کد مطلب: 46134
 
شهید بهشتی، اسوه ایثار و مقاومت
هفتم تيرماه هرسال ياد آور شهادت مظلومانه شهيد بهشتی و 72 تن از بزرگواران ديگر است كه به طرز وحشيانه‌ای توسط منافقان كوردل به شهادت رسيدند.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۷ تير ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۵۴
 
به گزارش زاهدانه، هفتم تیرماه امسال یاد آور سی وچهارمین سال واقعه جانگداز شهادت هفتاد و دو تن از بهترین یاران انقلاب اسلامی است.
سید محمد حسینی ‌بهشتی که از او به شهید بهشتی یاد می‌شود، در صبحگاه‌ روز 2 آبان سال 1307، در خانواده‌اى روحانی دیده به جهان گشود. وی از چهار سالگی به مکتب رفت و در اندک زمانی قرائت قرآن، خواندن و نوشتن را آموخت و با ورود به دبیرستان به دلیل علاقه به تحصیل علوم دینی، مدرسه را رها و در سال 1321 وارد حوزه علمیه شد. با اتمام تحصیلات و فعالیت در حوزه های مختلف، پس از استقرار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) مسئولیت دیوان عالی کشور را که بالاترین مقام قضایی کشور است، در اسفندماه 1358 شمسی به دست با کفایت آیت اللّه بهشتی سپرد تا برای این تشکیلات حیاتی که نقش مهم و تعیین کننده ای در جامعه دارد، با درک و درایت والای ایشان برنامه نو و دقیق فراهم گردد و عدل و قسط در جامعه رواج یابد.
این بخش از فعالیت‌های شهید بهشتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به تأسیس حزب جمهوری اسلامی با همراهی شماری از بزرگان انقلاب از جمله حضرت آیت‌الله خامنه ای، شهید باهنر، هاشمی رفسنجانی و آیت‌الله موسوی اردبیلی و… بازمی‌گردد، حزبی که به عنوان ائتلاف بخش وسیعی از نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی، نقش عمده‌ای در کادر سازی و اداره جامعه و تغذیه فکری نیروهای مسلمان و انقلابی در سال‌های اولیه انقلاب ایفا کرد.
این شهید والا مقام در طول مدت این مسئولیتِ خطیر و شریف، منشأ خیر و خدمت بود، امور قضایی کشور را سر و سامان داد و انسجام بخشید. برای اسلامی و اجرای کردن احکام اسلام، فعالیت های گسترده ای در این تشکل انجام داد و با به کارگیری قُضات عادل و عالم، نظام قضایی را دگرگون ساخت. آن همه تلاش بی وقفه او در این قوه فراموش نشدنی است و به راستی که او مظهر عدالت علوی بود.
این بزرگ مرد تاریخ ایران اسلامی نگاهش مهربان، قدم هایش استوار، قلبش به سان آینه صاف و دستانش نیز بهاری بود. بزرگی و اقتدار از ساده زیستی او افتخار می یافت و ناامیدی را در کوه وجودش توان رخنه نبود؛ سخنان آن سید بهشتی هنوز هم با گذشت سالها زیور دل ها و زنده کننده جان هاست.

ماجرای 7 تیرماه 1360 چگونه رقم خورد؟

ساعت 30 : 20 روز یكشنبه 7 تیر 1360، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، هیأت دولت و … به تدریج به سالن اجتماعات دفتر مركزی حزب جمهوری اسلامی ایران واقع در سرچشمه ی تهران وارد شدند. نوای ملكوتی قرآن كریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعده ی الهی می داد. پس از پایان قرائت قرآن كریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی آغاز سخن نمود. بحث درباره ی تورم بود، اما عده ای از اعضا خواسته بودند كه راجع به انتخابات ریاست جمهوری نیز صحبت شود. دكتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز كرد:«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهره سازی كنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش كنیم كسانی را كه متعهد به مكتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی گیرند، انتخاب شوند.»این كلمات كه از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان، صدای سهمگین انفجار بمب در مرکز شهر قلب ها را لرزاند. سقف سالن با تکه تکه شدن قطعات بمب بر سر دولت مردان آوار شد و تلّ بلند خاک، پیکرهای زخمی و اجساد تکه تکه شده دولت مردان را پوشاند.
ناگاه شهر در ماتم و بهتی عظیم فرو رفت و چهره های مصمّم و خشمگینِ مردم، با گام های شتاب آلود و مشت های گره کرده، به مقرّ حزب هجوم آوردند و با شعارهای کوبنده، فریاد زدند: «آمریکا، آمریکا ننگ به نیرنگ تو، خون شهیدان ما می چکد از چنگ تو»
عامل بمب گذاری، منافق نفوذی به نام «محمّدرضا كلاهی» بود كه خود جزء نیروهای خدماتی حزب به حساب می آمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد.
سرانجام این شهید بزگوار در سمت ریاست قوه قضاییه، در شامگاه ۷ تیر سال ۱۳۶۰ در حین سخنرانی در تالار حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار بمب همراه با 72 تن از شخصیت‌های سیاسی و مذهبی کشور به شهادت رسید. این حادثه از جمله اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق و منافقین در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب می‌شود.

انتهای پیام/
Share/Save/Bookmark