به گزارش
زاهدانه، صبح امروز فضای شهرستان زاهدان آغشته به عطر مطهر شهدای هشت سال دفاع مقدس شد. شهدایی که آمدند تا بگویند برای آسایش امروز ما چه جوانان رعنایی از خود گذشتگی کردند و با پیروی از ولایت فقیه، آبادانی را برای کشور ایران اسلامی رقم زدند به گونه ای که تا به امروز احدی حق تعرض به این خاک را به خود نداده است زیرا همواره این کشور و مردمانش با اعتقاد راسخ به ذات احدی ابودیت و در سایه سار ولایت فقیه همچنان محکم و پویا ایستاده اند و از وجب به وجب این میهن هنوز هم جانانه دفاع می کنند.
مردمی که تحریم ها لرزه بر اندامشان نخواهد انداخت و دوران برجام و پسا برجام هم مانع نمی شود تا آنها از شعار «مرگ بر آمریکا» دست بردارند، زیرا هیچ کس از یاد نخواهد برد که دشمنان قسم خورده این دیار آمریکا و اسرائیل غاصب چه ظلم هایی که در حق این کشور و مردم آن روا داشتند و امروز نیز به بهانه مذاکرات و مسائل هسته ای در ایران دَم از صلح و دوستی می زنند تا بار دیگر با ورود و نفوذ خود به داخل این کشور خللی در اتحاد و انسجام مردم آن وارد کنند تا از این طریق به اهداف شوم خود که دستیابی به خاک این کشوراست، برسند.
آری! حضور پرشکوه مردم در تشییع پیکر شهدای گمنام بدین معناست که ما همچنان در دفاع از میهن اسلامی همچون گذشته در مقابل دشمنان ایستادگی خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد تا بیگانگان برایمان سرنوشت را رقم بزنند.
ثانیه ها را به عشق آمدنشان انتظار می کشیمهنوز چند ساعتی مانده تا هواپیمای حامل پیکر شهدا بر آسمان شهر زاهدان نمایان شود و در فرودگاه بین المللی این شهرستان به زمین بنشیند. اما گویا بوی معطر شهدا از دور دست ها هم حال و هوای عموم این مردم شهید پرور را دگرگون کرده است.
عده ای به عشق دیدار از شهدا قبل از اینکه خورشید طلوع کند به رسم ادای احترام و بر حسب وظیفه و ادای دِین خود به استقبال از جوانانی آمده اند که سی و اندی سال پیش برای حفظ و آبادانی ملت ایران در مقابل دشمنان جان خود را سپر بلا کرده و ایستادگی کردند.
کم کم صدایی به گوش می رسد، چشم ها همه خیره به آسمان است. آری! بالاخره انتظار برای شهدای تازه تفحص شده به پایان رسید و استقبال از این دلیرمردان شجاع به صورت رسمی آغاز شد.
ورود کاروان شهدای گمنام به زاهدان حضور باشکوه مردم برای تشییع پیکر این شهدا در فرودگاه زاهدان دیدنی است. عجب فضایی، حال و هوای همه بارانیست. عده ای شاخه گل در دست گرفته و عده ای سپند دود می کنند، عده ای نیز همچنان چشم های بارانی خود را خیره به درب های ورودی دوخته اند که قرار است تابوت شهدا از آنجا گذر کند؛ اما عجیبت تر ازهمه مادران پیری هستند که برخی از آنان قاب عکسی در دست گرفته اند. یکی از آنان در حالی که گریه می کند نجواکنان می گوید: من نیز فرزند شهیدی دارم که هم اکنون بعد از 27 سال از خاکسپاری او در گلزار شهدای زاهدان امروز دوباره بیاد آن روزی افتاده ام که جنازه رشید فرزندم را آورده بودند، با آه و ناله می گوید: این شهدا غریب هستند مادر ندارند من آمده ام تا برایشان همچون فرزند خود مادری کنم. او را در حال و هوای خودش تنها می گذارم گویا بغضی سنگین بر گلو دارد که می خواهد با خود خلوت کند.
براستی چه تعداد خانواده هنوز چشم انتظار خبری از عزیزانشان هستند؟آری! چشم انتظاری چقدر سخت است و چه حالی دارند خانواده هایی که هنوز با گذشت سی و اندی سال از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران هنوز خبری از جگر گوشه های خود ندارند و امروز در بین این جمعیت قطعا هستند مادران، همسران و فرزندانی که به شوق دیدن عزیزانشان به استقبال از کاروان شهدا آمده اند.




انتهای پیام/