به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «زاهدنیوز»، در روزگاری که بسیاری از بیماران چشمانتظار فرصتی دوباره برای زندگی هستند، اهدای عضو بهعنوان یکی از بزرگترین جلوههای انساندوستی شناخته میشود؛ اقدامی که میتواند پس از خاموششدن زندگی یک انسان، امید را در رگهای چند بیمار دیگر جاری کند.
مرگ مغزی اگرچه پایانی تلخ برای یک خانواده است، اما در صورت رضایت برای اهدای عضو، میتواند آغاز دوباره زندگی برای افرادی باشد که سالها با درد، بیماری و انتظار دستوپنجه نرم کردهاند.
باوجود پیشرفتهای پزشکی و امکان پیوند اعضا، هنوز آگاهی عمومی درباره مفهوم مرگ مغزی و تفاوت آن با کما کافی نیست. بسیاری از خانوادهها در لحظات سخت و بحرانی، به دلیل امید به بازگشت بیمار یا نگرانیهای فرهنگی و عاطفی، با اهدای عضو موافقت نمیکنند؛ درحالیکه پزشکان تأکید دارند مرگ مغزی فرایندی کاملاً غیرقابلبازگشت است و هیچ احتمال بهبودی برای بیمار وجود ندارد.
کارشناسان حوزه سلامت معتقدند فرهنگسازی در زمینه اهدای عضو باید از مدارس، رسانهها و خانوادهها آغاز شود. نقش روحانیون، معلمان، رسانهها و چهرههای اجتماعی در آگاهیبخشی عمومی بسیار مهم است؛ چرا که تغییر نگاه جامعه نسبت به اهدای عضو میتواند جان دهها بیمار نیازمند پیوند را نجات دهد. بسیاری از کشورها با آموزش مستمر و روایت تجربه خانوادههای اهداکننده توانستهاند این فرهنگ انسانی را در جامعه نهادینه کنند.
در سیستان و بلوچستان نیز مانند بسیاری از نقاط کشور، بیماران زیادی در صف انتظار پیوند عضو قرار دارند؛ بیمارانی که برخی از آنان سالها به دیالیز وابستهاند یا برای ادامه حیات چشمانتظار دریافت قلب، کبد یا کلیه هستند. بااینحال، پایینبودن آمار رضایت خانوادهها برای اهدای عضو همچنان یکی از دغدغههای جدی حوزه درمان محسوب میشود؛ مسئلهای که ضرورت توجه بیشتر به آموزش و اطلاعرسانی را دوچندان کرده است.
اهدای عضو تنها یک تصمیم پزشکی نیست، بلکه انتخابی انسانی و ماندگار است؛ انتخابی که میتواند حتی پس از پایان زندگی یک فرد، تپش قلب، لبخند و امید را به چندین خانواده بازگرداند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، صجامعه نیازمند گسترش فرهنگ اهدای عضو، اهدای زندگی است؛ فرهنگی که میتواند از دل تلخترین لحظات، زیباترین معجزههای زندگی را رقم بزند.
بسیاری از خانوادهها تفاوت مرگ مغزی و کما را نمیدانند حمید ملاشاهی، یکی از بیماران نیازمند به پیوند کلیه در گفتگو با خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «زاهدنیوز»، بیان کرد: سالهاست که به دلیل نارسایی کلیه، زندگیام به دیالیز وابسته شده و هفتهای چند بار ساعتهای طولانی را برای ادامه حیات پشت دستگاه دیالیز میگذرانم؛ شرایطی که نهتنها جسم، بلکه روح و زندگی روزمره بیمار را هم تحتتأثیر قرار میدهد.
وی افزود: بسیاری از بیماران نیازمند پیوند عضو، تنها امیدشان تماس تلفنی است که خبر پیداشدن عضو مناسب را بدهد؛ تماسی که میتواند مرز میان زندگی و مرگ باشد. انتظار برای پیوند، سختترین بخش بیماری است، زیرا هیچکس نمیداند این انتظار چه زمانی به پایان میرسد.
این بیمار نیازمند پیوند کلیه ادامه داد: متأسفانه هنوز بسیاری از خانوادهها تفاوت مرگ مغزی و کما را نمیدانند و به همین دلیل با اهدای عضو موافقت نمیکنند، درحالیکه اهدای عضو میتواند جان چند بیمار را نجات دهد و زندگی دوباره به آنها ببخشد.
ملاشاهی خاطرنشان کرد: کسی که رضایت به اهدای عضو میدهد، در واقع امید را به چند خانواده بازمیگرداند. شاید یک تصمیم در سختترین لحظه زندگی، بتواند باعث ادامه نفسکشیدن چند انسان دیگر شود.
وی در پایان گفت: فرهنگسازی درباره اهدای عضو باید بیشتر از گذشته جدی گرفته شود، زیرا بیماران زیادی در انتظار پیوند هستند و هر رضایت برای اهدای عضو، میتواند معجزهای برای ادامه زندگی آنان باشد.
نبود آگاهی درباره مرگ مغزی؛ مهمترین مانع اهدای عضو در سیستان و بلوچستان علیرضا راحتدهمرده، رئیس واحد فراهمآوری عضو پیوندی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در گفتگو با خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «زاهدنیوز»، با اشاره به هفته اهدای عضو بیان کرد: یکی از مهمترین مشکلات در مسیر اهدای عضو، عدم رضایت خانوادهها به دلیل شناخت ناکافی از تفاوت مرگ مغزی و کما است؛ درحالیکه مرگ مغزی یک فرایند کاملاً غیرقابلبازگشت بوده؛ اما کما با درمان امکان بازگشت دارد.
وی افزود: بیمارانی که در بخش ICU بستری میشوند و مرگ مغزی آنان توسط ۴ پزشک متخصص شامل متخصص بیهوشی، متخصص داخلی، متخصص جراحی مغز و اعصاب و متخصص نورولوژی تأیید میشود، هیچ امکان بازگشتی ندارند و در صورت رضایت خانواده، میتوانند جان بیماران متعددی را نجات دهند.
رئیس واحد فراهمآوری عضو پیوندی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان ادامه داد: از هر بیمار دچار مرگ مغزی میتوان حداقل ۸ عضو حیاتی شامل ۲ کلیه، قلب، کبد، ریهها و روده را برای پیوند به بیماران نیازمند اهدا کرد؛ اقدامی که میتواند زندگی دوباره به بیماران ببخشد.
راحتدهمرده با اشاره به وضعیت بیماران نیازمند پیوند در استان بیان کرد: در حال حاضر حدود ۹۵۰ بیمار دیالیزی در سیستان و بلوچستان وجود دارد که بسیاری از آنان با انجام پیوند کلیه میتوانند به زندگی عادی بازگردند و از سختیهای دیالیز مداوم نجات پیدا کنند.
وی افزود: هماکنون حدود ۸۰ بیمار در استان در لیست پیوند کلیه قرار دارند، البته آمار واقعی بیشتر از این تعداد است؛ زیرا برخی بیماران در شهرهایی مانند شیراز و مشهد نیز در فهرست انتظار پیوند ثبت شدهاند.
رئیس واحد فراهمآوری عضو پیوندی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان با ارائه آماری از موارد مرگ مغزی در استان گفت: در سال ۱۴۰۳، تعداد ۱۱ مورد مرگ مغزی تأیید شده داشتیم که خانواده ۵ بیمار رضایت به اهدای عضو دادند و اعضای آنان شامل کلیه و کبد به بیماران نیازمند پیوند زده شد.
وی ادامه داد: در سال ۱۴۰۴ نیز تاکنون حدود ۸ بیمار دچار مرگ مغزی تأیید شدهاند؛ اما تنها یک مورد به اهدای عضو منجر شده است که دلیل اصلی آن عدم رضایت خانوادهها بوده است.
راحتدهمرده با تأکید بر ضرورت فرهنگسازی در حوزه اهدای عضو خاطرنشان کرد: صداوسیما، آموزشوپرورش، روحانیون و رسانهها نقش مهمی در افزایش آگاهی عمومی و تبیین مفهوم مرگ مغزی دارند و میتوانند زمینه افزایش رضایت خانوادهها برای اهدای عضو را فراهم کنند.
رئیس واحد فراهمآوری عضو پیوندی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در پایان گفت: زمانی که پزشکان مرگ مغزی فرد را تأیید میکنند، خانوادهها مطمئن باشند که هیچ امیدی برای بازگشت وجود ندارد؛ اما معجزه واقعی زمانی رخ میدهد که اعضای بدن فردی که قرار است زیر خاک برود، در بدن بیماری دیگر تپش زندگی را ادامه دهد.
در نهایت، اهدای عضو تنها یک اقدام درمانی نیست؛ تجلی والاترین شکل انساندوستی و ادامهیافتن زندگی در کالبدی دیگر است. امروز درحالیکه صدها بیمار در سیستان و بلوچستان چشمانتظار پیوند عضو هستند، افزایش آگاهی عمومی درباره مرگ مغزی و تبیین تفاوت آن با کما، ضرورتی انکارناپذیر به شمار میرود. خانوادهای که در دشوارترین لحظه زندگی خود رضایت به اهدای عضو میدهد، در حقیقت نهتنها با مرگ مقابله میکند، بلکه امید، لبخند و فرصت دوباره زیستن را به چندین انسان هدیه میبخشد.
بیتردید توسعه فرهنگ اهدای عضو، اهدای زندگی نیازمند همراهی همه بخشهای جامعه از رسانهها و نظام آموزشی گرفته تا روحانیون، نخبگان و چهرههای اجتماعی است. اگر آگاهی جای تردید را بگیرد، بسیاری از بیمارانی که امروز روزهای خود را میان دیالیز، درد و انتظار سپری میکنند، میتوانند دوباره طعم زندگی عادی را بچشند. گاهی یک تصمیم، آن هم در تلخترین ثانیههای زندگی، میتواند معجزهای ماندگار خلق کند؛ معجزهای که تپش قلب، نفس و امید را به زندگی انسانهای دیگر بازمیگرداند.
انتهای خبر/