کد مطلب: 21608
 
کلماتی که اعتماد بنفس کودکتان را کاهش می دهد
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۲ ساعت ۰۱:۰۶


 

روان شناسان و علمای اخلاق آن را اساس تأمین سعادت و آسایش و آرامش انسان ها ذكر كرده اند و مربیان بزرگ و بالاتر از همه ی آنها ، انبیای الهی  در طریق تأمین و تداوم آن، راه هایی را ارائه داده  و انسان ها را به كسب آن توصیه فرموده اند. زمانی که کودکی بتواند بدون توقع و انتظار از دیگران کاری را آغاز کند و بکوشد تا آن را به اتمام برساند، می گوییم، «اعتماد به نفس» دارد. کودک از همان ابتدا که شروع به شناخت خود و محیط پیرامونش می کند، به قدرت و توانایی خود برای تسلط بر محیط و اطرافیان خود آگاه می شود.

 



 

یکی از عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان، والدین و افراد خانواده هستند. اگر کودک در خانواده ا ی که سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می تواند ویژگی های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی های خود، با مشکلات روبه رو شود. از طرفی می تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود، برخوردی واقع بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

 

از آنجایی که اعتماد به نفس صفتی ارثی نیست، اگر کودک ضمن انجام فعالیت های گوناگون مدام دچار محدودیت شود و نتواند تجارب مفیدی در زندگی کسب کند، ترسو، کم رو و خجول بار آمده و قدرت تصمیم گیری مناسب هم نخواهد داشت. به كودكان اجازه دهید كه در برطرف كردن مشكلاتشان، تصمیم گیرنده باشند. مسئله ای كه بیشتر والدین با آن روبرو هستند این است كه به غلط تمایل دارند خیلی سریع فرزندانشان را از مخمصه نجات دهند.

 

به نظر ما اگر طفل فاقد اعتماد به نفس باشد، در حال و آینده  زندگی ناخوشایندی خواهد داشت. در كارها نیازمند است كه به دیگران اتكا كند و برای جلب نظر دیگران ناگزیر است به نحوه ی خود را مورد پسند آنها قرار دهد كه این خود منشاء بسیاری از لغزش هاست. شخصیت موجود چنین افرادی به مراتب پائین تر از شخصیت واقعی آنهاست و برای همین آنها دچار احساس حقارت و تحت تأثیر عوامل مأیوس كننده هستند. امری كه تدریجاً سبب خواهد شد كه آنان امكانات طبیعی حیات را از دست بدهند و در معرض ابتلای بیماریهای عصبی و روانی قرار گیرند. چنین افرادی در سنین نوجوانی آرزوی مرگ دارند و می خواهند بمیرند و درد و رنج حقارت را تحمل نكنند.

 

درمحیط خانواده علل و انگیزه های بسیاری وجود دارد كه سبب پیدایش بی اعتمادی و سركوب شدن اعتماد به نفس در كودكان می شود و اهم آنها عبارت اند از:

- وجود تبعیضات درخانواده و توجه فوق العاده والدین به یك كودك و مهمل گذاشتن حق كودك دیگر.

- به رخ كشیدن ضعف ها و عیوب كودك و سعی در بزرگ كردن آن و تحقیر كودك بدان طریق .

- آشكار كردن عیوب و افشا كردن لغزش های او درحضور كسانی كه كودك در نزد آنها از احترامی برخوردار است.

- استبداد والدین و تحمیل نظرات خود بر طفل بدون در نظر گرفتن توان تحمل او.

- مراقبت شدید والدین از كودك به گونه ای كه او را شدیداً به خود وابسته نمایند.

- مقایسه كردن كودك با فرد یا افراد دیگری كه طفل توان رسیدن به آنها را ندارد.

- سرزنش های افراطی به گونه ای كه طفل را از خود و لیاقت خود نومید كند.

- قرار دادن كودك لوس و نازپرورده در محیطی كه او را نیكو تحویل نمی گیرند.

 



 

كوشش هایی كه در طریق ایجاد اعتماد به نفس درباره او باید به عمل آید بسیار و از آن جمله است:

- واگذاری نقش و مسئولیتی به كودك از همان اوان كودكی در رابطه با كارهای خانه یا مزرعه یا مغازه ، به تناسب رشد بدنی و روانی.

- آموزش راه و رسم عمل و موفقیت در آن كار و برنامه، و شیوه موفق و نیرومند شدن در كار.

- ایجاد زمینه برای موفقیت او در آن كار از طریق ارائه و عرضه امكانات مناسب (برای هر هفته چند مورد).

- تعیین حدود كار و فعالیت، و آگاه كردن كودك از این امر كه درچه مواردی ممكن است مورد سرزنش یا مورد احترام و تشویق قرار گیرد.

- افزودن میزان تجارب طفل از طریق ایجاد تنوع در كارهای او و دادن عرصه فعالیت به او.

- تعیین هدف های مرحله به مرحله در كار، در عین تعقیب هدفی دور و فوق العاده مهم، تا احساس خستگی نكند.

- بازخواست از كار و مسئولیتی كه به او واگذار شده و آموزش راه جلوگیری از تكرار لغزش ها.
بچه های کوچک دوست دارند جزییات مکالمات و گفت و گوهایی را که حین بازی با دوستان خود داشته اند، مو به مو بازگو کنند اما گاهی خارج از حوصله والدین است و آن ها نمی خواهند جزییات را بشوند اما مواظب باشید که نگویید «برای من مهم نیست» یا «به من چه مربوط؟» چون با گفتن این جمله صحبت کودک خودرا قطع کرده اید و ناخودآگاه به او گفته اید به چیزهایی که برای او مهم است اهمیت نمی دهید.

 

اکثر پدر و مادرهایی که بچه های بالغ دارند گله مند هستند که چرا فرزندشان با آن ها صحبت نمی کند، علت این رفتار برمی گردد به نحوه برخورد و ارتباط والدین که در کودکی با آن ها داشته اند. آیا در دوران کودکی به حرف های آن ها خوب گوش کرده و شنونده خوبی بوده اید.

 

زمانی که وقت کافی برای شنیدن حرف هایشان ندارید به آن ها بگویید الان نمی توانید روی حرف هایش تمرکز کنید. می توانید زمانی را تعیین کنید که حرف هایش را با شما در میان بگذارد. بچه ها نیاز دارند با والدینشان صحبت کنند پس سعی کنید این فرصت را برای آن ها ایجاد کنید و حتی یک روز را هم از آن ها نگیرید.

 

اگر کودکان را با نام‌هایی مانند احمق، تنبل و امثال آن بنامیم، آنها باور می‌کنند که دارای این صفات و خصوصیات هستند. به علت آسیبی که به کار بردن این نام‌های منفی به شخصیت بچه‌ها وارد می‌کند، اعتماد به نفس او را از بین می‌برد. به عنوان مثال، اگر کودکی به صفت زشت نامیده شود، ممکن است از حضور در جمع و بازی با دیگران خودداری کند یا اگر بگویید «کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهیز می‌کند.

 

به بیان دیگر نباید از قدرت تاثیر کلمات بر زندگی کودکان غافل شد. کلمات بر افراد اثر می‌گذارد. هر لغت و جمله‌ای که به کودکان گفته می‌شود، به همراه خود پیام مهمی درباره کودک و رابطه او با دنیای خویش دارد.

 

Share/Save/Bookmark