
به گزارش زاهدانه وبلاگ پیک اجتماعی نوشت:
چند ماه پیش دوستی آمد و از ظلم و تبعیضی که در حق تعدادی از کارکنان جدیدالاستخدام استان رواشده است سخن راندواینکه پارتی اساس کارقرارگرفته است خواستار انعکاسش در فضای مجازی شد.
گفتم :به آنهابگوییدتا شرح ماجرارادقیقاً بنویسند که مستندی در دستمان باشد برای نشر و امضا نمایند تا محکم باشد. گفت : می ترسند که برایشان بد تمام شود. گفتم: اسامی پیش ما محفوظ هست و آنها را چاپ نمی کنیم. گفت: بازهم می ترسند. گفتم : حضوری بیایند دفتر تا مطمئن شویم که اوضاع چنان است که می گویند.
گفت :از اینکار بیشتر می ترسند. گفتم: هماهنگ کن تا برویم اداره دیدنشان وشرح حال راشفاهی ازآنها جویاشویم. گفت خیلی می ترسند.
گفتم : بالاخره ما باید از اصل ماجرا بی واسطه مطلع شویم؟ اینها که حتی در خفا نیز حاضر به نوشتن و گفتن ظلمی که بر آنان میشود نبوده و حاضر نیستند از حق و حقوق خود دفاع کنند، راه حلی پیش پای ما بگذارند تا از حق و حقوقشان در وبلاگ دفاع کنیم.
گفت: بروم با آنها صحبت کنم. رفت که رفت…
بنظر شما ، ریشه ترس از کجاست حتی برای گرفتن کمترین حق و حقوق خود ؟!!!!