کد مطلب: 8231
 
جامعه مدنی یا بازی بی قاعده
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۱۱
زاهدانه:مدیر وبلاگ حدیث نوشت :

با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری ( البته تمام سعی گروههای مختلف این است که بر خلاف نظر موکد مقام معظم رهبری ، آنرا زودتر از موعد شروع کنند !) ، دوباره حرفهایی از افرادی می شنویم که در همان نگاه اول بزرگتر از دهان مبارک شان است ... استفاده از مفاهیم به ظاهر زیبا ولی در باطن کمی سنگین ( البته برای نسل نوجان و جوان که امسال واجد شرایط شرکت در انتخابات هستند ) نقطه اتکای اینان است برای به انحراف کشیدن فضای فکری جوانان این سرزمین ... متاسفانه این روزها ، با این هجمه سنگین رسانه ای ، فضای مناسبی را نمی بینم که در آن برای جوانان این مسائل را تبیین کنند ... چگونه انتظار دارید از کوزه ای که در آن آب ریخته ایم ، عسل بیرون بیاید ؟!!!



یکی از این مفاهیم " اصطلاح جامعه مدنی " است که در دوران اصلاحات به کرات از آن استفاده می شد ... و البته در هر زمانی که بوی تشکیک در اهداف نظام از سوی به اصطلاح ، اصلاح طلبان ، به مشام می رسید نیز این مفهوم به کار برده می شد ... در این یادداشت به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت ...

جامعه مدنی مفهومی گرفتار در بازی رنگ خورده غرب :

استفاده از مفهوم " جامعه مدنی " چیز تازه ای نیست ... تقریباً اواخر قرن هفدهم بود که این مفهوم وارد دیالوگ  ساسی - اجتماعی بشر شد ... البته این مفهوم کم از سوی تفکر سکولاریسم دستخوش تغییر اتی نیز شده است  ... جان لاک در  دو رساله خود ، جامع مدنی را نقطه مقابل وضع طبیعی قرار داده است ... معلوم می شود که استفاده کنندگانی که نابخرادانه از این مفهوم استفاده ( سوء استفاده ) می کنند ، نه انسان را می شناسند و نه نیازهای او و نه ساختارهایی را که توسط انسان بوجود آمده ... نکته مهم در این تعریف جمله " نقطه مقابل وضع طبیعی " است که در ضمن یادداشت به آن توجه می شود ...

جامعه مدنی بعنوان قاعده بازی :

در فلسفه سیاسی و سیاست اجتماعی  ، جامعه مدنی یعنی اجتماعی که حقوق تک تک افراد تحت تکفل حومت به طور یکسان و البته در قالب عدالت ، مورد بررسی و رسیدگی قرار گیرد ... "جامعه مدنی ، تجلی انتظارات و خواسته‌ها و نیز منطقی کردن و قانونی نمودن و رفتارهای فردی در جامعه است "... نکته قابل توجه در اینجا ، این است که مطرح کردن بحث جامعه مدنی بیشتر در مورد قواعد بازی سیاست است نه خود بازی ... در واقع ایده جامعه مدنی همانند ایده دمکراسی ، ابزاری برای تحقق مالکیت و مشارکت مردم و حضور آنان در تصمیم‌گیری‌ها و استیفای حقوق آن‌هاست و نه یک ایدئولوژی سیاسی ...

جامعه مدنی ، تلاقی مدنیت و آینده نگری :

در واقع طبق تعریفی کلاسیک " جامعه از روابط مؤثر ، فعال ، سازمان‌یافته و دو طرفه افراد و گروه‌های اجتماعی پدید می‌آید و مدنیت از استقرار نهادهای اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی که از ویژگی پایداری ، پاسخ به نیازها و علائق و آینده‌نگری برخوردارند . مفهوم جامعه مدنی محل تلاقی این مفهوم است ... جامعه مدنی جامعه‌ای است متشکل از گروه‌های ارادی ، داوطلبانه ،مستقل و خودگردان که با هدف پیبشبرد منافع ، علائق  و سلیقه‌های افراد عضو تشکیل می‌شود ".... و البته نمود از آن را می توان در سازمانهای موجود در ساختار اجتماعی مشاهده کرد ... همین جاست که همین نهادهای مردمی و بدنه سازمانی جامعه می توانند مورد سوء استفاده قرار گیرند و در واقع به عنوان عاملی در تحریف این مفهوم باشند ...

تحلیل جالب پروفسور مولانا از جامعه مدنی :

بد نیست در اینجا به تفسیری از پروفسور مولانا در خصوص نسبت جامعه مدنی غربی با اسلامی ، دقت کنیم ... " جامعه مدنی جامعه مورد نظر غرب است و جامعه اسلامی یک جامعه منطبق با ارزش‌های اسلامی است ولی جامعه مدنی از نظر عملکرد یک پدیده غربی است و از افکار غربی‌ها تراوش کرده است... به نظر ما این طرز تفکر جامعه مدنی از غرب گرفته شده و سعی شده که با معیارهای جامعه فعلی ما مقایسه شود ... جامعه مدنی یک مفهوم غربی است و معیارهای این جامعه به هیچ وجه با جامعه اسلامی ما جور در نمی‌آید البته نمی‌توان منکر این مسأله شد که شاید شباهت‌هایی بتوان بین این دو جامعه مشاهده کرد و  برخی از ضوابط آن جامعه به جامعه ما بخورد ولی نه همه آن . (نقل از صحبت‌های پروفسور مولانا ، استاد روابط بین‌الملل ورئیس بخش مطالعات عالی ارتباطات بین‌الملل دانشگاه امریکن(واشنگتن)  در  15/2/78در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی. )

جامعه مدنی ، وضع طبیعی یا نقطه مقابل آن ؟!

جامعه مدنی در تفسیر دینی ، در واقع همان طبیت انسان است  ... همان زندگی جاری ... همان روابط و قوانین موجود فی مابین گروهها و نهادهای مختلف که بر اساس دستورات تعیین شده به سبکی به ظاهر دوستانه و البته همسو با منفعت طلبی ، در کنار همدیگر طی مسیرمی کنند در گذار از جریان تاریخی زندگی ... این که این مفهوم را در اندیشه غربی ، در نقطه مقابل طبیعت انسان و چیزی در حد یک ، درخواست حیاتی مطرح می کنند هم از برنامه های متفکران غربی است که ایجاد حق کاذب برای گوه ها و از سوی دیگر برای حکام ، فراهم می کنند و از این بادی تفرقه آلود ، به نیات خود می رسند ...

جامعه مدنی و نمودهای متعارف اسلامی آن :

در دسته بندی ارزشهای مستقر در دین که ذکر شده ،خواهیم دید که مفهوم جامعه مدنی در بطن تعالیم دینی ما نهفته است و ما مدتهاست که از این طریق در تعامل هستیم با حومت اسلامی ... پس چیزی که باعث تعجب می شود ، این است که  با شیدن این مفهوم ، دچار هیجان شده و انگار چیز تازه ای  به گوش مان رسیده :

1. آزادی : یکی از اصیل‌ترین ارزش‌های نوع بشر به شمار می‌آید . خلیفه‌الهی ، برتر از ملائکه و موجودی مختار (لا اکراه فی الدین ...) و انسان برای قانون‌گذاری هم با اجتهاد و یا در اموری که شریعت حکم خاصی ندارد آزاد است .

2. مشروعیت : مردم بر اساس معیارهای تعین شده در شریعت رهبر را انتخاب می‌کنند و با انتخاب رهبر و کارگزاران نظام ، مشروعیت فعلیت می‌یابد .

3. مشورت : ( ال عمران-59 و شوری-38 )

4. حقوق مردم در نظام : رهبری سیاسی موظف است حقوق مردم را عادلانه رعایت کند.

5. حق انتقاد :  علی (ع) : در دیده مردم صالح زشت‌ترین خوی والیان این است که بخواهند مردم آنان را  دوستدار بزرگ منشی شمارند و کار هایشان را به حساب کبر و خود خواهی بگذارند و ... .

6 . امر به معروف و نهی از منکر :  (آیات الهی و احادیث و روایات فراوان در این باره ) که در جامعه مدنی هم شرط تحقق احزاب است .

جامعه مدنی و متفکران غربی

تعریف جامعه مدنی از دیدگاه هابرماس :

قلمرویی از زندگی اجتماعی ما ، که در آن چیزی نزدیک به افکار عمومی بتواند شکل بگیرد  ودر آن دسترسی برای همه شهروندان تضمین شده است... نیرویی وحدت بخش که غیر اجباری و وفاق ساز است و شرکت‌کنندگان در آن بدون تعصب ، شنونده نظرات دیگران هستند .

تعریف جامعه مدنی از دیدگاه ادوارد شیلزر :

جامعه مدنی شامل آن بخش از جامعه است که از مرز خانواده ، قبیله و محله فراتر می‌رود ، نزدیک به دولت اما از آن جداست و موجودیت و هویتی کما بیش مستقل دارد .

تعریف جامعه مدنی از دیدگاه مایکل واترز :

جامعه مدنی ،هم به فضای حاکم بر اجتماعات آزاد و مستقل انسان‌ها اطلاق می شود و هم ناظر بر رشته روابط و شبکه های ارتباطی است که افراد به خاطر منافع ، مذهب ، فامیل و آرمان‌های خود در درون این فضا می‌آفرینند

ویژگی‌های جامعه مدنی  

1- گفتمان مسالمت آمیز :

یکی از مهمترین نمودهای جامعه مدنی دیالوگی است که در بین گروههای مختلف دینی و فلسفی برقرار می شود ... یادمان باشد در جامعه مدنی مفاهیم مستتر است که از اصول آن هستند ، مانند ، گفتمان مسالمت آمیز ... صبر و حوصله در ابراز خواسته ها ...  اهتمام حکومتها برای پاسخ شفاف به خواسته مردم و ... و البته نیز در اینجا هم اثر بخشی خواسته های عمومی مد نظر باید باشد ...

2- نقد و نقادی :

از ویژگی‌های دیگر جامعه مدنی ، رویه نقد و انتقاد است . ... البته روال نقد و نقادی در جامعه مدنی ، امری یله و رها نیست و در حاشیه رفتارها و ذهنیت قرار نمی‌گیرد . ... زیرا در جامعه مدنی همه چیز در لوای روشمندی و قانونمندی معنی می‌یابد و ...

3- واسطه گری بین مردم و حکومت :

قوام هیأت جامعه مدنی برای آن است که میان خواسته‌های مردم و خواست دولت میانجیگری و واسطه‌گری نماید . هم دولت به خواسته‌های مستقل‌گونه مردم ناظر باشد و هم حساب قوانین و حقوق همدیگر را در خلال اوامر و نواهی دولت محترم بشمارند .

مقایسه جامعه مدنی در مفهوم غربی و در مفهوم و مدل اسلامی

اصول غربی جامعه مدنی :

در اندیشه غربی و تعریف تحریف شده جامعه مدنی در غرب ، این مفهوم در واقع مدلی است که انسان در مرکز قرار می‌گیرد و خدا در آن وجود ندارد ...

اصول جامعه مدنی در دین اسلام :

1.ترجیح دادن قوانین الهی بر قوانین تصنعی بشری...

2.حکومت اسلامی باید دارای مشروعیت باشد ...طبق خواست و تایید مردم ...

3. مشورت حکام جوامع اسلامی ...

4. ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر در تمامی مراتب ساختاری حکومت اسلامی ...

نگاه احمد هوبر در خصوص جمهوری اسلامی و پایه های جامعه مدنی :

غرب این را در قرن 18کشف کرد ... در جامعه ایران مردم کم کم دارند به سمت تثبیت نهادهای مدنی پیش می‌روند . جمهوری اسلامی ایران نسبت به دیگر جوامع دارای سه مزیت است :

اول : سنت رسول خدا را دارد .

دوم : رفتار و کردار از حضرت علی(ع) را به صورت مکتوب دارد .

سوم:12 امام دارد که نظم سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی در کارهاشان ایجاد کردند . این سه ،یک منبع عظیم برای توسعه به شمار می رود .

آقای احمد هوبر : به زبانهای آلمانی ، فرانسوی ، انگلیسی و ایتالیایی مسلط است ، سنی مذهب است ، سوئیسی است از خانواده پروتستان است که تحت تأثیر انقلاب مصر و الجزایر به اسلام گروید در سال 1944به دلیل گرایش به امام خمینی(ره) از حزب سوسیال دمکرات سوئیس اخراج شد . کیهان شماره 16346 ،ص
Share/Save/Bookmark
 
{DOC_FEEDBACK_FORM}