وصیتنامه شهید؛
ما شهادت را میپذیریم تا قرآن و مکتب اسلام حفظ شود
خدایا نمیدانم که چگونه تو را شکر کنم که بنده حقیر را اینگونه لیاقتی عنایـت کردی که بتوانم در صفوف رزمندگان قرار گیرم و خدایا تو شاهد هستی که بنده به جـز راه تو راهی دیگر نرفتم.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۰۶:۱۷
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «زاهدنیوز»، محمود سرگزی در سال ۱۳۴۵ در یکی از روستاهای زابل در خانوادهای متعصب و مذهبی دیده به جهان گشود وی از همان دوران کودکی فردی بسیار مؤدب و صبور و جدی بود. پس از چندی با علاقه خاصی که به سپاه پاسداران داشت به عضویت این نهاد در آمد. سرانجام در عملیات «والفجر ده» در منطقه خرمال در بیست و ششم اسفندماه سال ۱۳۶۶ در سن ۲۱سالگی به فیض شهادت نایل آمد.
بسمالله الرحمن الرحیم
بسم رب الشهدا و الصدیقین
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود به رهبر کبیر انقلاب و با سـلام بـه تمـامی رزمندگان جبهههای اسلام که هر روز حماسههای درخشان میآفرینند. سـپاس خداونـد را که پیامبران نجاتبخش را فرستاد که همگی ما را از ظلمتها و تاریکیها بهسوی نـور الهی راهنمایی کنند. سلام بر مولای متقیان اولین امام مظلوم شیعه که به همگـی راهورسم جهادکردن و بندگیکردن در راه خـدای بـزرگ را آموخـت. سـلام بـه ائمـه و سـلام بـر مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) منجی عالم بشریت و نایـب بـرحقش کـه بـا رهبـری پیامبرگونهاش به ما و مملکت اسلامی حیاتی دیگر آموخت ما همگی مرده بـودیم او بـا دم الهی خویش ما را زنده کرد. خداوند شاهد باش که مـا شـهادت را میپذیریم تـا قـرآن و مکتب اسلام حفظ شود و قوانین آن عملی گردد. امروز لبیک به نـدای امـام امـت خمینـی بتشکن لبیـک بـه پیـامبر اسـت. لبیـک بـه مهـدی صاحبالزمان (عجلالله تعـالی فرجه الشریف) است. خوشا به حال کسانی کـه ایـن نـدا را بـشنوند و گـوی سـبقت را از یکدیگر بربایند و حال که «هر نفسی طبق وعده قرآن مجید مزه مـرگ را خواهـد چـشید». پس ای خدای مهربان من تو را سپاس میگویم که مـرگم را شـهادت در راه خـودت قـرار دادی. بار خدایا نمیدانم که چگونه تو را شکر کنم که بنده حقیر را اینگونه لیاقتی عنایـت کردی که بتوانم در صفوف رزمندگان قرار گیرم و خدایا تو شاهد هستی که بنده به جـز راه تو راهی دیگر نرفتم و خدایا از آن زمانی کـه ایـن راه را انتخـاب کـردم، یـک زلزلهای در وجودم ایجاد شد که یکلحظه نتوانستم طاقت بیاورم و در خود احساس کردم اسلام عزیز احتیاج به ما دارد. هرچه که ما نمیتوانیم خدمتی برای اسلام انجام دهیم؛ ولی یک جـزء کمی هم که شده خود را در اختیار اسلام قرار میدهیم باشد که خداوند متعال از مـا قبـول بفرماید و ای مردم مـا اگـر کـه مسئله مـرگ برایمـان روشـن شـود، دیگـر از هیچچیز نمیهراسیم و ما اگر که یکلحظه فکر کنیم دیگر در خانه نمینشینیم. برای همـین اسـت که ما نمیتوانیم حرکت کنیم و ما چه هستیم که بگوییم جان خود را در راه اسلام فدا کنیم، این جان ظاهری ما چه ارزشی دارد اگر فکر کنیم که روز اول چه بودهایم آن وقـت اسـت که انسان متزلزل خواهد شد و راه چگونه رفتن را میآموزد و ای مردم و ای امـت غیـور و ایثارگر و شهادتطلب شما را سفارش میکنم بـه تقـوای الهـی، البتـه بنـده حقیـر خـود کوچکتر از آنم که بخواهم جملاتی را برای شما بنویسم؛ اما بهعنوان یـادآوری باشـد کـه خداوند متعال تمامی بندگان خاص خود را به راه راست هدایت کرده و مـا را نیـز بـا آنهـا محشور سازد و ای مردم بدانید که زندگی دنیا فانی است. بالاخره روزی همگی ما از ایـن دنیا خواهیم رفت. پس چه خوب است که با توشههای نیک به دیدار حـق بـرویم «همگـی عالم را محضر خدا بدانید» و متوجه باشید که خداوند همگی اعمال ما را نظـاره میکند. امام امت را دعا کرده و تنها نگذارید برای فرج امام عصر و پیروزی رزمنـدگان اسـلام دعـا کنید والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته
انتهای خبر