کد مطلب: 67335
 
آزمونی پرهزینه با آینده‌ای مبهم برای سیستان؛
آیا سیستان قربانی تصمیمات غیرکارشناسی فیدر ۲ می‌شود؟
شرایطی که بحران کم‌آبی سیستان به اوج رسیده، احیای پروژه فیدر۲ بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا این طرح راه‌حل است یا هزینه‌ای سنگین با نتیجه‌ای نامعلوم؟
تاریخ انتشار : شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۰۵
 
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «زاهدنیوز» به نقل از عصرهامون، پروژه فیدر دوم چاه‌نیمه‌های سیستان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین طرح‌های زیرساختی حوزه آب در شمال استان سیستان و بلوچستان، از اوایل دهه ۱۳۹۰ با هدف افزایش ظرفیت انتقال آب رودخانه هیرمند و ارتقای تاب‌آوری تأمین آب منطقه در برابر خشکسالی‌های مکرر تعریف شد؛ طرحی که با توجه به محدودیت‌های هیدرولیکی مسیر موجود (فیدر یک) و ناتوانی آن در انتقال کامل جریان‌های ورودی به‌ویژه در دبی‌های بالا، در دستور کار قرار گرفت تا امکان بهره‌برداری حداکثری از رهاسازی‌های مقطعی و سیلابی فراهم شود.

این پروژه در سال ۱۳۹۵ وارد فاز اجرایی شد، اما در ادامه به‌دلیل بروز چالش‌هایی همچون تعارضات حقوقی در مسیر تملک اراضی، پیچیدگی‌های اداری، کمبود و ناپایداری منابع مالی و نبود هماهنگی مؤثر میان دستگاه‌های مسئول، با وقفه‌ای طولانی مواجه شد و از حدود سال ۱۳۹۷ عملاً متوقف ماند؛ توقفی که در شرایط تشدید بحران کم‌آبی در سیستان، انتقادها و دغدغه‌های متعددی را به‌دنبال داشت.

با این حال، از سال ۱۴۰۱ به‌دنبال افزایش توجه به مسئله امنیت آبی منطقه، پیگیری‌های نهادی و قرار گرفتن پروژه در اولویت برنامه‌های اجرایی، روند رفع موانع شتاب گرفت و با پیش‌بینی اعتبارات در بودجه سال ۱۴۰۳، زمینه برای احیای دوباره این طرح فراهم شد. هم‌اکنون نیز با انجام بخشی از اقدامات مربوط به تعیین تکلیف اراضی، تأمین منابع مالی و بازنگری‌های فنی، پروژه در آستانه ازسرگیری عملیات اجرایی قرار دارد.

بر اساس اهداف تعریف‌شده، فیدر دوم قرار است با افزایش ظرفیت لحظه‌ای انتقال آب، کاهش اتلاف فرصت‌های کوتاه‌مدت ورود جریان، تسریع در ذخیره‌سازی آب در چاه‌نیمه‌ها، کاهش هدررفت ناشی از تبخیر و پخش‌شدگی و همچنین بهبود مدیریت سیلاب، نقش مؤثری در تأمین آب آشامیدنی و پشتیبانی زیست‌محیطی ایفا کند و مدیریت منابع آب را از حالت واکنشی به سمت رویکردی پیش‌نگر و بهینه سوق دهد.

با وجود این، در کنار دیدگاه‌های موافق، نقدهایی نیز نسبت به این طرح مطرح است؛ از جمله اینکه توسعه زیرساخت‌های انتقال بدون اصلاح رژیم هیدرولیکی رودخانه سیستان و بدون وجود جریان پایدار در هیرمند، نمی‌تواند به‌تنهایی مشکل کم‌آبی را حل کند. همچنین چالش‌های حقوقی، اجتماعی و زیست‌محیطی مسیر اجرای طرح و ضرورت مدیریت یکپارچه حوضه آبریز، از دیگر محورهای مورد تأکید منتقدان به‌شمار می‌رود.

در مجموع، اگرچه تکمیل فیدر دوم می‌تواند ظرفیت انتقال و سرعت پاسخ سیستم ذخیره‌سازی آب در سیستان را به‌طور معناداری افزایش دهد، اما تحقق کامل کارایی آن منوط به هم‌افزایی با سایر اقدامات کلان از جمله احیای کارکرد هیدرولیکی رودخانه، مدیریت جامع منابع آب و بهره‌گیری از دیپلماسی فعال در حوزه آب هیرمند خواهد بود؛ موضوعی که آینده این پروژه را به مجموعه‌ای از عوامل فراتر از یک طرح عمرانی صرف گره زده است.

فیدر ۲؛ راه‌حل بحران یا آغاز فاجعه در سیستان
حبیب‌الله دهمرده، نماینده سابق مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی، در همین راستا با انتقاد از طرح فیدر دوم که سال‌ها پیش کلید خورد اما به مرحله اجرا نرسید، در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون»، به بیان برخی چالش‌ها و موانع پیش‌روی این پروژه پرداخت و با انتقاد شدید از طرح «فیدر دو»، آن را طرحی «کاملاً غیرعلمی، غیرکارشناسی و بدون توجیه اقتصادی فنی» توصیف کرد.

وی افزود: برای درک بهتر شرایط و زمینه موضوع، ابتدا باید ساختار رودخانه هیرمند و شاخه‌های آن در منطقه سیستان موردتوجه قرار گیرد.

دهمرده تصریح کرد: رودخانه‌ای که از بند کجکی در افغانستان تا نقطه صفر مرزی ایران، مسیری نزدیک به ۱۰۰۰ کیلومتر را طی می‌کند، به نام رودخانه هیرمند شناخته می‌شود. این رودخانه هنگامی که به نقطه صفر مرزی ایران و افغانستان می‌رسد، به دوشاخه تقسیم می‌شود؛ یک شاخه آن دقیقاً در امتداد مرز مشترک دو کشور جریان دارد که به «پریان مشترک» معروف است و شاخه دیگر مستقیماً وارد خاک ایران شده و به نام «رودخانه سیستان» شناخته می‌شود.

نماینده سابق مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: در سال ۱۳۵۰، متخصصان ژاپنی طرحی را برای آبگیری گودال‌های طبیعیِ مشهور به چاه نیمه‌های سیستان ارائه دادند. این کانال به فیدر ۱ مشهور است و در واقع کانالی کاملاً خاکی به طول حدود ۴۵۰۰ متر (۴،۵ کیلومتر) و عرض قریب به ۵۰ متر است که در فاصله‌ای حدود ۵۰۰ متری از نقطه صفر مرزی، در داخل خاک ایران، از رودخانه سیستان منشعب می‌شود.

وی افزود: در محل این انشعاب، سدی تعبیه شده که سازه‌ای بتنی فلزی است و تنها سازه بتنی موجود در این کانال به شمار می‌رود که با نام «سد فیدر ۱» شناخته می‌شود. این کانال، نقشی حیاتی در انتقال آب و تأمین منابع آبی چاه‌نیمه‌ها ایفا کرده و تا امروز (اردیبهشت ۱۴۰۵) فقط و فقط کانال تأمین‌کننده مخازن آب چاه نیمه‌ها است.

دهمرده تصریح کرد: در سال ۱۴۰۰ شمسی، بند کمال‌خان بر روی رودخانه هیرمند در خاک افغانستان و در فاصله‌ای حدود ۵۰ کیلومتری از نقطه صفر مرزی به بهره‌برداری رسید؛ این بند به‌عنوان یک‌بند کنترلی برای مدیریت جریان آب و جلوگیری از ورود سیلاب‌ها به داخل سیستان احداث شده است.

وی ادامه داد: اما مدتی است، برای افزایش ورودی آب به مخازن چاه‌نیمه‌ها، صحبت از اجرای طرحی به نام «فیدر ۲» مطرح شده؛ طرحی که از نظر کارشناسی با ابهامات جدی در حوزه‌های فنی، اقتصادی، زیست‌محیطی و به‌ویژه رسوب‌گذاری همراه است.

نماینده سابق مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی، با انتقاد شدید از این طرح، آن را «کاملاً غیرعلمی، غیرکارشناسی و فاقد هرگونه توجیه اقتصادی، فنی و زیست‌محیطی» عنوان کرده است.

به گفته وی، بررسی‌های انجام‌شده در سال‌های گذشته حتی در شرایطی که هنوز بند کمال‌خان در بالادست ساخته نشده بود و سیلاب‌های قابل‌توجهی وارد منطقه می‌شد نشان داد که اجرای فیدر ۲ نه‌تنها کارایی لازم را ندارد، بلکه باعث افزایش رسوب‌گذاری در مسیر و در نهایت کاهش ظرفیت و پر شدن چاه‌نیمه‌ها خواهد شد؛ به همین دلیل نیز این طرح در همان زمان متوقف شد.

نماینده سابق مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: امروز اما شرایط بسیار متفاوت و پیچیده‌تر از گذشته است. با احداث بند کمال‌خان در بالادست، بر روی رودخانه هیرمند، جریان ورودی آب به سیستان به‌شدت محدود و به‌صورت کنترل‌شده از طریق چند لوله وارد منطقه می‌شود؛ به‌گونه‌ای که حتی فیدر ۱ نیز پر نمی‌شود. در چنین شرایطی، اجرای پروژه‌ای جدید و پرهزینه مانند فیدر ۲ نه‌تنها کمکی به حل بحران آب نخواهد کرد، بلکه موجب اتلاف منابع و تصمیم‌گیری غیرکارشناسی خواهد شد.

پروژه‌ای پرهزینه با آینده‌ای نامعلوم در سیستان
وی با اشاره به فرض محال که اگر روزی سیل نوح وارد شود که نمی‌دانم از کجا می‌آید راهکار عملی را تمرکز بر فیدر ۱ دانست و گفت: در مقابل، راهکارهای عملی و آزموده شده‌ای وجود دارد که می‌تواند با هزینه‌ای بسیار کمتر، بهره‌وری سیستم فعلی را چندین برابر کند.

دهمرده تأکید کرد: تمرکز باید بر بهسازی و لایروبی فیدر ۱ باشد. از جمله اقدامات ضروری، حذف تنها سازه بتنی (بنام سد فیدر که در محل انشعاب فیدر از رودخانه سیستان قرار دارد) موجود بر روی این کانال است که به دلیل ارتفاع نامناسب کف آن، مانعی برای ورود کامل آب به چاه‌نیمه‌ها ایجاد کرده است. همچنین، گودبرداری و افزایش عمق بستر فیدر ۱(که کل فیدرخاکی است) می‌تواند ظرفیت انتقال آب را تا چندین برابر افزایش دهد.

وی افزود: این پیشنهادها صرفاً در حد نظریه نیست؛ تجربه عملی آن نیز وجود دارد. در سال ۱۳۸۵، در دوره استانداری اینجانب، با امکاناتی محدود و در مدت زمانی کمتر از دو هفته، کانالی به عرض ۶ متر و عمق ۴ متر در بستر فیدر ۱ ایجاد شد. نتیجه چه بود؟ هدایت کامل آب رودخانه هیرمند به سمت چاه‌نیمه‌ها در حدی که آب پریان مشترک قطع شد و تمامی آب رودخانه هیرمند وارد چاه نیمه‌ها شد. از منظر اقتصادی و اجرایی نیز مقایسه کاملاً روشن است.

نماینده سابق مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: هزینه بهسازی فیدر ۱، شاید کمتر از یک هزارم هزینه اجرای فیدر ۲ برآورد می‌شود، میزان رسوب‌گذاری در آن به‌مراتب کمتر است و زمان اجرای آن نیز بسیار کوتاه‌تر (کمتر از پنج تا ده درصد زمان اجرای فیدر دو) خواهد بود.

وی با طرح این سؤال که در چنین شرایطی آیا منطقی است به‌جای بهینه‌سازی زیرساخت‌های موجود، به سراغ پروژه‌ای پرهزینه و بدون پشتوانه علمی برویم؟ گفت: به نظر می‌رسد پاسخ روشن است؛ سیستان بیش از هر چیز، به تصمیم‌های عاقلانه، علمی و مبتنی بر تجربه نیاز دارد نه پروژه‌هایی که فقط روی کاغذ زیبا به نظر می‌رسند. البته و صدالبته در خصوص رسوب‌زدایی و جلوگیری از رسوب‌گذاری بیشتر و مسائل زیست‌محیطی و غیره پیشنهاداتی وجود دارد که در صورت لزوم توضیح خواهم داد.

انتهای خبر/
Share/Save/Bookmark