مراسم سنتی عاشورا در زاهدان برگزار شد؛
از حرکت دستهها تا خیمهسوزان در روز عاشورا
از حرکت دستهها تا خیمهسوزان، از قیمه ظهر عاشورا تا شمع شام غریبان؛ روایتی مردمی از آیینی که زاهدان را سیاهپوش و عاشق نگه داشته است.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۶ تير ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۰۰
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «
زاهدنیوز»، ظهر عاشورا در زاهدان، فقط یک مراسم نیست؛ جریانی است از ایمان و اندوه، از حرکت و ماندن، از اشک و حضور. شهری که با تمام وجود، در سوگ امام حسین(ع) به پا میخیزد و با علم، نذر، قیمه، شمع و اشک، تاریخ را زنده نگه میدارد.
از صبح روز عاشورا، کوچهها و خیابانهای زاهدان رنگ و بوی عزا میگیرند. مساجد محلهمحله، دستههای عزاداری را با نظم خاصی راهی میدان امام حسین(ع) میکنند؛ میدانی روبهروی گلزار شهدا، که در این روز به مرکز ثقل دلهای عاشق تبدیل میشود.
مسیر این پیادهروی، پر از موکبهای مردمی است؛ جوانها و پیرمردها پشت میزهای سادهای ایستادهاند و با لبخند، آب، شربت، شکلات، کیک، خرما و نذورات دیگر بین عزاداران توزیع میکنند. دستفروشان هم در حاشیه مسیر ایستادهاند و سربند، پرچم، شمع، پارچههای سبز و مشکی، و حتی پلاکاردهای «لبیک یا حسین» میفروشند. اینجا، شهر عزاداری میکند.
دستههای عزاداری با طبل، سنج، زنجیر و نوحه پیش میروند. علمهای بلند که با پارچههای متبرک و دستنوشتههایی از حاجت و نذر پوشیده شدهاند، در میان جمعیت میچرخند. هر بار که علم میچرخد، موجی از جمعیت برای گرفتن حاجت و لمس آن جلو میآیند. زنان و مردان کوچک و بزرگ، تکهپارچههایی به علم گره میزنند؛ باور دارند که این گرهها، گره از دلشان باز میکند.
در میانه راه، زنانی آرام در انتهای دستهها ایستادهاند. بیصدا اما پرشور، همراه با ضرباهنگ نوحهها سینه میزنند. حضورشان در سکوت، پر از معناست. اینجا زن و مرد، پیر و جوان، با هم در ماتماند.
ظهر عاشورا، نماز جماعت در میدان امام حسین (ع) اقامه میشود. همزمان، مساجد اطراف نیز پر از نمازگزار میشوند. صدای اذان در خیابانها میپیچد و صفهای نماز در میدان، نمادی دیگر از وحدت عزاداران میشود.
پس از نماز، وقت نذری ظهر عاشوراست. یکی از پررنگترین جلوههای این روز، قیمه نذری است. بسیاری از حسینیهها، مساجد، خیرین و حتی خانوادهها، سالهاست که عهد بستهاند در این روز، دیگ نذری بار بگذارند. کوچهبهکوچه بوی قیمه میپیچد؛ سفرههای نذر باز میشوند و مردم، در هر کوچه و کنار هر موکب، یکبار دیگر برای حسین(ع) اشک میریزند و لقمهای نذر میکنند.
بعد از ناهار، نوبت تعزیهخوانی و مقتلخوانی است. بازیگران محلی، وقایع کربلا را بازسازی میکنند. مردم ایستاده، در سکوت، صحنهها را تماشا میکنند. اشک، بیاجازه میآید؛ مخصوصاً وقتی صدای "هل من ناصر ینصرنی" در فضا میپیچد.
در ادامه، خیمهسوزان برگزار میشود. خیمهای بزرگ، نماد خیمه امام حسین(ع) به آتش کشیده میشود. مردم حلقهزده دور آن، اشک میریزند. کودکان، ساکتتر از همیشه کنار مادرانشان ایستادهاند. شعلهها بالا میروند و جمعیت به یاد غربت اهل بیت، با هر زبانه آتش، ناله میزنند.
با غروب خورشید، مراسم شام غریبان آغاز میشود. مردم زاهدان در دو نقطه اصلی شهر گرد هم میآیند؛ گلزار مطهر شهدا و آستان شهدای گمنام (آستان مهدیه زاهدان). هر کسی شمعی در دست دارد، شعلهای کوچک در تاریکی. این شمعها، نور دلهاییاند که هنوز در دشت کربلا ماندهاند. نوحهخوانها از مصیبت حضرت زینب(س) میخوانند و صدای گریه زنان و مردان، فضا را از اشک و آه لبریز میکند.
در گوشهگوشه مراسم شام غریبان، پچپچ خاطرهها، دعاها و نذرها شنیده میشود. انگار هر کسی، روضهای در دل دارد که فقط خودش و امام حسین(ع) از آن باخبرند.
ظهر عاشورای زاهدان، هر سال تکرار میشود، اما هیچگاه تکراری نیست. هر سال دلها تازهتر، اشکها صادقانهتر و نذرها عاشقانهتر میشود. اینجا مردم بلدند با عشق بسوزند، بیآنکه فراموش کنند.
انتهای خبر/