گزارش زاهدانه از تبریک فرزند شهید به پدرش؛
از غربت فرزند شهید تا بغضی که بر سر مزار پدر شکست/ به رفتن پدرم افتخار می کنم
یاسمن فرزند آزاده و جانباز عروج یافته کاظم آقالو حسینی می گوید: سالهاست روز پدر را بر سر مزار با تقدیم یک هدیه گل و خواندن فاتحه ای به پدرم تبریک می گویم و تا زنده باشم این کار را در چنین روزی انجام می دهم.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۱
به گزارش
زاهدانه، یاسمن دختر دوازده ساله ای که عادت کرده در چنین روزی با یک شاخه گل بر مزار پدر حاضر می شود.
هر چند سالها از شهادت پدرش می گذرد اما عشقی که در دلش شعله ور است او را هر هفته بر سر خاک پدر می کشاند حتی در روز تولد پدرش یا روز ولادت حضرت علی(ع) هم با شاخه گلی می آید تا همچون سایر هم سن و سالان و اطرافیانش که با بوسه ای در آغوش پدر این روز را به هم تبریک می گویند او هم با در بر گرفتن سنگ مزار پدر تبریکش را عرض کند؛ براستی دل آدمی که هیچ حتی سنگ هم توان اشک و دل پر سوز فرزندان لاله های پرپر شده را ندارد.
یاسمن در وصف پدر می گوید: پدر عزت، عظمت، پناهگاه، قوت و امید زنده بودن برای فرزندان است.
بغضش را به سختی پنهان می کند اما همانگونه که اشک بر صورتش جاری است، به خبرنگار ما می گوید: در این روز که همه با گل و کادو به پیشواز پدرانشان می روند من همچون همیشه با مادر و خواهرانم بر سنگ مزار پدر بوسه می زنیم.
وی ادامه می دهد: سه سال بیشتر نداشتم که پدرم بر اثر جراحت های باقی مانده از دوران جنگ تحمیلی و اسارت به شهادت رسید؛ اما خوب به یاد دارم هنگامی که مرا در آغشش می گرفت و روی دوشش می گذاشت آن موقع بود که قهقهه خنده هایمان در فضای خانه پخش می شد.
به نقطه ای خیره می شود دستش را روی سنگ مزار پدر به حرکت در می آورد و می گوید: هر وقت هم کلاسی هایم را می بینم جز آه و اشک هیچ چیز نصیبم نمی شود از اینرو برای اینکه دل داغدیده ام را التیام دهم راهی مزار پدر می شوم تا کمی آرام گیرم.
این فرزند شهید با کمی مکث ادامه می دهد: خوشحالم که برای آسایش و امنیت من پدرم راهی میدان مبارزه با دشمنان شد تا امروز به راحتی در کشورم زندگی کنم اما هر بار که نگاه ترحم آمیز توام با محبت دیگران را حساس می کنم زخم نبود پدر آزارم می دهد.
انتهای پیام/