
شاید جملات فوق را بتوان بی سابقه ترین و بی نظیر ترین اظهارات رهبر معظم انقلاب منباب حجاب برشمرد. اظهاراتی که در مهرماه 91 و در جریان سفر به استان خراسان شمالی درباره حجاب برخی استقبال کنندگان بیان شد.
بر این اساس شاید بتوان نگاه به بدحجابی در جامعه اسلامی ایرانی را به قبل و بعد از این اظهارات رهبر انقلاب تقسیم بندی کرد. اظهاراتی که به اذعان بسیاری از کارشناسان، در مقابل رفتارهای ضربتی و سلبی با بدحجابی را گرفت و جای خود را به فرهنگ سازی در این حوزه داد.
هرچند هنوز هم هستند افرادی که فکر می کنند معضل بدحجابی فقط و فقط با برخوردهای سلبی و زننده حل خواهد شد و لاغیر؛ اما نکته حائز اهمیت در بیانات رهبر عظیم الشان انقلاب همانجاست که لزوما "بدحجاب بودن" دلیل بر "بد ذات بودن" دختر یا زن ایرانی نیست.
برای بررسی پدیده بدحجابی در جامعه اسلامی باید نگاه به این موضوع تغییر کند و به این مهم دست یافت که اصولا دختر یا زن بدحجاب از چه روی به این شیوه نگرش خود به حجاب تمایل دارد.
هرچند کسی منکر تشکیل و سازماندهی برخی گروه های ترویج بدحجابی و قبح زدایی از این عمل منکراتی در سطح جامعه نیست؛ تا جائی که برخی منابع خبری مدعی هستند که پول های کلانی برای دختران خیابانی، گدایان چهارراه ها و ... هزینه می شود تا صرفا با ظاهری زننده در خیابان های شهر با هدف قبح زدایی از برخی رفتارهای ظاهری پرسه بزنند اما قشر عظیمی از کسانی که در عرف به آنها "بدحجاب" گفته می شود، مشکلی در اعتقادات دینی ندارند و چه بسا اگر اصل حجاب برای آنها تبیین شود، همین ایراد و نقص ظاهری نیز برطرف گردد.
چرا برخی بدحجاب می شوند؟!
1. قبح زدایی
یکی از مهمترین ریشههای شیوع روزافزون مسئلهی بدحجابی که در دو دههی اخیر، به وضوح در جامعه مشاهده میشود افزایش آستانهی تحمل افراد جامعه در مقابل این ناهنجاری و به عبارت دیگر، کاهش قبح و زشتی این عمل، در نظر افراد جامعه دانست. در این باره میتوان به تحقیقی که دکتر «رفیع پور»، در سال ۱۳۷۱ به عمل آورده است نیز استناد نمود. بر اساس نتایج حاصله از این تحقیق؛ ۸۶.۲ درصد پاسخگویان معتقد بودند در سال ۱۳۶۵، رعایت نکردن حجاب از نظر مردم عیب تلقی میشده است؛ بدین معنا که زنان متمایل به بدحجابی، به علت اینکه احساس میکردند مردم از بیحجابی اکراه دارند و احتمال دارد آنها را، به گونهای مورد اهانت (مجازات) قرار دهند، بیشتر حجاب را رعایت میکردند. این ارزیابی برای سال ۱۳۷۱ به ۴۱.۵ درصد رسید. (رفیع پور، فرامرز، توسعه و تضاد) از این رو میتوان گفت قبح بدحجابی در اذهان افراد جامعه، در عرض ۶ سال به حدود نصف رسیده است.

نکته مهمی که طی سالیان اخیر از آن غافل شده ایم و بی تعارف باید آن را فریاد بزنیم، "حراج غیرت مرد" ایرانی است!
براستی چه بلایی بر سر غیرت مرد ایرانی آمده که به راحتی اجازه می دهد همسر، دختر، خواهرش در خیابان و محافل عمومی و خصوصی با رفتارها و پوشش های زننده برای مردان دیگر عشوه گری کند و او نظاره گر لذت بردن دیگران از ناموسش باشد؟!!!
هرچند متاسفانه و سربسته باید گفت، چنین رفتاری در برخی محافل به یک بده بستان دوطرفه تبدیل گشته و این روزها با نام "تمدن" بر سر "غیرت" کوبیده می شود!
همانگونه که در احادیث و روایات آمده، دوران کودکی بهترین دوران برای نهادینه شدن ارزش ها در فکر و جان انسان است. درست مانند زمینی که آماده کشت است؛ زمینی که هر چه در آن بکاری همان را درو خواهی کرد و چه بسا بدحجابی امروز جوانان و نوجوانان، حاصل غفلت از دوران کودکی آنهاست.
بر این اساس می توان ادعا کرد یکی از معضلات بدحجابی امروز جامعه ما به عدم تربیت صحیح دیروز در مهدهای کودک و ... باز می گردد.
مهددهای کودکی که نه تنها کودکان را از نهاد خانواده دور می کنند بلکه در این محیط ها به بهانه تفریح و بازی و سرگرمی اولین تجربه آرایش و زیبایی با توجیه نقاشی بر روی صورت و تجربه هایی دیگر نظیر آموزش رقص را فرا می گیرند و بالطبع این تجربهها در دوران نوجوانی و جوانی به شکل پوشش نامناسب و برخی هنجارشکنیهای دیگر خود را نشان خواهد داد. آموزش مسائل تربیتی و نهادینه کردن ارزشها از همان دوران کودکی حایز اهمیت است، زیرا اصلاح و تغییر زاویه دید یک جوان به این راحتی امکان پذیر نیست.
براستی چه باید کرد؟!
سالهاست که اکثر نهادهای فرهنگی و مسئولان حکومتی برا حل معضل بدحجابی دم از "فرهنگ سازی" می زنند و طی همه این سالها وضعیت حجاب روز به روز بدتر شد و هیچ کس نفهمید بالاخره منظور مسئولان از "فرهنگ سازی" چیست و چه کارهایی باید کرد که بگوییم برای حجاب نسل آینده فرهنگ سازی صورت گرفته است؟!
طنین یاس در گزارش بعدی سعی می کند راه های خروج از این معضل اجتماعی را بررسی کند.
انتهای پیام/