کد مطلب: 11791
 
شکنجه و سرنوشتی نامعلوم در انتظار زندانیان سعودی
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۵۱
زاهدانه:برای دو ماه و نیم در زندان انفرادی بودم، در حالی‌که از ناحیه سینه آسیب دیده و زخمی شده بودم، بدون‌آنکه درمان مناسب شوم و در تمام طول این مدت همیشه شکنجه ‌شدم و ناسزا و توهین شنیدم.

به گزارش زاهدانه  به نقل از فارس ،این بخشی از سخنان یک جوان 23 ساله عربستانی است که در گفت‌وگو با روزنامه لبنانی «السفیر» آن را اظهار کرد.

 وی برای 5 ماه در زندان‌های رژیم سعودی به سرمی‌برد تا پس از اینکه از زندان آزاد شد، به انسان دیگری تبدیل و با ایمان و اعتقاد بیشتری به اعتراض‌های مردمی شرق عربستان به طور کلی و منطقه «تاروت» به طور خاص تبدیل شود و بیش از پیش بر ضرورت تغییر و تحول ریشه‌ای در جامعه سعودی تاکید کند.

وی به دلایل امنیتی از ذکر نام خود داری کرد و تنها به ذکر «میم» اشاره کرد. این شهروند سعودی به دلیل شرکت در یکی از تظاهرات‌های منطقه الشرقیه که خواستار آزادی زندانیان و آزادی شیخ «نمر» روحانی دربند و خروج نیروهای سپر جزیره به ویژه نیروهای نظامی سعودی از بحرین شده بود، در ماه اوت گذشته بازداشت شد. در آن تظاهرات حدود سه هزار نفر شرکت کرده بودند.

این شهروند سعودی تعریف می‌کند: «پس از پایان تظاهرات و هنگامی‌که قصد پراکنده شدن و ترک محل را داشتیم، نیروهای امنیتی سعودی با زره‌پوش‌های خود معترضان را به محاصره خود درآوردند و تفنگ‌های خود را به سمت ما نشانه گرفتند. ما از ترس فرار کردیم. اما یک خودرو پلیس سعودی با تعقیب، مرا زیر گرفت و از ناحیه سینه زخمی شدم».

وی می‌افزاید: «مردانی که سوار خودرو بودند، از آن پیاده شدند و تا جایی که در توان داشتند، مرا زدند و بر زمین کشیدند که موجب آسیب دیدگی‌های شدید در من از ناحیه ریه و تنفس شد و کمرم به شدت زخم برداشت. پس از آن مرا به مرکز پلیس القطیف منتقل کردند و از آنجا که در وضعیت جسمانی بسیار بدی قرار داشتم، مرا در بیمارستان نظامی بستری کردند. هنگامی‌که در بیمارستان بستری بودم نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفتم، به حدی‌که آرزوی مرگ را داشتم».     

این شهروند دربند سعودی ادامه می‌دهد: «با هرآنچه در دستشان می‌رسید، به ضرب و شتم من ادامه دادند، به گونه‌ای توان هیچگونه حرکتی نداشتم. دو هفته در بیمارستان باقی ماندم و با اینکه در وضعیت خطرناکی قرار داشتم، اما درمان مناسب را دریافت نمی‌کردم. به همین دلیل مرا در اتاق ویژه بستری کردند و به دلیل مشکلات تنفسی که برایم پیش آمده بود، دستگاه‌های تنفسی به من وصل کردند. اندکی که حالم رو به بهبودی گذاشت، صورتم را با ملافه پیچیدند تا توان دیدن جایی را نداشته باشم. مرا به داخل خودرو پلیس انداخته و در حالی‌که انواع فحشاها و ناسزاها را نثار من و خانواده‌ام می‌کردند، به مرکز پلیس ظهران منتقل کردند. پای برهنه و در حالی‌که هوا به شدت گرم و زمین داغ بود، در میان فحش‌ها و اهانت‌ها مرا از این اتاق و به آن اتاق منتقل می‌کردند».

«میم» چند روزی را در مرکز پلیس ظهران در بازداشت بود تا پس از آن به به ساختمان وزارت اطلاعات منتقل شود تا در آنجا دور جدید شکنجه و آزار و اذیت وی آغاز شود. او به خوبی آن روزها را به یاد می‌آورد.

او می‌گوید: «هیچ نقطه‌ای از بدن من از ضرب و شتم ماموران سعودی در امان نبود. با اینکه به آنها درباره وضعیت جسمانی من و آسیب‌هایی که دیده بودم، اطلاعات لازم داده شده بود، اما برای دو روز بدون آب و غذا مرا به سلول انفرادی انداختند. پس از آن بود که یک وعده غذای ناچیز در میان فحش و ناسزاهای بسیار به من دادند و هنگامی‌که به خون بالا آوردن افتادم، بار دیگر مرا به بیمارستان منتقل کردند».

این شهروند دربند سعودی می‌گوید: «مدام مرا متهم می‌کردند که از ایران دستور می‌گیرم و با همدستانم درصدد براندازی رژیم هستم. همچنین در جریان بازجویی به مقاومت در برابر نیروهای امنیتی سعودی متهم شدم. در حالی‌که من این اتهام را رد کردم و تاکید کردم که تنها جرم من شرکت در تظاهرات مسالمت‌آمیز است».

«میم» در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «در زندان یک کمیته حقوق بشر وابسته به رژیم سعودی از من در زندان بازدید کرد و از من درباره شکنجه‌ها و آزار و اذیت‌هایی که شده بودم و همچنین درباره بد رفتاری‌های صورت گرفته با من، پرس‌وجو کرد،‌ اما از ترس همه چیز را رد کردم، چون سودی در این امر نمی‌دیدم و می‌دانستم که این کمیته وابسته به رژیم است. با اینکه از اوضاع شکایتی نداشتم، مرا دو ماه و نیم در سلول انفرادی زندانی و پس از آن مرا برای دو ماه و نیم به بند منتقل کردند».

درد و رنج و مصایب این شهروند سعودی به اینجا ختم نمی‌شود، او پس از یک ماه و نیم در بازداشت بود که به وی اجازه داده شد، با خانواده‌اش تماس بگیرد و آنها را از وضعیتش آگاه کند،‌ بدون اینکه اجازه داشته باشد، سخنی درباره آنچه برسرش آمده بود، بر زبان آورد.

«میم» پس از آزادی از زندان و پس از اینکه هیچ‌گونه اتهامی درباره او به اثبات نرسید، به دنبال یافتن کاری برای خود است اما همچنان در تظاهرات‌های مسالمت‌آمیز منطقه شرکت و تاکید می‌کند که «تا تحقق خواسته‌ها و مطالباتش همچنان به شرکت در اعتراض‌های مسالمت آمیز ادامه می‌دهد».

این شهروند سعودی یکی از ده‌ها هزار زندانی سیاسی است که در زندان‌های رژیم سعودی به سر می‌برد و روزنامه السفیر موفق شد با وی گفت‌وگو کند.

اما نمونه دیگر اینگونه زندانیان «علی الجارودی» (42 ساله) است که حدود یک سال است بازداشت شده و هنوز در بازداشت به سر می‌برد. وی در یکی از مراکز ایست و بازرسی به دلیل شرکت در تظاهرات مسالمت آمیز توسط نیروهای امنیتی سعودی بازداشت شد. خواهرش «امیره الجارودی» می‌گوید: «تا 4 ماه نمی‌دانستیم که برادرم کجاست و هیچ خبری از او نداشتیم، حتی یک تماس کوچک هم از جانب او نداشتیم و همه جا را دنبال او گشته بودیم».

وی ادامه می‌دهد: «پس از گذشت 4 ماه بود که تماسی از جانب او گرفته شد و اجازه یافتیم به ملاقات او برویم. اما دیدن او ما را بسیار غافلگیر کرد، چون به شدت لاغر شده و وزن کم کرده بود و به ما گفت که به دلیل ضرب و جرح از ناحیه گوش مورد عمل جراحی قرار گرفته است. همچنین چندین دندان وی در جریان بازجویی و شکنجه شکسته شده بود و نمی‌توانست به راحتی راه برود و دست چپش هم شکسته بود. او به ما گفت که در طول چهار ماه گذشته همواره در معرض شکنجه بدنی، روحی و روانی قرار داشته است».

«امیره الجارودی» سخنان خود را اینگونه ادامه می‌دهد: «در اکتبر گذشته اداره زندان با ما تماس گرفت و اطلاع داد که برادرم نمی‌خواهد که با ما تماس بگیرد یا ما را ببیند و هنگامی‌که برخلاف خواست اداره زندان به دیدن برادرم رفتیم، مسئول زندان به ما گفت که علی نمی‌خواهد ما را ملاقات کند و می‌گوید که نمی‌خواهد کسی را ببیند و ترجیح می‌دهد که استراحت کند. اما پس از اصرار و پافشاری ما برای فهم موضوع گفتند که وی به دلیل قرار گرفتن در معرض شکنجه بسیار و رو به وخامت گذاشتن حالش به بیمارستان منتقل شده است».

«امیره» تاکید می‌کند که «برادرش در معرض شکنجه‌هایی چون شکنجه با برق قرار گرفته و بارها به بیمارستان منتقل شده، اما هیچ‌گاه به طور کامل درمان نشده و هر بار بیش از دفعه قبل بر شکنجه و آزار و اذیتش افزوده شده است».

وی می‌گوید: «برادرم را برای ساعت‌ها از هر چهار طرف به تخت می‌بندند و اجازه استفاده از دستشویی و حمام را به او نمی‌دهند و او توان خوردن و نوشیدن و ادای نماز را ندارد».

در دسامبر گذشته هنگامی‌که خانواده الجارودی برای دیدن «علی الجارودی» به زندان مراجعه کردند، مسئولان زندان به آنها اطلاع دادند که وی از هرگونه تماس و ملاقات ممنوع شده و هنگامی‌که پافشاری کردیم که برای یک دقیقه هم که شده او را ملاقات کنیم، او را نزد ما آوردند، در حالی‌که تمام صورت و بدن وی کبود شده بود. وی گفت که قرار بود، برای درمان این زخم‌ها به درمانگاه بیمارستان می‌رفت. هنگامی‌که دلیل این امر را سوال کردیم، گفت که یکی از ماموران زندان به وی فحش و ناسزاهای رکیک گفته و او از خود دفاع کرده است که یکباره پنج مامور زندان برسر او ریخته و او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و به زندان انفرادی افکنده‌اند. در آنجا دو روز در بیهوشی بوده و پس از دو روز وقتی به هوش آمده دست و پای خود را زنجیرهای آهنی دیده و در تمام طول این مدت از هرگونه خورد و خوراک و ادای نماز و استفاده از درمان محروم بوده است».

«امیره» وضعیت برادرش را بسیار تاسف‌بار توصیف و تاکید می‌کند که وی در معرض ضرب و شتم شدید در نقاط مختلف بدنش قرار گرفته است و تنها اتهام او این است که وی شرکت در تظاهرات مسالمت آمیز علیه رژیم را انکار نمی‌کند.

«نسیمه الساده»، یکی از اعضای مرکز حقوق بشر عربستان سعودی می‌گوید که موارد بی‌شماری از نقض حقوق بشر در زندان‌های رژیم سعودی مانند قتل، شکنجه و بازداشت خودسرانه و غیره به ثبت رسیده و با وجود اینکه دلایل بی‌شماری در اثبات این گزارش‌ها وجود دارد، با این حال حکومت سعودی تاکنون اقدامی جهت بهبود وضعیت زندان‌ها و زندانیان این کشور انجام نداده است.

انتهای پیام/
Share/Save/Bookmark