زاهدانه:فتنهگران 88 نشان دادن اصل دشمنی آنها با شریعت ناب محمدی است؛ آنها حتی از حمله و به آتش کشیدن خیمههای عزای حسینی نیز ابایی ندارند و به مانند اسلاف ناپاک خود در روز عاشورای حسینی به سوت، کف زدن و هلهله پرداختند.
به گزارش زاهدانه به نقل از
باشگاه خبرنگاران، امام سجاد(ع) روزی در بازار شام با منهال بن عمرو الطائی که از شیعیان بود برخورد کرد؛ منهال به امام عرض کرد: «ای پسر رسول خدا حال شما چطور است و چگونه شب را به صبح میآورید؟»
امام سجاد (ع) فرمود: «وای بر تو، آیا وقت آن نرسیده که بدانی حال ما چگونه است؟ ما در این امت، همانند بنیاسرائیل گرفتار فرعونیانیم! مردان ما را کشته و زنان ما را زنده نگه داشتهاند! ای منهال، عرب بر عجم میبالد که محمد مصطفی(ص) عرب است و قبیله قریش بر دیگر قبایل مباهات میکند که رسول خدا (ص) قریشی است و اینک ما فرزندان اوییم که حقمان غصب شده و خونمان به ناحق روی زمین ریخته شده است؛ ما را از شهر و دیارمان آواره کردهاند! پس انالله و انا الیه راجعون از این مصیبت که بر ما گذشته است.»
واقعه کربلا یکی از سنگینترین و بزرگترین وقایعی است که از زمان حضرت آدم ابوالبشر(ع) تا به امروز همه در این مصیبت عظمی سوگوار و عزادارند؛ چراکه ظالمان و فاجران بنیامیه و غاصبان حکومت علوی چنان جور و ستمی بر خاندان نبوت و امامت روا داشتند، که هیچ ظالمی در هیچ زمانهای نمیتواند این اعمال خبیث را به راحتی مرتکب شود و اگر تاریخ واقعه کربلا را مطالعه کنیم، میبینیم طینت آن وحشیانی را که با فرزند زهرا (س)، حسین بن علی (ع) به جنگ برخاستند؛ چگونه بوده است که حتی به طفل 6 ماهه و شیرخواره آن امام نیز رحم نکردند.
ظلم بر حسین (ع) به روز عاشورا و به سرزمین کربلا محدود نشده است و عاشورای حسینی در طول تمام تاریخ، محکی بوده برای جدا شدن صف یزیدیان از عاشورائیان که حضرتش فرمود "کل عرض کربلا و کل یوم عاشورا"
در طول 1273 سال پس از عاشورای سال 61، انگار آنچنان که حب علی نسل به نسل و سینه به سینه منتقل شده، بغض نسبت به علی و فرزندانش نیز نسل به نسل و سینه به سینه منتقل شده است.
اهانت به امام حسین (ع) یکی از دردناکترین مقاطع تاریخ شیعیان است؛ اهانت به خاندان، اهانت به مضجع شریف، اهانت به مراسم عزاداری، اهانت از سوی عباسیان، اهانت از سوی بهائیت، اهانت از سوی وهابیت و ....
یک نمونه از اهانت به آن امام بزرگوار در زمان «متوکل عباسی» صورت گرفت؛ چنانکه «متوکل دستور داد قبر آن بزرگوار را تخریب کرده، شخم زدند و آب صحرا را به سمت آن روانه کنند، تا قبر به کلی از بین رود اما، به امر الهی آب به قبر نرسید.»
از دیگر نمونههای اهانت به مضجع شریف آن بزرگوار در زمان حمله وهابیها به کربلا به رهبری «سعود بن عبدالعزیز» در سال 1216 قمری صورت گرفت که حرم صدماتی جدی دید؛ گنبد مطهر تخریب و بسیاری از شیعیان توسط وهابیون به شهادت رسیدند؛ تمام اموال حرم به تاراج رفت و صدمات زیادی به شهر وارد شد، در کوچه و بازار خون محبان حسین (ع) جاری گشت؛ به گونهای که مردم این واقعه را کربلای دوم نامیدند.
در سال 1991 میلادی (1370شمسی) نیز از حزب منحوس بعث و به دستور صدام در جریان انقلاب شیعیان حملات وحشیانهای به حرم شد، عدهای از شیعیان به شهادت رسیدند و بخشی از حرم و گنبد مطهر تخریب شد، به طوری که آثار برخی از گلولهها و جنایت بعثیون هنوز بر روی دیوارهای حرم قابل مشاهده است.
اما آنچه از همه حیرتآورتر است اهانتی است که به اباعبدالله الحسین (ع)، در ایران، تهران و در روز عاشورای سال 1388 شمسی صورت گرفت.
در این مقطع تاریخی، انتخابات ریاست جمهوری سال 88 بهانهای شد که جماعتی از فتنهگران که داعیه وقوع تقلب در انتخابات را داشتند، بیپرده وارد کارزار مباره علیه تمام ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران شوند و ادعای کذب خود را بهانهای برای تعرض به جان و مال و ناموس مردم این سرزمین قرار دهند تا خیابان تهران برای ماهها در آتش بغض جهنی و ناپاک آنها بسوزد.
اما اوج جنایت فتنهگران در روز عاشورای 88 بروز و ظهور یافت تا در صفحات تاریخ برای همیشه ثبت شود که این بار نیز این عاشورای حسینی بود که پرده از چهره واقعی یزیدیان زمان کنار کشید و ماهیت اصلی این فتنهگران دغلباز را افشا کرد.
آری، تا پیش از روز عاشورای سال 88 جماعت فتنهگر و سران فتنه، بیرق تقلب را به دست داشتند و مدعی بودند در اعتراض به وقوع تقلب در انتخابات به عرصه آمدهاند و فراخوان اردوکشی خیابانی دادهاند اما فجایع و اهانتهایی که توسط این جماعت فتنهگر در عاشورای آن سال رخ داد، نشان داد که اصل دشمنی این جماعت با شریعت ناب محمدی و مکتب حسینی و عاشورایی است به گونهای که حتی از حمله و به آتش کشیدن خیمههای عزای حسینی نیز ابایی ندارند و به مانند اسلاف ناپاک خود در روز عاشورای حسینی به سوت، کف زدن و هلهله پرداختند و این وقاحت و بیشرمی را تا جایی پیش بردند که این جماعت را "امت خداجو" نام نهادند و مرتکب شدند آنچه را که قلم از شرح و بیان آن شرم دارد.
آنچه درباره ماهیت این جریان حائز اهمیت است، بروز تدریجی و آشکار شدن آرام ماهیت ضددینی آن است؛ بیاخلاقیها و حرکتهای ضددینی از ابتدا در این اردو کشیهای خیابانی مشهود بود؛ استراتژی این عناصر ضددین، اول طرح شبهه در بحث دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران بود و در ابتدا گفته میشد قانون اساسی را قبول داریم.
سپس موضوع «جمهوری ایرانی» مطرح شد که بر اساس این ادعا قانون اساسی نقض میشد؛ این گروه وقتی جلوتر آمد در پی نقض حقوق ملت مظلوم فلسطین و سایر مظلومان جهان نیز برآمدند.
اهانت به امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی، حرکت مذبوحانه دیگری بود که ماهیت ضدارزشی این جریان را هرچه بیشتر افشا میکرد؛ نکته اینجاست که در این اهانت حتی کسانی که مدعی خط امام (ره) و حتی در مواردی از یاران امام (که استحاله شده بودند) نیز دخالت داشتند؛ این جریان با اهانت به ساحت امام (ره) عدم تقید خود به اصل ولایت فقیه را نیز به اثبات رساندند.
آنچه گفتنش در بازخوانی تاریخ این جریان ضروریست، بیانات و رهنمودهایی است که مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای، خیلی زودتر از آغاز تحرکات این جریان منحرف به مردم و مسئولان گوش زد کرده بودند.
ایشان در تاریخ 26 خرداد 88 (خیلی قبلتر از آنکه ماهیت ضددین این جریان عیان شود) فرمودند: کسانی به عنوان طرفدارى از یک جهت (در انتخابات) کارهایی انجام میدهند؛ در حالی که حقیقتاً طرفدارى از او نیست؛ اینها نه از این طرفند، نه از آن طرف؛ اینها کسانى هستند که با اصل نظام اسلامی مخالفند، با آرامش کشور مخالفند، طرفدار تشنجند، طرفدار اغتشاشند، میخواهند آرامش نباشد.
مقام معظم رهبری 15 روز قبل از آنکه این جریان چهره منافقانه خود را با جسارت به روز عاشورا و به ساحت امام حسین(ع) بیهیچ شک و شبههای بر همگان آشکار کند؛ میفرمایند: بیشترین زحمت در صدر اسلام و در زمان پیغمبر، زحمات مربوط به منافقین بود.
بعد از پیغمبر (ص)، در زمان امیرالمؤمنین (ع) زحماتى بود که از درگیرى و چالش حکومت اسلامى با افرادى که مدعى اسلام بودند، به وجود مىآمد؛ بعد هم همین جور؛ در دوران ائمه (ع) هم همین جور؛ دوران غبارآلودگى فضا؛ والّا آن وقتى که جنگ بدر هست، کار، دشوار نیست؛ آن وقتى که در میدانهاى نبرد حاضر میشوند، با دشمنانى که مشخص است این دشمن چه میگوید، کار دشوار نیست.
آن وقتى مسئله مشکل است که امیرالمؤمنین (ع) در مقابل کسانى واقع میشود که اینها مدعى اسلامند و معتقد به اسلام هم هستند؛ اینجور نبود که معتقد به اسلام هم نباشند، از اسلام برگشته باشند، نه؛ معتقد به اسلامند، اما راه را غلط میروند، هواهاى نفسانى کار دستشان میدهد.
این، مشکلترین وضع است که افراد را به شبهه مىاندازد؛ به طورى که اصحاب عبداللَّهبنمسعود مىآیند خدمت حضرت، میگویند «انّا قد شککنا فى هذا القتال»! چرا باید شک کنند؟ این شک خواص، پایه حرکت صحیح جامعه اسلامى را مثل موریانه میجود؛ اینکه خواص در حقایق روشن تردید پیدا کنند و شک پیدا کنند؛ اساس کارها را مشکل میکند؛ مشکل کار امیرالمؤمنین (ع) این است.
امروز هم همین است. امروز در سطح دنیا که نگاه کنید، همین جور است؛ در سطح داخل جامعه خودمان که نگاه کنید، همین جور است. تبیین لازم است.(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان نامزدهای انتخابات 26 خرداد88)
*7 دی 1388 مصادف با عاشورای سال 1431قمری
جریانی که پشتش به فرقه ضاله بهائیت و به رهبری صهیونیزم جهانی نیز گرم بود، در این روز به طور کامل نقاب از چهره انداخت و با جسارت به مراسم عزای امام حسین(ع)، سوت، کفزدن و هلهله در روز عاشورا، بیحرمتی به خیمه، پرچم و عزاداران حسینی و دراز دستی به سمت نمازگزاران ظهر عاشورای تهران، نام جریان خود را در کنار سایر اهانتکنندگان و ظالمان در حق حسین(ع) و خاندان حسین(ع) در تاریخ ثبت کرد.
خبر اهانت و جسارت به ساحت امام حسین(ع) و خاندانش در تهران این چنین در رسانهها منتشر شد: امروز برخی مناطق تهران (میدان فردوسی، خیابانهای سمیه، سپهبد قرنی، جنوب خیابان ولیعصر(عج) تا چهارراه ولیعصر (عج) و زیر پل حافظ و کالج ) برای اولینبار در ظهر عاشورا آشوبطلبان اندکی را به خود دید، که سنگ و آجر پرتاب میکردند؛ دشنام میگفتند، راه را بر خودروها میبستند و در کمال گستاخی با چاقو و آتش به عزادارانی که با عشق حسین (ع) همنوایی میکردند، حملهور شدند.
متأسفانه امروز مصادف با عاشورای حسینی عدهای حرمتشکن با شکستن هنجارها، صحنههای نامیمونی را در تهران رقم زده و موجب هتک حرمت مراسم عزاداری امام حسین(ع) شدند؛ هتک حرمتی که زمینه سوء استفاده بیگانیان را نیز فراهم کرد تا به انعکاس ناآرامیهای امروز تهران بپردازند و با بزرگنمایی آن، جشن تحلیل و تفسیر برپا کنند.
هنگام برگزاری مراسم ظهر عاشورا و در هنگامی که عزاداران در دستههای سینهزنی و عزاداری در هیئتها و تکایا سید الشهدا (ع) را صدا میزدند و بر آنچه بر امامشان در قیام عاشورا گذشته است، اشک میریختند و نماز عاشورا میگذاردند؛ عدهای با شعارهای ساختارشکنانه، پرتاب سنگ، آسیب زدن به اماکن عمومی، سوت و کف زدن و حتی حمله به سمت عزاداران امام حسین (ع) حرمت ظهر عاشورا را شکستند.
آتش زدن اتومبیل و موتور نیروی انتظامی، آسیب رساندن به بانکها و مراکز دولتی و اموال عمومی، خشونت و درگیری با نیروهای نظامی و انتظامی در ظهر عاشورا نه تنها از منتقدان یک دولت بر نمیآید بلکه صرفاً میتواند به عده قلیلی نسبت داده شود که بیمارگونه به دنبال چیزی میگردند که تفسیر صحیحی نیز از آن ندارند.
حمله به عزاداران، نیروهای انتظامی و اقداماتی که 4 هموطن را به کام مرگ کشاند، در کنار همزمانی ساختارشکنی در نظام و حرمت شکنی از مقدسات، سناریویی است که آتش تهیه آن را دشمنان اسلام و انقلاب و ایران ریختهاند و چنان که دیده شد تنها همانها نیز برای این حرمتشکنان هورا کشیدند و قهرمانشان خواندند.
جریان فتنه که در حدود 6 ماه آرام آرام زهر خود را علیه دین و نظام اسلامی با همکاری منافقان داخلی و دشمنان خارجی ریخته بود، وقتی به ایستگاه عاشورا رسید؛ تصور نمیکردند که این سوت و کفها، توهین به مقدسات و خون حسین (ع)، نه تنها باعث اعتراض عمومی، بلکه موجب مرگ و نابودی خود و جنبششان شود.
اخبار حوادث 7 دی 88 تهران کمکم از طریق رسانه و دهان به دهان منتقل شد؛ خشم عمومی، مردم سیاهپوش از عزای حسینبنعلی(ع) را فرا گرفت؛ مردم اینبار بیتوجه به اینکه خواص و مسئولان چه تدبیری برای پاسخ به این حرکات مذبوحانه انجام خواهند داد، تصمیم داشتند خودشان با تمام قوا به صحنه بیایند.
در روزهای هفتم و هشتم دی اعتراضهای پراکندهای به ویژه در شهرهایی غیر از تهران صورت گرفت؛ تا اینکه امواج غیرت مردم شیعه ایران به دریایی خروشان تبدیل و حماسه نهم دی رغم خورد.
روز 9 دی 1388 تظاهرات سراسری و غیرتمندانه در جای جای ایران برگزار شد؛ در آن روز تک تک افراد، انسان را به یاد منتقمین خون حسین (ع) در چند سال بعد از عاشورا میانداخت؛ در آن روز بود که حقانیت خون حسین (ع) و حرمت عاشورا پرونده فتنه 88 را مختومه کرد و بار دیگر مردم انقلابی ایران با تمام وجود این فرامایش بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، که «محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است» را احساس کردند.
اما یکی از نکات قابل توجه در شباهت این جریان ضددین در سال 1431 با جریان ضددین عاشورای 61، سکوت عدهای از خواص و داعیهداران دینداری، دربرابر ظلمی بود که نسبت به فرزند رسول خدا (ص) روانه شد.
آنچنان که در بازخوانی فرمایشات مقام معظم رهبری گفته شد "آن وقتى مسئله مشکل است که امیرالمؤمنین در مقابل کسانى واقع میشود که اینها مدعى اسلامند و معتقد به اسلام هم هستند؛ اینجور نبود که معتقد به اسلام هم نباشند، از اسلام برگشته باشند، نه؛ معتقدند به اسلامند، اما راه را غلط میروند، هواهاى نفسانى کار دستشان میدهد."
در واقع در این برهه از تاریخ نیز، عدهای از ظالمان حق محمد و آل محمد نه تنها هیچگاه از راه رفته تبری نجستند بلکه تا به امروز بر جنایات و هتک حرمتهای خود نیز پای فشردهاند.
با تورقی در تاریخ 1400 ساله اسلام متوجه میشویم ظلم در حق محمد و آل محمد (ص) با بعثت پیامبر اسلام آغاز شد و در طول 1434 ادامه داشته است؛ چه زمانی این ظلم به پایان خواهد رسید، نمیدانیم اما در زیارت عاشورا ظالمان حق محمد و آل محمد از "اول" تا "آخر" این چنین لعنت شدهاند:
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ.