
گزیده ای از سرمقاله روزنامه های شنبه
20 ارديبهشت 1393 ساعت 7:35
سرمقاله روزنامه های کیهان،خراسان،رسالت،وطن امروز و ...را میتوانید در این قسمت بخوانید.
حسین شمسیان در مطلبی با عنوان«میدان فریب!»چاپ شده در ستون یادداشت روز،روزنامه کیهان اینطور نوشت:
حتما دیده یا شنیدهاید که وقتی یک گروه سارق حرفهای، قصد انجام سرقت مهم و بزرگی دارند، ترفندهای مختلفی به کار میبرند تا هرچه بیشتر موفقیتشان را تضمین کند. یکی از این ترفندها، صحنهسازی و ایجاد حوادث صوری و ساختگی است. حوادثی که باعث میشود حواس مردم و نگهبانان محل مورد نظر به سوی آن حادثه ساختگی پرت شده و سارقان با بهرهگیری از این غفلت، به راحتی مقصود خود را عملی کنند. در این روش معمولا فرد یا افرادی از باند سارقان در قالب مردم عادی و حتی در هیات مامور محافظ به قصد کمک کردن و حل مشکل یا برقراری نظم و... در بین مردم عادی و در محل حضور دارند و اتفاقا همانها هستند که هدایت جریان و افکار عمومی را بر عهده میگیرند و با زرنگی صحنه را برای حلقه اصلی ماجرا آماده میکنند.
این شگرد، تنها در سرقتها و فیلمهای ژانر پلیسی و کارآگاهی کاربرد ندارد، بلکه کاربرد بسیار مهم و اصلی آن در عالم سیاست، بمنظور جهت دادن و در اصل انحراف افکار عمومی و مسئولان کشورهاست. شگردی که غرب به خاطر سابقه استعماری و سراسر خباثت و جنایتش در آن متبحر و کارکشته است و بارها و بارها آن را در جهان به کار گرفته و در بسیاری از موارد نیز، به نتیجه مطلوب رسیده است. برای آنها مقدمات این روش مهم نیست! مهم این است که مردم و حافظان آن گوهر گرانبها، حواسشان از حادثه اصلی پرت شود. در همه این موارد، از حوادثی استفاده میشود که فی نفسه مهم و خطیر است اما در مقایسه با حادثه اصلی و آنچه انتظار مردم را میکشد، هیچ است و اصلا نباید آن حادثه فرعی را به هیچ انگاشت! و این فقط در سایه شناخت این شگردها حاصل میشود.
در مدل سیاسی این شگرد، برخی خواص و جریانات با همراهی مطبوعات و رسانههای آلوده، نقش همان کسانی را ایفا میکنند که با صحنهسازی حواس مردم را پرت میکنند تا دزدان به راحتی به غارت و دستبرد دست بزنند. و البته در این بین نقش رسانهها بسیار برجستهتر از سایر اجزا است. به نحوی که قاطعانه میتوان گفت بدون حضور آنها، امکان شکلگیری اینچنین سناریوهای خیانتآمیزی وجود ندارد.
در ایام اخیر شاهد زنجیرهای از حوادث و حواشی هستیم که پی در پی سپهر سیاسی کشور را دربر گرفته و هر یک برای مدتی انرژی و توان جامعه را به خود مصروف کرده و پس از مدتی گرد و غبار منازعه سیاسی و جناحی فروکش کرده و البته هنوز فروکش نکرده، مضمون تازهای از گوشه دیگری کوک شده و ماجرای تازهای شکل گرفته است!
چند نمونه دم دستی و آشکار از این حوادث عبارتند از:
1- سخنان سخیف وزیر اسبق اطلاعات و دستیار کنونی رئیسجمهور در تقدیس شیر و خورشید و آرزوی بازگرداندن آن که در تقابل صریح و بیچون و چرا با فرمایشات امام راحل عظیمالشأن بود.
2- اظهارات عجیب رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره مسائل فرهنگی و مباح دانستن برخی منکرات عینی، به بهانه پرداختن به امور به اصطلاح ریشهای و مبنایی!
3- برپایی جشنی در روز میلاد حضرت زهرا(س) در کاخ سعدآباد و نقل روایات گوناگون از اشرافیت یا سادگی مبالغهآمیز آن.
4- واکنشهای تعجبآور نسبت به تولید و پخش یک فیلم مستند و دعوت از مسئولان قضایی برای برخورد با سازندگان آن، از سوی کسانی که حتی فیلم را ندیده بودند!
به این فهرست میتوان دهها مورد و نمونه دیگر اضافه کرد. نمونههایی که گاه از سوی حامیان و گاه از سوی منتقدان دولت شکل میگیرد و در جامعه منعکس میشود. با نگاهی وسیعتر میتوان حتی برخی رفتارهای قانونی در مقطعی خاص را هم حرکت ناخواسته در این الگو دانست. مثل سوالات پیاپی و بعضا بیثمر از وزرا یا بعضی تغییرات مدیریتی بیموقع در برخی قوا.اما ماجرا چیست!؟ آیا همه کسانی که رفتارهای این چنینی را در پیش گرفتهاند عامل مستقیم دشمناند؟ قطعاً چنین نیست و نمیتوان به همه آنها چنین نسبتی داد. میتوان گفت که برخی عامدانه سخنان خلاف اصول و مبانی نظام اسلامی و حتی احکام شرع میزنند تا خشم و خروش مردم مومن انقلابی را برانگیزند! امام راحل(ره) در این خصوص هوشیارانه اندرز دادهاند:« اهانت به بعض احکام اسلام... من باب اتفاق نیست، نقشه است، توطئه است. نقشه برای اینکه شما را از راه مستقیمی که دارید منحرف کنند و به امور دیگر غیر از این امر مهم منحرف کنند. ملت ایران باید با هوشیاری این توطئه را خنثی کنند.» اما برخی هم نسبت به نتیجه سخن و رفتارشان بیاطلاعند و نمیتوانند چند گام جلوتر، تاثیر آن را ببینند! اما آنچه مهم است پژواک و انعکاس این رفتار و گفتار در مقطع خاص جامعه است. این همان هدف مهم دشمن است.
رهبر معظم انقلاب سالها قبل فرمودند: «گاه دشمن حرف خود را با ده واسطه از دهان یک فرد موجه میزند». این همان وضع امروز ما در بسیاری از اظهار نظرها و اقدامات است. اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود. بیان یک سخن در جمعی محدود یا انجام یک کار در گوشهای متروک انعکاس اجتماعی ندارد و گردانندگان و صحنهپردازان را به هدفشان نمیرساند! پس باید حلقه دوم وارد کارزار شود و موضوع را با سر و صدا و جار و جنجال رسانهای تبدیل به موضوع اول کشور کند! اینجاست که دشمن به زنجیرهای از رسانههای همسو و غوغاسالار نیاز دارد!
اگر فیلم مستندی ساخته شده، باید تمام نظام متهم به توطئه علیه رئیسجمهور شود! اگر از وزیری سوال میشود، باید دهها یادداشت و گزارش خبری با ذکر تعداد، جزئیات، جناح و سابقه نمایندگان سوالکننده نگاشته شود تا موضوع کاملا سیاسی و حاکی از کینه و غرض جلوه کند! اگر کسی حرفی زد باید دهان او را با بیسواد و بیشناسنامه خواندن بست و آن کلمات را هزاران بار در روزنامهها تکرار کرد و لاجرم در همه این موارد - و دیگر موارد مشابه - گروهی که خود را مظلوم و مورد حمله قلمداد میکند به دفاع از خود میپردازد و جنگ مغلوبه میشود!... و این همان لحظه مطلوب و مورد انتظار غارتگران و دزدان است!
البته این حوادث، برای نخستین بار نیست که در ایران اتفاق میافتد! سالها قبل همان وقتی که رهبر معظم انقلاب، صراحتا برخی نشریات زنجیرهای را پایگاه دشمن معرفی کردند و البته مدتی بعد مقامات غربی صراحتا به حمایت مالی از این زنجیرهایها اعتراف و اذعان کردند، رئیسجمهور وقت مدعی بود که هر 9 روز در کشور با یک بحران مواجه است! گرچه آن روز هم برای خیلیها معلوم بود، اما بعدها بر همگان و حتی هواداران خود او هم معلوم شد که بحران را خودشان میساختند، مدیریت میکردند، به اوج میرساندند و پس از آنکه هزینههای فراوانش را به نظام تحمیل میکردند، به کناری مینهادند و بحران تازهای به راه میانداختند! آن روزها چنین میکردند تا مردم نفهمند چه بر سر ارزشها میآید! تا کسی خبردار نشود که در عرصه سیاست خارجی و دیپلماسی هستهای چه میگذرد! تا خبردار نشویم که از ترس تشر دشمن و قرار گرفتن در محور شرارت، چه نرمشهای غیرموجهی پشت صحنه صورت میگیرد و چه نامههایی به التماس و پوزش نوشته میشود!... و البته خدا چیز دیگری میخواست و مثل همیشه حافظ این انقلاب بود.
اما اکنون چه باید کرد!؟ آیا باید منفعل بود و نسبت به هر حرف سخیف و ضد دین و یا هر حرکت خلاف اصول و مبانی نظام چشمها را بست و دم برنیاورد!؟ آیا باید با جوش و خروش، کشور را به صحنه نبرد و تقابل دائمی تبدیل کرد و هر روز، پیگیر و درگیر بحرانهای ساخته و پرداخته شیاطین داخلی و خارجی و رسانههای زنجیرهای آنها شد!؟ و آیا راه میانهای هم وجود دارد؟ آیا نمیتوان از ظرفیتهای تجربی و خسارتهایی که پیش از این همین روش به کشور و انقلاب وارد کرده، بهره گرفت و بازی شعبدهبازان را با هوشیاری خنثی کرد و ناکامشان گذاشت؟فراموش نکنیم عمده واکنشها، بر حق و از روی غیرت دینی و انقلابی است، درست مثل ضرورت کمک به مصدومان واقعی همان تصادف ساختگی! اما اولویتبندی و دید باز داشتن، اقتضا میکند که برای حفظ ارزشی عظیمتر و گوهری قیمتیتر، قربانی شدن آن چند نفر را با چشم اشکبار شاهد باشیم و آن نقد جان را برای حفاظت از آن گوهر پسانداز کنیم! به بیان دیگر هیچ اقدام پلشت و آسیبرسان را بیپاسخ نگذاریم، اما مراقب باشیم که اینگونه اقدامات و حاشیهسازیها نگاهمان را از مسائل اصلی منحرف نکند.
باید به هوش بود و فراموش نکرد که عقبههای مهم و تعیینکنندهای در پیش داریم. مذاکرات هستهای به حساسترین روزهای خود نزدیک میشود و بهانههای غرب وحشی برای پنجه کشیدن به روی انقلاب هر روز جدی و جدیتر میشود. رویکرد به اقتصاد مقاومتی برای مقابله با توطئههای دشمن و گشایش و رونق اقتصادی کشور ضرورتی حیاتی دارد و... باید برای آن روزها و آن صحنهها مهیا باشیم و فریب صحنهسازیها را نخوریم و از یاد نبریم که شیطانکهای بنده شیطان بزرگ، اگرچه از داخل و خارج به حرکت درآمدهاند، اما لشکر کلاغها را سنگی کافی است.
کورش شجاعی ستون سرمقاله روزنامه خراسان را به مطلبی با عنوان«هنگامه نشاط و بندگي»اختصاص داد که در ادامه میخوانید:
شادماني، نشاط و بهجت جزو جدايي ناپذير زندگي انسان سالم و جامعه سالم است و بي گمان نور اميد در دل هاي شاد و راضي و بيدار و همچنين در جامعه سرزنده و پرنشاط بسيار بيشتر مي تابد و جلوه گري مي کند و کيست که قبول نداشته باشد اين حقيقت روشن تر از روز را که کسالت و خمودگي و دلمردگي و بي نشاطي و ناشادماني، هم روح و جان و روان فرد و خانواده را مي خلد و مي گدازد و هم جامعه را به سستي و بيماري و کم تواني و نااميدي دچار مي کند و کدام عقل سليم و دل پاکيزه اي را مي توان يافت که تأثير بس سترگ نشاط و بهجت و اميد را در سلامت جسم و جان و روان و سعادت انسان و جامعه منکر شود و چه بسيار از ما مردم که مي دانيم تحرک نداشتن، دوري از طبيعت، هم نشيني با سنگ و سيمان و آهن در سکونتگاه هاي قوطي کبريتي به نام آپارتمان و دائما سر به گريبان فرو بردن و فرياد «چه کنم» سر دادن و نداشتن شادي و نشاط چه بلايي بر سر اعصاب و روان، جسم و جان و سلامت فرد و جامعه مي آورد.
پس ناگفته، روشن است که براي خوب زيستن، اميدوار بودن، بالا رفتن از پلکان کمال و طي طريق سعادت، نيازمند شور و نشاط و شادماني و بهجت و سلامت تن و جان در کنار ايمان و باور عميق قلبي به ذات حضرت باري و توکل به ذات اقدسش و پاسداشت طريق محبت و مودت اهل بيت عليهم السلام هستيم و بي گمان يکي از راه هاي اميدوار و شاد و پرنشاط و سالم زيستن، ديدن و درک و فهم زيبايي هاي پرشمار طبيعت و اتفاقات بس مبارک رخداده در عالم هستي است. پس چرا اين روزها که هنگامه خنداخند طبيعت و شکفتن گل و ريحان و سبزي چشم نواز شاخ و برگ درختان است و ارديبهشت خرامان خرامان همچون طاووس، چتر صد رنگ زيباي خود را به تماشا گذاشته و غنچه ها شکفته و در باغ ها و معدود کوچه باغ هاي باقي مانده از چنگ ساخت و سازهاي طبيعت برانداز بوي عطر ياس و ياسمن پيچيده است همه ما سعي بليغ نداريم تا از ديدن و تفکر در صنع بي نظير خداوند هستي و اين همه بهانه هاي زيبا براي بهتر زيستن و شادماني و نشاط و سلامت جسم و جانمان بهره ببريم و بسياري از ما همچنان سينه هاي خود را به جاي تنفس هواي تازه در طبيعت و کوچه باغ هاي باقي مانده، به دود اگزوز خودروهاي پرسوز و بدسوز سپرده ايم و چشم هايمان را از ديدن طبيعت زيبا محروم نگاه مي داريم و دل هايمان را نيز از سپردن به سرسبزي و گستردگي طبيعت زيباي ارديبهشت محروم مي کنيم.
آن قدر خود را درگير کرده ايم و برخي سوءمديريت ها و اعمال سليقه هاي آنچناني، بسياري از ما و جامعه را درگير کرده است که نه تنها از زيبايي هاي طبيعت در فصل هاي مختلف و زيبايي هاي پرشمار هستي غافل شده ايم بلکه برخي از ما حتي رخدادهاي بس مبارک عالم هستي در نو به نو شدن اهله قمر و چرخش ايام و هلال و بدر و شب چهارده ماه را نيز از ياد برده ايم و از ايام و ماه هايي که پر از بهانه شاد زيستن و مجلس آراستن و جشن گرفتن و پرنشاط بودن و بهجت آفريني است بهره هاي لازم را از آنِ دل و جان و وجود و سعادت امروز و فرداي خود نمي کنيم.
از جمله همين فرخنده روزهايي که در آن به سر مي بريم که هم بهار است و ارديبهشت بس زيبا و هم روزهاي پربرکت ماه رجب، ماهي که به نام جويباري در بهشت نام بردار است و گاه و هنگامه بارش رحمت ويژه الهي است و مزين و متبرک است به ميلاد حضرت باقرالعلوم امام محمدباقر(ع)، ميلاد حضرت هادي امت امام علي النقي(ع)، ميلاد جوادالائمه ميوه دل ولي نعمتمان علي بن موسي الرضا(ع) و ولادت مولود کعبه، وصي پيامبر خدا(ص)، همسر فاطمه زهرا(س)، ابوالائمه اميرالمومنين(ع) و همچنين «ايام البيض» آن (سيزدهم تا پانزدهم ماه رجب) فصل عبادت ويژه اعتکاف و خلوت گزيني و روزه داري صدها هزار زن و مرد و پير و جوان اين مرز و بوم است و از همه مهم تر اين که بزرگ ترين، مهم ترين و عالي ترين رخداد هستي يعني بعثت حضرت خاتم الانبياء محمدمصطفي(ص) از سوي خداوند باري تعالي در غايت لطف براي هدايت انسان و رساندن او به کمال و سعادت در اين خجسته ماه به وقوع پيوسته است و اين همه مناسبت و رخداد مبارک که هر يک از آن ها خود به تنهايي مي تواند و بايد بهانه اي بس ارزشمند براي شادماني، جشن آرايي و بزم آراستن، بهجت آفريني و دل زنده کردن به عشق و معرفت و معنويت باشد نه آنچنان که شايسته و بايسته است در رسانه ملي و ديگر رسانه ها بدان پرداخته مي شود و نه در حد بايستگي اين مناسبت هاي عظيم الشأن و گرانسنگ و بلندمرتبه برنامه ريزي مي شود و نه دولت و مجلس کاري درخور انجام مي دهند و نه حتي حوزه هاي علميه که بايد بار اصلي توليد محتوا و اثربخشي و معرفت افزايي در اين عرصه ها را بر دوش بگيرند کاري آنچنان درخور و بايسته انجام مي دهند.
اين در حالي است که از ظرفيت اين ايام پربرکت و ماه پرفضيلت مي توان با برنامه ريزي دقيق و مناسب کارهايي بس موثر هم براي ايجاد و افزايش شادي و نشاط و سرزندگي و اميد در بين اقشار گوناگون جامعه انجام داد و هم مي توان زمينه بهره وري بيشتر معرفتي و معنوي و عمق بخشيدن به ايمان و باور آحاد جامعه خصوصا جوانان را فراهم آورد که اين بهره ها نه تنها به حفظ سلامت تن و جان و روان و تعميق باورها مي انجامد بلکه افراد، خانواده ها و جامعه را در مقابل هجمه هاي بي امان فرهنگي بيمه مي کند و موجب ارتقاي سلامت باورها و تعميق ارزش هاي ديني و معنوي ناب مي شود و جامعه را نيز به طرف سلامت هرچه بيشتر، سرزندگي و اميدواري و کاهش درگيري ها و ناهنجاري ها، بداخلاقي ها و بدرفتاري ها و آسيب هاي اجتماعي سوق مي دهد.پس تا هنوز فرصت هست از همه زيبايي هاي طبيعت و صنع خداوندي و همه ميمنت ها و مبارکي ها و فرخندگي هاي رجب، اين موسم بارش رحمت هاي ويژه الهي براي هرچه شاد و بانشاط و سالم و سعادتمند زيستن بهره ببريم و باور کنيم که خيلي زود دير مي شود و فرصت ها از دست مي رود.
پيشرفتهايي را اطلاع رساني كنند كه خانواده ها آن را در مدرسه و رشد و ارتقاي شخصيت و تعليم و تربيت فرزندانشان احساس كرده باشند و باور كنند .در ديدار چهارشنبه گذشته فرهنگيان با مقام معظم رهبري اولين و مهمترين مسئله آموزش و پرورش كه مورد تاكيد قرار گرفت اين بود كه وزير محترم ببينند از چه نيروهايي در مديريتهاي كلان آموزش و پرورش استفاده مي كنند ؟" نيروهايي كه در اين شبكه عظيم به كار گرفته ميشوند بايد خصوصياتي داشته باشند . يكي از اين خصوصيات اين است كه پرانگيزه باشند با نشاط باشند . از نيروهاي خسته ، فرسوده، بي ابتكار و كساني كه هر چه بلد بودند به كار زدند، ديگر هيچ كاري بلد نيستند، نبايد به عنوان عناصر اولويت دار استفاده كرد. اولويت با نيروهاي جوان ، با نشاط، پرانگيزه، متدين ،انقلابي و كساني است كه مسئله آنها در آموزش و پرورش همان مسئله اصلي آموزش و پرورش باشد يعني تربيت انسانها ، از اينها بايد استفاده كرد... اولين مسئله به نظر من اين است كه ببينند از چه نيروهايي استفاده مي كنند از نيروهاي مومن ، انقلابي ، با نشاط ، علاقهمند، عاشق كار خود و آماده ورود در ميدانهاي دشوار و در محدوده اهداف آموزش و پروش اين مهمترين كار است" ( مقام معظم رهبري
همه انتظارات مطرح شده قابل دسترسي و تحقق هستند البته به شرطي كه راس وزارت بخواهد و بتواند از همه ظرفيتها استفاده كند. دانش، فكر و تجربه مديراني كه سالها در حوزه تعليم و تربيت خدمت كرده اند از جمله اين ظرفيها هستندكه نبايد به بهانه هايي مورد تغافل واقع شوند .
بهره گيري از بازواني سالم و توانمند و برنامه اجرايي مدون براي تحقق سند تحول و پيگيري و پشتكار براي عملياتي شدن آن نبايد تحت الشعاع ملاحظات سياسي و حزبي قرار گيرد.واگذاري فرصتها و مسئوليتهاي حساس نظام تعليم و تربيت به جناحها و جريانهاي سياسي تغافل از بند 10 سياستهاي كلي ابلاغي به وزارت آموزش و پرورش است و زمينه ساز به حاشيه رانده شدن مسائل اصلي ودامن زدن به مسائل حاشيه اي خواهد شد كه در همين ديدار اخير نيز به عنوان "سم" از آن ياد شده است .(2) سمي كه موجب تشديد بيماري در كالبد نيمه جان آموزش و پرورش ميگردد .
دستگاه عظيمي كه ميخواهد براي آرمانهاي بلند نظام نيروي مناسب تربيت كند اول بايد بتواند نيروي انساني مورد نياز (براي تحقق ماموريت) خود را كشف و تربيت كند.در فرض تهيه برنامه عملياتي براي تحقق سند تحول چه افرادي از عهده اجراي صحيح آن بر مي آيند ؟ اين افراد چه وقت، كجا و چگونه بايد تربيت شوند ؟اگر قرار است قله هاي آرماني اين ملت با مديريت جهادي فتح شوند ، اين مديران جهادي در كدام مدرسه و با كدام معلم و مربي و كدام برنامه تربيتي بايد تربيت شوند؟بررسي و كشف چنين استعدادهايي و تربيت مناسب آنها مسئله اي نيست كه به سادگي و خود به خود اتفاق بيفتد و لذا بازنگري و تحول در نظام گزينش و تامين و تربيت منابع انساني اولين مسئله اي است كه لازم است مورد توجه واقع شود. ادامه وضع فعلي نظام گزينش چيزي بهتر از شرايط موجود به ارمغان نخواهد آورد.اگر وزارت آموزش و پرورش نتواند معلمان و مديران شايسته اي براي تحقق چشم انداز سند تحول تربيت كند چگونه مي تواند براي ساير دستگاه ها، نهادها و آرمانهاي بلند نظام، نيروي انساني مناسب تربيت نمايد؟اگر كاري براي خدا خالص شود و جز عمل به تكليف و جلب رضايت او ملاحظات ديگري وجود نداشته باشد حتما ياري خداوند را به دنبال خواهد داشت و گامهاي استواري كه به موفقيت مي انجامد .(3)براي وزير محترم آموزش و پرورش كه بارسنگين اين مسئوليت خطير را پذيرفتند موفقيت و حسن عاقبت از پيشگاه خداوند متعال مسئلت داريم و اميدواريم بتوانند از اين آزمون مهم ، سربلند بيرون آيند .
پي نوشتها:
1- قرآن كريم سوره بقره آيه 214
2- مقام معظم رهبري: داشتن نگاههاي جرياني و سياسي و حزبي و جناحي و اين چيزها براي آموزش و پرورش "سم" است. ما در طول اين سالهاي متمادي دوراني را ديديم كه به اين چيزها اهتمام بيشتري شد و آموزش و پرورش خسارت يافت. مراقب باشيد!
3- قرآن كريم سوره محمد(ص) آيه
کد مطلب: 33194
آدرس مطلب: https://www.zahednews.ir/vdcjxvet.uqethzsffu.html