دکتر یدالله جوانی
انقلاب اسلامی و نظم جدید جهانی
در هر دورهای از تاریخ، نظمی بر جهان حاکم بوده و در عرصه روابط بینالملل، موقعیت هر یک از کشورها و ملتها، بر اساس نظم حاکم تعریف و تعیین میشد. به عنوان مثال برای یک دوره طولانی چند صد ساله و تا پیش از جنگ جهانی دوم، نظام چند قطبی بر جهان حاکم بود و چند قدرت سلطهگر اروپایی، با سلطه بر دیگر کشورها، دنیا را بین خود تقسیم کرده بودند.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۲۸
به گزارش زاهدانه ، فرو ریختن نظام چند قطبی و پیدایی یک نظام جدید دو قطبی با محوریت امریکا و شوروی، از مهمترین پیامدهای جنگ جهانی اول و دوم در عرصه بینالملل و سیاست جهان بود. از سال 1945 به بعد، امریکا و شوروی با تشکیل دو بلوک قدرت مبتنی بر اندیشهها و ایدئولوژیهای مادیگرایانه، جهان و کشورها را به دو بلوک غربی و شرقی تقسیم نموده و در چارچوب چنین نظمی، حاکمیتهای ملی بسیاری از کشورها را نقض و آنها را، در مسیر دلخواه خود به حرکت درآوردند. در دوران نظام دو قطبی، بسیاری از کشورها به ناچار، میبایست در مسیرهای ریلگذاری شده از سوی امریکا یا شوروی حرکت کنند و حرکت ملتها بر این اساس، تأمین کننده منافع و امنیت دو ابرقدرت غرب و شرق بود.
امریکا و شوروی به این دلیل محور نظام دو قطبی در بلوک غرب و شرق شدند که، اولاً صاحب قدرت برتر نسبت به دیگر کشورها بودند و ثانیاً هر یک پرچمدار یک ایدئولوژی به حساب میآمدند. در واقع قدرتها در تاریخ، متکلی بر ایدئولوژیها بودهاند و با ظهور و افول ایدئولوژیها، قدرتهای برخاسته از آنها نیز دارای مراحل ظهور و افول تبعی بودهاند. بنابراین عنصر قدرت از آغاز پیدایش زندگی اجتماعی بشر، از مهمترین مؤلفههای تعیین کننده تحولات بوده و این عنصر خود متکی بر نوعی ایدئولوژی یا یک مکتب و اندیشه سیاسی است. به عنوان مثال، در عصر ظهور اسلام، شبه جزیره عربستان فاقد یک موقعیت ممتاز بینالمللی و جهانی است و دو امپراتوری ایران و روم، قدرتهای برتر و تعیین کننده مسائل جهان بودند.
با ظهور اسلام و شکلگیری مدینه النبی با رهبری پیامبر عظیمالشأن اسلام، در یک دوره کوتاه مسلمانان صاحب آنچنان قدرتی شدند که دو امپراتوری بزرگ ایران و روم در برابر آنها سر تعظیم فرود آورده و فرو ریختند. در صدر اسلام، مسلمانان با تکیه بر آموزههای دینی، قابلیتها و ظرفیتهای اسلام را به عنوان یک مکتب آسمانی در تولید قدرت به نمایش گذاشتند.
و اینک در عصر ما با انقلاب اسلامی، اسلام ظهوری تازه پیدا کرده و گویا پیامبر اکرم (ص) دگر بار مبعوث به رسالت گردیده است. حضرت امام خمینی (ره) با قیام در راه خدا، اسلام عزیز را از مهجوریت خارج ساخت و از حاشیه به متن زندگی ایران وارد ساخت. ملت ایران با حرکت در مسیر ترسیم شده از سوی روحالله، با شعار «نه شرقی نه غربی»، از ریلهای گذاشته شده از سوی امریکا و شوروی خارج و با شعار «جمهوری اسلامی»، عزم و اراده خود را برای حرکت در مسیر اسلامی به نمایش گذاشت. در واقع ملت ایران با حرکت در مسیر رهبری انقلاب اسلامی در مسیر اسلام ناب محمدی که همان مسیر «حقیقت» است گام گذاشت.
گام نهادن ملت ایران در مسیر «حقیقت»، ایران را به قدرت مطلق عالم هستی، یعنی «ذات باری تعالی» متصل نمود. رمز و راز پیروزی مسلمانان در صدر اسلام بر دو ابرقدرت زمان یعنی امپراتوریهای ایران و روم، در همین پیوستگی آنان به قدرت اصلی در عالم وجود است و امروز تاریخ در حال تکرار شدن است. ملت ایران با اتصال به قدرت مطلق، ملتی شکست ناپذیر شده و با درهم ریختن توطئههای دشمنان یکی پس از دیگری، از قدرت اسلام و قدرت حقیقت رونمایی میکند. ملت ایران قدرت حق را باور کرد و از امید بستن به قدرت یابی از طریق وابستگی به غرب یا شرق، رویگردان شد. ملت ایران در انقلاب اسلامی، این نگاه حضرت امام (ره) به قدرت را که میفرمود: «قدرتی در کار نیست غیر قدرت حق تعالی»، جدی گرفت و باور کرد که به فرموده حضرت روحالله، «قدرت اسلامی فوق قدرتهای مادی ابرقدرتهاست.» البته این نگاه حضرت امام خمینی (ره) به قدرت، نشئت گرفته از ایمان و باور قلبی به حقانیت آیات الهی در قرآن است که فرمود: «انالقوه لله جمیعاً» (بقره: 165)؛ تمام نیروها (قدرت) از آن خداست.
«اناللهعلی کل شی قدیر» (بقره: 20)؛ خدا بر همه چیز تواناست. « و انالله قوی عزیز» (حدید: 25) خدا نیرومند شکست ناپذیر است. آری ملت ایران در پرتو قدرتمند شدن با اتصال به قدرت اصلی در عالم هستی، قدرت ایجاد تحول اساسی و بنیادین در نظام حاکم بر عرصه بینالملل را به دست آورده است. طی 36 سال گذشته و به ویژه در دهه اول انقلاب، در حالی که قدرتهای غربی و شرقی حاکم بر جهان، دست در دست یکدیگر دادند تا انقلاب اسلامی و نظام نوپای برخاسته از این انقلاب را فروریزند، نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه این انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بوده که علاوه بر دستاوردهای ارزشمند در داخل کشور، تاکنون در مسیر ایجاد تحولات اساسی در جهان با هدف تمدن سازی اسلامی، دو پیروزی راهبردی را به دست آورده و اینک در آستانه پیروزی راهبردی سوم، یعنی «ایجاد نظم جدید جهانی» است. دو پیروزی به دست آمده برای انقلاب اسلامی در جهان عبارت است از:
1- وارد ساختن ضربه کاری به مبانی تئوریک بلوک شرق و فروریختن نظام حاکم بر جهان دو قطبی.
2- جلوگیری از شکلگیری نظم نوین مورد نظر امریکاییها در جهان.
همه کارشناسان عرصه روابط بینالملل بر این اعتقاد هستند که امریکا در شکلدهی یک نظام تک قطبی سلسله مراتبی در جهان با محوریت ایالات متحده شکست خورده و نظم جدید جهانی در راه است. در نظم جدید جهانی، اسلام با پرچمداری و محوریت ایران، یک قطب قدرت با ویژگی برتری و تعیینکنندگی خواهد بود. فتنهانگیزی غربیها به همراه متحدینشان در منطقه غرب آسیا، برای جلوگیری از تحقق چنین نظمی قطعاً با شکست مواجه خواهد شد و سومین پیروزی راهبردی برای جمهوری اسلامی رقم خورد.
انتهای پیام/