
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های سهشنبه
5 آذر 1392 ساعت 8:06
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ... را میتوانید در این قسمت مطالعه کنید.
در ابتدا به ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان میپردازیم که مطلبی را با عنوان«دُم رضاخانی اصحاب فتنه !»به قلم حسین شریعتمداری در رابطه با بی اعتماد بودن آمریکا به چاپ رساند:
خدای مهربان بر درجات شهید بزرگوار، مرحوم آیتالله مدرس بیفزاید که وقتی از سوی رضاخان برای ایشان پیغام آوردند که «به آقای مدرس بگوئید پا روی دم من نگذارد»، در پاسخ فرمود؛ «به رضاخان بگوئید محدوده دماعلیحضرت کجاست؟ چراکه بنده هر جا پا میگذارم، فریاد ایشان به آسمان بلند میشود و اعتراض میکند که باز هم مدرس دم مرا لگد کرد»!با وجود آن که رخدادهای نزدیک به دو ماهه اخیر در جریان مذاکرات تیم هستهای کشورمان از نیویورک تا ژنو و نیز ادعاهای بیاساس مقامات آمریکایی درباره توافق هستهای ایران و 5+1 در ژنو 3، به وضوح نشان داده است که دیدگاه و نظرات از قبل اعلام شده کیهان درباره غیرقابل اعتماد بودن آمریکا صحت داشته است، جریان مرموزی در داخل کشور که ننگ وطنفروشی در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 را بر پیشانی خود دارد و در آن ماجرا نقش ستون پنجم مثلث آمریکا، انگلیس و اسرائیل را بازی کرده بود، اصرار دارد، رونمایی مستند کیهان از هویت باجخواهانه آمریکا و متحدانش را به حساب مخالفت با تیم هستهای کشورمان و نادیده گرفتن تلاش بیوقفه آنان بنویسد!
این جریان که به علت خیانتهای افشا شده در میان مردم جایگاهی ندارد و از این روی جرأت نمیکند با چهره واقعی خود به صحنه بیاید، در سایه روشنهای دروغین حمایت از دولت و تیم مذاکره کننده هستهای ظاهر میشود و با مشاهده هرگونه اعتراض به آمریکا و پردهبرداری مستند کیهان از ترفندهای فریبکارانه آن، به خشم میآید و این خشم و عصبانیت از کیهان را در پوشش جعلی حمایت از دولت و تیم مذاکره کننده بیرون میریزد و توضیح نمیدهد که چرا باید از اعتراض کیهان به ترفندهای باجخواهانه آمریکا جیغ بنفش بکشد؟! و احساس کند که کیهان «دم رضاخانی» اصحابفتنه را لگد کرده است؟!
اصحاب فتنه به این سؤال پاسخی نمیدهند ولی کیهان پاسخ پرسش یادشده را در کلام خدای سبحان یافته است. آنجا که در وصف منافقین میفرماید «یحسبون کل صیحه علیهم... منافقان هر صدایی را که بلند میشود، علیه خود تلقی میکنند.» و اگر چنین نیست چرا از اعتراض کیهان به آمریکا و اسرائیل و سایر متحدان آنها، برمیآشوبند و به خشم میآیند؟! آیا رونمایی مستند کیهان از ترفندهای آمریکا که میتواند و توانسته در چالش با دشمن به یاری تیم مذاکره کننده کشورمان بیاید، اقدام بدخواهانه علیه دولت محترم است؟! یا حرکت منافقانه فتنهگران که اصرار دارند پیوند ارگانیک و بارها برملا شده خود با دشمنان بیرونی را به دولت و تیم هستهای نسبت بدهند؟!در این باره و برای پردهبرداری بیشتر از حرکت اخیر خط نفاق جدید اشاره به یک نمونه -فقط یک نمونه- از این دست که اخیرا اتفاق افتاده و به یقین در خاطرها مانده است، ضروری به نظر میرسد.
1- قبل از آغاز مذاکرات ژنو 3 کیهان نسبت به ترفند موردنظر آمریکا برای تحریف بخشی از مفاد معاهده NPT که در آن بر حق غنیسازی کشورهای عضو این پیمان تاکید شده است، هشدار داد و نوشت که جان کری وزیر امور خارجه آمریکا از هماکنون - قبل از توافقنامه- دیدگاه غیرقانونی و برداشت تحریف شدهای از ماده 4 معاهده NPT را زمزمه میکند و بعید نیست که حریف به دنبال بهرهگیری از این تحریف در توافقنامه احتمالی میان ایران و کشورهای 1+5 باشد. کیهان در آن یادداشت هشدار داده بود؛...گروه 1+5 - مخصوصا آمریکا، انگلیس و فرانسه- در این دوره از مذاکرات برای خودداری از پذیرش حق غنیسازی ایران که به علت اصلی آن اشاره خواهیم کرد، ترفندهای تازهتری به میدان آوردهاند. از جمله آن که جان کری وزیر امور خارجه آمریکا ادعا کرده است «در معاهده NPT بهحق غنیسازی برای کشورهای عضو این معاهده هیچ اشارهای نشده است»!
این هشدار کیهان قبل از اظهارات اخیری بود که جان کری بعد از امضای توافقنامه ژنو در کنفرانس خبری با رسانهها مطرح کرده بود.در همان بخش از یادداشت کیهان به متن ماده 4 از معاهده NPT اشاره شده و آمده بود؛ «این ادعای حریف در حالی است که در بند یک از ماده مزبور تاکید شده است؛ هیچ نکتهای در این پیمان- NPT- نباید به گونهای تفسیر شود که حق مسلم همپیمانان در انجام تحقیقات، تولید و استفاده از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز را تحتالشعاع قرار بدهد. و در بند 2 از همان ماده آمده است؛ در تبادل تجهیزات، مواد و اطلاعات تکنولوژیک برای مقاصد صلحآمیز استفاده از انرژی هستهای در حداکثر شکل، تمام همپیمانان حق مشارکت داشته و متعهد به تسهیل در انجام آن هستند».
آیا این هشدار به موقع و قبل از امضای توافقنامه، حمایت از تیم مذاکرهکننده کشورمان و یاری رساندن به آنها نبود؟ اگر بود- که دیدیم بود- چرا اصحاب فتنه در پوشش دروغین حمایت از دولت و در اقدامی هماهنگ و مشترک با رسانههای بیگانه- و مخصوصا صهیونیستها- علیه این هشدار کیهان دست به جنجال و هیاهو زده و تلاش کردند مبادا این هشدار مورد توجه تیم هستهای کشورمان قرار گرفته و ترفند باجخواهانه آمریکا را ناکام بگذارد؟! آیا غیر از این است که اصحاب فتنه در این حرکت خیانتآمیز خود نیز، مانند فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 با ساز دشمنان بیرونی به رقص آمده بودند؟!
و اما، نتیجه را بخوانید؛
2- کمتر از یک ساعت بعد از امضای توافقنامه ژنو و در حالی که وزیر خارجه محترم کشورمان، در پی 4 روز تلاش بیوقفه و چالش نفسگیر و درخورتقدیر با کشورهای 5+1، پشت تریبون رفته و از پذیرش حق غنیسازی ایران در توافقنامه یاد شده خبر داده بود، جان کری وزیر امور خارجه آمریکا، در جمع خبرنگاران حاضر شد و با وقاحت ادعا کرد؛ «گروه 5+1 در توافقنامه ژنو، حق غنیسازی ایران را نپذیرفته و تایید نکرده است»! و با استناد به همان ماده 4 از معاهده NPT که کیهان پیشاپیش درباره تحریف و سوءاستفاده آمریکا و متحدانش از آن هشدار داده بود، گفت؛ «نه فقط در ماده 4 معاهده NPT، بلکه در هیچیک از چهار گوشه معاهده مزبور، هیچ اشارهای نشده است که حاکی از حق غنیسازی برای کشورهای عضو این پیمان و از جمله ایران باشد»!
ملاحظه میکنید که پیشبینی و هشدار کیهان تا چه اندازه دقیق و به موقع بوده است و اگر پادوهای- با جیره و مواجب آمریکا- در پوشش حمایت دروغین از دولت و با همکاری رسانههای بیرونی، علیه این هشدار به موقع جاروجنجال نمیکردند، هشدار مزبور میتوانست توجه اعضای محترم تیم مذاکرهکننده کشورمان را به این ترفند جلب کرده و با اصرار از حریف بخواهند که در متن توافقنامه بر تفسیر واقعی و غیرقابل تحریف ماده 4 NPT تأکید شود تا راه هرگونه زباندرازی درباره متن توافقنامه مزبور بسته باشد. آیا اصحاب فتنه با حمله به کیهان که چرا چنین هشداری را داده است، باردیگر و برای چندمین بار در خدمت آمریکا و اسرائیل و انگلیس نبودهاند؟!
البته آقای دکتر ظریف بلافاصله بعد از اظهارات پیمانشکنانه وزیرخارجه آمریکا، پاسخ منطقی و حقوقی محکمی به اظهارات وی داده و از جمله گفته بود؛ «تفسیر آمریکا از ماده 4 مورد قبول اغلب کشورها نیست. در این سند، برنامه غنیسازی به عنوان جزیی از هر راهحل به رسمیت شناخته شده است» و آقای روحانی، رئیسجمهور محترم نیز در کنفرانس خبری خود با اعلام اینکه «هر که هر تفسیری میخواهد داشته باشد ولی حق غنیسازی ایران در توافقنامه به رسمیت شناخته شده است» به اظهارات جان کری و سخنان مشابه اوباما، پاسخی منطقی و حقوقی داد.
3- کیهان در شماره روز دوشنبه خود - 4/9/92 - ضمن اختصاص یک تیتر جداگانه به تقدیر رهبر معظم انقلاب از تلاش و ایستادگی تیم هستهای کشورمان در مقابل زیادهخواهیهای حریف و انتشار اظهارنظرهای منطقی و حقوقی آقایان روحانی و ظریف در پاسخ به ادعای بیاساس جانکری و اوباما، تیتر اول خود را به اعتراض علیه اظهارات پیمانشکنانه جان کری اختصاص داد و با اشاره به نقض مفاد توافقنامه ژنو از سوی جان کری نوشت: «آمریکا قابل اعتماد نبود» و این که «توافقنامه ژنو یک ساعت دوام آورد». این تیتر و خبر کیهان بلافاصله با اعتراض شدید، مشترک و گسترده رسانههای بیگانه و سایتهای اجارهای تحت مدیریت اصحاب فتنه قرار گرفت و در تفسیرها و تحلیلهای خود بدون اشاره به اعتراض کیهان علیه عهدشکنی آمریکا که با حمایت از تیم هستهای کشورمان همراه بود، تیتر و خبر کیهان را علیه دولت و تیم مذاکرهکننده هستهای قلمداد کردند! و سوال این است که آیا جان کری، با صراحت، حق غنیسازی تاکید شده در توافقنامه ژنو را انکار نکرده بود؟ و آیا این انکار به مفهوم نقض توافقنامه ژنو نبود؟! اگر چنین بود - که بود - جیغ بنفش اصحاب فتنه برای چه بود؟ و چرا بلافاصله احساس کرده بودند کیهان با اعتراض به آمریکا روی دم رضاخانی آنها پا گذاشته است؟!
4- گفتنی است که باز هم در پی پیشبینی کیهان که با اطلاع از هویت باجخواهانه و غیرقابل اعتماد آمریکا و متحدانش ابراز شده بود، دیروز ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه انگلیس نیز، در صفحه توئیتر خود نوشت، «این که ایرانیها میگویند در متن توافقنامه ژنو به آنها حق غنیسازی داده شده است حقیقت ندارد»!...
5- و بالاخره گفتنی است که اصحاب فتنه ایستادگی کیهان بر مواضع اصولی و ضداستکباری خود را بارها و مخصوصا طی دو دهه اخیر آزمودهاند و به خوبی میدانند که کیهان با هیاهو و جنجال و ناسزاگویی پادوهای مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس، از مواضع خود دست نمیکشد.
یادداشت روز،روزنامه خراسان مطلبی با عنوان«آقاي نهاونديان، تا «فتح الفتوح اقتصادي» فاصله بسياري داريم»چاپ شده توسط مهدی حسن زاده بود که متن آن به شرح زیر است:
واکنش مثبت بازارهاي داخلي و جهاني و تحليل رسانه هاي بين المللي از اثرات اقتصادي توافق ايران و ۱+۵ به قدر کافي اهميت اين توافق و رفع بخشي از تحريم ها در آن را مي رساند. اهميتي که بيش از رفع تحريم هاي پتروشيمي، خودرويي، هواپيمايي و آزادسازي بخشي از پول هاي بلوکه شده ايران، متوجه زمينه هايي است که براي توافق نهايي احتمالي و رفع کامل تحريم هاي بانکي و نفتي به عنوان اصلي ترين تحريم ها ايجاد شده است. در اين ميان اهميت اقتصادي توافق هسته اي در اين است که فضاي قفل شده اقتصاد کشور که در نتيجه بي توجهي به برنامه هاي توسعه و وابستگي به نفت به عنوان عامل ايجادکننده از يک سو و تحريم ها به عنوان عامل تشديد کننده بحران اقتصادي از سوي ديگر ايجاد شده است مي تواند از طريق اين توافق باز شود و حداقل ما را به وضعيت اقتصادي چند سال پيش بازگرداند که با فروش نفت بودجه جاري و عمراني با کسري بودجه اندک تأمين شود، نرخ تورم به ارقامي کمتر از وضعيت فعلي برسد و نرخ رشد اقتصادي به حدود ۴ تا ۵ درصد که متوسط نرخ رشد حدود ۲۰ سال گذشته است، بازگردد.
شايد اگر نگاهي واقعي به اثرات تحريم داشته باشيم همين هم غنيمت قابل قبولي در شرايط فعلي باشد و بتوان نرمش تيم مذاکره کننده در برابر برخي پيشنهادهاي طرف غربي را از اين منظر قابل درک و پذيرش دانست اما غرض از اين نوشتار اشاره به اين واقعيت است که رفع تحريم ها صرفاً ما را به شرايط چند سال پيش بازمي گرداند شرايطي که فروش نفت بيشتر ما را از کسري بودجه فعلي و کندي طرح هاي عمراني و محدوديت هاي بودجه جاري رها مي کند و شرايط تجارت خارجي کشور در زمينه صادرات و واردات را با کمي تغيير در مقايسه با گذشته به وضعيت پيشين بازمي گرداند اما آيا گشايش بزرگ اقتصادي يا به تعبير رئيس دفتر رئيس جمهور فتح الفتوح اقتصادي حتي با رفع کامل تحريم ها نيز رقم خواهد خورد؟! آيا ساختار بيمار اقتصادي کشور اصلاح و وابستگي شديد آن به خام فروشي نفت درمان خواهد شد؟ آيا فکري براي افزايش سهم درآمدهاي مالياتي در بودجه صورت خواهد گرفت؟
آيا سيل واردات کالاهاي مصرفي در اقتصاد پساتحريمي تکرار نخواهد شد؟ آيا صادرات غيرنفتي باز هم در محاق درآمد نفتي سرشار محو خواهد شد؟ آيا افزايش درآمدهاي نفتي خطر تزريق اين درآمدها به اقتصاد کشور و ابتلاي مجدد به بيماري هلندي را سبب نخواهد شد؟ نگارنده خوش بين است که در صورت رفع تحريم ها و قدم گذاشتن به دوران پساتحريم، اتفاقات تلخ اقتصادي دوران پيش از تحريم تکرار نخواهد شد، چرا که جامعه به اندازه کافي درباره اثرات منفي تشديد مجدد وابستگي اقتصاد به نفت آگاه شده است و دولتمردان فعلي نيز به صراحت مخالفت خود را با اين رويه اعلام کرده اند اما واقعيت اين است که اقتصاد کشور در دوران پساتحريم به منزله انساني است که پس از رژيم غذايي سخت و ناخواسته بار ديگر در معرض وسوسه انواع غذاهاي چرب و پرکالري و مضر قرار مي گيرد و بايد براي رهايي از اين وسوسه برنامه جامعي داشته باشد تا بتواند رژيم غذايي کاهش وابستگي به نفت را به صورتي معقول ادامه دهد.
در هر صورت فرزندان انقلابي ملت ايران در عرصه ديپلماسي توافق بزرگي انجام داده اند ولي به نظر مي رسد ديگر فرزندان انقلابي ملت در ساير اجزاي دولت در صورت به نتيجه رسيدن نهايي مذاکرات و رفع کامل تحريم ها بايد از همين حالا برنامه جامعي براي پي ريزي اقتصادي مبتني بر توان توليدي داخل و متکي بر خود طراحي کنند و فتح الفتوح اقتصادي را نه در توافق اوليه و رفع بخش اندکي از تحريم ها و نه حتي در رفع کامل تحريم ها بلکه در پي ريزي اقتصاد متکي بر درون بدانند.
کد مطلب: 28073
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcjtye8.uqeoazsffu.html