به گزارش زاهدانه، «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابهلای اخبار و مطالب رسانههای کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیلها و پیشینههایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم میگذاریم... انصاری: در آینده پیرامون هاشمی مثل امیرکبیر و شهید اوّل فکر میکنیم به گزارش جماران، او همچنین افزوده است: جامعه ما نیازمند شناخت بیشتر از امام و یاران امام است. من امیدوارم در کنار کارهای دیگری که رسانههای ما میکنند به این موضوع هم اهتمام شود.[1] *آقای انصاری که در اغتشاشات سال 88 حضور علیالرأس داشته است گویا با گذشت 7 سال از آن فتنه عظیم هنوز نمیخواهد متوجه باشد که گرد و غبار کمی که هماکنون به زعم ایشان در فضا هست نه گرد و غبار کینه و نقار و بدعهدی که گرد و غبار «فتنه» است. که البته اگر فرو بنشیند یحتمل دیگر بساط این قبیل سخنان نیز جمع خواهد شد. در وهله دیگر نیز چرا یک جریان سیاسی خاص تأکید دارد که «انقلابیون» را صرفاً فقط برخی چهرههای خاص با سابقه فعالیت در دهههای 30 و 40 شمسی معرفی کند؟! آیا میلیونها بسیجی، هزاران شهید و صدها مدافع حرم جزو انقلابیون نیستند؟ آیا شهدای بسیجی مقابله با فتنهگران انقلابی نبودند؟ ذکر این نکته نیز ضروری به نظر میرسد که نسلهای آینده مدارک زیادی در دستان خود دارند تا پیرامون شخصیتهای امروز قضاوت کنند. از تلاش مهدی هاشمی برای تحریم بیشتر مردم و نظام اسلامی تا نامههای بدون سلام، دیدار با فتنهگران و صحبتکردن پیرامون چیزی به نام «تقلّب در انتخابات»! *منحیثالمجموع میتوان اشاره کرد که این صحبت جلاییپور در واقع برای بالا بردن هزینه تفرّق برای اصلاحطلبان عصیانگر و کنایه به اشخاصی مثل «رسول منتجبنیا»ست که به فعالیتهای نهادهای بالادستی و سیاستگذار اصلاحطلبان انتقاد دارند. در واقع اصلاحطلبان در ماجراهایی همچون «الهه راستگو» و «سیدمحمدصادق خرازی» نشان دادند که هیچگونه تخطی جناحی را نخواهند پذیرفت و متخلف را به اشدّ مجازات میرسانند. این در حالی است که اگرچه در کار سیاسی، بالا بودن هزینه افتراق امری معقول است اما اصلاحطلبان در اصطلاح از حد بیرون رفتهاند و برای منکوب کردن یک متخلف سیاسی، مرزهای اخلاقی و قانونی را رعایت نمیکنند. کما اینکه در ماجراهای اشاره شده دیدیم که خانم راستگو به گواه خودش، به دلیل هجمههای جریان خاص حتی در زندگی فردی نیز دچار مشکل شد و یا تهمتهایی که از سوی اصلاحطلبان روانه سیدمحمدصادق خرازی شد (به دلیل اشاره او به رابطه برخی اصلاحطلبان با دشمن!) که به هیچوجه پذیرفته نبودند. محتمل است که ماجرای «چراغ سبز طرف مقابل» نیز حربه دیگری باشد که زین پس قرار است هر منتقدی در داخل اردوگاه اصلاحات با آن منکوب شود و «نفوذی رقیب» لقب گیرد. او همچنین میافزاید: ما یک ترازنامه شفاف در ستاد داشتیم و همان موقع هم اعلام کردیم که اگر آقایان همه موافق هستند، همه کاندیداها اعلام کنند که از چه کسانی پول گرفتند و کجاها خرج کردند. هنوز هم این آمادگی را داریم به شرطی که همه کاندیداهای آن دوره بیایند و اعلام کنند از چه کسانی پول گرفتند و کجاها خرج کردند؟ ترکان در ادامه تصریح میکند: من پیشنهاد می کنم آقای لاریجانی چنین اغماضی نفرمایند و دستور بفرمایند که بابک زنجانی بگوید به چه کسانی کمک کرده و بروند پول ها را پس بگیرند. این پول ها برای نفت و دولت و ملت است؛ برای بابک زنجانی نیست و به ستاد انتخاباتی هر کسی رفته باید از آن پس بگیرد.[3] در کنار اظهارات ترکان، رئیسجمهور روحانی هم روز گذشته در دیدار با اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس طی اظهاراتی گفته است: در پرونده بابک زنجانی و همکارانش که حدود 2.7 میلیارد دلار از بیتالمال به یغما رفته – و اکنون با سود متعلقه به بیش از 3.5 میلیارد دلار رسیده است – حق مردم است که بدانند در مورد این حجم عظیم از اموال متعلق به مردم چه کسانی و چگونه تصمیم گرفتهاند و این حجم عظیم پول چگونه در اختیار یک فرد قرار گرفته و این اموال الان کجاست؟ او افزوده است:با فرافکنی و بیتدبیری، منافع مردم حراست نمیشود و هر دستگاه باید در حیطه اختیارات و وظایف خود عمل کند و به افکار عمومی پاسخ دهد. قوه قضائیه هم در این زمینه مسئولیت بسیار سنگینی را بر دوش دارد و باید پاسخگو باشد.[4] *صحبتهای آقایان ترکان و روحانی بصورت عمومی درست است و حتماً همه موافقند که اگر مصلحت عقلانی و حکومتی اجازه میدهد؛ ماجرای ادعای زنجانی درباره کمک به ستاد انتخاباتی آقای روحانی بایستی بررسی ویژه شود و قوه قضائیه هم باید پاسخگو باشد. اما در این باره نگرانیهایی هم پیرامون آقای روحانی وجود دارد... پیش از این و در ماجرای رانت 650 میلیون یورویی در یکی از وزارتخانهها در سال 93 نیز با اینکه قضیه محرز شده بود اما دولت آقای روحانی اقدام به فرافکنی کرد و طبق معمول پای دولت سابق و قصه همیشگی «بردند و خوردند» را پیش کشید.[5] دولت اعتدالیون همچنین در ماجرای تناقض مشهور «از رکود عبور کردیم، هنوز در رکود هستیم»! نیز نه هرگز حاضر به عذرخواهی از مردم نشد. (همانطور که در ماجرای بیدستاوردی برجام نیز حاضر به عذرخواهی و بیان واقعیتها نیست و تلاش دارد تا «افزایش فروش نفت» را به جای وعدههای «ارزانی» و «لغو تمام تحریمها در یک روز» به مردم قالب کند.) در قضیه «فساد چند هزار میلیاردی صندوق ذخیره فرهنگیان» که وقوع آن در دولت کنونی اثبات شده است نیز هیچکس شاهد هیچ عکسالعمل کامل و مسئولانهای از سوی دولت نیست و گویا قرار است همه چیز در سکوت بگذرد. از طرفی از کجا معلوم که در قضیه ادعای بابک زنجانی نیز همچون ماجرای «حقوقهای نجومی» چیزی اثبات شود و بعد هم دوباره ماجرای زشت «ذخیره انقلاب» تکرار نشود؟! تمام این نشانهها بیانگر آنست که دولت آقای روحانی در شرایط فعلی نه تنها آمادگی لازم برای بررسی این پرونده و ادعای زنجانی را ندارد بلکه اگر واقعا در ادعای خود برای پذیرش حقیقت صادق است بایستی آمادگی بیشتری در خود بوجود بیاورد. البته در مواقعی، بیان حقیقت و رسیدگی به شبهات در حدی ضروریست که دیگر آماده بودن یا نبودن اشخاص اهمیتی نخواهد داشت...
مجید انصاری، معاون حقوقی رئیسجمهور روحانی اخیراً در یک سخنرانی با اشاره به آقای هاشمی و چند تن دیگر گفته است: انقلابیگری در حوزه (علمیه) بدون احترام به انقلابیون میسر نمیشود. وجود انقلابیون تکرار شدنی نیست و باید حوزه علمیه قدر بداند. خدا میداند در آینده همچنان که حسرت میخوریم چرا با امیرکبیر و شهید اول چنین شد؛ فرزندان ما آنگاه که این غبار کینه و بدعهدی فرو مینشیند حسرت خواهند خورد که چرا این مردان بزرگ آن گونه که باید تجلیل نشدند؟
حمیدرضا جلاییپور، از فعالان اصلاحطلب و عضو شورای مشورتی اصلاحطلبان در بخشی از گفتوگوی خود با شماره سهشنبه گذشته روزنامه شرق، در پاسخ به این سؤال که «اصلاحطلبان هرکجا متحد عمل کردند، نتیجه داشته و هر کجا متفرق بودند، هم لطمه سیاسی خوردهاند و هم در حوزههای دیگر هزینه دادهاند. چرا این تحولات سالهای نهچندان دور، مورد نظر برخی تشکلها(ی اصلاحطلب) نیست؟» گفته است:
ترکیبی از مسائل شخصی افراد و چراغ سبزهای طرف مقابل و منافع شخصی است که باعث میشود، درسهای گذشته از یاد برخی افراد (اصلاحطلب) برود؛ البته فراموش نکنیم اگر حرکت اصلاحطلبان منسجم و مؤثر نبود این مسائل هم ایجاد نمیشد.[2]
اکبر ترکان، معاون وزارت نفت در دولت نهم و مقام فعلی دولت رئیسجمهور روحانی، در واکنش به صحبتهای آیتالله آملی لاریجانی، ریاست قوه قضائیه مبنی بر ادعای بابک زنجانی در زمینه کمک به ستاد انتخاباتی روحانی در سال 92، به سایت جماران گفته است: اگر منظور این است که بابک زنجانی به ستاد انتخاباتی دکتر روحانی کمک کرده این حرف دروغ است چون ما در ستاد انتخاباتی حسابهایمان روشن بود و حسابدار و اداره امور مالی داشتیم و تمام دریافت ها و پرداخت هایمان هم در ستاد انتخاباتی که آقای نعمت زاده رئیس ستاد بود ثبت شده است و چنین اتفاقی نیافتاد.