زنان و مردان ژنده پوشی که سهم روزانه شان از زندگی را می خرند و برای دود کردنش راهی گوشه ای از خرابه های شیرآباد می شوند.
اما در این هیاهو آن چیزی که حتی تصورش هم سخت است و مویه بر تن می اندازد این است که می بینی کودکی 8 ساله یا نوجوانی 15 ساله تمنای 2 هزار تومان پول دارد تا سازش را کوک کند.
درست زیر پوست این شهر اتفاقاتی رخ میدهد که از چشم ما دور است، اما به راستی وجود دارد؛ سخت است بشنوی دختر بچه ای 8 ساله به واسطه اعتیاد والدینش اکنون شیشه مصرف می کند و با اعتیاد دست و پنجه نرم می کند. هر چند اندک اما دختران و پسرانی هستند که به علت اعتیاد والدین، فقر، نداشتن شناسنامه آرزوهایی بزرگ دارند که در حسرتش مانده اند به گونه ای که یکی از آرزوهای بزرگ تمام این کودکان درس خواند در مدارس در کنار سایر هم سن و سالانشان است اما به دلیل مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم می کنند اکنون در آرزوی پاکی و رهایی از مواد مخدر به سر می برند.
امید نوجوانی 15 ساله که با گریه و زاری از ما درخواست کمک دارد گویا امشب نتوانسته به اندازه مصرفش درآمدی کسب کند.
وی در گفت وگو با خبرنگار اجتماعی
عصرهامون می گوید: دوست داشتم آلوده به مواد نبودم تا همچون سایر هم سن و سالانم اکنون به درس خواندن یا تفریحات سالم می پرداختم اما از یک سو نداشتن شناسنامه و از آن سو هم به واسطه دایی ام در دام اعتیاد به مواد مخدر گرفتار شدم و اکنون راهی جز گدایی ندارم.
می گوید صبح ها ساعت 10 که از خواب بیدار می شود به خیابان های اصلی شهر می رود تا پشت چراغ قرمز با دود کردن سپند یا پاک کردن شیشه ماشین ها خرج خود را به دست بیاورد البته با کمی مکث محل اصلی کسب درآمدش را فلکه ارکیده می داند.