
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های سهشنبه
2 ارديبهشت 1393 ساعت 7:53
روزنامه کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
حسین شمسیان مطلبی را با عنوان«تدبیر و اعتماد»در ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان به چاپ رساند که در ادامه میخوانید:
با پایان یافتن مهلت قانونی ثبتنام برای دریافت یا انصراف از دریافت یارانهها، نقاط ضعف و قوت این روش بیشتر آشکار شد و بسیاری از پیشبینیها تحقق یافت. ضعفهایی که در برخی اقدامات پیشتر دولت محترم نظیر سبد کالا هم وجود داشت و بیتردید اگر بنایی برای اصلاح روند تصمیمسازی وجود نداشته باشد بیم آن میرود، در برنامههای آتی دولت هم شاهد آن باشیم. اکنون با رویکرد آسیبشناسی و تحلیل چرایی ماجرا به چند نکته اشاره میشود با این توضیح ضروری که همه کسانی که از وضعیت اقتصادی کشور خبر دارند و آرزومند بهبود معیشت مردمند صرفنظر از نگاه سیاسی و جناحی، در این موضوع متفق و هم عقیدهاند که اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانهها بسیار ضروری و اجتنابناپذیر است و همراهی مردم و انصراف آنان که تمکن و توانایی دارند، امری غیرقابل انکار و خدشه است و اما نکات:
1- نخست اینکه آیا این روش یعنی فراخوان عمومی و تقاضای خود اظهاری، امری معقول و منطقی بود یا شیوههای بهتری هم وجود داشت؟ گرچه نمیتوان هیچ شیوهای را بری از عیب و نقص دانست اما به نظر میرسد شیوه انتخاب شده، به فرض داشتن حسن، معایب بسیار بیشتری داشت این امر متاسفانه ناشی از عدم کار کارشناسی در تصمیمگیری از یک سو و شتابزدگی در اجرا از دیگر سوی ماجراست. اصرار بر اعلام زمانبندیهای مطالعه نشده مانند بهبود معیشت مردم در صد روز، ارائه 2 سبد کالا در سال 92، و اکنون آغاز مرحله دوم هدفمندی در همین هفته، بیش از آنکه ناشی از تدبیر باشد، حاکی از تعجیل است! تعجیلی که معلوم نیست چه کسی یا کسانی آن را بعنوان فرض مسلم و اصل اول برنامههای دولت ترویج میکنند! دولت در حالی داعیه تدبیر و استفاده از نخبگان را دارد که برای امری مثل ثبتنام، از نظر کارشناسان بهرهای نبرد و ترجیح داد به روش سنتی ثبتنام بسنده کند، در حالیکه در یک محاسبه ساده میتوانست بخش وسیعی از قشر مستحق دریافت یارانه نقدی را شناسایی کند. چگونه!؟ آمارها از اشتغال ده میلیون نفر در مشاغل کارگری حکایت دارد.
حدود هفت میلیون نفر مستمریبگیر کمیته امداد و سازمان بهزیستی هستند. بیش از 2/5 میلیون نفر کارمند دولتند که بخش زیادی از آنها مستحق دریافت یارانهاند. افزون بر اینها بدون تردید مرزنشینان بعضی مناطق جنوب و شرق و غرب کشور و کسانی که در دورترین نقاط مرزی مانند سیستان و بلوچستان با سختی روزگار میگذرانند نیز مستحق دریافت یارانهاند. زنان سرپرست خانوار هم جزء قشری هستند که ضرورتا در این فهرست باید جایی داشته باشند. همین چند قلم - که بانک اطلاعاتی آن به سادگی و سهولت در دسترس دولت است- نیازمندترین اقشار را تشکیل میدهند. میتوان به این جمعیت، بخشی از روستائیان و یا گروههای مشابه را افزود و نهایتا به جماعتی رسید که درباره ضرورت پرداخت به آنها تردیدی وجود ندارد. در نقطه مقابل دولت میتوانست با داشتن بانک اطلاعاتی مالیاتی کشور، بسیاری از کسانی که نام آنها در اظهارنامهها و سامانهها ثبت شده و از تمکن معقول و قابل قبولی برخوردار بودند را از گردونه یارانهبگیران حذف نماید. که البته قرار است چنین کند.
پس از این امر که فقط بعنوان نمونه از برخی مصادیق آن نام برده شد، گروههای برخوردار از یارانه معرفی میشدند و البته فرصتی داده میشد که هر کس به رغم همه دقتهای دولت باز هم خود را مستحق میداند، مراجعه کند و با ارائه مستنداتی، ضرورت دریافت یارانهاش را اثبات کند. آیا این مسیر آسانتر نبود!؟
2- اما چرا چنین شد!؟ و چرا مردم کمترین همراهی را نشان دادند تا جائیکه معاون اجرایی رئیسجمهور صراحتا اعلام کند: «آمار بدست آمده از انصرافها خوشایند نبوده است»واقعیت غیرقابل انکار اینست که مردم ما، همواره ثابت کردهاند که در سختترین برههها و شرایط، آماده فداکاری و جانفشانی برای کشور و هموطنانشان هستند و این موضوع آنقدر روشن است که نیاز به مثال و مصداق ندارد. اکنون نیز چنین است. اگر همین فردا خدای نخواسته در گوشهای از کشور، حادثهای مثل سیل و زلزله رخ دهد، همه کسانی که برای یارانه ثبتنام کردهاند، مبالغی به مراتب بیشتر از یارانه یکماه و حتی چند ماهشان را بیهیچ چشمداشتی تقدیم هممیهنانشان خواهند کرد. این موضوع فقط نیازمند یک شرط است و آن اعتماد است. اگر این «اعتماد و اطمینان» حاصل شود همهچیز درست خواهد شد.
در آن شرایط است که دولت میتواند بجای درخواست از مردم برای انصراف یارانه، حتی از آنها بخواهد برای احیاء یک استان، به دولت کمک کنند و تاریخ ایران ثابت کرده که مردم چنین میکنند. روزهای جنگ را که یادمان نرفته! زلزلههای رودبار و بم که در خاطرمان هست! این مردم همان مردمند فقط باید باورشان کرد و در اذهانشان اطمینان ایجاد کرد. اما مردم وقتی میبینند برخی از مسئولان رده اول زندگی فاخر و غیرمتعارف دارند نگران میشوند، وقتی از ثروت افسانهای یکهزار میلیاردی فلان وزیر میشنوند، دیگر باور نمیکنند که او، درد آنها را میفهمد! وقتی مردم به یاد میآورند که در صد روز وعده داده شده، بهبودی در معیشتشان حاصل نشد، سبد کالا به شکلی تحقیرآمیز توزیع شد و یک قبض برق ساده برخلاف قانون با ارقام نجومی و عجیب تولید و توزیع شد، نگران میشوند که این بار رئیسجمهور شخصا متوجه شد و دخالت کرد، اگر بعدا صدای ما به او نرسد چه!؟ اینها و مصادیق بسیار دیگر، اموریست که با نهایت تاسف اعتماد مردم را دچار خدشه کرده و تا این اعتماد بازسازی نشود، انجام بسیاری از امور که نیازمند مشارکت مردم است با دشواری مواجه خواهد بود.
ذکر این نکته ضروریست که ظاهرا افرادی - که کیهان پیش از این و از جمله در سرمقاله روز گذشته به ماهیت و هویت آنها اشاره کرده است - بیهیچ اهمیتی به تاثیر سوءتخریب پایگاه اعتماد مردم، با نفوذ در بدنه دولت اهداف خود را پیش میبرند و فرصت حضور در دولت را - که البته به ناحق نصیبشان شده- صرف اغراض سیاسی و اهداف اقتصادی خود کرده و میکنند. آنها با گشاده دستی از کیسه اعتبار رئیسجمهور خرج میکنند. آنها دولت را برای 4 سال بهرهکشی و تمتع میخواهند و برایشان مهم نیست که بعد از 4 سال چه بر سر اعتبار آن و اعتماد مردم میآید!
3- و اما اکنون چه باید کرد؟ برای احیاء اعتماد عمومی و نیز بهبود معیشت مردم، باید به آنها نزدیک شد، مثل آنها زندگی کرد و مثل آنها سختیها را تحمل کرد. اگر قرار است در قیمتها اصلاحی انجام شود، صادقانه دلایل آن را با مردم مطرح و از آنها درخواست همکاری نمود. زبان تهدید و تحقیر - که متاسفانه فراوان بکار برده میشود- باعث دوری بیش از پیش مردم خواهد شد.
از سوی دیگر نباید این احساس ناصواب در مردم تقویت شود که پول ناشی از انصراف آنها صرف برخی امور خاص و یا تقدیم برخی ثروتمندان و سرمایهسالاران میشود. مردم باید در عمل و نه در حرف مشاهده کنند که دولت با مفسدین اقتصادی چه کرده است؟ نه اینکه یک پرونده فساد اقتصادی - که باید به آن رسیدگی شود - با اهداف سیاسی هر روز بر سر زبانها باشد و از کوچکترین اقدام برای وصول یکصد هزار میلیارد تومان معوقه بانکی هیچ خبری نباشد. خبری نباشد که یکی از بانکهای طلبکار، با این کلان بدهکاران همان معاملهای را میکند که با یک بدهکار جزء و خردهپا میکند.
و بالاخره دولت باید فضایی ایجاد کند که هر صاحبنظر و اندیشهای با آزادی کامل سیاستهای او را نقد کند و فضای تعاطی افکار عمومی رونق بگیرد. اساتید دانشگاه و صاحبنظران بتوانند سیاستهای مختلف دولت را آزادانه- و البته مشفقانه- نقد کنند تلاش برای پیشگیری از انتقاد یقینا سبب ریزش اعتمادها و دلسردی اندیشمندان خواهد شد. امری که قطعا به نفع دولت نخواهد بود. و این راهکارها به همین چند عبارت محدود نیست...
روزنامه خراسان ستون یادداشت روز،روزنامه خود را به مطلبی با عنوان«نقش نهاد خانواده در اقتصاد مقاومتي»نوشته شده توسط وهاب قلیچ اختصاص داد:
گرچه نقش مسئولان، سياستگذاران و دولتمردان در به ثمر رسيدن اقتصاد مقاومتي در کشور غير قابل کتمان است وليکن نبايد فراموش کنيم که به هر تقدير «اقتصاد مقاومتي يک اقتصاد مردمي است». اين جمله بيانگر اين حقيقت است که بدون حضور و حمايت آحاد اقشار جامعه، تحقق اقتصاد مقاومتي دور از دسترس خواهد بود. در اين بين، آنچه که رفتار اقتصادي بدنه جامعه را در مسير نيل به اهداف اقتصاد مقاومتي قرار مي دهد، مقوله اصلاح فرهنگ اقتصادي است که در شعار سال 1393 به وضوح مورد تاکيد قرار گرفته است.
جاي هيچ ترديدي نيست که نهاد خانواده، مهمترين و اثرگذارترين نهاد در شکل دهي رفتار اقتصادي افراد جامعه است و وظيفه رسانه ها، نهادها و متوليان فرهنگي است که خانواده ها را با رفتار بهينه و صحيح اقتصادي آشناتر سازند. امروزه گرچه تعداد برنامه ها و ميزگردهاي رسانه ملي و مقالات و يادداشت هاي جرايد در مقوله تبيين و تحليل مباحث اقتصاد کلان به طرز چشمگيري زياد است، اما فقدان برنامه ها و محتواهاي فرهنگي جذاب و گيرا براي آموزش و فرهنگ سازي رفتار خرد اقتصادي افراد جامعه چه در باب اصلاح الگوي خريد و چه در باب اصلاح الگوي مصرف به شدت احساس مي شود.
در ادامه به عنوان نمونه به چند مورد از رفتارهاي خرد اقتصادي که مي تواند براي کمک به تحقق اقتصاد مقاومتي در اقتصاد کشور، در فرهنگ خانواده هاي ايراني نهادينه شود اشاره مي نماييم:
1. از آنجا که اقتصاد مقاومتي يک اقتصاد درون زا و حامي سرمايه و کار ايراني مي باشد، فرهنگ خريد کالا و خدمات بايستي حتي الامکان ناظر به خريد محصولات ايراني باشد. مسلماً گرايش بيشتر خانواده هاي ايراني به محصولات ايراني، افزون بر ارتقاي سطح اشتغالزايي و توليد داخلي به قوام اقتصاد ملي مي انجامد.
2. سوق دهي خانواده هاي ايراني به کاهش خريد کالاهاي تجملي و لوکس و گرايش بيشتر به خريد کالاهاي اساسي و ضروري، مي تواند به مقاومت و خوداتکايي اقتصاد ملي و حفظ ذخاير ارزي کمک شاياني نمايد. ترويج سبک زندگي بر حسب «هزينه کرد متناسب با درآمدهاي موجود» و نه بر اساس «درآمدهاي آتي و انتظاري» که به مقروض سازي هر چه بيشتر خانواده هاي ايراني مي انجامد، مي تواند از جمله اين راهکارها باشد.
3. تحريم همگاني خريد کالاهاي احتکار شده توسط محتکرين و سودجويان و نيز تحريم همگاني خريد کالاهايي که به صورت غيرمنطقي به يکباره با افزايش قيمت مواجه شده اند مي تواند به حذف دلالاني که ارزش افزوده اي براي اقتصاد ايجاد نمي کنند، بينجامد. متاسفانه در رفتار اقتصادي مردم ما به تدريج فرهنگ «هجوم براي خريد بيشتر، همزمان با افزايش سطح قيمت ها» به وجود آمده است که اين امر جز رشد مخرب بخش دلالي و واسطه گري در اقتصاد و افزايش بي دليل قيمت ها نتيجه اي نداشته است.
4. آمارهاي تاسف بار اسراف منابع طبيعي و خدادادي همچون اسراف در مصرف نان و مواد غذايي، اسراف در مصرف آب، اسراف در مصرف حامل هاي انرژي همچون گاز و برق و بنزين و مصاديق فراوان ديگر نشان از رفتار غيربهينه و غيراقتصادي خانواده هاي ايراني دارد. شايد آسيب شناسي عميقتري لازم است تا بهتر دريابيم چرا با وجود معارف بسيار غني اسلامي مبني بر الگوي صحيح مصرف، در ساليان اخير فرهنگ اسراف و مصرف گرايي به اين حد افزايش يافته است!
5. ترويج فرهنگ کار و توليد و تلاش و تقبيح و مذمت رفتارهاي تن پرورانه و نيز احترام و ارج گذاري به فرهنگ کسب روزي پاک و حلال از ديرباز در خانواده هاي ايراني وجود داشته است. در اين برهه حساس تاريخي که اقتصاد مقاومتي به يک ضرورت غيرقابل اجتناب براي اقتصاد ايران تبديل شده است، توجه عميق تر خانواده ها در تعليم و آموزش اين فرهنگ متعالي به فرزندان و آينده سازان اين مرز و بوم بيش از پيش ضرورت مي يابد. البته در کنار نقش والدين، وظيفه اي بس سنگين بر عهده نظام آموزش و پرورش، نظام آموزش عالي کشور و رسانه هاي جمعي نيز احساس مي شود که در جاي خود قابل بحث و بررسي بيشتري مي باشد.
فراموش نکنيم که خانواده هاي ايراني صرفاً تماشاچي فعاليت ها، تصميمات و سياستگذاريهاي دولتمردان خود نيستند؛ بلکه آنان خود مستقيماً در زمينِ مجاهدت و کوشش حاضر بوده و حرکت جهادي و هوشمندانه آنان است که تحقق هرچه سريعتر و بهتر اقتصاد مقاومتي را در کشور عزيز اسلامي مان رقم مي زند.
کد مطلب: 32753
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcjtaet.uqe8izsffu.html