتروشيمي را برنداشتند.اگر اين چند موضوع را در پايان مذاكرات، بگذاريم در كنار اين سخن آقاي ظريف كه هنوز كار جدي نياز است موضوع پيچيدهتر ميشود.
مذاكرات وين 3 مثل هميشه با لبخند طرفين پايان يافت و قرار شد ملاقات بعدي 23 ارديبهشت باشد. ما در دور بعدي مذاكرات در حالي كه حداقل 40 درصد اختلاف داريم مي خواهيم وارد تدوين پيش نويس توافقنامه نهايي شويم، پيشنويس وقتي در دستوركار قرار
مي گيرد كه تمام توافقات صورت گرفته و فقط طرفين روي كلماتي كه بار حقوقي توافق را تضمين كند وارد اين مرحله ميشوند. آيا اكنون در چنين وضعيتي به سر ميبريم؟اوضاع جهان به هم ريخته است. مسائل اوكراين به مانند صحنه يك بزن بزن واقعي اعضاي1+5 در آمده است. روسها را از گروه 8 اخراج كرده اند معلوم نيست آن طرف ميز مذاكرات، اوضاع همانند گذشته باشد.
ارزيابي و درك عنصر "زمان" براي تيم مذاكره كننده ما مهم است. آيا كساني كه در خط مقدم ديپلماسي كشور در حال نبردند به اين مهم توجه دارند.اگر اين غفلت صورت گيرد ممكن است نرمش قهرمانانه به نوعي چرخش در سياست خارجي تبديل شود.چهارشنبه گذشته مقام معظم رهبري در ديدار با مديران و متخصصان سازمان انرژي اتمي چارچوبهاي دقيقي را براي ادامه مذاكرات مطرح فرمودند كه بايد مورد توجه تيم مذاكره كننده باشد. اين چارچوبها به شرح زير است:
1- هيچ يك از دستاوردهاي هسته اي تعطيل بردار نيست، مسئولان در اين مورد بايد تعصب داشته باشند.
2- كسي حق معامله بر روي دستاوردهاي هستهاي را ندارد.
3- مذاكرهكنندگان هيچ حرف زوري را نبايد از طرف مقابل بپذيرند.
4- دانشمندان هستهاي راهي را كه آغاز كردند با قدرت ادامه دهند.
اين چارچوب و خطوط قرمز اعلام شده در گذشته بايد در تنظيم پيشنويس لحاظ شود و اگر نشود پيش نويس و نيز توافق به عمل آمده ورق پارهاي بيش نيست.
یکی از مصادیق عینی توفیق شبکههای تلویزیونی صداوسیما در فراگیری و جذب حداکثری مخاطب را میتوان در برنامههای نوروز سال 1393 مشاهده کرد؛ در حالی که شبکههای مختلف ماهوارهای فارسیزبان تمام توان خود را بهکار بستند تا مردم ایران را جذب برنامههای بیمحتوای خود سازند، نتایج حاصل از نظرسنجی نشان میدهد در نوروز 93 مردم ایران غالبا بیننده برنامههای تلویزیونی شبکههای داخلی بودهاند. این موفقیت میتواند نتیجه عواملی چون برنامهریزی محتوایی دقیق، تقسیم کار شبکهای، بهرهگیری بهینه و مطلوب از منابع محدود و توجه علمی و عملیاتی به ذائقه و سلیقه مخاطب باشد. شبکههای مختلف تلویزیونی، ویژهبرنامههای سال تحویل خود را در فضایی گرم و صمیمانه و براساس ماموریت تعریف شده با حضور جمع زیادی از شخصیتها، هنرمندان و ورزشکاران برای مردم به نمایش گذاشتند و از فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی، آیینها و رسمورسوم دیرینه و فلسفه نوروز سخن گفتند. پخش جدیدترین فیلمهای سینمایی ایران و جهان، ساخت سریالهای پرمخاطب و پرمحتوا برای شبکههای مختلف، نمایش مستندهای فاخر ایرانی، پخش مسابقات و جنگهای پرنشاط و نظایر آن در کنار پیشبینی ویژهبرنامههایی برای پوشش مناسب ایام فاطمیه، قاطبه مردم را راضی نگه داشت.
این سریالها علاوه بر در نظر گرفتن وجه سرگرمی و طنز، تلاش کردند تا به گونههای مختلف پنهان و آشکار، برخی آموزههای تربیتی و هنجارهای اخلاقی را در جامعه رواج دهند. تبلیغ و تشویق مهماننوازی، تقبیح عادتهای مذموم، نکوهش دروغگویی، حساس کردن افکار عمومی نسبت به ضرورت حفاظت از محیطزیست، تاکید بر آثار و نتایج صفات اخلاقی چون صبر، قناعت و فداکاری، اهمیت دادن به تکریم و محترم شمردن جایگاه بزرگترها، پدر و مادر و ریشسفیدها، احیای گویشها و لهجههای بومی و استانی، تاکید بر روزی حلال، نمایش پیوندهای شیرین و محبتآمیز خانوادگی با وجود برخی گرفتاریها و مشکلات و نظایر آن تنها گوشهای از پیام سریالهای نوروزی سال 1393 بود. مجموع این عملکرد رو به جلو گویای یک واقعیت انکارنشدنی است و آن اینکه رسانه ملی و از جمله معاونت سیما طی سالهای اخیر در مسیر حرکت خود همزمان با توسعه فیزیکی، گسترش سرمایههای فکری و خلاقیت و نوآوری را در اولویت قرار داده است؛ اصلی که رمز موفقیت رسانههای پیشرو دنیا در چند دهه گذشته بوده است.
عنوان«گسترش مناسبات اقتصادي كليد مديريت فضاي ديپلماسي»به مطلبی چاپ شده در ستون سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی و نوشته شده توسط سروش صاحب فصول اختصاص یافت:کد مطلب: 32492
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcj8xet.uqe8hzsffu.html