کد مطلب: 67722
 
رابط جامعه مردمی ایثار و شهادت سیستان و بلوچستان مطرح کرد:
مردم، میدان را زنده نگه داشتند
رابط جامعه مردمی ایثار و شهادت سیستان و بلوچستان معتقد گفت: آنچه تجمعات مردمی زاهدان را به یک حضور ماندگار تبدیل کرد، نه برنامه‌ریزی‌های رسمی، بلکه احساس تعلق، ایمان و مشارکت داوطلبانه مردمی بود که میدان را از آنِ خود می‌دانستند.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۳۰
 
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «زاهدنیوز»، شهر زاهدان در ماه‌های اخیر صحنه یکی از ماندگارترین جلوه‌های حضور مردمی در کشور بوده است؛ حضوری که از روزهای پرالتهاب پس از شهادت فرماندهان و چهره‌های شاخص جبهه مقاومت آغاز شد و با گذشت بیش از ۱۰۲ شب، همچنان در قالب تجمعات خانوادگی، برنامه‌های فرهنگی و مطالبه‌گری مردمی ادامه دارد.

آنچه این اجتماعات را متمایز می‌کند، صرفاً تعداد حاضران یا استمرار آن نیست، بلکه شکل‌گیری یک شبکه اجتماعی زنده و پویاست که اقشار مختلف مردم را حول یک مطالبه مشترک گرد هم آورده است.

در این میان، نقش مردم در اداره میدان، حضور پررنگ خانواده‌ها، مشارکت بانوان، همراهی اصناف، فعالیت مواکب، نقش‌آفرینی رسانه‌ها و حضور داوطلبانه جوانان، ابعاد تازه‌ای از ظرفیت‌های اجتماعی جامعه را آشکار کرده است.

عماد امامدادی، رابط جامعه مردمی ایثار و شهادت سیستان و بلوچستان، در گفتگویی تفصیلی با خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «زاهدنیوز»، از پشت‌صحنه شکل‌گیری این تجمعات، عوامل تداوم آن و تجربه‌ای سخن می‌گوید که به باور او نشان داد هرگاه میدان به مردم سپرده شود، ظرفیت‌های پنهان جامعه فرصت بروز و ظهور پیدا می‌کنند.

ابتدا خودتان را معرفی کنید و بگویید چگونه وارد این میدان شدید؟
بنده عماد امامدادی، متولد سال ۱۳۶۵ در ایرانشهر و بزرگ‌شده زاهدان هستم. سال‌هاست در حوزه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی مردمی حضور دارم و در مجموعه فرهنگی ورزشی ایثار فعالیت می‌کنم. با آغاز تحولات اخیر و شهادت فرماندهان مقاومت، به همراه جمعی از دوستان فعال در عرصه‌های مردمی احساس کردیم نباید فضای اجتماعی شهر خالی بماند. از همان شب‌های نخست جلساتی برگزار شد و تصمیم گرفتیم با حضور میدانی، زمینه حضور و همراهی مردم را فراهم کنیم.

واقعیت این است که در ابتدا هیچ برنامه‌ریزی پیچیده‌ای وجود نداشت. همه چیز به شکل خودجوش و مردمی آغاز شد. نخستین تجمعات در قالب رژه‌های خودرویی شکل گرفت، اما پس از اعلام خبر شهادت فرماندهان و افزایش احساسات عمومی، حضور مردم گسترده‌تر شد و به‌مرور به یک حرکت مستمر تبدیل شد.

مهم‌ترین عامل ماندگاری این تجمعات چه بود؟
به نظر من مهم‌ترین عامل، ایمان و اعتقاد مردم بود. اگر ایمان مردم، علاقه آن‌ها به انقلاب، کشور و آرمان‌هایشان وجود نداشت، چنین حضوری هرگز تا این مدت ادامه پیدا نمی‌کرد. در روزهای نخست شاید احساسات ناشی از شهادت فرماندهان عامل مهمی بود، اما استمرار این حضور بدون باور و اعتقاد عمیق مردم ممکن نبود.

عامل دیگر این بود که مردم احساس کردند این میدان متعلق به خودشان است. هیچ‌گاه این تجمعات به‌عنوان برنامه یک سازمان یا نهاد خاص شناخته نشد. مردم با خودروهای شخصی، امکانات شخصی، خانواده‌ها و حتی هزینه‌های شخصی خودشان وارد میدان شدند و همین احساس مالکیت، ماندگاری را رقم زد.


نقش خانواده‌ها در این حرکت مردمی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
نقش خانواده‌ها بسیار تعیین‌کننده بود. بخش عمده‌ای از حضورها به‌صورت خانوادگی شکل گرفت. در بسیاری از شب‌ها شاهد بودیم که پدر، مادر و فرزندان در کنار یکدیگر در برنامه‌ها شرکت می‌کردند.

حتی بارها خانواده‌ها به ما می‌گفتند اگر یک شب تصمیم بگیرند در تجمع حضور پیدا نکنند، فرزندانشان اصرار می‌کنند که حتماً به محل برنامه بیایند. این نشان می‌دهد که این اجتماعات صرفاً یک برنامه سیاسی یا اجتماعی نبود، بلکه به بخشی از زندگی روزمره خانواده‌ها تبدیل شده بود.

حضور بانوان چه تأثیری در تداوم تجمعات داشت؟
من معتقدم بانوان از مهم‌ترین عوامل ماندگاری این میدان بودند. شاید کمتر درباره نقش آن‌ها صحبت شده باشد، اما واقعیت این است که بخش قابل‌توجهی از استمرار این تجمعات مدیون حضور بانوان است.

بانوان هم در بخش تولید محتوا، هم در مطالبه‌گری، هم در حضور میدانی و هم در تشویق اعضای خانواده برای شرکت در برنامه‌ها نقش مؤثری داشتند. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده هر جا حضور بانوان پررنگ بوده، برنامه‌های مردمی ماندگارتر شده است.

جوانان و نوجوانان چه نقشی در این میدان داشتند؟
به نظر من یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این تجمعات، تربیت نسل جدید بود. ما شاهد حضور نوجوانان و جوانانی بودیم که شاید از نظر ظاهری با نسل‌های گذشته تفاوت داشته باشند، اما از لحاظ دغدغه، انگیزه و روحیه مسئولیت‌پذیری بسیار فعال بودند.

در شرایط عادی شاید سال‌ها زمان لازم بود تا چنین تجربه‌ای برای نسل جدید ایجاد شود، اما این میدان بستری شد تا نوجوانان در کنار خانواده‌ها، فعالان فرهنگی، نیروهای مردمی و گروه‌های مختلف اجتماعی تجربه عملی حضور اجتماعی و مسئولیت‌پذیری را کسب کنند.

اصناف و کسبه چه نقشی در این حرکت داشتند؟
کسبه و اصناف نیز همراهی بسیار خوبی داشتند. باوجوداینکه برگزاری تجمعات در برخی نقاط شهر ممکن بود برای کسب‌وکار آن‌ها محدودیت‌هایی ایجاد کند، اما بسیاری از آن‌ها با روی باز در کنار مردم قرار گرفتند.

در مواردی شاهد بودیم که برخی مغازه‌داران امکانات خود را در اختیار مردم قرار می‌دادند. برخی در تأمین نیازهای برنامه کمک می‌کردند و برخی دیگر در قالب کمک‌های مالی مشارکت داشتند. حتی مواردی وجود داشت که کمک‌های قابل‌توجهی به‌صورت ناشناس انجام می‌شد و برگزارکنندگان نیز از هویت افراد اطلاع نداشتند.

این تجمعات چگونه مدیریت می‌شد؟
روزهای نخست تقریباً همه چیز به‌صورت خودجوش پیش می‌رفت. هرکس احساس می‌کرد می‌تواند کمکی انجام دهد وارد میدان می‌شد. اما با افزایش جمعیت و گسترده‌تر شدن برنامه‌ها، نیاز به هماهنگی بیشتری به وجود آمد.

به همین دلیل گروهی از فعالان مردمی مسئولیت بخش‌های مختلف را برعهده گرفتند؛ از هماهنگی برنامه‌ها و سخنرانان گرفته تا رسانه، مواکب، صوت، تصویر و پشتیبانی؛ بااین‌حال اصل کار همچنان مردمی باقی ماند و تصمیم‌ها نیز باتوجه‌به نیازها و مطالبات مردم اتخاذ می‌شد.


نقش رسانه‌ها در تداوم این میدان چه بود؟
رسانه یکی از مهم‌ترین ارکان این حرکت بود. اگر این حضور مردمی روایت نمی‌شد، طبیعتاً اثرگذاری آن نیز محدود می‌ماند. رسانه‌ها کمک کردند صدای مردم به دیگر نقاط کشور برسد و تصاویر این حضور گسترده منتشر شود.

در کنار رسانه‌های رسمی، تعداد زیادی از مردم نیز به‌عنوان رسانه‌های خودجوش فعالیت می‌کردند. افراد با تلفن همراه خود تصاویر و فیلم تهیه می‌کردند و در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کردند. همین موضوع باعث شد روایت این تجمعات تنها محدود به رسانه‌های رسمی نباشد.

مواکب چه نقشی در این اجتماعات داشتند؟
مواکب صرفاً محل توزیع خوراکی نبودند. آن‌ها به بخش مهمی از هویت تجمعات تبدیل شدند. برخی مواکب خدمات فرهنگی ارائه می‌دادند، برخی به کودکان و نوجوانان می‌پرداختند و برخی دیگر در حوزه‌های آموزشی و اجتماعی فعالیت می‌کردند.

به‌ویژه مواکبی که برای کودکان برنامه‌های فرهنگی و سرگرمی تدارک دیده بودند، نقش مهمی در حضور خانواده‌ها ایفا کردند. در واقع مواکب به ایجاد فضای صمیمی‌تر و خانوادگی‌تر در تجمعات کمک کردند.

مهم‌ترین مطالبه مردم در این مدت چه بود؟
بدون تردید مطالبه اصلی مردم، انتقام خون شهدا و حمایت از جبهه مقاومت بود. تقریباً تمام شعارها، مطالبات و خواسته‌های مطرح شده در میدان حول این محور شکل می‌گرفت.

البته در کنار این موضوع، مردم درباره مسائل مختلف کشور، روند تحولات منطقه، مذاکرات و تصمیمات کلان نیز پرسش‌هایی داشتند و تلاش می‌شد در برنامه‌ها به این ابهامات پاسخ داده شود.

چه چیزی مردم را در میدان نگه می‌دارد؟
مردم زمانی در میدان می‌مانند که احساس کنند حرفشان شنیده می‌شود و از اتفاقات آگاه هستند. یکی از مهم‌ترین نیازهای مردم اطلاع‌رسانی دقیق و شفاف است. هر اندازه آگاهی مردم بیشتر باشد، مشارکت و همراهی آن‌ها نیز بیشتر خواهد شد.

از سوی دیگر، مردم باید احساس کنند این میدان متعلق به خودشان است و صرفاً نقش تماشاگر ندارند. هر جا مشارکت واقعی مردم شکل بگیرد، ماندگاری نیز افزایش پیدا می‌کند.

مهم‌ترین درس این تجربه مردمی چیست؟
مهم‌ترین درس این است که مردم ایران هر زمان احساس کنند آرمان‌ها، ارزش‌ها یا امنیت کشور در معرض تهدید قرار گرفته است، خودجوش وارد میدان می‌شوند. این حضور نیازمند دستور و اجبار نیست، بلکه از دل باورها و اعتقادات مردم شکل می‌گیرد.

همچنین این تجربه نشان داد هرجا مردم‌محور اصلی باشند، کارها باقدرت بیشتری پیش می‌رود. اعتماد به مردم، استفاده از ظرفیت‌های مردمی و میدان دادن به اقشار مختلف جامعه می‌تواند بسیاری از مسائل و چالش‌ها را حل کند.

اگر بخواهید این تجربه را در یک جمله توصیف کنید، چه می‌گویید؟
به نظر من بهترین توصیف این است که بگوییم در این میدان، مردم به معنای واقعی کلمه مبعوث شدند؛ مردمی که بدون اجبار، بدون منفعت شخصی و تنها بر اساس احساس مسئولیت، ایمان و علاقه به کشور و آرمان‌هایشان در صحنه حضور پیدا کردند و همچنان پای‌کار مانده‌اند.

انتهای خبر/
Share/Save/Bookmark