کد مطلب: 11527
 
دلیل عرفانی بسیار زیبا در مورد حجاب
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۰۷
 

زاهدانه: مدیر وبلاگ گوی شیشه ای نوشت:
کل عالم و مقام عصمت عالم اگر به صورت يک شکل و يک بافت و صورتي در بيايد، قهراً به بافت انسان درمي آيد. همانطور که قوه خيال، حقايق آنسويي را مطابق با مناسباتي که بين شان است، با اشکال اين سويي براي انسان پياده مي کند، قوه خيال عالم، عصمت نظام عالم را در نشئه طبيعت به صورت انسان شکل مي دهد و چون عصمت بيشتر با اسم شريف (الباطن) سازگار است، لذا به صورت زن شکل مي دهد، نه صورت مرد . چون مرد بيشتر با اسم ( الظاهر) و زن بيشتر با اسم شريف (الباطن) در ارتباط است. لذا همان مقام اسم شريف (الباطن ) آمده در شريعت و براي زن به صورت حجاب مطرح شده است.
اين حجاب در حقيقت صفت خدا داشتن زن است، خداوند هم محجوب است. خودش فرمود: ((از پشت هفت هزار حجاب داريد من را مي بينيد)) اگر عدد را بالاتر ببرد باز هم حق است.
نه اين که دين اگر به زن مي گويد (( تو حجاب را نگه داشته باش)) اين العياذ بالله جسارت به زن است؛ اين در حقيقت يک احترامي به زن است.

به او مي گويد : ((چون تو مطابق اسم شريف ((الباطن )) الهي پياده شده اي، ما نمي خواهيم که تو در معرض ديد هر کسي قرار بگيري، لذا محجوب باش. بگذار اگر ديگران مي خواهند تو را ببينند از پشت حجابها ببينند))

اين حجاب برگرفته از حجاب حق است، لذا حجاب دژ زن است، چه اينکه براي خداوند دژ است. فرمود هر چه کوشش کنيد نمي توانيد حقيقت غيبيه ذات مرا ببينيد، آنقدر محجوبم، آنقدر در حجابم، هر چه کوشش کنيد و حجاب ها را خرق کنيد و پاره کنيد، باز هم همچنان مرا در پشت حجاب بايد ببينيد. هرگز من کشف تام نمي کنم، حتي در قرآن هم کشف تام ذاتي نکرد. قرآن هم اگر چه خدا را به ما معرفي کرد، اما يا با الفاظ يا با معاني يا با صور. هم الفاظ حجابند و هم معاني و هم صور حجابند. از پشت حجاب ها خدا خود را معرفي کرد و الا حق آنطوري که حق است، براي خلق جلوه نمي کند، که اگر بخواهد بکند، لازمه جلوه گري حق براي خلق، بساط خلق را جمع کردن است

انتهای پیام/

 
Share/Save/Bookmark