کد مطلب: 63630
 
اقدامات جهادی راهی برای شکستن بن‌بست‌های کشور است؛
بانوان جهادگر در میدان خدمت به مردم
با کار و تلاش جهادی راهی برای شکستن بن‌بست‌های است در این راستا بانوان جهادگر در میدان خدمت به مردم از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۵۴
 
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «زاهدنیوز»، با کار جهادی و تلاش جهادگرانه کشور به سامان می‌رسد و از این طریق است که بن‌بست‌ها برطرف می‌شود در سراسر ایران اسلامی در گوشه‌گوشه ایران اسلامی بنا به فرهنگ ایرانی و اسلامی آستین‌ها را بالا می‌زنیم و در جهت کمک به همنوعان و هم‌وطنان پیش‌قدم می‌شویم.

در هر عرصه‌ای با کارهای کوچک و بزرگ انسان‌های برای خدمت به بشر داوطلب می‌شوند و این معامله است که باخدا انجام می‌دهند و اجر این کار را نیز از او می‌خواهند آنان در جبهه خدمت گام بر می‌دارند و ذره‌ذره کارها خیر جمع شده و به حرکتی بزرگ تبدیل می‌شود.

از پیشرفته‌ترین شهرها تا دورافتاده‌ترین روستاها و مناطق همواره افرادی هستند که نیازمند یاری و مدد دیگران هستند این نیازها در نقاط دورافتاده و صعب‌العبور به‌تبع بیشتر از سایر نقاط احساس می‌شود.

ساخت مدارس، نیاز به دارو، درمان، آبرسانی و بسیاری از موارد دیگر از جمله زمینه‌های است که همواره نیاز به حضور افراد خیر محسوب می‌شود؛ نرجس فکور مادری جهادگر و خیر است که سال‌های عمر خود را به همراه خانواده در مسیر خدمت به خلق‌الله می‌گذارند کارهای خیر او بسیاری از مناطق سیستان و بلوچستان نیز رسیده است.

توفیق خدمت به مردم لیاقت می‌خواهد
نرجس فکور، بانوی جهادگر در گفتگو با خبرنگار ما بیان کرد: در ابتدا من و همسرم در مسیر کار خیر و جهادی قدم گذاشتیم اکنون سه فرزندم نیز به گروه جهادی ما پیوستند در هر شهر و روستائی نیز افرادی هستند که به‌عنوان رابط کارهای خیر در کنار من قرار دارند به‌نوعی نماینده من هستند.

وی افزود: باوجوداینکه متأهل هستم و کار جهادی انجام می‌دهم در زندگی شخصیم اختلالی ایجاد نشده است به‌هیچ‌وجه، ۲۵ سال است که کار خیر انجام می‌دهم همه کارهای من طبق برنامه است.

بانوی جهادگر تصریح کرد: سه فرزند دارم دو پسر و یک دختر پسر بزرگم ۲۹ سال سن دارد و متأهل است او لیسانس رباتیک خود را از دانشگاه صنعتی همدان و فوق‌لیسانس مکانیک را از دانشگاه فردوسی مشهد گرفته است.

وی ادامه داد: دخترم لیسانس اقتصاد را از دانشگاه رازی کرمانشاه و فوق‌لیسانس را از دانشگاه فردوسی مشهد گرفت و فرزند سوم در رشته مهندسی کامپیوتر در حال تحصیل است.

فکور تشریح کرد: من انتخاب کردم و اعتقاد دارم که خداوند توفیق و لیاقت خدمت به هر کسی نمی‌دهد خدمت به هم نوع عشق و علاقه می‌خواهد و می‌توانم بگوییم هرآنچه دارم از دعای خیر پدر و مادر است.

وی با اشاره به فعالیت ای که در گروه جهادی انجام می‌دهد مطرح کرد: در حوزه ازدواج آسان، تهیه جهیزیه، درمان در منطقه بلوچستان با نام مهر ماندگار، اعزام بیماران، هماهنگی هزینه عمل، ساخت‌وساز مدرسه، تعمیر و تجهیز مدارس منطقه محروم مرزی، آبرسانی، حمایت بیماران سلیاکی در منطقه دلگان از جمله خدماتی است که انجام می‌دهیم.

بانوی خیر عنوان کرد: تهیه بسته‌های معیشتی، تهیه اقلام موردنیاز خانواده‌ها، تهیه و طبخ غذا در اعیاد با حجم بالا با همکاری بهزیستی از زاهدان تا شهرهای مختلف بلوچستان مثل ایرانشهر، بزمان، دلگان، بمپور، مهرستان، راسک، سرباز، نیکشهر، چابهار و... را داریم.

خدا نشانی خیرین را می‌دهد

وی ادامه داد: در درمان خدمات مختلفی مانند تهیه ویلچر، واکر، عصا، تشک مواج، درمان و کمک به بچه‌های اوتیسم را انجام دادیم و از اعضای کمپین پروتز دست‌وپا هستیم، فعال محیط‌زیست هستیم و به آسمان خواب‌ها کمک می‌کنیم از برگزاری کلاس‌های آموزشی آشپزی، شیرینی‌پزی، فوت و فن‌های خانه‌داری و هر کاری که بتوانیم انجام می‌دهیم.

فکور عنوان کرد: عقیده دارم اگر کسی با من تماس می‌گیرد حتماً خدا نشانی من را به آنان داده حتی اگر حوزه من نباشد اما متصل می‌شوم تا به نتیجه برسم بعضی مواقع همان اول هم شده عذرخواهی می‌کنم بابت اینکه در حوزه فعالیت من نیست از عهده من خارج است سه گروه جهادی دارم ابوتراب فعال‌ترین است که دارای مجوز رسمی از جهاد سازندگی در ایرانشهر است، ابو فاضل در زاهدان و محسنین در مشهد مشغول به فعالیت هستند.

وی در ارتباط با آغاز حرکت در مسیر کار خیر اظهار کرد: اول کار فقط نیاز معیشت افراد بود بعد کم‌کم گسترش پیدا کرد با عشق به اهل‌بیت (ع)، مولا علی (ع)، صاحب‌الزمان (عج)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) حرکت می‌کنم من هرچه که دارم از برکت ائمه است من نوکر در خانه سیدالشهدا هستم.

بانوی خیر گفت: یک اتفاقی باعث شد که نذر کنم یادم می‌آید چهل دانه گندم برداشتم به تک‌تک دانه‌ها دعا خواندم ریختم پشت بوم خانه که گنجشک‌ها و کبوترها بخورند تا حاجتم برآورده شود من هر سال روز رحلت حضرت رسول اکرم (ص)، شهادت امام رضا (ع) شروع به پخت حلیم نذری می‌کنم و شد آنچه می‌خواستم از پنج کیلو پخت حلیم به ۱۱۰ کیلو رسید؛ یعنی هرسال اضافه شد روضه داشتم کلی مهمان بیش از ۳۰۰ نفر سر سفره اهل‌بیت (ع) شام در خدمتشان بودیم با مداحی دعا شروع می‌شد با پخش نذری خاتمه پیدا می‌کرد.

به‌تنهایی در مناطق مرزی کارجهادی انجام دادم

وی افزود: هیچ‌گاه نخواستم دیده شوم و ادعایی هم نداشتم یک عده دوست فامیل آشنا پزشک پرستار به یک دورهمی دعوت کردم با پنج عضو و الان به ۳۰۰ نفر رسیده با نام مستعار کار کردم خیلی از مناطق صعب‌العبور به‌تنهایی رفتم سینه من نقل خاطرات و سختی‌های زیادی است خاطرات تلخ‌وشیرین زیادی دارم شاید تنها خانم جهادگری باشم که در مناطق محروم مرزی کار جهادی انجام می‌دهد بسیار سختی کشیدم من ناامید نشدم به‌تنهایی جنگیدم و الان می‌توانم با افتخار بگوییم دعای پدر، مادر، بچه‌ها و خانواده‌ها پشت پناه من است.

فکور در پاسخ به این سؤال که سختی کار شما را از ادامه‌دادن منصرف نکرد این چنین گفت: هرگز سخنی‌ها من را از این کار منصرف نکرده است هر روز اشتیاق من بیشتر از روز قبل شده است در این مسیر خانواده همراه و هم پای من هستند.

وی ادامه داد: هر کاری پیش‌زمینه می‌خواهد و من در خانواده‌ای بزرگ شدم که مهر، محبت و مهربانی را از پدر مادر آموختم شروع کارمن از کمک به دو تا خانم سرپرست خانواده از بستگان بود که هر هفته به‌اتفاق همسرم شب‌ها که کسی مطلع نشود بابت حفظ کرامتشان بسته معیشتی و سایر اقلام موردنیاز را می‌بردیم.

بانوی خیر مطرح کرد: اول کار فقط نیاز معیشت افراد مدنظر بود و بعد کم‌کم گسترش پیدا کرد در این مسیر عشق به اهل‌بیت (ع) دلیل خدمت شد.

وی ادامه داد: خودم پای‌کار هستم چه ساخت‌وساز باشد، چه ازدواج باشد چه مربوط به امور محیط زیستی شود در خصوص آموزش و درمان هر کاری بتوانم انجام می‌دهم.

در مسیر خدمت به مردم سختی بسیاری کشیدم اما ناامید نشدم

فکور مطرح کرد: وقتی می‌خواهم به بلوچستان بروم نماز صبح حرکت می‌کنم سه چهار ساعت در مسیر هستم تا به مرز برسم و مجدد شب این مسیر را برمی‌گردم گاهی در این جاده‌ها اتفاقاتی می‌افتد که نگران‌کننده است ماشین‌های سوخت‌بری که با سرعت بدون توجه از کنارم عبور می‌کردند و من شاهد تصادف و آتش‌گرفتنشان بودم باعث ناراحتی من می‌شد و تنها اشک می‌ریختم.

وی افزود: در این مسیر حتی کتک خوردم، تهدید شدم، اذیت شدم و بسیار سختی‌ها کشیدم؛ اما سخن من با کسانی است که موقعیت شغلی داشتند و دارند من به دیدار خیلی‌ها رفتم؛ اما دریغ از مساعدت، کارهایی بود که در توان من نبود؛ اما انجامش برای آنان سهل بود اما جدی نگرفتند من ناامید نشدم.

بانوی خیر مطرح کرد: به‌تنهایی جنگیدم و الان می‌توانم با افتخار بگویم دعای خیر پدر و مادرم، فرزندانم و خانواده‌هایشان پشت پناه من است اکنون کافی است تماس بگیرم و بگوییم می‌خواهم مصالح برای مرز ببرم و آن‌قدر لطف دارند که چشم‌بسته برای رضای خداوند لطفشان شامل حالم می‌شود.

وی در پایان گفت: بچه‌های من در هر نقطه‌ای از مرز پابه‌پای من سیمان خالی می‌کنند، رنگ‌آمیزی می‌کنند، بلوک آجر و ماسه جابه‌جا می‌کنند هر کاری که بتوانند انجام می‌دهند چون هدف والایی داریم و می‌خواهیم درس انسانیت را بیاموزیم، در حال حاضر نیز نگارش کتابی از خاطراتم را در دست دارم تا راوی خاطرات من باشد.

انتهای خبر/
Share/Save/Bookmark