کد مطلب: 6623
 
مصالحه برای رفع خستگی؟
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۰۶
زاهدانه: فشار اقتصادی هدفی جز به سازش کشیدن نظام ندارد اما مردم نه از اخم ابر قدرت‌ها دلشک و نه از لبخند آنها دلگرم و نه از تهدید آنها مرعوب و نه به تطمیع آنها فریفته‌اند.
به گزارش زاهدانه، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای یادداشتی را با موضوع مذاکره آمریکا با ایران با عنوان «مصالحه برای رفع خستگی؟!» از آیت‌الله محی‌الدین حائری‌شیرازی عضو مجلس خبرگان رهبری منتشر کرد.
متن کامل این یادداشت به شرح ذیل است:

قال الله تبارک و تعالی: «وَ لَمّا رَأی المُؤمِنُونَ الأحزابَ قالُوا هَذَا ما وَعَدَنا اللهُ وَ رسُولُهُ وَ صَدَقَ اللهُ وَ رَسولُهُ وَ ما زادَهُم الاّ ایماناً وَ تَسلیماً»

رهبر معظم انقلاب تفاوت جنگ احزاب را با دیگر جنگ‌ها بیان کردند. در ادامه مطلب ایشان، تفاوت احزاب امروز و احزاب صدر اسلام، اهمیت مطلب ایشان را بیشتر روشن می‌کند.

از انسان‌شناسی آغاز می‌کنم که خشت اول مباحث انسانی است. انسانِ فردی داریم و انسانِ نوعی داریم. آیه کریمه «اللهُ وَلیُّ الّذینَ آمَنوا یُخْرِجُهُم مِن الظُّلُمات إلَی النّورِ و الّذینَ کَفَرُوا أولِیاؤُهُم الطّاغوت یُخْرِجُونَهُم مِن النّورِ الی الظُّلُماتِ اُولَئِکَ أصحابُ النّارِ هُم فیها خالِدوُنَ» طبیعتاً دو پیام دارد: یکی درباره فرد فرد انسان‌ها و یکی درباره مجموعه انسانیت، همه با هم.

به امید بهشت، ماشه کمربند انفجاری را می‌فشارد

در قسمت اول، حرکت مترقیانه مؤمن و حرکت ارتجاعی غیر مؤمن (اعمّ از منافق و کافر): هر مؤمنی در سایه ولایت الهی از پراکندگی به هماهنگی، از پریشانی به سامان، از بیچارگی به آسایش و از دلهره به آرامش و از سیاه دیدن عالَم به روشنایی می‌رسد. همان‌گونه که سال از زمستان به بهار می‌رسد. غیر مؤمن آنچه می‌بیند، زمستان است و عالَم در نظر او تیره و تار است. علت این بیچارگی ولایت طاغوت‌‌هاست.

آنچه گفته شد، بخشی از معنی آیه است. بخش مهم‌تر آیه مسئله انسانِ نوعی است:

از آیه استفاده می‌شود که از لحظه حضور انسان در کُره خاکی، مؤمن و غیرمؤمن دو سیر مستمر داشته‌اند؛ عیناً مثل سرگذشت علم و دانش بشری. رشد علمی نتیجه پیوستگی تمام مراتب دانش است. به طوری که امروز به اوج شکوفایی رسیده است. بشر غیرمؤمن در حرکت از نور به ظلمت، سیر مستمر داشته است. همان‌گونه که بشر مؤمن حرکت مستمری از ظلمت به نور داشته است. به همین دلیل حسین بن علی علیه‌السلام در شب عاشورا به اصحابش فرمود: جدم و پدرم و مادرم و برادرم اصحابی چون شما نداشتند و به همین دلیل اشرار کربلا به مراتب از کفار و منافقین صدر اسلام و حتی از مردم عهد جاهلیت خطرناک‌تر بودند.

در آخرین لحظات حسین بن علی علیه‌السلام به آنها گفت: «یا مَعشَرَ آلِ أبی سُفْیان إنْ لَمْ یَکُنْ لَکُم دینٌ وَ کُنْتُم لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَکُونُوا أحْراراً فی دُنیاکُم فَارجِعُوا إلی أحْسابِکُم فِی الْجاهِلیَّةِ»

سلسله ولایت مؤمن و غیرمؤمن

امروز مؤمن به مقام حسین فهمیده می‌رسد که خطر حتمی را از مؤمنین دور می‌کند. حسین فهمیده مصداق بارز «وَ مَنْ أحیاها فَکَأنَّما أحْیَی النّاسَ جَمیعاً» است و آنکه مؤمنین را به شهادت رسانید، مصداق «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أوْ فَسادٍ فِی الْأرْضِ فَکَأنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعاً» است. شهید فهمیده امام زمانش را شناخته بود؛ «فَإنَّکَ إنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حَجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینی».

آن جان‌بر‌کف که نیّتش خدمت به اسلام بود، ولی آلت دست مغضوبین خداوند واقع شده بود، از ضالّین است و حسین فهمیده که امام زمانش را شناخته بود، از «الَّذینَ أنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» است.

تفاوت طرفین در سلسله ولایت است. غیرمؤمن به ولایت طاغوت و مؤمن به ولایت‌الله متصل است.

جنگ حق و باطل امروز محصول حرکت بشریت از ابتدای تاریخ تاکنون است. باطل در تجربه کاری و کشف ابزار و راه‌های شناخت روش‌های بدبخت کردن انسان به مرتبه‌ای رسیده است که می‌تواند عالم را پر از ظلم و جور کند. این کار، کار ساده‌ای نیست.

در مقابل، مؤمنین به جایی رسیده‌اند که در خدمت امام زمانشان می‌توانند عالَم را پر از عدل و داد کنند. اگر غیر مؤمن‌ها از پول و امکانات و آموزش و تحریک و تفرقه انداختن به حد اعلی رسیده‌اند، مؤمنین نیز در تحت ولایت‌الله راه‌های باطل کردن سحر ساحران را از همیشه بیشتر آموخته‌اند. موسی علیه‌السلام به ساحران فرمود: «ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرَ إنَّ اللهَ سَیُبْطِلُهُ» و فرمود: «وَ لا یفلح السّاحِرُ حَیْثُ أتی». حیله و تزویر استکبار جهانی شیطانی است و «إنَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعیفاً»

سحر با معجزه پهلو نزند دل خوش دار/ سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد

ماجرای تحریم‌ها و جمهوری اسلامی

مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین ابوترابی برایم نقل کرد که در یکی از کمپ‌ها و اردوگاه‌های اسرای ایرانی در عراق، مسئول اردوگاه تغییر کرد و سرهنگ بعثی سختگیری آمد. وقتی دید اسرا به یکی اقتدا کردند و نماز جماعت می‌خوانند، اعلام کرد نماز جماعت ممنوع و پیش‌نماز را که یک بسیجی کرمانی بود، به دفتر برد. کف پایی مفصلی به او ‌زد، ولی او یک کلمه می‌گفت: یا صاحب‌الزمان. به اندازه‌ای زدند که فرمانده خسته شد و از اینکه بتواند با کف پایی او را به زانو درآورد، مأیوس شد. گفت اتو بیاورید. اتو را به برق وصل کردند تا حسابی گداخته شد. اتو را به کف پای پیش‌نماز گذاشتند. پیشنماز فقط می‌گفت: یا صاحب‌الزمان. سرهنگ بعثی منقلب شد. دستور داد پیش‌نماز را آوردند در کمپ و به اسرا اعلام کرد تا من هستم، می‌توانید نماز جماعت بخوانید. من به امام زمان شما معتقد شدم. این پیش‌نماز از یک مقام مؤثر استمداد می‌کرد.

امروز تحریم‌ها کف پایی است و زبان حال جمهوری اسلامی یا صاحب‌الزمان است. مقاومت در اثر اتصال است. اتحاد در نتیجه اتصال است. «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبلِ‌اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» فرمان صریح پروردگار است. قرآن به تنهایی حبل‌الله نیست. قرآن به تنهایی اگر زمینه تفرق نباشد، زمینه‌ساز وحدت نیست. اختلاف اهل قرآن بر سر اختلاف در برداشت‌هاست و اگر حبل‌الله، عالِم به قرآن هم باشد، باز چاره‌ساز نیست، چون هر جماعتی به گرد عالِمی می‌گردند و همین تفرقه‌ها شاهد آن است.

تنها راه نجات

تنها راه، بازگشت به عالِم قرآنی است که خدا انتخاب کرده باشد و امت ما از این برکت بهره‌مند است. شهید فهمیده و آن بسیجی کرمانی به عالِم قرآنی معتصم هستند. امام راحل با اعتصام به حبل الهی بود که امت را از تمام مراحل به سلامت عبور داد. ما به چشم خود می‌بینیم که آهنی که به آهن‌ربا متصل است، کار آهن‌ربا می‌کند. هر کس به آن حبل الهی چنگ بزند، دل‌های پاک با ارتباط با او از تفرقه‌ها عبور می‌کنند و در سختی‌ها استقامت می‌نمایند.

ناپاک‌های مغضوبٌ علیهم و فریب‌خوردگان ضالّین هم بالاخره به مجموعه صهیونیستی آمریکا می‌پیوندند. چه مبارزینی که مسئله ارتزاق بالاخره کار دستشان داد و حقوق‌بگیر مجموعه صهیونیستم و آمریکا شدند و چه فریب‌خوردگانی که بالاخره بیدار شدند و به جمع صالحین پیوستند. صبر و بصیرت معتصمین بحبل‌الله بی‌غرض‌ها را به راه می‌آورد و از مغرضان آزاد می‌کند. اگر سختی‌ها نباشد، پاکان صیقل نمی‌خورند و شفاف نمی‌شوند تا بی‌غرض با نبود آنها راه خود را بشناسد:

لله درّ النّائبات فإنّها/ صدا اللئام و صیقل الأحرار

در صنعت با لرزش قطعات بسیار کوچک، سالم را از ناسالم جدا می‌کنند. لرزش یک اثر واحد است، در هر چیزی عکس‌العملی دارد. استخفاف طاغوت بزرگ لرزش و زلزله است که فاسقین را به اطاعت و صالحین را به مقابله و مقاومت وامی‌دارد: «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأطاعُوهُ إنَّهُم کانُوا قَوماً فاسِقینَ»

آنکه سلامت فطرت را از دست داده و به بیماری خودپسندی و تکبر مبتلا شده، با سنخیتی که با متکبران دارد، به آنها می‌پیوندد و آن که شرافت فطری خود را حفظ کرده، از استخفاف متنفر می‌شود و به اهل کرامت اسانی می‌پیوندد.

مسابقه تماشایی هابیلیان و قابیلیان

جریان قابیلی از ابتدای ورود انسان به این کره خاکی تاکنون رشد پیوسته داشته است. امروز جریان قابیلی به مرموزترین نقشه‌ها دست یافته است و به رساترین رسانه‌ها مجهز است و تمام سرچشمه‌های قدرت و ثروت را در چنگ دارد. در مقابل آن جریان هابیلی هم از بدو خلقت تاکنون لحظه‌ای در جا نزده است و از تمام تجربیات بهره‌مند است.

امام راحل وقتی می‌فرماید من با اطمینان می‌گویم که اسلام ابرقدرت‌ها را به خاک مذلت می‌کشاند، خبر از پیروزی جریان هابیلی بر جریان قابیلی می‌دهد. وقتی امام راحل می‌گوید من با اطمینان می‌گویم که اسلام سنگرهای کلیدی جهان را یکی پس از دیگری فتح می‌کند، خبر از فتوحات جریان هابیلی می‌دهد. این دو تیم اکنون در حال مسابقه تماشایی خود هستند. تاکنون جریان هابیلی گل‌های سر‌نوشت‌سازی به جریان قابیلی زده است. پیدایش جمهوری اسلامی نقطه عطفی در تاریخ مسابقات این دو تیم است. شادابی و نشاط بازیکنان تیم هابیلی با گل طلایی براندازی نظام شاهنشاهی بعد از جشن‌های دو‌ هزار ‌و ‌پانصد ساله و جشن تاج‌گذاری و تلاش برای انقلاب شاه و میهن تا بتوانند توپ را وارد دروازه هابیلیان کنند و موفق نشدند.

بالاخره این تیم هابیلیان بودند که توپ را تصرف کردند و در دروازه قابیلیان نشاندند و جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شد.

پس از این پیروزی تیم قابیلیان بیکار ننشست. جنگ هشت ساله نیّتی جز زدن گل و وارد کردن توپ در دروازه هابیلیان نداشت. ولی موفق نشدند، چون هدف به سازش کشیدن نظام جمهوری اسلامی بود. بعد از جریان دفاع مقدس، سیاست مدیران برنامه تیم قابیلیان از جنگ گرم به جنگ نرم انتقال یافت. ممکن است در ابتدای کار به دلیل غافلگیری، توپ مدتی در دست قابیلیان باشد و حتی وارد زمین هابیلیان شوند، اما دیدیم فتنه 88 را که چگونه توپ تا لب دروازه هابیلیان آمد، اما وارد دروازه نشد. واقعاً صحنه‌ای تماشایی بود. به قول زهیر بن أبی سلمی: «وَ فِیهِنَّ مَلْهَىً لِلَّطِیـفِ وَمَنْظَرٌ أَنِـیـقٌ لِعَـیْنِ الـنَّاظِرِ الـمُتَوَسِّمِ»

مصالحه برای رفع خستگی؟!

اکنون جریانات اقتصادی شیوه‌ای جدید در بازی دو تیم است. ممکن است توپ مدتی در دست قابیلیان باشد و حتی وارد زمین هابیلیان شوند و تا نزدیکی دروازه هم برسند، اما غصه جانکاه آنها وقتی است که دروازه‌بان توپ را مهار کند. فشار اقتصادی هدفی جز به سازش کشیدن نظام ندارد اما مردم نه از اخم ابر قدرت‌ها دلشک و نه از لبخند آنها دلگرم و نه از تهدید آنها مرعوب و نه به تطمیع آنها فریفته‌اند. تمام ترفندها مواضع ضعف را آشکار می‌کند و نظام به رفع مشکل می‌پردازد و سوراخ‌ها را مسدود می‌کند. ما مثل کشتی‌شکستگانی هستیم که دشمنان با هزاران تحقیق و بررسی، روزنه‌هایی در بدنه کشف می‌کنند و تمام توجهشان را به آن نقطه معطوف می‌کنند. اهل کشتی متوجه نقطه ضعف خود می‌شوند و آن را برطرف می‌کنند. این همان نکته‌ای است که قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ»

ما هر چه داریم، از برکت فشار دشمنان است. جنگ هشت‌ساله شاهد روشن این قضیه است. امام راحل در منشور جنگ دستاوردهای آن را بسیار دقیق و عمیق بیان کرده است. برکات مقاومت در جنگ نرم بسیار بیشتر از برکات مقاومت در جنگ گرم است، چون در جنگ گرم صبر ما را نشانه‌روی می‌کنند تا به سازش برسیم: «وَدُّواْ لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُواْ فَتَکُونُونَ سَوَاء» می‌گویند همه را راضی کرده‌ایم تا به آنچه بر ملت فلسطین می‌گذرد، بی‌تفاوت باشند، شما چرا آرام نمی‌گیرید؟

در جنگ نرم باز هم مقصد به سازش کشیدن است و بی‌تفاوتی به سر‌نوشت فلسطین و هر مظلومی در جهان، اما با این تفاوت که در جنگ نرم بصیرت ما را نشانه رفته‌اند. می‌خواهند ما را به خود خوشبین کنند. در جنگ نرم دشمن از راه دوستی وارد می‌شود. فشارها برای خسته کردن از مقاومت و القای نوعی مصالحه برای رفع خستگی است؛ کمی عدول از اصول، اندکی زاویه گرفتن از صراط مستقیم.

تمام دستاوردها از دست می‌رود اگر ...

به امام راحل می‌گفتند شرایط خود را به شاه بگویید. هر کس را بخواهید معرفی کنید. امام به مردم گفت خدایا تو شاهد باش به مردم گفتم اگر در ادامه راه لحظه‌ای تردید کنید، همه دستاورد‌ها را از دست خواهید داد و دیدیم مردم پذیرفتند و به راه ادامه دادند و نتیجه گرفتند.

امروزه در بحبوحه جنگ نرم، بصیرتی افزون بر گذشته مورد نیاز است، چون دشمن روی یک نقطه متمرکز شده است و آن عزم و اراده ماست تا عزم ما را بر استقلال و اراده ما را بر حفظ آزادی به اتصال و معامله بکشاند.

ابلیس به مادر و پدر نخستین ما گفت: «هَلْ أَدُلُّکَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لَّا یَبْلَى»20 و گفت: «و َقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَـذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَکُونَا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ* وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ* فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا»

یک سر سوزن خوشبینی همان و رشته کار از دست رفتن همان. در کدام عصر و زمان چنین رویارویی پیش آمده که مؤمنین از همه راه‌ها مورد تهاجم باشند؟ ماهواره، اینترنت و ... به شیوه‌های هنرمندانه در تلاشند تا در عزم مردم رخنه کنند که امروز وجود دارد. به همین دلیل امام در وصیت‌نامه‌شان نوشتند من شهادت می‌دهم مردم ما از مردم مدینه در عصر رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله و از مردم عراق در زمان علی علیه‌السلام بهترند. دلیل این امر واضح است. خداوند فرمود: «کُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَ هَـؤُلاء مِن عَطاءِ رَبّکَ» هابیلیان و قابیلیان هر دو در حال حرکتند و هر دو هر آنچه لازم داشته باشند، در اختیار دارند. چون در نتیجه اصطکاک دو دسته شکوفایی مطلوب حاصل می‌شود. هابیلیان در اصطکاک با قابیلیان چون الماس تراش‌خورده قیمتی‌تر می‌شوند. چه قیمتی بالاتر از این برای هابیلیان عصر ما که می‌گوییم همه انبیاء از معارف الهی تنها پنج حرف را به مردم آموختند، اما امام زمان ما بیست و پنج حرف را تعلیم می‌دهد.

چون مردم هابیلی عصاره همه فضیلت‌ها هستند، همان‌گونه که قابیلیان ما عصاره همه رذایل از بدو تاریخ تاکنون هستند.

نویسندهخ:آیت‌الله حائری‌شیرازی

Share/Save/Bookmark