به گزارش
زاهدانه به نقل از راه دانا؛ محمود رحمانی متولد ۱۳۵۸ ایذه_خوزستان ، یکی از مستندسازان مستقل ایران است. وی بلندترین پلان سینمای ایران را به نام خود ثبت کرده است.
پدرم از مکه برای من یک دوربین فیلم برداری کوچکی سوغاتی آورد. آن موقع و از درون دوربین فیلم برداری توانستم دنیای زیبایی را ببینم که با موفقیت توام بود .از آن روزهای نوجوانی به فیلم برداری علاقه مند شدم و این علاقه را با مخالفت های پدرم به خصوص دنبال کرد. تلاش،تلاش و تنها تلاش است که من را به اوج موفقیت رساند.
من از دوران کودکی ام به درس و مشق علاقه ای نداشتم و اما کار هنری صرفا علاقه می خواهد و تلاش و تخصص سواد هنری.... دلیل موفقیت من همان عوامل بازدارنده رسیدن به هدفم بود . مخافت های پدرم مرا بیش از پیش به موفقیتم نزدیک می کرد. شاید برای اثبات اشتباه آنان موفق شدم.
مردی که شاید برای خوزستانی ها، ناشناخته باشد.گمنام مردی که فیلم های مستند جهانی می سازد. اولویت اکران فیلم در خارج از کشور و استقبال از آثارش دیده می شود. آثار محمود مورد تایید منتقدین سینما در آلمان ،اتریش ،مونیخ قرار می گیرد و به اکران گذاشته می شود اما در ایران به علت رد شدن و عدم استقبال آثار رحمانی توسط منتقدین ایرانی ، به جشنواره راه نیافت.
آثار برجسته عبارتند از
1_ فیلم مستند نفت سفید
2_فیلم مستند مدار صفر درجه ، تولید شده در مرز ایران و عراق
3_فیلم ملف گند (نفوس بد نزن)
4_فیلم مستند مادرم بلوط
ملف گند
مستند تجربی «مُلفِ گند» در یک پلان ۵۳ دقیقهای است که تاکنون برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره حقوق بشر نورنبرگو و بلندترین پلان سینمای مستند ایران، جایزه ویژه هیات داوران جشنواره مونیخ، جایزه ویژه هیات داوران و منتقدان جشنواره میلینیوم شده و در جشنوارهها و مراکز فرهنگی کمبریج، کاسل، کالیفرنیا، ماساچوست، صوفیا و... نیز به نمایش درآمده است. درآمد و بعد از این موفق به حضور در بخش مسابقهی افقهای تازه و شیوههایی جدید مستندسازی در بیست و پنجمین جشنوارهی بینالمللی مونیخ گشت و در آنجا نیز کاندید دریافت بهترین فیلم این بخش بود.
ملف گند مستندی ساده، بی پیرایه و تجربهای تازه در فیلم سازی ایران است. شاید تعریف خاصی برای سبک ساخت این مستند در نظر گرفته نشده اما سادگی و بی آلایشی اش بیش از همه موارد به چشم میآید.مستند سازی ک فیلم های واقعی می سازد، اما، بعد از استقبال کارش در کشور آلمان و تایید شدن توسط منتقدین آلمانی ، در ایران مورد استقبال قرار میگرد.
ملف_گند از زبان محمود
ملف گند تصویر واقعی از جنگ داستانی است تجسمی که لازم بود در ذهن مخاطب ایجاد شود.
ملف گند، به تعبیری از زبان راوی مردی_خردسال زمان جنگ است که با اشک و یادآوری خاطره ای تلخ، آن را برای محمود بازگو می کند. محمد غدیرزاده کودکی خود را در زمان جنگ از دست داد و خاطراتی تلخ و خونین از آن دوران در ذهنش تداعی می شود.
نحوی آشناییتان با راوی _محمد غدیر زاده_چگونه بود؟
آشنایی من با محمد غدیرزاده به این شکل بود که به صورت اتفاقی او را در حال تعریف کردن یکی از قصههایش برای همکارش دیدم. پشت در ایستادم و به او نگاه کردم؛ بعد از گذشت پانزده دقیقه احساس کردم که یکی از مهمترین اتفاقات زندگی من در حال شکل گرفتن است. این طور بود که مقدمات ساخت فیلم را فراهم کردم. پیدا کردن این شخصیت عامل ساخت فیلم بود، اگر این شخص نبود شاید این فیلم هرگز ساخته نمی شد .معتقدم خود شخصیت میتواند در بک گراند یک موضوع کلی قرار بگیرد.
چگونه با محمد غدیر زاده برای ساخت و ضبط فیلم، آشنا شدید؟
برای نزدیک شدن به این شخصیت شش ماه زمان صرف کردم. تلاش من بر این بود تا ارتباطی بسیار صمیمانه با او داشته باشم تا بتوانم نقاب را از چهره او بردارم و درونیات این شخصیت را در ذهن مخاطبان متجسم کنم؛ به آن شکلی که خاطرات خود از دوران جنگ را برای دوستش تعریف میکرد، برای من هم بازگو کند. اما محمد نباید میدانست چیزی که ضبط میکنم قرار است نسخه نهایی کار باشد. در تمام این پروسه شش ماهه به او میگفتم که قرار است بر اساس داستانهای او یک فیلم بسازم. در این مدت طوری به او نزدیک شدم که او مانند دوستان دهساله خودش با من رفتار میکرد و حتی رفت و آمد خانوادگی هم با هم پیدا کردیم که همچنان هم ادامه دارد.
چرا فیلم را تک پلان و بدون برش و ویرایش اکران کردید؟
در پروسه شش ماهه آشنایی با محمد تا حد زیادی به ساختارهای متفاوت اندیشیدم. در آن دوران به ذهنم خطور نمیکرد ک ساختار تک پلانه را برای اثر انتخاب کنم و بیشتر کار پانزده دقیقهای برای ساخت این فیلم منظور بود؛ اما بعد از فیلمبرداری همه پیشبینی و نتیجه مشورتهایم با مستندسازان را کنار گذاشتم؛ اتفاقاتی که در جریان کار افتاد، همه ما را غافلگیر کرد. هرچند به نوع روایت فکر کرده بودم، اما هرگز گمان نمیکردم که این فیلم به بلندترین پلان تاریخ سینمای ایران تبدیل شود. در ابتدا فکر میکردم شاید بهتر باشد تصاویری از خانه این فرد و عکسهای دوران کودکیاش را به کار اضافه کنم؛ اما تدوینگر باخرد فیلم که همه فیلمهای قبلیام را تدوین کرده بود، من را مطمئن کرد که فیلم هیچ چیز اضافهای نمیخواهد و حتی به برش هم نیاز ندارد. این فیلم به گفته یکی از منتقدان در واقع فیلمی مشترک میان کارگردان و موضوعش است و فیلم با همکاری کارگردان و سوژه پیش میرود. با این حال من فیلم را کمتر از آن خودم و بیشتر از آن محمد میدانم. حتی در زمان نمایش فیلم در نقاط مختلف دنیا همراه با تماشاگران با فیلم گریه کرده و آن را تشویق کردم؛ چرا که خود را،صاحب فیلم نمیدانستم. به نظر من با وجود سوژه قدرتمندی مثل محمد، برای ساخت این فیلم به هوش بالایی نیاز نبود.و استقبال از این فیلم بشتر به خاطر بازگویی و نقش محمد در تعریف از جنگ بود و آن چیز دیگر.
علت استقبال نکردن فیلمسازان و منتقدین ایرانی از این فیلم چه بود؟
منتقدین معتقدند که فیلم نه ساختارشکنی، بلکه ساختارگریزی کرده است. فیلم چارچوبهای موجود را نشکسته، بلکه بنای دیگری گذاشته است که در خدمت فیلم است؛ دوربینی که 360 درجه به اطرافش میچرخد و جز زندگی چیزی نمیبیند. متاسفانه باید بگویم که این فیلم در هیچ یک از جشنوارههای ایرانی فرصت نمایش پیدا نکرد. در جشنواره سینما حقیقت این فیلم را فقط به عنوان یک مصاحبه یا راش در نظر گرفتند و آن را رد کردند. کسانی که در حال حاضر برای سینمای مستند ایران تصمیم میگیرند، دیدگاههای محدود و بستهای دارند. این در حالی است که این فیلم با وجود شرکت در جشنوارههای مختلف بینالمللی و دریافت جایزه، همچنان در جشنوارههای مختلف خارجی به نمایش درمیآید. من این حرف را به عنوان فیلمسازی میزنم که بابت فیلمهای قبلی خود هشتاد جایزه برده و هیچ حب و بغض و کینهای ندارد. پیچیدهترین و متفاوتترین ساختارهای فیلمسازی را میتوان از خود مردم گرفت؛ از محیطهای سادهای که مثل موسیقی در فضا جریان دارد و میتواند تبدیل به سینما شود. من به تعاریف واپسگرایی که از سینما ارایه میشود، اهمیتی نمیدهم. سینما دیدگاه فیلمساز است به جهان هستی که میتواند هر ساختاری را به خود بگیرد. برای من موضوع مهم نیست؛ شکل بیان موضوع مهم است؛ بدون این که دچار فرمالیست بشوم. من در زادبوم خودم فیلم میسازم؛ بدون این که کار قومنگاری انجام بدهم. همیشه تلاش کردهام تا با همان ظرفیتها به ساختارهایی دست پیدا کنم که هم ساده و اصیل و تازه باشد و هم حس و حال فضا را منتقل کند.
انتهای پیام/